முதல் 200 வரிகள்.
اصل مطلب چیه ؟
خب ، به نظر من ، یه شوخی خرکیه
توی ال ای اکس بمبی نیست
از اینکه کاری کنه ما دور خودمون بچرخیم خوشش میاد ولی شهرتش ،
مهم ترین چیزیه که داره
استفاده از زبان واسه حل کردن جرایم ؟
این کاری که میکنی حتی اسم هم نداره
یه چیزی به ذهنم رسید
اسمشو میذاریم مدارک زبانشناسی دادگاهی
اگه میخوای یه صندلی پشت اون میز داشته باشی ،
به اون تخته ، اسم اضافه میکنی
کار تو اینه
باید بیای
همین الآن کلّی نامه ی جدید از طرف بمب گذار دا.ف دریافت کردیم
به روزنامه تایمز ، واشینگتون پست ، پنتهاوس ، نامه فرستاده
باورت نمیشه
بمب گذار دا.ف میخواد معامله کنه
این پیغامی از طرف گروه تروریستی اف سی است
واسه اینکه واقعی بودن خودمون رو ثابت کنیم
شماره شناسایی خودمونو به صورت 553254394 اعلام میکنیم
برای نیویورک تایمز ، یک معامله پیشنهاد میکنیم
اگه شما بیانیه ی ما رو منتشر کنی ،
ما برای همیشه ، فعالیت های تروریستی رو تموم میکنیم
قاتلی که به اسم بمب گذار دا.ف شناخته میشه
میگه که اگه روزنامه ها ، تووری های سیاسی شو منتشر کنن دست از
ارسال بمب های پیامی برمیداره
همونطور که مطمئنم اطلاع دارین ، بمب ها توجه رو جلب میکنن
ولی ایده ها ، انقلاب رو شروع میکنن
این تنها هدف ما هست و اگه قولمون رو بشکنیم
مردم احترامشون رو برای ما از دست میدن
و دیگه ایده های ما رو قبول نمیکنن
سؤال اصلی الآن اینه که
آیا میشه به قول یک قاتل سریالی اعتماد کرد ؟
ولی ما از اتفاق ال ای اکس چی فهمیدیم ؟
شهرتش ، مهم ترین چیز واسه اونه
پس اگه میگه که دست از بمب گذاری برمیداره ، برمیداره
حکومت ایالات متحده ،
با تروریست ها معامله نمیکنه
این راهی هست که گیرش بندازیم
اگه منتشر کنیم ، یه نفر
بالاخره گویش فردیش یا ایدئولوژیش رو میشناسه ، یا هردوشو
شماها تا 17 سال ، یدونه اثر انگشت هم نداشتین
اون همین الان یه اثر انگشت زبانی رو دو دستی تقدیممون کرد
حکومت ایالات متحده
با تروریست ها معامله نمیکنه
اف بی ای ، یک دلقک بازیه
اونا سعی کردن که اون بمب گذاری ها رو به یک
ایزوله شده ی احمق نسبت بدن
بمب گذار دا.ف معروف ،
که برای 16 حمله در 17 سال متهم هست ،
حالا صحبت کرده
در چندین نامه که یکی از آنها برای نیویورک تایمز بوده
بمب گذار ، جامعه ی صنعتی رو محکوم کرده
ما بیانیه رو منتشر میکنیم و از نقشه اش بر علیه خودش استفاده میکنیم
خب قاتل زودیاک رو هم منتشر کردیم
آره ، و اونم همینطوری کشت و کشت و هیچکس هم نگرفتش
که دلیلشم همینه که الآن ، همگی ،
حکومت ایالات متحده ،
با تروریست ها مذاکره نمیکنه
هدف ما ، بیشتر ایده های تکثیر کننده هست
تا مجازات کردن افرادی با ایده های اختراع و پیشرفت که مثل آشغال هستن
این نمایانگر کل تصمیم من واسه نشر مطلب هست
میتونین ببرینش پیش جنت رنو و مدیر اف بی ای ، فری
یعنی من باید برم توی دفتر جنت رنو
و ازش بخوام که بخواطر درخواست یک تروریست اجازه ی نشر رو بده
و همش واسه اینکه شاید یکی املاشو تشخیص بده ؟
اگه بیانیه ی ما توسط نیویورک تایمز منتشر نشه ،
یا در یکی دیگه از هفته نامه های ملی ،
یک بمب دیگه آماده ی ارسال هست
باب گوچیونی هستم
ویرایشگر ارشد مجله ی پنت هاوس
من مکالمات شما رو با
نیو یورک تایمز دنبال کردم
و به نظرم پیشنهاد شما
برای دست برداشتن از بمب گذاری ، خیلی هوشمندانه هست
به همین علت من پیشنهاد نشر فوری
مطلب شما رو میدم ، بدون تغییر
و بصورت کامل ، در مجله ی پنت هاوس
محبوبیت و خواننده های ما ، مثل نیویورک تایمز هست
و میخوام که اینو هم بگم که
ما بزرگترین فروش مجله رو در پنتاگون داریم
آقای گوچیونی
ما بسیار خرسندیم و از شما ممنونیم
ولی ما مشکلی علیه مجله های سکسی نداریم
واضحه که به نفع ما هست که
یک مجله ی قابل احترام منتشر کنه
نیویورک تایمز حق نشر اول
بعد از اون واشینگتون پست
و بعد از اون ، پنت هاوس
به هر حال ، اگه فقط پنت هاوس منتشر کنه ،
ما این حق رو داریم که یک بمب مرگبار تر رو جایگذاری کنیم
قربان ، خواهشاً حالت انتشار رو هم در نظر بگیرین
اون یک بیانیه برامون فرستاد و این اشتباه اولش بود
و باید ازش سواستفاده کنیم
اولین اشتباهش ، در واقع نیتان ر... بود
و امروز ساعت 7 صبح
نیتان ر... رو پیدا کردیم
نیتان ر... یا بهتره بگیم نیتان رابینسون
بیرون از سن خوزه
یکی از آشنایان قدیمی حدس بزن کی
لیو فردریک برت ، سوژه ی شماره یک ما
تیم های اس او جی ما ، الان دارن رابینسون رو دنبال میکنن
متهم به تهدید های تروریستی هست
توسط افسر شهربانی
مواد مخدره ، فریب در پیام ها
داریم دنبالش میکنیم ، به احتمال زیاد
اون مارو به فردریک برت میرسونه
مدارک زبان شناسی ، برت رو گذاشت کنار
باشه فیتز
تو حرف خودتو زدی
ولی ما با تروریست ها معامله نمیکنیم
جنلی ، برو نیویورک
به روزنامه تایمز گزارش بده
منم میرم واشینگتون ، با رئیس فری و جنت رنو
دیگه همین رفقا
میا ، اونو ببین
اخه ، واقعاً برق میزنه ، نه ؟
هی
وای
وای
میدونی ، توی این شغل ، همش میگن
اگه شماها همه ی جواب هارو دارین ،
چرا تا الآن نگرفتینش ؟
اخه ، بیدار شین
و منم کلّی چیزا رو تحویلشون دادم ولی اصلاً گوش نمیدن
خب ، خیلی هم بد نیست
نه ؟ - نه -
چرا ؟ - ...چون -
از ساعت پنج گذشته ، منم بالاخره رسیدم اینجا
و هیچ بچه ای هم این دور و بر نیست
خب ، اون فقط یه بچه هست
خیلی سادست که درباره یه چیزی حساس بشی
و متوجه نشی که اشتباه میکنی
خیلی هم بچه نیست
و راستش اشتباه هم نمیکنه
فقط ، اون تجربه ی لازم رو نداره
دید کلّی رو نداره
خب ، نظرت چیه ؟
ارزششو داره ؟
این خودشه بت
اون همون پرونده ی خاصه
من با این توی یاد ها میمونم
این میراث من میشه
خیلی چیزا هست که بخواطرش به یاد میمونی
مین میتونم یه میلیون قاتل سریالی رو زندانی کنم
ولی همیشه اونی میمونم که بمب گذار دا.ف رو گیر انداخت
آره ، اون منم
اون منم ، واسه همیشه میمونم
خوش به حال تو ، هان ؟
عزیزم
این یه فرصت طلایی هست و فقط یدونه از اینا گیرم میاد
بعضی وقتا میگم که ای کاش...
فقط میشد کار رو بدم دست نفر بعدی
افتخاری نداره ولی فاجعه پیش نمیاد
فقط کمترین مقاومت هست
خیلی بده ، نه ؟
ضعفه
...ولی پسر
بهش فکر میکنم
جناب مدیر فری ، اس ای سی اکرمن
دادستان رینو ، به زودی در خدمتتون خواهد بود
ممنون
دان ، گوش کن
این مثل رقص کیک واک هست
تو فقط حرفی که دوست داره بشنوه رو بهش میزنی
یک تروریست رو منتشر نکن
لیو برت سر نخ خوبیه
و کلی هم دلیل و مدرک داری
اوهوم
همه ی مظنون های اول محکم هستن
آره
ببین ، یه پرونده ی داغون گیرت اومده
کسی توقع معجزه ازت نداره
رنو فقط میخواد مطمئن بشه که هممون کارمونو درست انجام میدیم
که داریم همین کارو هم میکنیم
و میخواد که یک پرونده ی تر و تمیز و بزرگ ببینه
که اینو هم داری
جنلی ، اکرمن هستم ، چه خبرا ؟
من توی نیویورک تایمز هستم و خبرای بدی دارم
اشکالی نداره ، مشکلی پیش نمیاد
ولی واسه ملاقاتم با شولز برگر زود رسیدم
یه یارو دسته بندی کننده نامه بود اونجا
منم تا میزش دنبالش رفتم
میدونی ، اون نوشته ی به نیتان ر... زنگ بزن ،
که روی نامه جاش مونده بود ،
و بمب گذار دا.ف نامه رو واسه تایمز فرستاده بود رو یادته ؟
خب ، این یارو که نامه هارو دسته بندی میکنه
و نامه رسیده به تایمز
و اونم خیلی یادداشت برمیداره
اون نامه ی بمب گذار دا.ف ، قبل از اینکه برسه دست ما
از اتاق نامه ها رد شده
و اون جای نوشته توسط رگی هالنگر درست شده بوده
کارآموز دسته بندی نامه ها توی تایمز
بمب گذار دا.ف ، اون یادداشت به نیتان ر... زنگ بزن رو ننوشته
اصلاً نیتان اری وجود نداره
یعنی داری میگی که ما دو ساله
یه سر نخ اشتباه رو دنبال میکردیم ؟
آره
...چنتا نیتان ر... رو ما
میدونم ، متأسفم
No comments yet. Be the first to leave one.