Charmed

Charmed

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 3

ข้อมูลรุ่น

Charmed S03E02 Magic Hour 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 2 Charmed زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

bluray
เผยแพร่เมื่อ: 2025-11-17
ดาวน์โหลด: 13
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

اون قراره تو رو انتخاب کنه، مگه نه؟

تو خیلی بیشتر باهاش وقت می‌گذرونی.

تو مدت طولانی‌تری می‌شناسیش.

منظورم اینه که، اون همه وقت واسه صمیمیت داشتن، حتی قبل از اینکه من به دنیا بیام!

باشه، اون یک سالش بود و من سه سال.

ما سر چی صمیمی شدیم؟ پوشک و آب دهن؟

اونا چی‌ان؟ عینک، تا بتونیم خورشیدگرفتگی رو تماشا کنیم.

خیلی خفنن.

برای تو هم یه دونه درست کردم. ممنونم.

اوه، خوبه، اومدی خونه. هی.

پس، ما یه جورایی امیدوار بودیم که بتونی یه چیزی رو برامون حل کنی.

حتماً، هر چیزی که فکرمو از عروسی‌ها دور کنه.

چی؟ هیچی.

نه، بابا، چی شده؟

باشه، خب، ما یه جورایی کنجکاو بودیم...

کی رو می‌خواستی ساقدوشت باشه؟

اوه، خب، بذار فکر کنم.

اجازه ندارم کسی رو دعوت کنم،

یا کیک داشته باشم، یا گروه موسیقی، یا گل.

پس چی باعث میشه فکر کنید من بتونم ساقدوش داشته باشم؟

عزیزم، اونقدرام بد نیست.

اینطور نیست که من یه دختر لوس باشم که مثلاً یه عروسی رویایی بخواد.

ولی من فقط فکر می‌کردم یه سری چیزا مسلم باشن.

مثلاً دعوا کردن با کترینگ.

و جون کندن سر اینکه کی تو لیست مهمونا بمونه یا حذف بشه؟

حتی همونا رو هم، من فقط...

من فقط می‌خوام بتونم یه کم جشن بگیرم.

باشه، شاید عروسی رویاییت رو نداری،

اما مرد رویاهات رو داری.

لئو!

لئو.

متنفرم از اینکه خبر بد بدم.

نمی‌تونی حامل یه بغل گنده باشی؟

نه، بعد از چیزی که تازه فهمیدم، نه.

اونا یه جواب می‌خوان، پایپر، در مورد ما.

یا ما دیگه با هم نیستیم، یا شماها یه لایتر جدید پیدا می‌کنید.

تا فردا شب وقت داریم تصمیم بگیریم.

فردا شب؟ این دیوانگیه!

اما یه گزینه سومی هم هست.

می‌تونیم تلاش کنیم تا فردا شب انجامش بدیم.

اگه انجامش بدیم، قطعیه. اونا حتی نمی‌تونن جداش کنن.

آره، ولی اگه اونا بفهمن...

می‌تونن ما رو به هزار تیکه کوچیک تبدیل کنن.

ببخشید؟

فکر می‌کنم اصطلاحی که استفاده کرد این بود:

"خشم غیرقابل وصف، طوری که حتی نمی‌تونید تصورش رو بکنید."

ببینید، نمی‌خوام بهتون دروغ بگم. ما داریم یه ریسک بزرگ می‌کنیم.

و تا وقتی که یه جواب بگیرن، خیلی با دقت گوش می‌کنن.

پس هر حرفی در موردش، هر استفاده‌ای از کلمه "ج" ...

از اینکه پلیس جزئیات باشم متنفرم.

ولی، منظورم اینه که چطور می‌خوایم اینو ازشون پنهان کنیم؟

وقتی ما همیشه تحت نظر ماورایی‌شونیم؟

اونا همیشه دارن ما رو رصد می‌کنن.

فیبی، تو چیزی توی کتاب سایه‌ها پیدا کردی...

در مورد اینکه چطور اینو پنهان کنیم؟ نه، هیچی.

ببخشید، من هنوز رو قسمت "خشم غیرقابل وصف" گیر کردم.

منظورم اینه که، فقط عروس و داماد رو شامل میشه یا ساقدوش‌ها رو هم شامل میشه؟

فیبی. چی؟

منظورم اینه که حتماً یه دلیل واقعی باید باشه.

که این ادغام اینقدر ممنوعه.

اونا سرسختانه مخالفشن.

آره خب، قوانین برای شکسته شدن هستن.

آره، ولی جسما نه.

و قلب‌ها هم همینطور.

لئو، مطمئنی راهی هست که بتونیم این کارو بدون اینکه گیر بیفتیم انجام بدیم؟

اگه باشه، پیداش می‌کنیم.

فقط خیلی مراقب باشید.

رمزی حرف بزنید، و مخصوصاً از کلماتی مثل، خودتون می‌دونید، اجتناب کنید.

باشه. باید بری.

هر چی کمتر اینجا بمونی، احتمالاً بهتره.

و احتمالاً اون کار رو هم نباید انجام بدیم.

به زودی.

آره.

چرا اینقدر اصرار دارن که هر کدوم از ما خیلی خیلی تنها باشیم؟

کیت؟

کیت! اونو ول کن!

پیشی بدجنس!

پیشی خوب!

از من می‌ترسی؟ نه.

قصد داری شاخ دربیاری، دندون نیش دربیاری و ما رو بخوری؟

اگه برای اون کار کنی، بدتر از این کارا رو می‌کنم.

منظورت کدوم اونه؟

باشه، سلام.

نه اینکه از کل‌کل لفظی اینجا لذت نمی‌برم،

ولی یه کار دیگه هم داریم که باید یه جورایی سریع بفهمیم چیه.

پس بریم سر اصل مطلب. داریم کمک می‌کنیم یا می‌جنگیم؟

چیزی که دیدید شما رو نترسوند؟

اگه برای هر بار که یه جغد تبدیل به یه پسر خوش‌تیپ می‌شد یه دلار داشتم، الان پولدار بو...

ما بدتر از اینم دیدیم.

اگه برای کشتن ما اینجا نیستی، ظاهراً قرار ما بهت کمک کنیم.

تنها کمکی که می‌تونید بکنید اینه که اجازه بدید برم.

فکر می‌کنم کاملاً واضحه، اینطور نیست؟

که ما با دنیای جادو کاملاً آشناییم.

ما یه جورایی اینجا تو یه تیم هستیم.

ببین، آخرین چیزی که الان تو زندگیم لازم دارم، جادوی بیشتره.

فکر نمی‌کنم متوجه بشید. حق با شماست، متوجه نمی‌شم.

من وقتی اون نفرینم کرد، دیگه متوجه نشدم.

و زندگیم رو ازم گرفت.

تنها چیزی که می‌فهمم، از دست دادنه.

و تنها چیزی که می‌خوام انتقامه.

این بلا رو کی سرت آورد؟ یه جادوگر بود؟ یه ساحر؟

رئیسم بود.

اگه یه کم بهمون وقت بدین، می‌تونیم یه فکری بکنیم.

وقتی گربه‌تون منو کشوند اینجا، دیگه به اندازه کافی وقتم تلف شد.

ببینید، من فقط ۱۲ ساعت وقت دارم.

و فردا طلوع آفتاب دوباره پرواز می‌کنم.

من نمی‌تونم... نه، نمی‌تونم یه روز دیگه این چرخه رو تکرار کنم.

امشب، این ماجرا تموم میشه.

هم زندگی اون، و هم امیدوارم، نفرینی که باهاش همراهه.

فقط ۳۰ ثانیه بهمون وقت بدین، لطفاً.

همین الان شروع میشه.

باشه، اونجا یه سری از لباس‌های دوست‌پسرم هست.

چرا شما لباس نمی‌پوشید تا ما یه مشورتی بکنیم؟

خب، قطعاً اون قضیه‌ی "قربانی معصوم" رو داره.

آره، ولی ما یه جورایی سرمون شلوغه و اونم به نظر نمیاد کمکمون رو بخواد.

بودم، نجات دادم. این اولین بار نیست.

باشه، شما آماده باشید محض احتیاط اگه خواست فرار کنه.

باشه، پس ما قراره...

اوه، خب، اون رفت. حیف شد.

پایپر، ما نمی‌تونیم اینو نادیده بگیریم.

اون رو به دلیلی پیش ما آوردن.

آره، ولی باید یه راهی پیدا کنیم که "و" رو پنهان کنیم...

...قبل از اینکه بفهمن، "شلغم".

شلغم؟

یه رمز کلمه‌ست برای چیزی که نباید در موردش حرف بزنیم.

آه، شلغم. آها.

پس بیاین کارا رو تقسیم کنیم، باشه؟

باشه. من میرم سراغ کتاب سایه‌ها و سعی می‌کنم با این پر جغد غیب‌بینی کنم.

شما هم ببینید برای شلغم پایپر چی می‌تونید پیدا کنید.

شاید من اینجا بمونم و کمکت کنم.

فیبی، پایپر درست به اندازه اون بی‌گناه به کمک تو احتیاج داره.

شاید هم بیشتر.

کاملاً می‌دونم که ما باید از بی‌گناهان محافظت کنیم.

اینا قوانینی هستن که الان باهاشون زندگی می‌کنیم.

فقط مطمئن نیستم که باید به پایپر کمک کنیم اینا رو بشکنه.

اگه مجموعه باستانی ما از طلسم‌ها، جادوگری و مراسم کمکمون نکنه...

...چی باعث میشه فکر کنی مارتا استوارت می‌تونه؟

می‌دونی من چی رو نمی‌فهمم؟

اینکه چرا سر این موضوع انقدر به من سخت می‌گیری.

تو همون دختری نبودی که منو هل می‌داد تا بگم بله؟

اگه فکر می‌کردی من نباید "شلغم" داشته باشم...

...اون وقت باید خیلی وقت پیش اینو می‌گفتی.

برگردید سر جای خودتون!

سلام.

فیبی و...

پایپر. پایپر.

درسته.

دستیار دادستان ناحیه، ما باید دیگه این طوری همدیگه رو نبینیم.

بهتره حواست باشه، یه نفر ممکنه فکر کنه داره تعقیب میشه.

تو بهتره حواست باشه.

وگرنه یه دختر ممکنه فکر کنه خواهرش داره یه جمله عاشقانه‌ی واقعاً لوس می‌شنوه.

خب، چی شده که تا این سر شهر اومدی؟

من به یه سری مطالب منبع برای یه پرونده روانشناسی قانونی نیاز داشتم.

خب، معلومه که خیلی پیشرفت کردی.

آره.

بفرمایید، این اطلاعات روانشناسی قانونی که درخواست کرده بودین.

ممنون.

مشتری بعدی، لطفاً. خجالت‌زده، یه نفره.

خب، اون پسر خوش‌شانس کیه؟

یا مهم‌تر از اون، خواهر خوش‌شانس کیه؟

من. من. میمی.

دخترعمومون.

دخترعمومون میمی.

آره دیگه، میمی خانم خودمون.

عاشقشم.

خب، من دیگه باید برم.

یه جورایی برنامه دارم که اتفاقی با یه شاهد دیگه برخورد کنم.

کنار پمپ بنزین گس اَن سیپ.

بامزه. از اون بامزه‌تر میشم.

ما الان میریم.

باید بریم.

امروز یه سود کلان دیگه کردیم.

وقتی به معامله‌گرا گفتی روی ۵۴ و یک چهارم بخرن...

...یکم مردد بودن.

سی دقیقه بعد...

...همه پولدار شدن و دارن مثل یه خدا می‌پرستنت.

جادو یه مقدار از ریسکِ بازی تو بازار رو کم می‌کنه.

متاسفانه، همه ریسک‌های من اونجوری که باید، نتیجه ندادن.

تو هم شنیدی؟

اون جیغ.

بوی یأس میده. نزدیکه، داره دور می‌زنه.

اون هم مثل من آرزوی اونو داره.

خب، زمان بده.

من دنبال جادو رفتم که مجبور نباشم.

دو ماه گذشته، نفرین باید تا الان اونا رو نابود کرده باشه!

همه اینا هیچی نیست اگه نتونم چیزی رو که می‌خوام به دست بیارم.

و من اونو می‌خوام.

مرخصی.

قراره قلبتو از جات دربیارم، همونطور که تو قلب منو از جام درآوردی!

کریستوفر، تحت تاثیر قرار گرفتم.

تو این مدت که از هم جدا بودیم، تو رفتی و شجاعت پیدا کردی.

می‌خوای یه کم قرض بگیری؟ نه ممنون، دارم سعی می‌کنم کمش کنم.

باید بگم، کمی تعجب می‌کنم که تونستی انقدر نزدیک بشی.

به خودم: با مسئول امنیت حرف بزنم.

خب، یه دید پرنده به آدم یه زاویه دید متفاوتی میده.

استراتژی‌های متفاوت.

آره، نفرین.

پس بگو ببینم، دوری باعث دلبستگی بیشتر میشه؟

فکر می‌کنی کشتن من دردت رو تسکین میده؟

این کار فقط تضمین می‌کنه که نفرین تا ابد ادامه پیدا کنه.

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left