200 บรรทัดแรก
او.
چرا اینقدر زود داری میری؟
داری چیکار میکنی؟
گم شو!
چی؟
از من استقبال نمیشود؟
بچه ها، به خودتون نگاه کنید.
طاقت ندارم ببینم چقدر بدبخت شدی.
خیلی حیف شد که شوهرش رو از دست داد.
بعد از اینکه زایمان میکند،
من پدرخوانده بچه خواهم بود.
من او را بزرگ خواهم کرد.
رئیس. رئیس.
خانم.
کمک!
خانم. خانم.
خانم، شما باردار هستید. عجولانه رفتار نکنید.
۵۴۱۲.
سی امتیاز.
ده تکه.
هونگ
الان تو دوران پریودم هستم.
ده تکه ممکن است کافی نباشد.
ممنون، هونگ.
۳۵۱۴.
شصت امتیاز.
ده تکه.
داری مسخرهام میکنی؟
من ۶۰ امتیاز گرفتم. باید یه تاس بهم میدادی.
او فقط 30 امتیاز گرفت،
اما تو بهش 20 تا دادی.
سلام؟
کسی اینجا هست؟
سلام؟
این برای توست.
بگیرش.
من عادلترینم.
ده تکه دستمال توالت برای هر کدام.
میتوانستیم آن رول دستمال توالت را با هم تقسیم کنیم.
اما به خاطر تو،
هیچ کدام از ما نمیتوانیم از آن استفاده کنیم.
این فقط یه رول دستمال توالته.
آیا لازم است؟
لیانگ اینجاست.
ساکت باش. ساکت باش.
با اینکه خیسه هم چیز مهمی نیست.
بعد از خشک شدن میتوانید از آن استفاده کنید.
هونگ
خودشه. (Ash khoshhalam.)
۹۵۲۷.
او کسی است که کسی را تا سر حد مرگ لگد زد.
وای، تو فوقالعادهای.
میخوای شجاعتت رو نشون بدی، درسته؟
میخوای مهربونیتو نشون بدی، درسته؟
هونگ عصبانی است.
بیا بریم.
میخوام ببینم چقدر میتونی شجاع باشی.
بزنش! (یا: بزنش!)
التماست میکنم.
چرا پشت سر هم کتکش میزنی؟
دلم یه دعوای دسته جمعی میخواد!
برو! برو!
چطور جرات میکنی به هونگ توهین کنی؟
چطور جرات میکنی!
باید تقسیمش میکردیم.
عالیه!
عالیه!
شما بالای ۳۰ سال سن دارید.
سعی کن خودت رفتار کنی.
اگر نه،
دوباره برات استخوانتراشی میکنم.
کی داره دعوا میکنه؟
کی داره دعوا میکنه؟
در حالی که دستهایتان را پشت سرتان قلاب کردهاید، به حالت اسکات قرار بگیرید .
چمباتمه بزن!
دارم باهات حرف میزنم. مودب باش.
آقا.
من نمیتوانم چمباتمه بزنم.
تکان نخور.
نه، کیسه آبش پاره شد.
خفه شو! - داره زایمان میکنه.
نگاه کن.
قراره به زودی زایمان کنه.
ببین، آقا.
گورتو گم کن!
بفرمایید.
به حرف من گوش کن.
دنبالم بیا.
قراره کچل بشه.
خانم، مودب باشید.
مامانم روز تولدم گفت:
ناهنجاریهایی در آسمان رخ داد و خیابان خالی بود.
همه گفتند
من موفق میشدم
و در آینده به افراد برجسته تبدیل شوند.
اما مامانم گفت
مهم نبود برای امرار معاش چه کار میکردم،
مهمترین چیز
این بود که نباید گمراه شوم.
این عالی به نظر میرسد.
الان برای امرار معاش چه کار می کنی؟
من ماساژ کمر میخواهم.
چطوره، رئیس؟
آیا راحت است؟
تو خوبی.
کی بهت یاد داده؟
من...
چانگ منگ!
بکشش!
از مامانت چه خبر؟
او
وقتی نوزاد بودم ناپدید شد.
چرا از او نام بردی؟
روی من تمرکز کن.
من قهرمان داستان هستم.
اسمت چیه؟
اوه گوی.
رئیس، حالت خوبه؟
همه اش مال توئه.
فردا برای شام تشریف بیاورید.
متشکرم، رئیس.
منو اینجوری صدا نزن.
منو داداش صدا کن.
داری به چی نگاه میکنی؟
تا حالا این همه پول یه جا ندیده بودی، نه؟
بفرمایید، وقت غذاست.
سفره رو پهن کن، بیا غذا بخوریم.
اوه گوی.
شما اینجا هستید.
بنشینید.
عمو
عمو
عمو
این اولین باره که این غذاها رو میپزم.
نمیدانم خوشمزه هستند یا نه.
اما برنج من خوبه.
آه گوی، بعداً بیشتر بخور.
باشه.
متشکرم.
بگذارید اول بچههای کوچک غذا بخورند.
مامانت بهت یاد نداده؟
اوه گوی.
فقط برنج نخورید.
یک لقمه گوشت و یک لقمه برنج.
این خوشمزه ترین خواهد بود.
از فردا به بعد، شما مسئول خیابان شاپان هستید.
سخت کار کنید.
من به تو ایمان دارم.
گورتو گم کن!
آقای مربی
اگر نمیتوانید موفق شوید،
لازم نیست خشمت رو سر مردت خالی کنی.
شما رئیس هستید.
یه کم به مردهاتون رحم کنید.
فقط سخاوتمند باشید.
شما میتوانید آن مکان را داشته باشید.
میتونی افراد منو داشته باشی.
من هم میتوانم زندگیام را به تو بدهم.
جرات داری بگیریش؟
ما دوستیم.
به هم آسیبی نرسانید.
قانع نشدی؟
تک به تک؟
جراتشو داری؟
شما.
اسم من بین است.
در را قفل کن.
گی گی
گی گی
گی
سلام؟
اینجا مرکز اورژانسه؟
گی گی
بیا اینجا. بذار عمو وسط بشینه.
برو به عقب.
برو.
آه گوی، بیا اینجا.
باشه.
یک، دو، سه.
گی گی گی
چند بار بهت گفتم؟
هیچوقت این چیزها را در قلمرو من نفروش.
اوه گوی.
رئیس.
بذار یه رئیس بهت معرفی کنم.
گی گی
وای.
این رئیسی است که همیشه کسب و کار من را میدزدد.
جلیقه ضد گلولهام را امتحان کن.
بزدل.
گای، دوستت دارم.
برو به جهنم!
چشمانم!
چشمانم!
چطور است؟
ما تمام تلاشمان را کردهایم.
شاید برای همیشه نابینا بماند.
No comments yet. Be the first to leave one.