The 100

The 100

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

The 100 S01E12 720p HDTV X264-DIMENSION
The 100 S01E12 HDTV x264-KILLERS
The 100 S01E12 480p HDTV x264-Micromkv
The 100 S01E12 We Are Grounders (Part 1) 480p HDTV x264-mSD
ความคิดเห็นโดย zirkhaki
IMDB-DL زیرخاکی تقدیم می‌کند: کاری از تیم ترجمه

แท็ก

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
480p
480
mkv
เผยแพร่เมื่อ: 2014-06-05
ดาวน์โหลด: 54
ผู้พิการทางการได้ยิน: Yes

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

...آنچه در "100" گذشت

.بلامی، این کار رو نکن

.نکن - .نه -

.حقشه که بمیره - .نه -

.من تصمیم نمی‌گیریم که کی زنده بمونه یا بمیره

...سفینه‌ي اگزودس هنوز

.به تمام سیستم‌های اصلی ما متصله

...اگر پرتاب بشه، آرک دچار نقص میشه

.و هر کس اینجا مونده باشه، می‌میره

!پرتاب

شما جنگی رو شروع کردید که .نمی‌دونید چطور تمومش کنید

اصلاً به فکرت هم نمی‌رسه .مردمِ تو چیکار کردن

.باید جلوی حمله رو بگیریم

.جلوی هیچی رو نگرفتین

.کلارک، بیا

...کلارک

.پسره رو ببرین بیرون و بکُشین

!نه. نه. نه! نه

.تمام شبیه‌سازها اجرا شدن

.تمام اصلاحات سیستمی صورت گرفته

حقیقتِ ساده و تلخ اینه که ...طی 51 ساعت

...زندگی در آرک

.دیگه ممکن نخواهد بود

...تصمیم گرفتم بوسیله‌ی یک حقیقتِ قابل توجه

.بهتون دلداری بدم

...‏‏‏100 نفر بازمانده

...ثابت کردند که بیشتر از

.اونچه تصور می‌کردیم، مقاوم هستند...

،میراثِ ما ادامه پیدا می‌کنه

...و به همین سبب

...من نه تنها خدا رو شکر می‌کنم

.بلکه افتخار هم می‌کنم

حالا به اعضاء بخش‌های خودمون بگیم چیکار کنن؟

ما چیکار کنیم؟

.به درونتون نگاه کنید

.به دنبال آرامش درونی باشید

...در حال حاضر

...تمام منابع موجود رو

.برای شهروندانی که در آرک زنده موندن می‌فرستم

.دیگه جیره‌بندی نداریم

.چیزی که داریم به همه‌ي ما تعلق داره

حالِت خوبه، اَبی؟

.بله

.یه مریض دارم

.توی انفجار بمب آسیب دیده بود .باید برم

...قربان، آیا هدر دادن جیره‌ها کار منطقی‌ای هستش

وقتی که هنوز کاملاً مطمئن نیستیم؟

.ولی مطمئنیم

.خب، من نمی‌تونم هیچ کاری نکنم

.باید یک راه حل پیدا کنم

...هی، می‌دونم پذیرفتنش سخته

...ولی اگه بخوای بقیه‌ی وقتی که داری رو

...صرف اجرای مجدد شبیه‌سازها بکنی

.می‌تونی بری سراغشون

...من بهرحال، وقتم رو صرف

خانواده و یک شیشه .ویسکی اسکاچ 97 ساله می‌کنم

.بجنبید. این چاله‌ها که خودشون ساخته نمیشن

.امیدوارم این مین‌های زمینی جواب بده

...می‌تونستیم با تمام باروتی که داریم

.به هدر میدیم، نارنجک بسازیم...

می‌خوای بیای و یکیش رو امتحان کنی؟

.بامزه بود. باید این منطقه تا صبح مین‌گذاری بشه

.بعد بخش جنوبی رو تموم کن

...هی

،بهت گفتم که صبح میریم دنبال فین .کلارک و مانتی

و منم بهت گفتم، کسی .نباید اردوگاه رو ترک کنه

.دارم باهات حرف می‌زنم

.نباید همینطوری مردمت رو رها کنی

،می‌خوای اونا رو رهبری کنی .ثابت کن که بهشون اهمیت میدی

واو! اون دیگه چه کوفتی بود؟

...هی

تو چه مرگت شده؟

.متاسفم، خوابم برد

.تمام روز داشتم نگهبانی میدادم

.همه‌ی ما کل روز نگهبانی می‌دادیم

.اون گلوله یعنی یک زمینی کمتر کشته میشه

.بل"، داری همه رو می‌ترسونی"

.باید بترسن

،بمبی که روی پل منفجر شد ...کمی برای ما فرصت ایجاد کرد

.ولی این فرصت تموم شده

،زمینی‌ها همین حالا اون بیرون هستن

...منتظرن تا یکی‌یکی بریم بیرون

.و اونا ما رو بگیرن

،کلارک، فین و مانتی رفتن ...شاید هم مُرده باشن

،و اگه شما می‌خواین بعدیش باشین ...نمی‌تونم جلوتون رو بگیرم

!ولی هیچ اسلحه‌ای از این اردوگاه بیرون نمیره

این اردوگاه تنها چیزیه که .ما رو زنده نگه می‌داره

.برگردین سر کارهاتون

.جناح چپتون آسیب‌پذیره

...کماندار‌هام روی درخت‌ها هستن

.و دستور دارن که دشمنانمون رو بکشن

تو که دشمن نیستی، درسته "تریستان"؟

پس این کسیه که به شما آسیب می‌رسوند؟

تو کی هستی؟

.کسی هستم که برای کشتن مردم تو فرستاده شدم

فرمانده، تو رو فرستاد؟

.واحدِ تو دیگه مال منه

.کماندوهای من گرسنه هستن

.اونا کنار رودخونه هستن .براشون غذا ببرید

.با طلوع خورشید به اردوگاه اونا حمله می‌کنیم

کاری که تو نتونستی انجام بدی رو ...من سریع تموم می‌کنم

.با این یکی شروع می‌کنم

.آنیا" اونجا رو ببین"

.علامت با آتش

.{درنده‌ها {"ریپر"ها

.به دیدبان‌ها بفهومن که علامت رو دیدیم

سریع‌ترین سوارکارم رو می‌فرستم .تا به فرمانده خبر بده

.نه. وقت نداریم

.زندانی رو بکش. برو به طرف رودخونه

پسره مُرده؟

خوبه، دختره رو هم بکش .و خودت رو به ما برسون

تو هم فکر نمی‌کنی که من باید دنبالشون برم، ها؟

اگه تو اون بیرون بودی، فکر می‌کنی ...مانتی، کلارک

و فین پشت این دیوارها مخفی می‌شدن؟

.نه. دنبالم میومدن .بعد اونا هم می‌مُردن

کاری رو می‌کنم که به نظرم .برای گروه مناسب‌تره

جالبه وقتی اکتاویا بیرون بود .اینطوری فکر نمی‌کردی

کجا میری؟

باید باروت بیشتری .برای میدان مین جور کنم...قربان

.آب...خواهش می‌کنم

.الان برات میارم

.آب

این واسه اینه که طنابی به گردنم انداختی .که باهاش می‌خواستن اعدامم کنن

.از طرف من به "کالین" سلام برسون

...دیگه نفس نمی‌کشید. داشتم

.سعی داشتم بهش کمک کنم

.مورفی، اسلحه رو کنار بذار

.سعی کرده بود من رو بکشه

.هی، حرکت نکن

.باشه. باشه

.چیزی نشده

.نه، شده

،می‌دونی اگه به بلامی بگی .با من چیکار می‌کنه

چی رو به بلامی بگه؟

.بی‌سیم رو به من بده، جاسپر

.مورفی یک اسلحه داره .اون "مایلس" رو کشت

مورفی، چه غلطی داری می‌کنی؟

!مورفی! مورفی

.در لعنتی رو باز کن

.اگه قهرمان‌بازی در بیاری، جاسپر می‌میره

.فین

.اُه، خدای من. اُه، خدای من

...چطور چنین چیزی ممکنه

.لینکلن، جون من رو نجات داد

.برای این کار، یکی از افراد خودشون رو کشت

علامت با آتش؟

کار تو بود؟

.باید حواسشون پرت می‌شد

.به نظرم جواب داد

.ولی خیلی خوب پیش نمیره

یعنی چی؟

.یعنی آنیا می‌دونه که کلارک نمُرده

.باید عجله کنیم

.بهتره امیدوار باشیم که دنبال اسب برن

هی، حالا چیکار کنیم؟

.حالا فرار می‌کنیم

.بجنبید. همین نزدیکی هستش

چی؟

.جایی که نمی‌تونن دنبالمون کنن

صبر کن. این به کجا میره؟

.همه جا. یه تونل به سمت اردوگاه شما میره

،اگه اون رو پیدا کنیم .قبل از تریستان به اونجا می‌رسیم

!برو! برو

!لینکلن

.آنیا، نه

...می‌دونیم که به کجا میرن

.اگه قبلش توی معدن کشته نشن

.راه بیفت، بیا

.اَبی، فشار خون تا حد 96 روی 55 پایین اومده

.نباید کمرش رو جراحی می‌کردیم

.این تنها راه نجاتش بود

نجاتش از چی؟

.در دو روز آینده می‌میره. همه می‌میریم

.ضربان قلبش قطع شد

.یک آمپول آدرنالین دیگه آماده کن .رو شروع کن (CPR) احیاء قلبی-ریوی

.زود باش

.دیگه نمی‌تونیم بهش آدرنالین تزریق کنیم، اَبی

جیره‌بندی تموم شده. حالا .اون آدرنالین لعنتی رو بیار

.دیگه آدرنالین نداریم .تموم شده

.بجنب، زود باش. نفس بکش

.باید بذاری بره

.شکست خوردم. شکست خوردم

.تمام تلاشت رو کردی

.همیشه همین کار رو می‌کنی

.واسه همیشه از من متنفر میشه

اون من رو واسه مرگ .پدرش مقصر می‌دونست

...هیچوقت نمی‌تونم اون رو درستش کنم

.حتی نتونستم بغلش کنم

.دیگه نمی‌تونم ازش مراقبت کنم

.اَبی، کلارک ازت متنفر نیست

...فقط

...فقط اراده‌ی قوی‌ای داره

.مثل مادرش

.از تو به ارث برده

،اینطوری ازش مراقبت می‌کنی

.همین باعث شده روی زمین زنده بمونه

.ممنونم، جکسون

.حالا از اینجا برو. برو

.شنیدم مورفی، جاسپر رو حبس کرده

آره. 6 تا چاله‌ی مین کامل شد؟

More Farsi Persian subtitles for The 100

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left