முதல் 200 வரிகள்.
برگرفته از وقایع حقیقی
برخی از رویدادها و شخصیت ها غیر واقعی هستند
دهم ژانویه 2005
*امیدوارم از دیدن این فیلم لذت ببرید* *با تشکر علی*
این فیلم حاوی الفاظ رکیک میباشد +18
سرقت قرن
...هنرهای رزمی، هنرهای پلاستیکی(هنر های تجسمی مثل مجسمه سازی، قالب گیری)
...تمام فعالیت های من هستند
...من میخوام...یه چیزی بشم
میخوام با اصالت وجودی من آشنا بشید
...فیلسوفی گفته
بزرگترین سود برای انسان
.یافتن حرفه(شغل) است
حقیقتی که هویت یک شخص .را مشخص میکند
حقیقتی که میتونی با آن
.زندگی ببخشی
...پس این برات امر ضروری هست
.برای یافتنش عجله کن
...رهاش نکن نزار در بره
با قدرت مخالفت نکن .به هر حال قدرت بیشتر فنی تره
:اینو هزار بار گفتم نباید مغلوب قدرت رقیب بشیم
ازش بعنوان ضد حمله استفاده میکنیم
دستاتو میگیری
و فن پل
دیدی؟
.خب. بیا
بانک ریو
میدونی برای ایجاد چنین سوراخی چه چیزایی لازم است؟
.سباس، میزو چیدم بیا
.الان میام، عشقم
!چه عجوزه ای
،اگه بخاطر اون نبود .نمیدونستم چه بلایی سر زندگیم میومد
اینو مطمئنم
!خب داشتی میگفتی
،اگه یکی دیگه بود میگفتم تو یه دیوونه
کون سوراخی
،تو دیوونه هستی ولی کون سوراخ نیستی
پس من کونیم
میخوام بدونم خودتو تو چه هچلی میخوای بندازی؟
،یه ماشین میخوای
و ابزار که من پولشو ندارم
پس اول باید یه سرمایه گذار پیدا کنی
...سرمایه گذار
تو دیوونه ای
.خداوند با شماست
و با روح او- ...به روایت سنت جان-
در حال حاضر چیزی ندارم
اما، اگه بخوای بهت کمک کنم روم حساب کن
کسی رو نداری معرفی کنی؟
.قلبهایمان را رها کنیم- .آنها در محضر پروردگار هستند-
...ما شکر گذار خداوندیم- .یه یارویی هست
.خدای ما
.خوب و درست است
...خوبه و حتما شکرگذاریم
انگار دارم میرم !استرالیا، خدای من
،این مثله تف کردنه .من فقط به مونته ویدئو میرم
برای مادر بیچارم که نوه هاشو ببینه
.منم مدت زیادیه ندیدمش
.درسته .اون خیلی پیره بیچاره
...اره، پیر شد
و شروع کرد به غرغر کردن
."بچه هارو پیشم نیار" ."اما ماما، بعضی وقتا باید تحمل کنی"
...باید از این فرصت استفاده کنیم درسته
...خب، من پول آوردم .نه، نه
وقتی مدارک رو تحویل دادیم پول بده
فقط چند روز طول میکشه
داده ها رو بررسی کردیم .و همش مال شماست
باشه، ولی من 2000 دلار آورده بودم
...الان نمیدونم !نه، این 2000 پزو(واحد پول مکزیک) است
!چه خبر خوبیه داری بهم میدی !!اره
پشت تلفن اشتباه شنیدم؟ گفتم 2000 دلار؟
!این چیزی بود که من متوجه شدم ...ببخشید، اونقدرها هم گرون نیست
خدای من... لطفا ببخشید
،خیلی بده ...الان نمیخوام برم خونه
دلم نمیخواد اینو بگیرم
،پول پیش منه میشه بزارمش پیش شما؟
...اگه، مشکلی هست بهم بگین .نه، نه، نه
میشه یه لطف بزرگی در حقم بکنی بله-
نه، فکر کن اصلا این هیچی نیست .واقعا میگم
.میزارمشون اینجا دو هزار پزو رو میارم
بله، این دلار هارو بهت پس میگردونم لطفا
اره، اینا برای شماست
،و بهم بگو مدت زیادیه که ازدواج کردی؟
.خب تموم شد بله، 500 تا شد، بله
...اره، ارزش دیدنشو داره
...ممنونم. کلییر
...اگه پدرت نیاد هیچوقت نمیبینمت
بای، میبوسمت
من دارم کار میکنم... فقط همین
اوضاع و احوالت چطوره، مراقب خودت هستی دیگه؟ خیلی خوب. همه چی عالیه
خیلی مناسب منه
...موسسهٔ حقوقی
...رفت آمد کارآموزان رو مداوم ثبت میکنم
مگه کامپیوتری ثبت نمیکردند؟
خب، سال قبل چرا کار میکرد اما دیگه کار نمیکنه
دیگه راهی نیست متاسفانه، دیگه کاریش نمیشه کرد
تمومه
عالیه، این محشره
و لو، کی باهم شام بخوریم؟
امشب، روز نمایشه امشب رو نمیتونم
خودتو تو دردسر ننداز، بابا
...چه دردسری دیگه خبری از دردسر نیست. دوست دارم
منم همینطور
آرایــــشگر
!اره اینجاست
خطر برق گرفتگی
!به لارین سلام برسون
بای
!خدای من
خدای من... نفسم بند اومد !زهره ترک شدم
منم ترسیدم
ببین هنوزم دارم میلرزم
!!ببخشید، اگه منم ترسوندمت
اسمتون چیه؟ ...کارمن... و شما
.من انریکه هستم، گوتیرز ...انریکه، نه
نه،چون اینجا تازه اومدم کارمو از دیروز شروع کرده ام
...دارم یه کاری رو انجام میدم
اونا گفتند فردا همه چیز رو برای امضا آماده کنم
نمی تونم سانانِز رو پیدا کنم کجا میتونه باشه
تو میدونی کجا میتونه باشه؟ ،نه، من مسئول نظافت اینجام
نمیدونم کجاست
... چه بدشانسی
،چرا به دکتر رُزا زنگ نمیزنی شاید اون بدونه
پس من یه کم دیگه اینجا میمونم
باشه ...نه
پس، کاری رو که از عهدش برمیای بكن
بای عزیزم، از دیدنت خوشبخت شدم
کارمِن، بای ...چقدر خوشگل، کارمنسیتا
...انریکه به من گفت که گوتیرِز. کارآموز
،اگه بپرسی کارآموز عصر اومد
درسته. برای مورد سانانِز
بای، عزیزم موفق باشی
...کجا میتونه باشه
...سانانِز، سانانِز
الو، ماریو فِرناندو آراجو صحبت میکنه
داک دبازا گفت برای کار باهات تماس بگیرم
من الان توی ماشینم و تو داری داخل یه بار میشی
دوست دارم باهات صحبت کنم امیدوارم خشن رفتار نکنی
اگه بتونی، همدیگرو ملاقات کنیم
روز جمعه تو بستنی فروشی نیا نیا
،مکان عمومیه
پس میتونی احساس امنیت بکنی
.من آدم روان پریشی نیستم(روانی)
راس ساعت 5 اونجا منتظرتم
معذرت میخوام ...اگه مزاحمت شدم
چه غلطی میکنی، احمق؟
چرا تعقیبم میکنی؟ کی هستی؟
آرا جو. فرناندو آرا جو
چی میخوای عوضی؟ اسلحه داری؟
اسلحه داری؟ نگران نباش. چیزی نیست
نه، هیچی؟ -نه
!باهام درنیوفت، عوضی میخوای منو بگا بدی؟
فرناندو، میخوای منو بگا بدی؟
میخوای منو بگا بدی؟
ماریتو، داک م
شمارتو به یه دوست دادم پسر خوبیه
،باهاش خوب رفتار کن چیزای جالبی میخواد اتفاق بیوفته
بهم اطلاع بده
الو، ماریو فرناندو آرا ْ جو صحبت میکنه
داک دِبازا گفت برای کار باهات تماس بگیرم
من الان توی ماشینم و تو داری داخل یه بار میشی
دوست دارم باهات صحبت کنم امیدوارم خشن رفتار نکنی
اگه بتونی، همدیگرو ملاقات کنیم
روز جمعه تو بستنی فروشی نیا نیا
،مکان عمومیه
پس میتونی احساس امنیت بکنی
.من آدم روان پریشی نیستم(روانی) راس ساعت 5 اونجا منتظرتم
معذرت میخوام ...اگه مزاحمت شدم
چه غلطی میکنی، احمق؟
هی، فرناندو
ماریو. چطوری؟
خوبم! خوب
مدت زیادیه که منو ندیدی
روبراهی؟ اره! اره
.عمه ات؟ عمه ام،خوبه
خوبه
ببین، فرناندیتو، من تنهایی کار میکنم
نمیدونم،چرا داک گفته باهات صحبت کنم
چون تو کارت بهترینی
...استعدادشو داری... خایشو داری
و پول
فرزندی داری؟
ماریو، از چیزی که میخوام بگم ،ناراحت نشو
میدونی برای چی چندین بار دستگیر شده ای؟
نه
لطفا بگو چون کم میدزدی
من فرار نمیکنم من دزد نیستم
من یه سارق حرفه ای هستم درست میگی
هر چیزی با اسمش مشخص میشه
یه پیشنهادی برات دارم
...یه سرقت
!غول آسا
میتونم یه چیزی نشونت بدم؟
اما تو، تو صندوق پول مشتریان هیچ پولی نداری
،بانک مرکزی اعلام کرده که
وقتی بیش از 10,000 پزو داشته باشی
صندوقدار باید اونارو تو انبار زیر زمینی بزاره
میزنی؟ -نه نه
بخش مورد توجه گاوصندوق است، که
بانک پول هارو توش نگه میداره
No comments yet. Be the first to leave one.