முதல் 200 வரிகள்.
یه ارتش انگلیسی به سربازان اسپانیایی حمله کرده
بهرهبری مردی که بهتون گفتیم همین جا توی «برج» نگهش دارین
تو برمیگردی
تا وقتی که «رالی» آزاد و زنده باشه
همهمون در خطریم
چه خبر شده؟ - اگه من و تو تا صبح پیش هم باشیم -
پدرم مجبور میشه که با ازدواجمون موافقت کنه و هزینۀ جهیزیهم رو پرداخت کنه
بهنظرت واقعاً رالی رو چیکار باید کرد؟
تو و پسرت من رو زیر چوبۀ دار قرار دادین
خب حالا چی؟
اگه جورج وا نده، جنگ
!کون لق شاه جیمز
شاه جیمز، دیوث اسپانیایی شاه جیمز، دیوث اسپانیایی
شاه جیمز، دیوث اسپانیایی شاه جیمز، دیوث اسپانیایی
شاه جیمز، دیوث اسپانیایی
شاه جیمز، دیوث اسپانیایی شاه جیمز، دیوث اسپانیایی
شاه جیمز، دیوث اسپانیایی شاه جیمز، دیوث اسپانیایی
شاه جیمز، دیوث اسپانیایی شاه جیمز، دیوث اسپانیایی
شاه جیمز، دیوث اسپانیایی شاه جیمز، دیوث اسپانیایی
شاه جیمز، دیوث اسپانیایی شاه جیمز، دیوث اسپانیایی
شاه جیمز، دیوث اسپانیایی
یه تیکه گوشت تازه میخواین؟
این شورشها کی تموم میشن؟ چند ماه شده
هروقت بخواد، تموم میشه
حالتون چطوره، اعلیحضرت؟
خب؟
خب»؟» …مادر من
مرده… - …منظورم این بود که -
تحت این شرایط… - …چقدر دیگه -
باکینگهام… میتونه دفن شه؟… - بهزودی - بهزودی -
.جفتتون همهش همینو میگین چند هفته شده
مگه چقدر سخته؟
ترتیب همۀ کارها رو داریم میدیم، چارلز
!بهجز پیداکردن بودجۀ مراسم دولتی، جورج
…راستی… اون هم اینجاست
مادرت…
لطف کرده که اومده پیشش
میدونی پدرم چند دفعه… اومده پیشش؟
پیش ملکهمون… توی همین حالتش؟
یه بار هم نه
مگه بین اتاق پدرم و اتاق اون چند قدم فاصلهست؟
برو استراحت کن، چارلز
…وقتی من حکومت کنم
…مردانی… مثل تو…
میرن جایی که حقشونه
چقدر دیگه پادشاه به سرنوشت ملکه دچار میشه؟
حداکثر یک دهه. حتی شاید نصفش
پس باید نظرش نسبت به ما عوض شه
حداقل دیگه بدتر از این نمیشه
شما دو تا رو تنها میذارم، عزیزم
تنهاگذاشتنش خطرناک نیست؟
گمونم باید وایسیم که مامان و بابا کارشون تموم شه
میشه در سکوت ادامه بدیم؟ - معلومه -
:مقصد همهمون همینه
سکوت ابدی مرگ
اون پوچی سیاه بیپایان - خفهخون بگیر -
دنبال چی هستی؟ - ادای احترام به یه ملکۀ بزرگ -
،اگه دنبال احترام بودی نمیآوردیش اینجا
مگه «پیوریتن» شدی؟
من توی دربار پادشاهم مادرم نباید با دخترهای خیابونی معاشرت کنه
بیکن» بهتره؟» - معلومه. طرف «ویکنت»ـه -
،اگه اینقدر نگران نزاکتی زودتر باید دفنش کنی
با مومیاییکردن فقط تا چند وقت دووم میاره
حتماً. انجام میشه - چهجوری؟ -
پادشاه مثل دیوونهها خرج کرده و دیگه نمیتونه قرض بگیره
ولی اگه مجلس رو بازگشایی کنی …تا مالیات رو افزایش بده
بله، بله، میدونیم
«نمایندههای مجلس هم توی «خانه به ما القاب خیلی بدی رو نسبت میدن
از عهدهش برمیایم - واقعاً؟ -
این همه شورش …از وقتی که رالی رو کشتین
تحت کنترله - کنترل کی؟ کنترل پادشاه که نیست -
اون غیبش زده - بهطور خصوصی درحال عزاداریه -
از زوال ملکه خبر داره؟ یا از زوال تو؟
میدونه چقدر راحت خریدنت؟
توی تمام میخانهها راجع به مارکیِ باکیرهام» و برادر طعمکارش»
و اینکه اصلاً سیرمونی ندارن، آواز میخونن - پناه بر خدا -
لازم نیست سر این مسئله دعوا کنیم - دعوا که نیست، مادر -
تو که دیگه توی میدان نبرد هم نیستی
درسته
آزادمون کن، جورج
چرا صحنه رو خراب کردی؟ !بامزهست که
چند دفعۀ اول شاید
پس شوخطبعیت کجاست؟ خیلی نامردی
مادرت چطوره؟ - ملکه داره فاسد میشه -
و ما هم پول مراسم دولتی رو نداریم
…اگه مردم بشنون …همین الانش هم عصبانیان
خب، عصبانیتشون تقصیر تو نبود؟
رالی فکر تو بود؟ - جداً؟ -
در هر صورت که من رو مقصر میدونن به من میگن «دیوث اسپانیایی» و از این چیزا
این اراذل رو مجازات میکنین دیگه؟
چند نفری رو اعدام کردیم، آره
لطفاً تعدادشون زیاد نباشه. ولی همین خوبه
فقط برای اینکه مأمورهای بدبخت دیگه قتلعام نشن
…بیخیال دیگه اینقدر ناراحت نباش
مجلس باید بازگشایی بشه تا مالیات رو برای هزینههای مرگش
و زندگی تو افزایش بده
مگه بدهیهام چقدر زیادن؟ - …همین که خودت نمیدونی -
مگه من تنها عیاش این مملکتم؟
بعدش هم، تو مجلس رو فقط وقتی که ضعیفی بازگشایی میکنی
اون گرگها شکارمون میکنن
:اونا دو تا چیز میخوان جنگ با اسپانیا و خواری تاجوتختم
.بهتره این اتفاق نیفته مجلس رو تا هزار سال دیگه بسته نگه دار
پس چارلز چی؟
دلش شکسته از کنار مادرش نرفته
چارلز چارلزه دیگه همیشه زانوی غم بغل میگیره
انگار که یه سگ بزرگ گازش گرفته - ولی تو هنوز پدرشی -
یا نکنه یادت رفته؟
از پسرم علیه من استفاده میکنی؟
اون لازمت داره
همهمون لازمت داریم
یا نکنه تا ابد همین جا بازی خودت رو میکنی؟
مقاوم شده. هربار که جورج رو میبینم کمتر برام ارزش قائل میشه
مجبوری بمونی؟
چی؟ - با این همه پولی که الان داری -
به اون یا پادشاه نیاز نداری
خب چیکار کنم؟ منتظر یه معشوق جدید باشم که جای جورج
و از روی کینه هرچی خونوادهمون داره رو بگیره؟
حرف من اینه که میتونی بذاری بری - کجا بریم، خانم بروکس؟ -
…هرجا… هرجایی که مردانی مثل بیکن نباشن
مردانی که تا کاری میکنی جرواجرت میکنن
از اون مردانی که دخترهای روسپی رو میترسونن
مشتریهای همیشگیای که ممکنه ازشون - جون سالم به در نبری - همهجا از این مردها هست
…توی همۀ شهرها، کلیساها، محلهها نمیشه از دستشون فرار کرد
به هر حال داره میاد سراغت - بذار بیاد -
اصلاً چه مقدار پولی کافیه؟
حتی پادشاه هم بهاندازۀ کافی نداره
پس من چرا کمتر داشته باشم؟ اصلاً هرکسی
…بدون این خوابم نمیبره. راستش
راستش بیشتر تشریفاتیه
چرا اومدی اینجا؟ بازم وعده و وعید؟ - نه -
اومدم یه عذرخواهی واقعی کنم
بابت هر نامردیای که در حقت کردم - مگه خودت نمیدونی؟ -
هنوز فکر میکنی عشق پدرم بیپایانه؟
با این همه دزدیای که کردی چقدر واسه من میمونه؟
کم - !ای حدا! فکر کنم… فکر کنم حقش باشه -
در صورتی که مادرم… که از صمیم قلبش دوستم داشت… نه، نه، نه
بیشتر دوستم داشت …با تمام وجودش دوستم داشت
…حالا گذاشتن که
…بپوسه، بپوسه
مثل یه تیکه گوشت
!بهخاطر اون مرد، پادشاه تو - جیمز دوستت داره -
فقط… بهخاطر بیبندوباریش خودش رو یادش میره
!جدی؟ جدی؟ نفهمیده بودم - …ببین. حتی من رو هم -
…تو
…حتی من رو هم …وقتی جلوش نیستم
…یا دست رد به سینهش میزنم
من رو هم یادش میره
میره سراغ یکی دیگه
…باید دائماً
دائماً عشقش بهش یادآوری شه
!من پسر لامصبشم !نباید این کارها رو بخواد
میدونم
خب راهحلش چیه؟
۴۷
۴۷ قدم بینشون فاصلهست
بیا کمترش کنیم
« مـری و جـورج » قسمت ششم: ملکه مرد
…خدا
در قالب انسانها خون میریزه
ما رو پادشاه میکنه
حتی شاهزادههای جوان رو
ما رو مورد لطف و عنایت خودش قرار میده
بعد، یک مسیری رو در زندگیمون برای پیروی مشخص میکنه
حتی اگه گاهاً اون مسیر زیادی
خونین و خیانتآمیز به نظر برسه
پس شاید بفهمین که چرا من مجلس رو
در شش سال اخیر بسته نگه داشتم
در واقع… از ترس شما بود
،اگه من پرومتئوس باشم
شما عقابی هستین که جگرم رو میخورین
کی همچین چیزی رو میخواد؟
ولی مطمئنم شما همگی انسانهای محترمی هستین
منم سعی کردم زندگی کمخرجی داشته باشم
…بله. بله. بله… اما اما مثل فقرا نه
پس باید بهواسطۀ مالیاتی که شما افزایش میدین، پول به دست بیاد
!بهواسطۀ مالیاتی که شما افزایش میدین برای رفاه مملکت
،مجلس مردم من
…برای من
زیر نظر خدا
میدونم لازمه که امتیازاتی رو بدم
مصالحات و معاملاتی انجام بشه
…ذات این مکان ارجمند
و معاند همینه؛ خدا حفظش کنه
…ولی خواهش میکنم
رؤیای جنگ در سر نداشته باشید
اسپانیا میتونه دوست ما باشه
!اسپانیا میتونه دوست ما باشه
متحدمون در دوران سخت
…یا نکنه کسی میخواد به چالش بکشه
حق الهی پادشاهان رو؟
خوبه
شرایط واضحه
…حداقل ملکهمون
اگر من نمیتونم به آرامش برسم
خدا نگهدار پادشاه باد خدا نگهدار پادشاه باد
خدا نگهدار پادشاه باد خدا نگهدار پادشاه باد
خدا نگهدار پادشاه باد خدا نگهدار پادشاه باد
میخوان اعدامم کنن، مری
بهخاطر قتل سر دیوید - تو آزاد میشی -
چهجوری؟ - من میارمت بیرون -
No comments yet. Be the first to leave one.