TURN: Washington's Spies

TURN: Washington's Spies

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 2

ข้อมูลรุ่น

TURN S02E03 HDTV x264-KILLERS
TURN S02E03 HDTV XviD-AFG
TURN S02E03 HDTV XviD-FUM
TURN S02E03 480p HDTV x264-mSD
TURN S02E03 720p HDTV x264-KILLERS
ความคิดเห็นโดย HessamSH
« ترجمـه از حسیـن غریبـی و حسـام » | TinyMoviez

แท็ก

HDTV
hdtv
x264
HD
XviD
480p
480
720p
720
เผยแพร่เมื่อ: 2015-04-29
ดาวน์โหลด: 45
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

آنچه گذشت

...یک چیز بسیار باارزش متعلق به سلطنت وجود داره

که درون یک مجسمه مومی پنهان شده

تو اونو پیدا و نابود میکنی

اسم من سروان جان گریو سیمکو هست

و فرمانده جدید شمام

شایعاتی شده که هوریشیو گیت و چارلز لی هردوشون نامه نوشتن تا شما رو از

فرماندهی عزل کنن

بندیکت آرنولد

شنیدم یه زمانی در خانه شما مستقر بود

من فکر میکنم که "پسران آزادی" هنوز هم ممکنه توی نیویورک فعالیت کنن

پس میخوای نقش شورشی‌ها رو بازی کنی

برای اینکه خیانت‌کارها رو پیدا کنم باید خودمو جای یکیشون جا بزنم

سرجوخه ایستن - قربان -

...چی... تو کی - ما دو ساعت پیش رسیدیم -

جناب وودهال مستقیم رفتن بخوابن

سفر طولانی‌ای از شهر یورک داشتیم

شما توی شب از مسیر ساحلی اومدید؟

من ترجیح میدادم توی "نورثپورت" بمونیم ،و فردا برگردیم

ولی پسرتون اصرار کردن که امشب به خونه برگردیم

احتمالا خیلی مشتاق بوده که درمورد دانشگاه بهم بگه

چطور بود؟

...من

نه، نه، نه چیزی نیست

فردا با خودش حرف می‌‌زنم

نیاز به محافظ ندارید، قربان؟

نه، فقط میخوام تنها قدم بزنم

یکم هوا بخورم

میخونه‌ی "دستان پادشاه" در خیابان پرل

خیابان پرل

خیلی از اعضای پسران‌آزادی قبل از اینکه

ارتش کل شهر رو بگیره اونجا تجمع می‌کردن

من دنبال اسم مردی به نام "هاندریک" رفتم

لطفا هجی‌ش کن

خب، اسم واقعیش این نبود

به هر حال، من براش یه پیام گذاشتم

...اینجا هم

سندش هست

براش پیام گذاشتی؟

و فکر می‌کنی این یه پایان موفق برای ماموریتت هست؟

پایان؟ نه، نه

...سرگرد، این تازه شروع ماه‌ها

این خیانت‌کارها به خوبی حمایت میشن

اگه اینطور نبود نمی‌تونستن توی این مدت طولانی به کارشون ادامه بدن

منظورم اینه که، تصورش رو بکنید ...برای یه جاسوس شورشی

زندگی کردن توی نیویورک چقدر سخت می‌تونه باشه

پس چرا فکر می‌کنی اصلا اونجا باشن؟

چون میدونم یه چیزی ...هست که شورشی‌ها نمی‌تونن در برابرش مقاومت کنن

خونه

،اونا توی نیویورک بدنیا اومدن اونجا رو شهر خودشون میدونن

ولی می‌تونیم اونو علیه خودشون استفاده کنیم

« تـرجمـه از حسين غريبـي و حسـام » .:: blackbeard & hossein6 ::.

بابا - !اوه، اینجاست -

شاخ‌شمشاد

صبح‌بخیر، آبراهام - صبح همگی بخیر -

صبحانه‌ت رو بخور. اینم از این

دیشب نشنیدم بیای

اوه، داشتم از خستگی می‌مردم نمی‌خواستم بیدارت کنم

خب، بگو ببینم سفر چطور بود؟

خب، خیلی خوب بود

،برای خودم یه رشته دست و پا کردم در یه زمینه‌ی مطالعاتی

"تفسیر قوانین بلکستون"

آره

آره، بابا دوباره برگشته دانشگاه، نه؟

شاید بتونیم درباره چیزایی که یادگرفتی صحبت کنیم

می‌تونم راهنماییت کنم - خب، باید خودم از پسش بر بیام، نه؟ -

یکم تخم‌مرغ بردار

!تخم‌مرغ؟ عاشقشونم

بعد اینکه یکم هوا خوردم، باشه؟

ایب

بله؟

هیچوقت بهم جواب ندادی

چی؟ - پیشنهادم برای اینکه دارایی‌هام برای تو بشه -

میشه بعدا دربارش صحبت کنیم؟

نظرم عوض شد

من درمورد نظارت بر دارایی‌هامون زیادی قدیمی‌ فکر می‌کردم

...ارتش سلطنتی توی دارایی‌هاش

خلاقیت بیشتری داره

احساس می‌کنم ممکنه

فکر میکنم الان این‌همه مسئولیت

برات زیادیه

متوجهم، آره - ممم -

پریشون به نظر میای - نه، نه، نه، نه -

چیزی که گفتی منطقیه، آره

حقیقت رو بهم بگو

حقیقت، پدر، اینه که من از بروکلین تا حالا خودمو نگه داشتم

و الان باید برم دستشویی

پس میتونیم بعدا در این مورد صحبت کنیم؟

پس پیامم رو گرفتی

زیر در میخونه‌م پیداش کردم

خوبه، دیشب برگشتم

گوش کن، خبرای خوب

ازت میخوام واسه کیلب علامت بدی

دادم - چی؟ -

دو شب پیش - واسه چی؟ -

با کیلب چکار داری؟

فکر می‌کردم مری برات محافظ گذاشته که آمار کارات رو داشته باشه

...خب من

اون... نه، نه جواب منو بده

اینو ابیگل داده

مخفیانه از فیلادلفیا فرستاده

ژنرال لی خیانتکاره

چارلز لی؟ - ممم -

همونی که یه قعله هم به اسم اونه

ابیگل حتما یه چیزی از سرگرد آندره شنیده یا خونده

...خب، این

این از چیزی که من دارم بهتره

تو اصلا چجوری چیزی داری؟

شنیدم تو و ایستن با همدیگه رفته بودید نیویورک

،خب اون فقط تا گذرگاه بروکلین باهام اومد

بعد خودش تنها رفت شهر

،یه چیزی هست که نمیگی

یه چیزی که نمیخوای بدونم

نه، نه، فقط... اینه

،این شمارش سربازها کشتی‌ها و مواضع دفاعی توی نیویورک هست

اینو بذار کنار یادداشت ابیگل - ایب -

نه، تالمج باید هر دوی اینا رو فورا بخونه

بگیرش، باید برم - ایب -

بگیرش

دارم از هیولت استفاده می‌کنم که مری چیزی نفهمه

مری فکر میکنه من توی نیویورک حقوق میخونم

همه این فکرو میکنن - چطوری از هیولت استفاده میکنی؟ -

ببین، داستانش طولانیه، خب؟

مثلا دارم دنبال شورشی‌هایی که توی نیویورک مخفی شدن می‌گردم

بهش اسم‌های اشتباه و چیزای الکی میگم

ولی برای واشنگتن اسم‌ها و رقم‌های واقعی می‌فرستم

اینطوری انجام میشه

تو... تو خودتو به عنوان یه جاسوس ، به افسر دشمن فروختی؟

آره، ولی الکیه

حقه‌ست، دارم از هیولت استفاده میکنم

..تو

واسه چی بهم نگفتی؟ - ببین، من میدونم دارم چکار میکنم -

واسه چی بهم نگفتی؟ - کِی؟ کی همدیگه رو دیدیم؟ -

ببین من وقت ندارم که تک‌تک چیزا رو بهت بگم، خب؟

هی

نباید از اون قایق می‌پریدم

نه

نه، نه، نه، تو کار درست رو کردی. اینم مدرکشه

من بخاطر تو پریدم، ایب

و بخاطر هدفمون، ولی بیشتر بخاطر تو

و بخاطر زندگی‌ای که نمیتونم داشته باشم، من به سیلا خیانت کردم

و کارمم تمیز کردن استفراغ کساییه که

دوست نداشت توی میخونه‌ای که خودش صاحبش بود بیان

اگه الان این همه مسئولیت برات زیادیه، متوجهم

می‌تونم یه راه دیگه واسه علامت دادن به کیلب پیدا کنم

راه دیگه؟

نه

نه

من به دوستامون یه قولی دادم

و میخوام سر قولم بمونم

اینو همراه پیام ابیگل میذارم

نگرانی اصلی ما باید هیولت باشه

اگه بفهمه داری دروغ میگی، میکشتت

وقتی تو میری نیویورک حواسم بهش هست

به کی، سرگرد؟

بهم پیشنهاد دوستی داد، بهش میگم قبوله

چی؟ کی این اتفاق افتاد؟

من که وقت ندارم تک‌تک چیزا رو بهت بگم

مثل اینکه کالپرِ ما سالم و سلامته

دو تا کشتی بادبان‌دار، کشتی آلارم با 32 توپ

و کشتی سیبل با 28 توپ در لنگرگاه "پک" لنگر انداختن

به همراه قایق نظامی توباگو با 18 توپ

ژنرال لی خیانتکاره

تمام نیروهای پادشاه حتی نیروهای مرزی"

"بیشتر از 3500 نفر نمیشن

این اعداد دقیق‌ان؟ - تقریبا -

بعد از اینکه تخم‌مرغش رو گم کرد باید هر چی یادم بود رو می‌نوشت

آقای سکت دارن روی ابزارهای بهتر پیام‌رسانی کار می‌کنن

تخم‌مرغ؟ - اطلاعاتش دقیق هستن، قربان -

به طرز شگفت‌آوری دقیق‌ان

لطفا به آقای کالپر بگو مشتاقانه منتظر گزارش بعدش هستم

و تاکید کن که زمان خیلی ارزشمنده

بله، قربان و اون یکی گزارش چی؟

ناواضح و غیرمشخصه

هشت کشتی توی قسمت پایینی رود شمالی لنگرانداختن

معذرت میخوام قربان، ولی این مثل روز روشنه

"ژنرال لی خیانتکاره"

و این مستقیم از ،مرکز فرماندهی دشمن میاد

از خونه‌ی رئیس اطلاعاتشون

نه، از طرف منبعی میاد که قبل از امروز چیزی ازش نشنیدم

،پیام کلا چهار تا کلمه داره ،نامفهومه

تایید نشده، و برای همین قابل اعتماد نیست

قربان، منبعش خدمتکار قبلی مامور فرستادن علامتمون در ستاکت هست

بعد از پیروزی ما در ساراتوگا

سربازهامون خیلی خوشحال هستن

الان وقت بی‌اعتبار کردن یه ژنرال نیست

اوه، آروم باش - !چقدر عصبانی -

من تمام سربازهای گشت‌ـم رو به رابرت راجرز باختم

سربازهام توی اون شبیخون قتل‌عام شدن

میدونی همراه کی داشتیم به اونجا می‌رفتیم؟

چارلز لی

باید زودتر می‌فهمیدیم، نه؟

واشنگتن باید الان اینو بفهمه

حقیقت داره صاف تو چشماش زل میزنه

و اون حتی بهش نگاه هم نمیکنه

،هر ساعتی که لی توی پایگاه ما بمونه

بیشتر این ارتش رو مسموم میکنه

،ژنرال عزیز ما شاید زیادی خونسرد باشه

نتونه حقیقت رو خوب ببینه، بعضی وقتا ،زیادی کله‌شق باشه

،ولی حداقل توی این مسئله اون اشتباه نمی‌کنه

More Farsi Persian subtitles for TURN: Washington's Spies

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left