முதல் 200 வரிகள்.
اون وقتی من رسیدم اینجا مرده بود
متأسفم
این باید هزینههات رو تأمین کنه
نمیتونم قبول کنم
اما هرچیزی که درون مادرت بود
فقط سعی کن اون رو مسئول مرگ خودش ندونی
دیوید، کدوم گوری هستی؟
همینطور منو گذاشتی رفتی
خوشبهحالت که یه اعلام خطر دروغین بود
وگرنه " ابیگال " نمیخورد
و منم نمیخوام اون از کنترلم خارج بشه
بهم زنگ بزن
برادرت نمیتونه کمکت کنه
بابا؟
شاهزاده خانم
نمیخوام بهت صدمه بزنم
فقط میخوام دوباره خانوادهم رو به دست بیارم
تو ، من ، و برادرت دیوید
باباتو بغل کن
نه ! این فقط یه رویاست واقعیت نداره
هنوز واقعیت نیست، اما به زودی واقعی میشه
! ولم کن
... بهت دستور میدم که
از بدن این خانم بیای بیرون ...
بیا بیرون و برو پی کارت
شیطان رو خارج کن
خدا را حمد باد
حالا ، نفر بعدی کیه ؟
پاستور ، خواهش میکنم
پسرم جرمی - خوبش کن -
یک موجود خیلی شرور رفته داخلش
جناب کشیش - خوبش کن -
چیزی که مامانت میگه حقیقت داره؟
آره - خوب باش -
من میخوام خوب باشم
میدونم که میخوای
اما شیطان بعضیاوقات مسلط میشه، اینطور نیست؟
اما اینو بهتون بگم که
اما امشب اینطور نخواهد بود
ای شیطان، نابود شو
بیا بیرون، یالا
بیا بیرون، شیطان پلید
ظاهر شو
مترجم : محمد امین :: Maa.Vampire ::
چارلستون رو شهر مقدس صدا میکنن
بیشتر از هرجای دیگه توی آمریکا اینجا کلیسا
انگار خاک اینجا
کافر بوده و نیاز به نجات داشته
اما همانند مردم
اینجا مکانهای هستش که نمیشه نجاتشون داد
دیشب باز خواب بابا رو دیدم
هیس. الان به اون فکر نکن
حواست سر کار باشه
واسه این یکی یه مدرک واقعی مناسب دارم
پول خوبی توشه
محله قشنگیه
زیاد به سلیقه من نمیخوره
شما پدر جرمی رایان هستید؟
پدر خواندهشم
کمکی از دستم بر میاد؟
توری، خودشونن
این همه چیز لازمه؟
فقط واسه دو روز داریم میریم
همه اینا رو لازم دارم، خب؟
دیوید
اینا همونایی هستند که بهشون زنگ زدم تا در رابطه با جرمی بهمون کمک کنن
بیشتر شبیه شعده بازن تا جنگیر «شعبده باز : در اینجا مردم رو واسه گرفتن پول گول میزنن»
اهل کدوم کلیسا هستین؟
" لعنتی " کتل
حدود یه ماه پیش شروع شد
درست بعد اینکه منو توری از ماه عسل برگشتیم
بفرمایید
مراقب باش
من اینجام
اول فکر میکردم بد رفتاری و بی ادبی میکنه
پسرها توی این وقتی در خونه تغییراتی ایجاد بشه ممکنه دچارش بشن
اما بعدش، فهمیدم مطمئنا اتفاقی افتاده
اون دیگه جرمی من نیستش
این اتاق پسر شماست، خانم کالند؟
لطفا بزارین تنها برم و کسی هم وارد نشه
جرمی؟
اینجا
بور بریم ابیگیال، الان بهت نیاز دارم
خواهش میکنم
خواهش میکنم کمکم کن
لطفا
تو رو خدا
خواهش میکنم
جرمی؟
ابیگیال
اظهارت میکنم، عوضی
باورت میشه اون ولگرد منو عوضی صدا کرد؟
ابیگیال
وِرین تو اون توئی؟
تو بر علیه همنوعان خودت شدی
و تو هم نفر بعدی هستی
خواهش میکنم ، خواهش میکنم
لطفا شیطانم رو از درونم بیرون نکش
این تنها چیزیه که منو از دست پدر خواندهم در امون نگه میداره
برگردین اینجا
! مامان
انگار کارمون اینجا تموم، مار
سلام، داداش بزرگه
شیطان فرار کرد و منم دارم از گشنگی میمیرم
اما شاید اول یه گاز از روح تو گرفتم
ماریا رو برگردون
وگرنه چی میشه؟
وگرنه میزارم هر کاری دلت میخواد با من بکنی
بعدشم به ماریا میگم
و اونم مغز خودشو منفجر میکنه و تو رو به جهنم میفرسته
مامان، مامان چه اتفاقی داره میفته؟
جرمی؟ - مامان -
! جرمی
واقعا برگشتی؟ خوبی؟
برگشتی؟
به حالت عادی برگشته؟
تو باهاش چیکار میکردی؟
ببخشید؟
هنوز یه هیولا تویی خونهست
و اون پسره نیست ... توئی
چیزی نیست
... خواهر اشغالتو از اینجا ببر
دیوید، صبر کن
اینجور باهاش حرف نزن
شیطانه فرار کرد ، بزن بریم
خوبی؟
ماریا مشکلات شیطانی بقیه رو حل میکنه
من شیطان درون اون رو رفع میکنم، ابیگیال
من توی این کار خوبم
چون من بهتر از کسای دیگه شیاطین رو درک میکنم
ما همه اونا رو داریم
و فقط کافیه یه جای پای ثابت پیدا کنن ... تا کنترل
درد، ترس، و حتی میل و خواسته رو هم به دست بگیرند
خوش برگشتی، خوشگله
میشه یه لیوان شیر بدی؟
مدل شیری که تو دوست داری
باسنت رو چاق میکنه
لعنت، من اون بلا رو سر گردنت آوردم؟
تقصیر تو نیستش
وقتی رفتم توی اتاق ابیگیال هنوز داشت کنترل میکرد تو رو
لطفا اینکارو نکن
قول دادی که دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی
تقصیر ابیگیال بود که اون موجود فرار کرد
باور کن من خوبم
اگه هنوز گشنه باشی تخم مرغ تو یخچال هستش
من ماشینو میبرم میرم به یه کار دیگه سر بزنم
از کی تاحالا توی خونه غذا داریم؟
امروز روز پرداخت حقوقه، درسته؟
من یه بطری شراب میگیرم یا اگه چیزی تو میخوای برات میگیرم
و وقتی برگشتم میتونیم بقیش رو تقسیم کنیم
چه مرگته، ماریا؟
نباید پول اون حرومزاده میگرفتی
چرا اونوقت؟
چون کارو تموم نکردیم
اون شیطان فرار کرد و هنوز میتونه برگرده
خودت میدونی . این یکی فرق داشت
دارن قویتر میشن و کنترل ابیگیال هم داره سخت تر میشه
خب، بالاخره سهمتو میخوای یا نه؟
تو داری به واسطه من پول درمیاری، دیوید
پس باید با قوانین من راه بیای
من مگه چیم ... غلام تو؟
من هواتو دارم
اگه ابیگیال میرفت سراغ خانواده بچه چی؟
بازم میخوای قضیه مثل ممفیس بشه؟
بس کن - ببین، متأسفم -
... نمیخواستم
فقط یادت باشه که قبل اینکه ما برگردیم اینجا وضعیت چقدر بود
اون شیطان درون عوضی تو اینجا مزاحمه نه من
بهت گفتم بودم که عوضی صداش نکن
چیه ، الان داری ازش دفاع میکنی؟
فقط یادت باشه چرا ما برگشتیم اینجا
" چشم ابدی " باید توی چارلزتون باشه
اگه بابا ازش استفاده کرد تا ابیگیال رو بکنه داخل تو
پس شاید ما هم بتونیم باهاش ابیگیال رو از توی تو در بیاریم
من خستهام
میدونم
من سعی دارم هواتو داشته باشم
تمام تلاشمو میکنم
انگار هنوز بابا رو بعضی اوقات توی شهر حس میکنم
میتونم توی آب شیر بوش رو حس کنم
بیا فقط اوضاع رو از اینی که هست بدتر نکنیم
باشه؟
... اینم
چهل درصد برای تو
چهل درصد مال من
و 20 درصد هم سرمایه خانهسازی
تا از این تریلر بتونیم بزنیم به چاک
دوست دارم، مار
بعدا تو سمساری میبینمت
میدونی که اون سرمایهها میره توی رگ اون «یعنی مواد میزنه»
ابیگیال، اگه یه بار دیگه دست رو برادرم بلند کنی
قسم میخورم که هم تو هم خودم رو میکشم
نگو که به اون چرندیات
چشم ابدی اون باور داری
بیخیال، ماریا
واقعا فکر میکنی یه عتیقه قراره منو ااز تو بیرون بکشه؟
من بخشی از توام
بابایی کاری که که اینطور باشم
سلام، کورکی
قراره هر ماه این داستان رو داشته باشیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.