200 บรรทัดแรก
سرويس مخفي فکر ميکنه مسئوليتش با منه
همه اين مسائل تقصير منه
آنجلا" بايد اعتراف کنه"
اقرار کن که اشتباه کردي - اما نکردم -
تو اونو کُشتي
نه ، خون "انجلا" به گردن توئه
فهميدي کيه ؟
اسمش "کارلايل"ـه ـهFBI مامور
گاهي اوقات واسه اهداف خوب بايد کارهاي بد کني
امروز حالش چطوره ؟ - شيمي درماني داره به همسرتون فشار مياره -
اما بعد اينکه به ملاقاتش مياين يکم آرومتر به نظر ميرسه
همه چيز مثل قبل ميشه
تو بدن همه يه تراشه مکانياب قرار ميدي
اينو يه قلاده نامرئي درنظر بگير
هر چيزي هم که بگه انجام بدي بازم ما رو ميکُشه
چطور از بيمارستان بيرون رفتي؟ مگه مواظبت نبودن؟
يواشکي رفتم کاري کردم فکر کنن دارم جراحي ميکنم
ميتوني دوباره اينکار رو کني ؟
آره فکر کنم ، چرا ؟
ما فرار ميکنيم - فرار کردن به اين سادگيا هم نيست -
من مثل طعمه عمل ميکنم - نه ، من تو رو ولت نميکنم -
خطرناکه ، فراموشش کن اين کار رو نميکُنم
ميدوني که دوست دارم ، آره ؟
البته
من با يکي ديگه رابطه داشتم - چي ؟ -
واسه اين کار آمادهاي ؟
واسه فکر کردن زمان ميخوام
وقت نداريم - اگه نقشه عملي نشه چي ؟ -
چارهي ديگهاي هم داريم ؟
دربارش فکر کن اونا انتظار چنين چيزي رو ندارن
چهارتاشون تو خونه هستن
نميتونن واسه دو هفته مواظب ما باشن
دارن با زندگي ما آشنا ميشن
هر چي بيشتر صبر کنيم فرار کردن سختتر ميشه
بايد همين الان عمل کنيم بايد فرار کنيم
نزار روحيهت رو خراب کنه - روحيهم خراب نيست -
فقط دارم خطرات رو حساب ميکنم
حساب کردن خطرات کمکي به ما نميکنه
... واسه عملي کردن اين نقشه فقط کافيه
مثل ديروز از بيمارستان بزني بيرون
تو چي ؟ - من جوري عمل ميکنم که انگار همه چيز معموليه -
وقتي داري فرار ميکني توجهشون رو جلب ميکنم
و وقتي در خطر نبودي منم فرار ميکنم
چطور؟ چطور ميخواي فرار کني؟
ببين ، نگران من نباش ، باشه ؟ من به شما ملحق ميشم
اما واسه اينکه نقشه جواب بده يکي بايد حواسشون رو پرت کنه
... اونا من رو ميخوان ، من بايد - نه ، اين کار منه -
ميدونم چرا داري اين کار رو ميکني
من به خاطر رابطه نامشروعم اين کار رو نميکنم اون رابطه بي معني بود
نميخوام الان دربارش صحبت کنم
اين کار رو ميکنم چون خانوادم رو دوست دارم
چون تو رو دوست دارم
خونه بهتر از اين گيرتون نمياد
5خوابه ، 4 تا حمام فضاي اطراف باز ، نوسازي شده
آشپزخانه جديد
"و نزديک به مدارس "يورک تاون
عاشق اون درختاي پُشت شدم
يکم گرونه ، مخصوصا با اين وضع بازار
فقط حيات پُشتي بالاي يک جريب وسعت داره
کاملاً شخصي و محله امن
چطوره يه لحظه تنهاتون بزارم ؟
... اين همون خونهايه که وقتي توي اون
قوطي کبريت زندگي ميکرديم آرزوش رو داشتيم
دلم واسه منظره اون آشغالدوني بزرگ سبز تنگ ميشه
بينقصه
نميتوني خودت و "جيک" رو وقتي دارين توپ فوتبال ميندازين اينجا تصور کني ؟
اسمش "چوگان"ـه ، باشه ؟ اون بايد "چوگان" بازي کنه
بزار يه قيمتي پيشنهاد بديم
باشه ، اما ديگه لبخند نزن
چرا ؟
چون با اين وضع نميشه چونه زد
باشه ، اما نميخوام اينجا رو از دست بدم
نميدم ، قول ميدم
چي کار ميکُني ؟
کيک ميپزم
دارم طبق دستور خودت عمل ميکنم وانمود ميکنم همه چيز طبيعيه
حالت خوبه ؟
کيف کمکهاي اوليهم رو ميخوام
... ميدونم دست شماست اما
چقدر سوخته ؟ بزار ببينمش - چيزي نيست ، فقط يکم سوخته -
بيارش
بيا ، بزار من انجامش بدم
ممنون
!"جيک"! ، "مرگن" 5دقيقه ديگه راه ميفتيم
الن" ؟"
حالت خوبه ؟
خدافظ - هي! يه لحظه وايسا -
بيا اينجا
حالت چطوره ؟
! توپـم
بابت ديروز متاسفم
بايد ميفهميدم منظورت چيه
کبوديت چطوره ؟ - خوبم -
ببين ، وظيفه من محافظت از توئه
بايد اون کار رو ميکردم اين کاريه که پدرها ميکنن
ميشه برم ؟
خواهرت کجاست ؟ - توي ماشينـه -
... خب
بهش بگو دوسش دارم
ما ميريم
فرار ميکنيم ، امروز
نگاه نکن
کجا ميريم ؟ - کانادا -
بايد از اينجا دور بشيم آدماي اونا همهجا هستن
سرويس مخفي ، FBI به هيچکس نميتونيم اعتماد کنيم
فقط خودمون
برين سر کلاس نزارين به چيزي شک کنن
و بعد ناهار فرار کنين
به اين سادگيا نيست
شما زرنگ و باهوش هستين ميدونم از عهدش برمياين
مجبوريد
ساعت 2 بعدازظهر تو ايستگاه اتوبوس "گليب" ميبينمتون
"با اتوبوس ساعت 2:45 ميريم "مونترئال
مامان ، اونا ما رو پيدا ميکنن
تراشه مکانياب توي کمرمون داريم ، يادته ؟
درشون بياريد
1.04 - 2:45 PM ارائه اي مشــتــرک از > :ترجمه و تنظيم حســـين و ســـحر
آنجلا" ؟"
ميدونم چه خبره - چي رو ميدوني ؟ -
... آخه نبايد چيزي بگم
اما درباره تو با من صحبت کردن
!سرويس مخفي ميخواي رئيسجمهور رو عمل کني ؟
! ميدونم باورنکردنيه! ، مگه نه ؟
... فقط وقتي جراح ارشد شدي
ما رعيتها رو يادت نره
اميدوارم خيلي بهت گير نداده باشن
فکرشو نميکردم اينقدر مراحل سختي داشته باشه
بيخيال ، باعث افتخارمه از خوبيات بگم
! حتي اگه دروغ باشه
ببين يه دليل ديگه هم داشت که باهات صحبت کردن
بهشون گفتم ميخوام تو بخشي از تيم جراحي باشي
! خفه بابا
خيلي ممنونم
خب ، کمتر از شش ساعت وقت داريم تا از اينجا بزنيم بيرون و بريم پيش مامان
هر چي زودتر تراشه مکانياب رو دربياريم بهتره
خداي من ، ميخوام بالا بيارم - فقط آروم باش -
برو سر کلاس ، امتحان زيست رو بده و سعي کن طبيعي رفتار کني
مامان گفت گاز استريل لازم داريم - اون با من -
چطور از درسه بريم بيرون ؟ - يه فکري براش ميکنم -
قرارمون ساعت 10:30 طبقه سوم جلوي قفسه لوازم
چرا اين همه راه ؟ - چون اونجا خاليه و کسي نيست -
و اگه يه وقت جيغ کشيدي کسي صدات رو نميشنوه
خودت رو زخمي کردي ؟
چيزي نيست ، وقتي داشتم لوازم رو از تو ون درمياوردم خراشيده شد
باشه ، هر جور که ميخواي ما رو بازي بده
چه بازي ؟ - فکر کنم چشمش منو گرفته -
تو حواست به "برايان" باشه بايد برم بيمارستان يه سر به "نينا" بزنم
حالش چطوره ؟ - ديشب با هم صحبت کرديم -
... گفتش اگه امروز به ملاقاتش نميرفتم
ميخواست با دکترش سکس کنه
اخلاق جالبي داره حتماً حالش بهتر شده
بهش بگو دوسش دارم
حتماً
اين اسناد وام
"و صندوق امانات شما آقاي "ساندرز
باورم نميشه کليدم رو گُم کردم
مشغله زندگيه ديگه
و همچنين ميخوام از دسته چکم 9هزار دلار برداشت کنم
انجامش ميدم
حسابتون مسدود شده حتماً يه مشکلي پيش اومده ، دوباره امتحان ميکنم
اشکالي نداره ، از حساب پساندازم بردارين
نه ، اونم مسدود شده همه حسابهاتون مسدود شده
مطمئنيد؟ ميشه دليلش رو بگيد؟ - نه ، به سرپرستم زنگ ميزنم -
مشکلي نيست ، خودم بهش رسيدگي ميکنم
ميشه يه پاکت بهم بدين ؟
خيلي لفتش دادي
تو کُتت چيه ؟ - هيچي -
اسناد وام
يه روز بلند و حوصلهسربر ملاقاتها و تمرين چوگان
هي ، تو باشگاه لازمت دارن
پاي يکي پيچ خورده ميخوان يه نگاه بهش بندازي
"باشه ، ممنون "مرگن
چي کار ميکني ؟
من ... يه چيزي واسه معدهم ميخواستم
چرا از خودم نخواستي ؟
يادم رفت ، ديگه نخواستم مزاحم بشم
ميدوني ، هفته قبل هم اومدي و "حالت تهوع داشتي "مرگن
احتمالاً معدهم ويروسي شده
مطمئني چيز ديگهاي نشده ؟
حامله که نيستي ، هستي ؟
! نه
ميتوني حقيقت رو بهم بگي - خوبم ، چيزي واسه گفتن نيست -
باشه ، بزار يه چيزي واسه حالت تهوع بهت بدم
اگه حامله بودي بايد مواظب خودت باشي
مشخصاً الکل مصرف نکني ، ويتامينهاي لازم اسيد فوليک
و استرس نداشته باشي - ممنون ولي فقط يه آنفولانزاست -
سلام غريبه
"نينا"
بسته از بانک "واشنگتن جنرال" ؟
زنـته ، دوباره
فردا يه گوشي جديد ميگيرم ، قول ميدم
وقتي کارم تموم شد برات ميارم ، باشه ؟
شايد بتونه به تلفن اداره زنگ بزنه - باشه ، ممنون -
سلام - پاسپورتها رو گرفتي ؟ -
آره اما نتونستم پول نقد بگيرم اونا حسابهامون رو مسدود کردن
چي؟ چطور؟ - ـهFBI اون تو -
اين روزا ديگه کار سختي نيست
واسه بليط ، هتل و غذا پول لازم داريم
يه کاريش ميکنم ، حالا گوش کن
همه چيز رو براتون تو ميزم توي ساختمون "هلمن" ميزارم
No comments yet. Be the first to leave one.