முதல் 200 வரிகள்.
سرده
پنجرهی هتل رو باز گذاشتم؟
سلام، جناب
بیدار شدی؟
هوی
اصلاً میدونی با کی طرفی؟
اودا شینیچیرو، نسل دوم کرهایهای مقیم ژاپن
اسم کرهایت هم کیم گوانگ-ایله
سه روز پیش برای گردش اومدی اینجا
پس یکی از ناگویا فرستادت؟
یا شایدم ساکاگوچی از توکیو؟
یا شایدم آقای چوی از بوسان؟
میبینم که تحتتعقیبی
گوانگ-ایل
باید درستوحسابی زندگی میکردی
اگه میخواستی به مرگ طبیعی بمیری
با کمال احترام
آره، تعریفت رو شنیده بودم
یه زن آدمکش بیرحم از شبهجزیرهی کره
شایعات لابد راست بودن که تو رو تنهایی فرستادن سراغم
اودا شینیچیرو، ببر بدنام کانسای
پرمدعا، مثل بقیهی یاکوزاها
هوی، این فقط غرور یه ساموراییه
البته
غرور یه سامورایی
هنوز برام عجیبه
یعنی
چرا صبر کردی بیدار شم؟
میخواستم زودتر بکشمت
ولی نظرم عوض شد، جناب
اگه زیاد طول نمیکشه، دوست دارم داستانش رو بشنوم
خب، باشه
همونطوری که بود تعریف میکنم
یه دختر دارم
به خودم رفته، واسه همين خیلی خوشگله
چی؟
بگذریم، بعضی وقتا خیلی بیادب میشه
بگذریم، یه آخر هفته داشتیم اخبار میدیدیم
سناتور اوه جئونگ-سیک، کاندیدای جدید نخستوزیری
در حال حاضر تمام ادعاها مبنی بر پذیرش تقلبی پسرش
در دانشکدهی موسیقی رو رد میکنه
در همین حال، دادستانی بهتازگی پسر سناتور رو احضار کرده
تا تحقیقات رو شروع کنه
این مردم هم، واقعاً که
هوم
اگه پای فرستادن بچهشون به یه مدرسهی خوب وسط باشه، هر کاری میکنن
بیخیال
گوش کن
ببین، نمیگم کارش درست بوده
فقط میگم به عنوان یه والد، درک میکنم چرا این کار رو کرده
به نظرم این عادلانه نیست
هیچکدوم از کارهای مردم عادلانه نیست
اگه اون بچه قبول شده، یعنی حق یکی دیگه رو خورده
اگه من جای اون بچه بودم چی؟ بازم همین حرف رو میزدی؟
اگه من مادر بودم
به بچهام یاد میدادم منصفانه رقابت کنه
به جای اینکه مدام بگم دنیا چقدر ناعادلانهست
دختر فوقالعادهای به نظر میاد
میدونی
واقعاً میشه از بچهها چیز یاد گرفت
بله، واقعاً
واسه همینه که امروز دارم منصفانه رقابت میکنم
مطمئنی؟
فکر کنم پشیمون بشی
که اینطور
پس من تنها ساموراییِ اینجا نیستم، نه؟
میشه یه لباسی بهم بدی که با حفظ ظاهر بجنگم؟
بس کن
اگه سردته، راحت بگو
شمشیرت قدیمی به نظر میاد. یه جدیدش رو نمیخوای؟
خب
یه خانم که از شمشیر چیزی سرش نمیشه، میشه؟
چهارصد سال پیش، این رو
بزرگترین شمشیرساز دورهی شوگونسالاری ادو ساخته
این
یه کاتانای آکیهیروئه
ساموراییها
این رو مثل "جام مقدس" میدونن
چی میگی؟
خیرهکنندهست، نه؟
من این رو امروز آنلاین خریدم
اوه، هو
اوه-هو
ببینیم و تعریف کنیم
چطوره شروع کنیم، هان؟
اوه، اوه
کارت درسته
هوم، میدونم
به کارت افتخار کن
کلاً سه نفر هستن که
میتونن جلوی اودا شینیچیرو اینقدر دووم بیارن
از بین تمام مبارزهای ژاپن
هوو
داری تسلیم میشی؟ یه لحظه صبر کن
بذار این رو عوض کنم. مشکلی نیست
پیروزی هیچوقت اتفاقی نیست
هزار روز برای صیقل دادن روح
و ده هزار روز برای یادآوری به خودت
آه
و فقط بعد از این تمرینات سخت
اوه، عوضی
ببخشید
سوپرمارکت داره تعطیل میشه
بوکسون را بکش
اوه نه
کی اینقدر پلاسیده شدی؟
باید زودتر به مامان میگفتی
خدایا، دخترم سیگار میکشه
این یه خطای کوچیک از یه بچهی کنجکاو بود
خدایا، گناهان من رو ببخش
همونطور که من گناهان دخترم رو بخشیدم
آمین
بگیر
بخورش
قورتش بده
دیر اومدی خونه
سیگارهات رو پیدا کردم
سیگار هیچ سودی نداره. چرا به جاش الکل نمیخوری؟
سیگار نکش
این مثل این میمونه که خودت از چراغ قرمز رد بشی و به من بگی حواست به چراغ باشه
ولی استدلالت عالی بود. جدی میگم
سیگارهات رو پیدا کردم
میخوای یه نخ بکشی؟
مامان، اونقدرا هم باحال نیستی
دیگه تمومه. میکشمش
گیل جه-یونگ
ببخشید که در رو کوبیدم
دیگه سیگار نمیکشم
چیه؟
چیز دیگهای هست؟
اه، نه
فقط نظرت رو میخواستم
میدونی، دربارهی اینکه فردا چی بپوشم
آه
جلسهی اولیا و مربیان
مگه اون فقط
یه ناهار با مامانهای مدرسه غیرانتفاعی نیست که دربارهی بچهها و اموالشون حرف میزنن؟
منم همینو میگم
یه دلیلی داره که همه میرن آمریکا
ما پارسال رفتیم هاوایی
غذاهاش خوب بود و کلی جای دیدنی داشت
فقط الان خیلی توریست ریخته اونجا
بچهها نمیتونن روی زبان کرهایشون کار کنن
واسه همینه که این روزا همه بچههاشون رو میفرستن کمپهای سنگاپور
اوه نه، نکن این کار رو
اونجا مال بچههای معمولیه
کیفیت کلاسهاش پایینه
اوه
خب پس، بچهها رو کجا بفرستیم؟
آه، راستی، چون امسال تابستون تو و جه-یونگ
جایی نرفتین
منظورت همین تابستونه؟
اوم-هوم
آه، درسته
مجبور بودم برم سفر کاری
حتماً چون دستتنهائی، برات سختتره
هوم
امسال قصد دارم بذارم خودش بره سفر
راستش، سو-را گفت که باید هوای جه-یونگ رو داشته باشم
اوم
ولی یادم رفت، گفتی شغلت چیه؟
اوم، راستش برنامهریز مراسمها هستم
اوه، برنامهریزی مراسم؟
چه جور مراسمی؟
صبح امروز در سئول، مردی حدوداً چهل ساله
در حالی که بر اثر شلیک گلوله کشته شده بود، وسط جاده پیدا شد
هویت او "کیم گوانگ-ایل" تبعهی ژاپنی کرهایتبار شناسایی شده
که سه روز پیش وارد کره شده بود
دیدی؟ باز طبق نقشه پیش نرفت
استفاده از تفنگ توی یه مأموریت داخلی؟
حالا چطوری گندش رو جمع کنیم، هان؟
دولت ژاپن هنوز بیانیهی رسمیای صادر نکرده
خب، من هنوز قانع نشدم که نباید این کار رو میکرد
چرا؟
همونطور که میدونید، جرایم مربوط به اسلحه در کره رایج نیست
با توجه به این موضوع، احتمالاً این حادثه نتیجهی
جنگ قدرت بین یاکوزاهای ژاپن بوده
و اگه باندهای کرهای هم توش دست داشته باشن
بیا
کی به زنِ اون یاکوزای خیانتکار شک میکنه
وقتی این همه مدرک دارن؟
خواهش میکنم
همیشه وقتی پای اون وسط باشه، وا میدی
مقتول نسل دوم کرهایهای مقیم ژاپن بود
اودا شینیچیرو که در کره به اسم کیم گوانگ-ایل شناخته میشد
هوی
بشین
این... این میتونه سنگ رو مثل کره ببره
بوکسون، واقعاً دمت گرم
بهت خوش گذشت؟
بله
اوم، بوکسون
فکر میکنی یه روزی
منم بتونم مأموریتی مثل مال تو انجام بدم
که خبرش بره توی تلویزیون؟
هنوز خیلی بچهای
درسته. سرت رو بالا بگیر یون-سوک. نوبت نسل ما هم میرسه
شاید توی قرن بیست و سوم
مین-سوک میاد؟
اوه، مرد
No comments yet. Be the first to leave one.