முதல் 200 வரிகள்.
.میخوام یه درخواستنامهی کتبی بدم
.حتماً
فکر همهجاش رو کردی؟
.معلومه که نه
هنوز نفهمیدم گندی که زدم رو .چطوری درست کنم
،از میسوری به همین روش رد شدیم
تازه اون از .رودخونهی کرو بزرگتره
.هم یخش ضخیمتره، هم هوای سردتری داره
.تخماشم از مهندس ارشد من بزرگتره
.رئیس شمائید
پول دستِ کیه؟
همه هستن؟ - .آره -
.هی تو، رفیق بزرگ
،اسمم سالمزـه .آقای دورانت
.آره راستی .سالمز، راست میگی
روی چی شرط بستید؟
قبل از اینکه مهندسه از قطار بپره بیرون .قطار چقدر رد میشه
فکر میکنی قطار نمیتونه رد بشه؟
،من که علیه راهآهن شرط نبستم
.آقای دورانت، فقط اون مهدنسه
.البته
.مهندس، برونش
.تبریک میگم آقای دورانت
،یه قطار که افتاده روی یخا .چرخاشم دارن دست و پا میزنن
پس فکر میکنید چه اتفاق دیگهای قرار بود بیافته؟
توسط Bluray هماهنگ با نسخه Mohammad_R
.آب شیرین و خوبه
حالا اگر سرخپوستها حمله کنن یا آتیشسوزی راه بندازن
دیگه مجبور نیستیم .تا رودخونه بریم
اگر این اتفاق بیافته مگه اینجا نیستی؟
،بهت قول دادم
تا زمانی که فصل درو نرسیده .و بچهام به دنیا نیومده همینجام
بچهی نائومی همین روزاست که .به دنیا بیاد
تنها چیزی که من رو بعد این قضیه .اینجا نگه میداره، اسقف داتسونـه
.تو به من قول مرد و مردونه دادی
شکی نیست که .اونم مثه من فکر میکنه
اگه بخوام یه قدم پامو بذارم بیرون دروازه .از پشت بهم یه گلوله شلیک میکنه
اسقف داتسون اونی نیست که .فکر میکنی
پدر هچ، بازم بهتون میگم
.اون کسی نیست که ادعا داره هست
یه مقلد هرگز نمیتونه مثه اسقف داتسون
.مراسمات رو اجرا کنه و صحبت کنه
.آره
.بالأخره یه روز متوجه میشی
!دروازه رو ببند
.برادر بوهانان اوضاع رودخونهی شایان چطور پیش میره؟
.هنوز عذاب سدوم و غمخوره برش نازل نشده
راهآهن هنوز ریل ذخیره نکرده؟
.فعلاً که قطارشون شکسته و متوقف شدن
اما شنیدم که نظامیها .سرخپوستهای کمانچی رو فراری دادن
یادت باشه سری بعد .انقدر موهات رو کوتاه نکنی
.یهکم اصلاحش کردم
!چاه جدید رو عالی ساختی
.بپا نیافتی توش
از صلحی که خواست خداست .و در بین این دیوارها داریم لذت ببر
،با همچین پادگان قشنگی
.عمراً یادم بمونه که تو زندانم
،تو یه مرد آزادی .برادر بوهانان
منظورت اینه که آزادم که برم؟
.هوم
خوبه که میبینیم .مَردا با مشتشون دعوا میکنن
معمولاً سریعاً میرن .سرِ وقت چاقو و اسلحهشون
این صورتحسابِ آخرِ جنساییه که
.تو رودخونه از بین رفت
من همچین پولی الآن .تو دست و بالم ندارم
،جور کن ...وگرنه اتحادیهی پسیفیک
.به این مکان لعنتی میاد
به گمونم .همسرت از اینجا بودن کمی ناراحته
پدرش یکی از .دوستان صمیمی شما بود
مفقود شد .و شما هیچکاری نکردید
.نه اینطوری نیست .ما همهجا رو گشتیم
میدونید، جداً باید .هر از گاهی با هم یه شامی بخوریم
تا بیشتر با هم آشنا بشیم .و من براش قضیه رو توضیح بدم
،مطمئناً دوست داره بیاد
مخصوصاً با اینکه نگرانه
.تو مفقود شدنش دست داشتی
کی همچین فکر مزخرفی رو انداخته تو ذهنش؟
.یکی از کارآگاهان شهر بوستون
.همونی که پارسال اومد اینجا
سناتور متکلف پدر همسرت
یکی از قدیمیترین و .صمیمیترین دوستان من بود
!خیر سرم من پدرخواندهاش بودم
خُب، همینه که سر این قضیه .انقدر ترس برش داشته
واسه پاسخ دادن به سؤالاتش .هرکاری از دستم بربیاد میکنم
در این حین، به زنت بگو .با احتیاط عمل کنه
.شایان جای خیلی خطرناکیه
ایوا؟
.سلام آقای دورانت
ایوا، مطمئناً میتونی
کاری شایستهتر از شستن .رختخواب فاحشهها پیدا کنی
خُب، میکی تا همینجاشم .با دادن اینکار به من، سرم منت گذاشته
یا باید همینکارو بکنم .یا دوباره فاحشگی کنم
.منو ببین ایوا
،من در شرف نابودی محضم
.و تمام دنیا چشمشون به منه
هر دری بگی به روم بسته شد وقتی تو زندان بودم
.زنم ترکم کرد ،هیچ دوستی برام نمونده
اما دیدی که گریهزاری کنم، ها؟
،نه .پس خودت رو جمعوجور کن
.چشم آقای دورانت
.خوبه
.جناب شهردار
.مشورت میخوام
همیشه باعث افتخارمه که .به یکی از کسانی که بهم رأی داده کمک کنم
.راهآهن ورشکسته شده
.اوهوم
اگه جای من بودی چیکار میکردی؟
،یهکم قبلتر قربان رفتید سمت ایالتهای شرقی
و یه مشت اوراق قلابی رو میلیونها دلار فروختید
،اما بعد از غرقکردن قطار
فکر کنم اعتبارتون .زیر سؤال رفته باشه
درسته، پس الآن باید چیکار کرد؟
،هر چیز ارزندهای که دارید بفروشید
.من جمله اون ساعت
.خودم پنج دلار میخرمش
،من کلی اراضی دارم هر طرف راهآهن 8 هکتار زمین دارم
و هر زمینی که ادعا کنم مال منه رو .به راحتی میتونم تصاحبش کنم
.باید تو مزایده بفروشینشون
و تو هم باید .تو مزایده بخریشون
نیازی بهشون ندارم
و نمیخوام همچین مشکلاتی .یقهام رو بگیرن
.من شهردارت کردم .پولدارت کردم
با یه لبخند مسخره و .نمایش شعبدهبازی اینجا اومدی
.امکان داشت کمتر از اینا نصیبت بشه
.یه اطلاعیهی رسمی بزن به دیوار
.راستی پول نقد بیار
و محض رضای خدا .دست ایوا رو بگیر از لجن درش بیار
بعضی آدما دوست ندارن از لجن دربیان
.آقای دورانت
.درسته .تو از اون آدما نباش
.بیا
.مشکلی نیست بخونش
راهآهنت در طی زمستون .ورشکسته شده
دورانت یه قطار رو تو رودخونهی کرو غرق کرده
.و بهش میگه یه ورشکستگی جزئی
،شاید واسه این تو مخمصه افتاده .که تو اونجا نیستی
امروز اعلام شد که" ".مهندس ارشد آقای مارتین دلانی است
!تف توش .باورم نمیشه
چی شده؟ - باورم نمیشه -
دورنات تا الآن اون .مارتین دلانی احمق رو اخراج نکرده
.خودم قبلاً یه بار اخراجش کردم
میدونم راهآهن چقدر .برات اهمیت داره
،اومدی اینجا تا بسازیش
نه اینکه بین آدمایی که از قومت نیستن
و زنی که احتمالاً دوستش نداری .زندگی کنی
واسه تعقیبِ کسانی که
زن و بچهام رو کُشته بودن .به راهآهن اومدم
.یکیشون رو تونستم پیدا کنم و کُشتمش
حالا نائومی
.با یه قاتل ازدواج کردی
فقط داری سعی میکنی منو بترسونی تا دوسِت نداشته باشم
.که بتونی بذاری بری
نه، فقط دارم سعی میکنم .صادق باشم، همین و بس
.میتونی بری کالِن
.مشکلی برام پیش نمیاد
.دستتون درد نکنه
.خواهش میکنم
شوهرم نون میخوای؟
چرا نمیشینی یه کم استراحت کنی؟
.آفرین
.خُب خوشحالم
چهار ماه پیشِ ما بودی .و بالأخره دوست پیدا کردی
.تعدادشون سرجمع یه نفر هم نمیشه
.هوم
.برادر دولتی
من در جریانش میذارم .اونم همینکارو میکنه
علی الخصوص وقتایی که .از شایان برمیگرده
.شایان و زندگی قبلیت رو بیخیال شو
.آها - .هوم -
میخوام راجع به یه مسألهای .باهاتون حرف بزنم اسقف
بله؟
راجع به همون قضیهی .آزادی که گفتید
هوم؟
.بهگمونم بالأخره درکش کردم
.خوبه !خوبه
.یه چیز دیگه هم هست - اوهوم؟ -
.یه خوابی دیدم
.تعریف کن
خواب دیدم که .دارم اینجا رو ترک میکنم
چرا اونوقت؟
هنوز خیلی کارا هست که .باید انجام بدی
...نمیدونم فقط
دیدم که دارم .مستقیماً از اون دروازه رد میشم
.نه نه - از اون دروازه رد میشدم -
.و با سوت ترانهی "دیکسی" رو میزدم
.تو که زن و بچهات رو ول نمیکنی بذاری بری
.آره
.نگران این قضیه نیستم
.فقط یه خواب معمولی بود
.هوم
،آقای کمبل .الآن میتونید جنرال گرنت رو ببینید
.جنرال گرنت
،از اونجایی که رأیها دیگه روی منه .میفرستمت بخش غربی، کمبل
.ایالت وایومینگ چیزی راجع بهش شنیدی؟
.یه سری چیزای سربسته - .جای هردمبیلیه -
اتحادیهی پسیفیک .خودش رو اونجا وارد بد مخمصهای کرده
.اوضاع داره وخیم میشه
فکر نکنم من شخصی باشم .که بخواین به اونجا بفرستین
.برنمیگردی آتلانتا
.کارای آتلانتام ناتموم موندن
No comments yet. Be the first to leave one.