Don't Say Good Luck

Don't Say Good Luck

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi/persian

ข้อมูลรุ่น

Dont Say Good Luck 2026 1080p WEB H264-CUPCAKES persian
ความคิดเห็นโดย shine021
نگو خوش‌شانسی

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2026-08-14
ดาวน์โหลด: 17
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi/persian

169 บรรทัดแรก

زيرنويس از مهدي shine021

عالیه.

سلام، رفیق.

صبح بخیر.

صبح بخیر.

آره! اوه!

آخ! آخ! اه، احمق!

-سوفی؟ -خوبی؟

خوبم!

اوه! نه.

از آهنگی که برای آزمون انتخاب کردی راضی‌ای؟

آره، تا وقتی که موقع تمرین خودم رو سوزوندم.

آخی. یعنی داری خودت رو غرقش می‌کنی. خوبه.

فقط شاید بهتره هم‌زمان هم آواز نخونی هم موهات رو فر نکنی.

-باشه. -خوبه، قشنگه.

-واقعاً؟ -هوم... یه‌جورایی.

باشه.

اه. مالوری نقش جنا رو می‌گیره. همه اینو می‌دونن.

و جنا هم...

پیشخدمت اصلی توی پیشخدمت ه. مثل اینه که توی آنی نقش آنی رو بازی کنی.

اوه.

شاید نقش دان نصیبم بشه. اون دوست بامزه‌ست.

فقط می‌خوام خوب باشم.

عزیزم، حتماً خوب می‌شی.

چرا بابا بهم زنگ می‌زنه؟

-نمی‌دونم. -الو؟

لطفاً این کارو نکن... برادرت رو لیس نزن.

-اه. اشتباهی زنگ زده. -ایتن...

-اون کاره رو انجام بدیم؟ -برادرت داره زمین رو لیس می‌زنه.

این مشکل هر دوی شماست.

خیلی... خیلی کثیفه.

سوفی، واقعاً ممنونم که اون خالکوبی‌های پروانه‌ای رو بهم نشون دادی

که از گردنت تا پایین کمرت ادامه دارن.

حرف ندارن.

آره. ممنون که اجازه دادی این کارو بکنم

و گفتی به بابا چیزی نگم.

آره، معلومه، چون همه‌مون می‌دونیم

که پدرت به حقوق زنان اعتقادی نداره.

-هوم. -برو یه سبزی رو لیس بزن.

-صدای ما رو نمی‌شنوه. -نه، دیوونه‌وار بود.

تد! گوشیت!

بازم؟

-آره! -نمی‌تونم.

می‌شه یه چیزی بخورم؟

یه چیزی بخوری؟ همین الان صبحونه خوردی.

-آهان، راست می‌گی. -نه، ولی جدی می‌گی؟

راستی، دندون‌هات رو مسواک زدی؟

-نه. -من دندون‌های خودم و ایتن رو مسواک زدم.

-روی زبونش لکه‌های سفید بود. -روی زبون تو هم هست.

اِ... برادرات همهٔ نون‌حلقه‌ای‌ها و تخم‌مرغ‌ها رو خوردن.

ولی برات یه موز آوردم. می‌دونم، موز که نون‌حلقه‌ای نیست.

-موز عالیه، بابا. -ممنون.

کی می‌خواد برسونمش؟

-بجنبید، پسرا. -من می‌خوام برسوننم.

-بعداً میام دنبالت. -باشه.

بچه‌های خوبی می‌شیم.

-باشه؟ -آره.

-دوستت دارم. -منم دوستت دارم.

-نمی‌خوام توی ترافیک گیر کنیم. -با برادرت خوب باش. کاری به کارش نداشته باش.

تو زیبا و بااستعدادی.

-اوه، خدایا. -و آماده‌ای.

ممنون.

-کارولین منتظره. باید برم. -آره.

قول می‌دم به‌زودی رانندگی یادت بدم.

می‌تونم بگم «موفق باشی»؟

فقط بگو «پات بشکنه».

ولی اگه پات بشکنه، خیلی ناراحت می‌شم.

از سرت می‌افته.

-دوستت دارم. -منم دوستت دارم.

-خداحافظ. -خداحافظ.

-اوه. -چی؟

کلاه آوردی؟ می‌تونی با کلاه تست بدی.

به همه می‌گم این جای گازه، تو هم باید تأییدش کنی.

-روی صورتت؟ -آره.

اوه، خفه شو. فقط برون.

بابا، این که...

-صبح‌به‌خیر، فرانک. -صبح‌به‌خیر، رئیس.

-سلام بچه‌ها، صبح‌به‌خیر. -سلام.

-صبح‌به‌خیر. -ممنون.

-لنی، رول کِیل چطور پیش می‌ره؟ -دارن آماده می‌شن، دارن آماده می‌شن.

باید روی نون‌حلقه‌ای باشن.

تو اینو نمی‌فهمی، باشه؟ مردم غذای سالم می‌خوان.

فهمیدی؟ می‌خوان رول بخورن و بازم گرسنه بمونن.

ولی روی نون‌حلقه‌ای خوشمزه‌تره.

هنوز نون‌حلقه‌ای داریم. یه گزینه‌ست، لنی.

اوه، راستی، باید زودتر برم. لیزی رو یه جایی می‌برم، باشه؟

اوه، خوش‌گذرونیِ بعدازظهر؟

هوم!

هوم. اه!

فقط مطمئن شو فصل شش رو تموم می‌کنی

که برای بحث روز چهارشنبه آماده باشی، باشه؟

خب، همین بود. یادتون نره هفتهٔ بعد کوئیز داریم.

خوبه و کوتاهه. آ!

آماده‌ایم.

بدنتون رو تکون بدین، تکون بدین.

یه دُروم‌رول برامون بزنین.

بیاین به اتاق خوش‌آمد بگیم

به معلم محبوبتون که کنار منه،

کارگردان این اجرا،

خانم پارکر!

ممنون!

خیلی ممنونم، آقای استوارت.

خب بچه‌ها، بزن بریم!

جلوی همه آواز خوندن خیلی ترسناکه.

باید همه رو در حالی تصور کنی که لباس زیر پوشیدن.

البته این کارو نکن.

-شاید به‌جز جک. -بس کن.

ممنون، تریستا!

-آره! -واقعاً معلوم بود داری خوش می‌گذرونی.

ممنون، خانم پارکر.

مالوری؟

-بترکون، مالوری. -سوفیِ دوست‌داشتنی!

سلام.

خب.

-چهل‌وسه. -برو، مال!

-از پسش برمیای، مال! -برو!

هووو!

فکر می‌کنی وقتی جنا رو به دست بیاره، چه ارگاسم خفنی می‌کنه؟

بس کن. نامردی نکن.

نامردی نمی‌کنم! ارگاسم خفن خیلی حال می‌ده.

خب، برای نقش جنا می‌خوام هانا ویلیامز و مالوری سینکلر رو دوباره دعوت کنم.

حتماً.

-برای دکتر پوماتر، جک دیویس و تی‌جی اورت. -آره!

آره، تی‌جی!

برای داون، ربکا لوئیس و سوفی بیرنبام.

برای بکی...

دکتر لمبرت، لطفاً به بخش تصویربرداری.

دکتر لمبرت به بخش تصویربرداری.

خوبه که شوهرت باهات اومده.

اوه. آره.

من هنوز به شوهر خودم نگفتم.

اوم...

می‌خوای اول روی شوهر من تمرین کنی؟

الیزابت بیرنبام؟

دکتر وان، لطفاً بیاید...

دکتر وان...

موفق باشی.

مرسی.

الیزابت. تد.

جنا، نقش اصلی ما.

پیشخدمتی در رستورانی در شهری کوچیک

و شیرینی‌پزی فوق‌العاده در پخت پای.

مادر جنا قبل از مرگش، پخت‌وپز رو به اون یاد داد.

و حالا خود جنا هم بارداره،

اما با پدر بچه رابطه‌ی خوبی نداره.

-می‌رم دستشویی. -از استرس جیشت گرفته؟

همیشه.

-سلام بابا. -یا خدا.

اَه. می‌شه لطفاً دیگه با جیبت بهم زنگ نزنی؟

- کی بهشون بگیم؟ -نمی‌دونم.

باورم نمی‌شه. من فقط... باورم نمی‌شه.

- می‌دونم. -نمی‌تونم...

می‌دونم.

چه جیش طولانی‌ای بود. مطمئنی فقط جیش بود؟

-می‌شه لطفاً منو ببری خونه؟ -الان؟ هنوز نرفتیم بالا.

-اشکالی نداره، خودم پیاده می‌رم. -باید رانندگی یاد بگیری.

الان رانندگی بزرگ‌ترین دغدغهٔ پدر و مادرم نیست.

برو، تی‌جی!

خیلی ممنون، تی‌جی.

سوف، چی شده؟

سوفی بیرنبام؟

سوفی.

یه لحظه.

تو استیج دور منور این روش تنفس رو یادمون دادن. آماده‌ای؟

دم، دو، سه.

حبس کن، دو، سه، چهار.

دو، سه، چهار.

از پسش برمیای.

همینه.

More Farsi/persian subtitles for Don't Say Good Luck

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left