200 บรรทัดแรก
...آنچه گذشت در فلش
چه بلایی داره سرم میاد؟
من تنها کسی نیستم که تحت تاثیر قرار گرفتم، درسته؟
،ما دنبال بقیه فراانسان ها بودیم
.مثل خودت
.نترس، سیسکو
.تو هم تحت تاثیر قرار گرفتی
.یه روزی تو با ازدواج با من موافقت کردی
.آره، موافقت کردم
حالا میگی چیکار کنیم؟
.هریسون ولز فلش مخالفه
!تو مادرم رو کشتی
چرا؟
،ما باهم دشمنیم، رقیبیم، مقابل همدیگه هستیم
.مخالف همدیگه هستیم
.فقط به پلیس بگو چیکار کردی
!پدرم رو از زندان بیار بیرون
.تو میتونی برگردی و مادرت رو نجات بدی
،یک کرم چاله یک دروازه رو
.در زمان ایجاد میکنه
!من همیشه پیروز میشم، فلش
!ادی
،ادی جد اونه، اگه ادی بمیره
.اون هرگز متولد نمیشه
.اون داره از هستی پاک میشه
،تکینی متوقف نمیشه
.حتی بعد از نابود شدن زمین
.باید در حرکتش اختلال ایجاد کنیم
!نمیشه اونو متوقف کرد
.باید تلاشمو بکنم
!اون داره برمیگرده - !آره، برمیگرده که بمیره -
!قسم میخورم که یه روز بکشمت
بازم دیر کردم، مگه نه؟
.درست به موقع
دو نفر رو توی یه روز گرفتی؟
!بازی دو نفره ابرقهرمانانه، عزیزم
.تنهایی انجامش ندادم - .تو هیچوقت تنها نیستی، بری -
.تو هم هیچوقت تنها نیستی، خانم ریموند
ممنون که وقتی من داخلت بودم
.اون کارو انجام ندادی
،فقط یه بار اون اتفاق افتاد .دیگه بیخیالش شو
.اسنارت و روری
.دیگه باید یه پلیس مثل من رو بذارین کنار
.فقط میخوام کمک کنم
.کار تو از کمک کردن خیلی بیشتره، بری
.تو به مردم این شهر امید میدی
.تو قهرمانی، بری
.به همگی تبریک میگم
.یک پیروزی تماشایی
.یک پیشرفت بزرگ
آقای آلن، به نظرم دیگه چیزی .باقی نمونده که بهت یاد بدم
...به نظرم
.تو آماده ای که خودت همه کارا رو انجام بدی
،اسم من بری آلنه
.و من سریعترین آدم دنیا هستم
وقتی بچه بودم، دیدم مادرم توسط
.یه چیز غیرممکن کشته شد
.پدرم به خاطر قتلش رفت زندان
،بعدش یه تصادف منو غیرممکن کرد
.و من تبدیل به فلش شدم
من از قدرتم استفاده کردم تا مردی رو
.که مادرم رو کشت رو پیدا کنم
فکر میکردم بالاخره عدالت رو ،واسه خانوادم بر قرار میکنم
.ولی نتونستم
.الان از تکینی شش ماه گذشته
.الان دیگه خودم تنهام .به این نتیجه رسیدم که اینجوری بهتره
کسانی که دوستشون دارم .رو در امان نگه میدارم
.الان فقط یک کار هست که میتونم انجام بدم
.میدوم
اوضاع چطوره؟
.خوبه
تو چطوری؟
.خوبم
.خب، قربانی اسمش آل روتشتاینـه
.اون اینجا تو بخش تاسیسات اتمی یه جوشکاره
.همکارش اونو امروز صبح پیدا کرده
خب، تو چی بدست آوردی؟
،پتشی تو صورتش و سفیدی چشمش
...و کبودی دور گردنش
.پس اون خفه شده
.توسط یه نفر که خیلی قوی و بزرگ بوده
یا یه چیزی؟
.کار گراد نبوده
.خدا رو شکر
،ببین
وقتی چیزای بیشتری دستگیرم شد
.بهت خبر میدم
.خب، واسه کارای مربوط به روز فلش
.امیدوارم که بخوای خودتو نشون بدی
.هنوز تصمیم نگرفتم
بری، شنیدم شهردار میخواد
.کلید شهر رو بهت بده کلید شهر جایزه ای هست که به نشانه لیاقت اهدا میشود
.من به جایزه احتیاجی ندارم
.تو عاشق جایزه گرفتن هستی
مثل تمام اون جوایز علمی .که توی دبیرستان گرفتی
.لیاقت اونا رو داشتم
هرچی پیدا کردم بهت خبر میدم، باشه؟
.باشه
.امروز روز فلش هست
یک گردهمایی مخصوص در مرکز شهر
.به افتخار مردی که سنترال سیتی رو نجات داد
الان شش ماه میگذره از زمانی که فلش سنترال سیتی رو
از سیاهچالهی عجیبی که در .آسمان به وجود اومد، نجات داد
جو، کارمون توی قتل در تاسیسات اتمی به کجا رسید؟
،بری هنوز داره مدارک رو آنالیز میکنه
.ولی قطعا یه چیز عجیبی بوده
آره، به همین خاطره که بهت اجازه دادم
.نیروی ویژه ی ضد فرا انسان ها رو داشته باشی
حالا که صحبتش شد، مشاور علمیت کجاست؟
!اژدها وارد میشود
.خواستم فضا عوض شه... قربان
اینا دیگه چیه، آقای رامون؟ - اینا رو میگی؟ -
.یه چیز کوچیک که دارم روش کار میکنم
دارم واسه جو و نیروی ویژه
درستش میکنم که بتونن .فرا انسان ها رو شکست بدن
.فکر کنم میخوام اسمش رو بزارم بوت
.اینم از رسید
.کاپیتان، یه چیز دیگه
.بهت نشان نمیدیم، آقای رامون
اون واقعا واسه نشان دادن خسیسه، مگه نه؟
.آره، پلیسا از این لحاظ بامزه ان
پس واقعا فکر میکنی میتونی اینو راه بندازی؟
کاری نکنی که بدون شلوار .وسط خیابونا گرفتار بشم
،آره، وقتی که بوت رو کامل کردم
پلیس تمام چیزی که واسه شکست دادن .فرا انسان ها میخواد رو خواهد داشت
خصوصا الان که بری تصمیم گرفته تنهایی
.با جنایت کارا بجنگه
میدونم، باهاش صحبت نکردی؟
راستش نه، حتی از وقتی کیتلین شروع کرده که
.واسه مرکوری لبز کار کنه خبری ازش ندارم
.سلام سیسکو، سلام بابا - .سلام، عزیزم -
خواستم ببینم با بری درمورد گردهمایی حرف زدین؟
.همین الان حرفش بود
متاسفم، ولی باورم نمیشه که میخوان
.کلید شهر رو به فلش بدن
،گرچه از لحاظ فنی ،به عنوان اعضای تیم فلش
.باید به هممون کلید بدن
.خب، بری رو میشناسی دیگه
هرچی ما بیشتر تلاش کنیم که ،اونو واسه انجام کاری متقاعد کنیم
.اون کمتر به انجام اون کار علاقه پیدا میکنه
.آره، ولی اون باید بیاد
.یه نفر باید متقاعدش کنه
.شاید بهترین دوستش باید اینکارو بکنه
.جو، باور کن، من تلاشمو کردم
.منظورم اون بود
.خداحافظ، عزیزم
.خداحافظ - .خیلی خب -
میدونی، اگه یه وقت تصمیم گرفتی
،که دیگه فلش نباشی
.آینده خوبی توی پیمان کاری داری
.ممنون
آره، میخوام همه چی رو دقیقا برگردونم
...به جایی که قبل از اینکه
.میدونی که
به نظر میاد شب ها خیلی چیزا
.بازسازی میشن
.مخفیانه
.تو فکرش بودم که یه مقاله درموردش بنویسم
.ابنکارو نکن، خواهشا
.ببین، مردم داستان ها رو شنیدن
.مقاله ها رو خوندن
حتی شاید دیده باشن که .یه خط قرمز از کنارشون عبور کرده باشه
.ولی هیچوقت فلش رو ندیدن، بری
پس واسه همین اومدی اینجا؟
اومدی منو راضی کنی که به گردهمایی بیام؟
.چون من... من نمیام
مردم فقط میخوان از مردی که .سنترال سیتی رو نجات داد تشکر کنن
،خب، نمیتونن ازش تشکر کنن .چون من اینکارو نکردم
،خودت باید اینو بدونی .بهتر از هرکسی دیگه ای
.سنترال سیتی به فلش باور داره
.همینطور من
!هوشمندانه ست
اون با حرکت در گوشه های تکینه
!واردش شده
.بری، داره ثابت میشه
!به کارت ادامه بده
.نمیدونم چقدر دیگه بتونم ادامه بدم
سیسکو! حالا چی؟
باید افق رویداد های داخلی .و بیرونی رو باهم ادغام کنیم
چطور باید اینکارو کنیم؟
.باید توی چشمش از هم جدا شیم
.مقدار انرژی اون درز باید کار رو انجام بده
.این تنها امیدمونه، رونالد
.رانی، نه! اینکار خیلی خطرناکه
اگه نتونید از داخل فشار فرار کنید چی؟
.کیت، باید تلاشمونو بکنیم
...رانی... پروفسور
!نه
...رونالد... رونالد
.خیلی متاسفم
باید انتظار دردسر داشته باشیم؟
.پلیسا همیشه انتظار دردسر دارن
توی این شهر، من انتظار .شیاطین پرنده رو دارم
.انتظار زیادیه
.چه عجب
!صبح بخیر، سنترال سیتی
.یک سال قبل، دنیامون تغییر کرد
...شهرمون تبدیل به منطقه ای واسه
.یه سری چیزای عجیب غریب شد
:ما گونه جدیدی از جنایتکاران داشتیم
No comments yet. Be the first to leave one.