200 บรรทัดแรก
هی دختر کجا میری؟
بهت گفتم عجله کن
تیلور
چی باعث شد برگردی؟
مراسم خاکسپاری برادرم فرداست
چیزی که دقیقا نیاز داری رو دارم
یهکم از اینا بزنی، کلی سرحال میشی
چرا نمیای داخل؟
شاید دفعه بعدی
نه
این دیگه چهجور موادیه؟
از اون چیزایی که خودت میزنی نیست
بهنظر میاد تا حد مرگ کتک خورده
...آمبولانس خبر کنین همین حالا
ارائهای مشترک از BaranMovie | TvShow | IranFilm
« ترجمه از ايمان و الهه » .:: IM@N & ELAHE ::.
از وقتی رفتم اصلا تکون نخوردی
گشنیز رو آوردی؟
من گردنبند، سرخس مارزبان و گل نپتون دارم پس نه
نقشه پیشگویی هنوز خشکه
چیزی از رادیو میشنوی؟ ...دارم برای
چیزای عجیبغریب جستجو میکنم اما چیزی نشون نمیده
این چیه؟
ولش کن، جان
اون میخواد تنها باشه
واقعا؟
نخ آریانده
خب حداقل خوبه احتیاط میکنی
آریانده از اون برای نجات تسوس از هزارتو، استفاده کرد
و بعدش اون، آریانده رو ول کرد
قهرمانها معمولا آدمای عوضیای هستن
- اونو تو اون جزیره رها کرد؟ ...- آره، اما اون در آخر وضعیتش
رو به راه شد، درسته؟
خودشو تحویل یه خدا داد... دیونسیوس ((خدای میگساری و زراعت
همه اون ماجراها از یه تیکه نخ کوچیک شروع شد
چندتا از این اتاقها رو دیدی؟
فقط همین یکی
هیچوقت عوض نمیشه
مثل گذاشتن یه آهنگ خوب روی تکراره
میای اینجا تا از چیزایی که میبینی، فرار کنی؟
احتمالا تو نیویورک زیادهروی کردی
جادو همیشه همراه با خماریه
حتی اگه باهاش بهدنیا اومدهباشی
اما بهترین درمان خماری
یه مشروب دیگهست
پس زودباش سرباز، از چادرت بیا بیرون
چون اگه یادت رفته یه جنگ در پیش داریم
فکر نمیکنم آماده باشم
هیچکس هیچوقت آماده نیست نه برای کاری که ما انجام میدیم
اما این هزارتوییه که ما تصمیم گرفتیم توش راه بریم
مگه نه؟
خوشبختانه، من پیشگومون رو از حس پوچی بیرون آوردم
اون باید استراحت کنه
اوه حتما آره، خب
چرا هممون چند روز نریم تعطیلات؟
حتی فکرشم نکن
...اوه، یادم رفتهبود فرشتهها نمیتونن فرق شوخی و جدی رو بفهمن
میتونم بفهمم فقط حتی تحمل شوخیش هم ندارم
بروهریا داره نیرو جمع میکنه، جان
اوه پس برام چندتا خبر آوردی؟
چون تو همهچیز رو میدونی
و همهچیز رو میبینی سرباز خداوند
و بااینحال بهنظرم میاد من کسی هستم
که همیشه بهت اطلاعات میدم
بیمارستان سینت کاترین
زنی بهاسم تیلور اونجا پذیرش شده
با مشکلی که بهنظر اُوردوز میاد
واقعا داری یه موضوع کاری بهم میدی؟
...یا شاید، فقط شاید اینم نوع دیگهای از
بازی کردن با من تو لباس یه فرشته راهنمایی کنندهست
چرا من این حرفتو با
نقشه پیشگو تایید نکنم؟
البته
فرشتهها مخالف راهانداختن تئاتر و نمایش نیستن
چطوری این کارت میخواد کمکمون کنه، هان؟
نقشه پیشگو یه عصای کمکیه
چیزی که اون بیرون در جریانه، فراگیره
اینونچه، بروهریا، خود شیطان؟
ما دیگه کارمون از نقشه گذشته جان
باید نشونههای دور و برت رو بخونی
از غرایزت استفاده کن، تصورات زد
گوشبهزنگ بمون
من چطوری اومدم اینطرف؟
مانی
از اینکه ازم استفاده بشه، متنفرم
یه لطفی بهمون بکن رفیق
برو زد رو بیار، باشه؟
وقتشه که برگرده به بازی
... اوه و
بزرگترین پیچگوشتی که داری رو بیار
برای چی؟
پرستار
پرستار ما اینجا کمک لازم داریم
رفیقم اینجا افتاده روی پیچگوشتیش
- و حسابی اوضاعش خرابه - آره کار یه بابایی بوده
- آقا لطفا بشینین - این خیلی درد میکنه
بهتر بود منو میکشتی
آره، آره... اینقدر آه و ناله نکن
بهترین نقشهت همینه؟
بلندپروازی بدترین دشمن آدمه عشقم
این، این یه نقشه خوبه
خب رسیدیم
خیلیخب، بیا بذاریمت روی تخت
ممنون
رگهای سیاه
خودشه
باید بریم نزدیکتر
!البته که باید بری نزدیکتر
وضعیتش ثابته
برو
خیلهخب ببرینش اتاق دو
بهنظر چیز خیلی خندهداری میاومد
تو خوبی؟
...من فقط
یه... یه نور بود
خیلی گرم بود و از بالا میاومد
خیلی درد داشت
انگار که میخواست منو بکشه
کد آبی
بیا عقب وایسا، عقب وایسا
از سر راه برین کنار
به من نگاه کن
ربان قبل نداره وسایل احیا لازم داریم
به من توجه کن
خیلیخب، فشارخونش داره میاد پایین
عمرا این یه اُوردوز نیست
به رگها نگاه کن
هیچ موادمخدر ساخته انسانی نمیتونه اینکارو بکنه
...نه، نه
زودباش، زودباش
اپینفرین تزریق کن
یه میلیگرم اپینفرین
...زودباش، بجنب
دستگاه تنفس کجاست؟
زد چی شده؟
هی ما اینجا کمک لازم داریم
کمک لازم داریم اون حمله صرعی داره، زد زد
ما همینالان اینجا کمک لازم داریم
لطفا سرتون رو ثابت نگهدارین خانوم
حالش چطوره؟
زد حالش چطوره؟
جان؟
جان؟
چیه؟
اوه اون حالش خوبه، حالش خوبه آره
...اون تصویری که دید فقط
باعث شد اینجوری بشه، همین
دکتر اورژانس داره دنبال یه بیماری میگرده
نه استعداد پیشگویی برای همین اون قرار نیست چیزی پیدا کنه
از یهطرف دیگه مانی
ما رو مستقیم کشوند سمت اون تیلور
رگهای سیاه، هان؟
تا حالا همچین چیزی ندیدهبودم
باید یه نگاه دقیقتر به جسد بندازم
آره اون احتمالا
الان دیگه تو سردخونهست
آره فکر خوبیه
همینجا بمون اونا احتمالا چند تا آزمایش ازت میگیرن
بهخاطر علم
مثل کاری که تو باهام کردی؟
اون بهخاطر جادو بود
شلوارتو بپوش
لیندا
آقای موریس
شما دو هفته دیگه وقت پیوند پوست دارین
پس برای چی اینجایین؟
تو بار دعوام شد
احتمالا پوست صورتم کنده شده
اما باید اون یکی رو میدیدین
صبرکن، من نمیخوام
وقتمو با صحبت کردن به یه پرستار تلف کنم
دکتر گیلن کجاست؟
با من بیاین
این نوع روشهای درمانی خیلی حساس هستند
شما حتی نباید مشروب بخورین
- چه برسه به دعوا کردن تو بار - فقط دکتر رو خبر کن
من برای سخنرانیهای تو وقت ندارم
جالب بود رفیق
واقعا جالب
بریم
تو کی هستی؟
من کاراگاه کنستانتین هستم
ایشون هم افسر چندلر
ما باید به جسد قربانی قتل یه نگاهی بندازیم
من این پایین کار نمیکنم
راحت باش
فکر میکنم جای خوبی برای مستکردن باشه
بیا این طلسم رو انجام بدیم قبل اینکه کسی بیاد
چشماتو ببند
بهت گفتم چشمتو ببندی
میتونستی قرنیههای لعنتیت رو بسوزونی
...مثل این بود که اون
تاریکی خالص بود
بدن انسان، حتی یه انسان مرده
باید یه جرقه نشون بده
باید یه چیزی نشون بده
اما تیلور
یه نشونه برعکس از خودش نشون میده
No comments yet. Be the first to leave one.