200 บรรทัดแรก
اون پلِ هواییه، رسیدیم، همینجا منتظر بمونیم
مطمئنی؟ به نظرم که آره
حالا چیکار کنیم؟
دعا کنیم
کالبد آسمانی
توی انتخابات پیشِ رو به بنیامینو اسپانو رای بدید
نیروی آینده
سلام بابایی. سلام عشقِ بابا، سلام
دبی، سردت نیست؟ بیا این ژاکتت
بیا ژاکتت رو بگیر
بیا اینجا عزیزم
کجا داری میری؟
مارتا
بذارش زمین، خودش بهمون میگه کی
دخترا، تو صف بمونید
سانتا
همهچی روبراهه؟
اینا منو دیوونه میکنن
دبی، اومدی
میخوام با برادرزادههام آشنات کنم، از سوئیس برگشتن
خبر داشتی؟ نه
یه کم ریختوپاشیم، تمام شب رو پیاده اومدیم
پیادهرویِ شبانه رفتین؟
رزا و دوستپسرش آلفردو، اون بچه همینجاست
خوشبختم، سانتا
اینم کوچیکترهست، مارتا
کجاست؟
مارتا
ایناهاش
سلام خوشگله، چند سالته؟
نزدیکِ ۱۳ سال. واقعاً؟ اصلاً بهت نمیاد
میدونی، من با بچههای همسن و سال تو
سانتا، بیا اینجا
ببخشید
بلندگو کار نمیکنه
همین یه لحظه پیش کار میکرد. الان دیگه نه
میخواستم بهتون بگم که بعضی وقتا قطع میشه
بیاین راه بیفتیم
پدر، اگه بارون اومد میتونیم یه برزنت بکشیم؟
باشه، برزنت بکشید
یه برزنت، مریم مقدس رو بپوشونیم
آزمایش میشه، یک، دو، سه
کار میکنه
برادران و خواهران عزیز، لطفاً توجه کنید
ما مثل هر سال اینجا جمع شدیم تا ایمانمون رو تجدید کنیم
و همینطور عشقمون رو به جامعهمون
اما امسال فرق میکنه
در واقع، اسقف جورجیو هم توی مراسم ما شرکت میکنه
بهم خبر دادن که ماشینِ جناب اسقف داره میرسه
بیاین در سکوت منتظرشون بمونیم
و با همون گرمی و شادیای که
در توانِ جامعهمونه، ازشون استقبال کنیم
این یه دستوره
در رو باز کن
مارتا
بذار بیام تو
ساعت چنده؟ آروم باش، مامانت خوابه
از قبل هم زشتتر شدی
خوش اومدی. سلام
دیر کردی، منتظرتن
میدونی کجا باید بری؟
منم باهات میام
از درِ پشتی هم میتونی بری
ولی پیشنهاد میکنم از این طرف بیای که اول از همه به عیسی سلام بدی
بچهها، کیا کلیسا رو تشکیل میدن؟
پاپ و کشیشها، غیراروپاییها، امتِ خدا یا دنیای گیاهان؟
زود باش، پ
سارا، پ
پاپ و کشیشها
مطمئنی؟ جواب آخرته؟
بله، جواب آخرمه
آنا تو بهش بگو. امتِ خدا
آفرین به تو
بچهها، با انرژی بیشتر
اسم خواهر ایلعازر که با دقت به حرفهای عیسی گوش میداد چیه؟
مریم، مارتا، سابرینا یا جسیکا؟
میخوای جواب بدی، مارتای عزیزم؟
نترس، گوش کن
مریم
مارتا، سابرینا یا جسیکا؟
یالا، اسمیه که خیلی خوب میشناسیش
مارتا؟
مریم، خواهر خوبه مریمه، بهش بگو
برو بشین
اونجا که قبلاً زندگی میکردی، کلاسهای تعلیمات دینی میرفتی؟
بشین اینجا، کنار آنا که دخترِ خوبیه
اونجا چی یادت دادن؟ امتحان هم میگرفتن؟
میتونم برم دستشویی؟ نه
خب، داشتیم میگفتیم که آیین تثبیت
تایید میکنه
یعنی تایید نهاییِ ارزشهای مسیحیه
یه جور ضمانته، یه جور امنیته
بدونِ تثبیت، درهای بهشت بسته میمونن
و ازدواج هم همینطور
با یه متنِ کوتاه بهتر متوجه میشین
این رو باید حفظ کنید، این فرمولِ روحالقدسه
ناتاله، انقدر لودگی نکن
حالا دقت کنید و به چیزی که مارکو برامون میخونه گوش بدید
بخونش
"تو داری بزرگ میشی و این یه تجربهی شگفتانگیز براته
هر روز چقدر چیزهای جدید
صدات تغییر میکنه و بدنت متحول میشه
متحول میشه
متحول میشه
احساس پوچی، بی حوصلگی و افسردگی میکنی
جایگاه خودت رو توی دنیا نمیدونی
ولی ما میدونیم، کلیسا همون جوابییه که دنبالشی
کلیسا... کلیسا
حس کردنِ روحالقدس مثل زدنِ یه عینکِ آفتابیِ عالیه
که بهت اجازه میده چیزها رو یه جورِ دیگه ببینی
تو باید دنیا رو از دریچهی روحالقدس ببینی
دنیا رو ببینی
دنیا رو ببینی
سخته آدم احساس کنه تو خونهی خودشه
چند وقت سوئیس بودین؟ ده یا یازده سال؟
ده سال
بشقابهاتون رو بدید به من
درش بیار، لکهی گوجه میگیره
دست از سرم بردار
مریم مقدس، حریفش نمیشم که این لباسو دربیاره
بچهها رو که میشناسی، دوست دارن لباسهای عجیب بپوشن
غذا نمیخوره؟ تو بهش بگو، به حرف من گوش نمیده
کلماریِ شکمپر، ممنون خاله
نمیدونم خوب شده یا نه. همیشه همین رو میگی
این ماهیِ اقیانوسه، دیگه ماهیِ مدیترانه نمیخرم
چرا، تازه نیست؟ آدم هیچوقت نمیفهمه چی داره میخوره
با این همه جنازهای که تو دریاست، آدم حالش بد میشه
پسرخالهی نینو که تو نیروی دریاییه بهمون گفت
چقدر جنازه پیدا میکنن! همهشون مهاجرِ غیرقانونیان
مراکشیان
ماهیها مگه باید چی بخورن؟
همون بهتر که آدم ماهیِ اقیانوس بخره
دیگه انقدر فازِ غم نگیرین
به سلامتی
چه به لطفِ خدا باشه و چه به خاطرِ دریا
به سلامتیِ این کلماریها میزنم
به سلامتیِ خونهی جدید
منم همینطور! فقط یه قطره
چطوری درستشون کردی؟ پودر سوخاری، جعفری، سیر
مگه مامان سطلِ آشغالته؟
مامان دوست داره. آره، عالیان
خب از توی تابه بردار، ته موندهی اونو نخور
من بهش دست نزدم
بلندتر، بذار ما هم بشنویم
فوقالعادهست
باید توی کلیسا میدیدیش، معرکه بود
دبی، اون که مالِ کلیساست چطوریه؟
خوبه! بیا پیشِ بابا
مارتای ما واسه آیینِ تثبیت آمادهست؟ بله که هست
سوئیس هم که بود مدرسه یکشنبهها میرفت
اینجا تازه کلاسهای تعلیمات دینی رو شروع کرده، پدر ماریو اصرار داشت
خوب کاری کرد اصرار کرد
این هم یه راهی برای دوست پیدا کردنه
الان انجامش میدی و بعداً فراموشش میکنی
کیکِ مارتا قشنگ نیست؟ تولدت مبارک رزا
تولدت مبارک رزتای عزیز
مارتا خودش درستش کرده؟ آره، تنهایی
کی کیک میخواد؟ من
شما چطور عمو؟
نه ممنون، واقعاً سیرم
منم دیگه جا ندارم
بیاین امتحانش کنیم
خوشمزهست
نمیدونی چی رو داری از دست میدی
من فقط میخورم و میخورم، دیگه جایی واسه دسر نمیذارم
این سوتینِ منه؟ رزا، الان نه
اگه چیزی از من برمیداره، باید بهم بگه. بحث نکنید، روزِ تولدته
سوتین میخواد چیکار؟ نگاش کن! اون هنوز یه بچهست
تمومش کن
گذاشت رفت! کجا داره میره؟
انتقادپذیر نیست. فرار کردن که کاری نداره
"روحالقدس، در زمانِ سختی تو را میجویم و صدایت میزنم
خدای من، خدای من، چرا مرا واگذاشتی؟
مانند آبی که از چشمهی دریا جاری میشود
خودم را به تو میسپارم
مرا از وسوسههای دنیا رها کن
به من حکمت و خرد عطا کن
تدبیر، بردباری، دانش
رحمت و خداترسی."
روحالقدس
در زمانِ سختی تو را میجویم و صدایت میزنم
خدای من، خدای من، چرا مرا واگذاشتی؟
به من عطا کن
رحمت، خرد
تدبیر، بردباری
دانش
خداترسی
یعنی کاملاً لخته؟
آره
به اندازهی واقعی؟
آره
حتی اون پایینش؟
بچهها، شما متوجه نیستید
کالبد عیسی با مالِ ما فرق میکنه
یه بدنِ روحانیه، آسمانی، مقدس
میتونم برم دستشویی؟
جازمین، مخصوصاً تو، به حرفم گوش کن
این یه صلیبِ تمثیلیه
یعنی تمامِ پیکرهی عیسی رو میبینید
کی میارنش؟ روزِ آیین تثبیت
No comments yet. Be the first to leave one.