முதல் 200 வரிகள்.
آنچه در پُـــل گذشت
خيلي بد شد که ديويد تيت تحت بازداشت آمريکايي هائه
اون پسر يه پليس رو کشته
اينطرف کاري ميکرديم تقاص پس بده
دنبال يه شريک جديد ميگردم
من شريکي ندارم
کارگر دارم
و من هم يه تونل دارم
من با زن ها قرار ميذارم مايه ننگ خونواده ام
برو بيرون
با کمال ميل
بهم وحي شده
ايوا، ميخوام بکنمش زنم
ايوا رفته
هي هي
داري کجا ميري؟
کلونياس
ميتونم برسونمت
کارگاه کراس
عروسم گم شده
يه چيزي ديدم
...اون دختري که دنبالش ميکشتي
تو يه کلانتري ديدمش
ششش
...خواهش ميکنم
آروم باش
بايد بره بيمارستان
مراقبش باش
تو پسر خوبي هستي
خدايا
¶ تا وقتي که با تو ¶
¶ يکي شوم ¶
¶ قلب من ¶
¶ نبايد ¶
¶ تو را از ياد ببرد ¶
¶ عشق ما اشتباه گرفته خواهد شد ¶
زیرنویس و ترجمه از Hamed Batlaghi & .:MILAD:.
طوريت نيست
طوريت نيست
ميخواي بري بُرُس رو بياري؟
حتما - برو بيارش -
ميخواي يه دور خوب بهش برس بکشي؟
حتما
بايد آروم بشه
ميخوام بفروشمش به يه مرد از بخش ماريون
...نميدونم از اين اسب پير ميخواد چکار کنه
ميخواي بازنشست بشي؟
کاغذهاش الان دوماهه که رو ميزم بودن
کارمن ميگه دارم تعلّل ميکنم شايد همينطور باشه
خب، من بايد بدونم آره يا نه؟
در حال حاضر نه نه، نميخوام بازنشست بشم
خوبه
چطور اين خوبه؟
ميخوام رو پرونده ي دختر مرده ي خوارز کار کنم
...اين درباره ي
عروس فرضي استيون ليندر ـه؟
آره
...سونيا، اون مردي ـه
که بهتره زياد به حرفاش حساب نکني
گفتش ماشيني که ايوا رو سوار کرده پلاکش مال آمريکا بوده
اگه امريکا تو اين جريان دست داشته باشه، چي؟
مسئوليت ماست که يه کاري بکنيم
آره، مسئوليت شايد
ولي جرو حوزه ي قضايي مون نيست
...خب، اگر يه آمريکايي مرتکب يه جرم بزرگ بشه
،مثل قتل توي مکزيک
حوزه ي قضايي توسط دو طرف تعيين ميشه
پس داشتي قانون رو ميخوندي
اونا بايد يه کاري بکنن، هنک
...هي سونيا
منو نگاه کن
،براي 15 سال اخير، پليس مکزيک، ما
ارتش مکزيک، اف بي آي، همه داشتن رو اون پرونده کار ميکردن
پيگردهايي قانوني صورت گرفته اصلا، کسايي هم محکوم شدن
،هر جوري آدمي بخواي رو زنداني کردن ولي با اينوجود هم اون دختر ها ميميرن
يه سياهچاله ست
ميخوام رو پرونده ي دخترهاي مُرده با مارکو کار کنم
اگه بازنشست بشي، حوصله ت سر ميره
ممنون از کمکت
اون زن ها تو مرده شور خونه شانس بيشتري دارن
اونا تو مرده شور خونه هم گشت ميزنن
ميدونم، اگه تا 15 دقيقه ديگه نرفتن از اينجا بيرونشون کن
ممنون
بيرون
نوشيدني به حساب من
سعي ميکنم برا کارهاي حساسم از دفتر استفاده نکنم
نميدونم مانتي به نظر مياد توهم زده باشي
توافق هاي حق المشاوره
اينارو امضا کنين و بعدش ميتونين از مزيت هاي وکيل و موکل استفاده کنين
من خودم وکيل دارم
برا اين قضيه نداري
حق الزحمه ي من ده درصد سود شرکت ـه
شرکت؟ کدوم شرکت؟
خدمات ترابري ميلرايت
شما مديرش هستين و ري و سزار هم کارگرهاتون
...دستيارم بنجامين ديلارج
بهتون کمک ميکنه که يه حساب مناسب توي بانک ملي ريبورن باز کنين
همچنين ترتيب اداره ماليات هم ميده
،واو واو هي، هر معامله اي که داشتي جوش ميدادي
يکي يادش رفته که يه يادداشت برا آقا ري-ري بفرسته
دادا، ده درصد؟ يه ذره قيمت بالاست
عرف صنعت همينه
...صنعت، ببين، تکس
بذار طرف حرفشو بزنه، ري-ري - ممنون، سزار -
،مهم اينه که اين وسط همه سود ميبرن بنابراين همون ده درصد
موافقيم، مانتي
فاستو ازم خواست باهاش برم شام بخورم
بايد برم؟
به هيچ وجه، شلي
فکر نکنم فکر خوبي باشه، خانم
آقاي گالون دوست داره چيزي که ميخواد رو به دست بياره
شيفته ي شما شده، خانم ميلرايت
يه نظريه که در اختيارتون ميذارم
بهش بگو که با شرايطش موافقيم
ممنون براي همه چي، مانتي
باعث افتخار من ـه، خانم ميلرايت
چار، اصلا نميدونم جريان چيه
جرياني وجود نداره، ري
،ميتوني با چيزي که مانتي داري پيشنهاد ميده موافقت کني يا ميتوني بري
به همين سادگي
برم؟
تو منو آوردي اينجا که بهت کمک کنم
کمکم کني؟
تو بدون اطلاع من با تيم رو هم ريختي
آره ميدونم، متاسفم
...ميدوني، وقتي يه فرصت به دست ميارم و
کُس ليسي
اون هم يه فرصت بود؟
اون بهم تجاوز کرد - اوه، جدي، ري؟ -
آره، يه جور قضيه مخصوص کارتل بود، ميدوني چي ميگم
فقط داشتم کاري که مجبور بودم رو ميکردم
خب، من هم الان کاريو ميکنم که مجبورم
از خودم محافظت ميکنم
تو با مني يا نه؟
آره، لعنتي
شرمنده، جيگر
يه کم بهم احترام بذار
چي؟ کون محشري داري دست خودم نبود
تو الان ديگه برا من کار ميکني
سزار هم ميزنه در کونم؟ - نه خانم -
بيخيال اين قضيه نميشي، ها؟
ميدونستم که مياي
منم از ديدنت خوشحالم
سيليا اومد پيش من
ايوا گرا رو داخل کلانتري ديده بود
چي؟ بازداشت شده؟
نه، ديگه اونجا نيست
...پس اون
از کلانتري شما ناپديد شده؟
اينو نميدونم
سيليا ديدتش تنها چيري که در حال حاضر ميدونم، همينه
اين قضيه رو به سروان ـتون گفتي؟
بايد با يکي که بهش اعتماد داشتم حرف ميزدم
...سونيا
يه همچين چيزي لايه هاي زيادي داره
خطرناک ـه
بايد مراقب باشي
ميدونم
ما بايد مراقب باشيم
...اين ديگه چه کوفتيه کيک فنجوني؟
اولين روز برگشتنت ـه
بهت گفتم که نميخوام بزرگش کنم
خوب چيز بزرگيه خب
بيخيال، خيلي حال ميده آدم هايي که تظاهر ميکنن دلشون برات تنگ شده رو ديد
ببين، من فقط ميخوام برگردم سر کار، باشه؟
شايد با دادستان کل درباره ...تيت حرف بزنيم، شايد
شري ميخواد فعلا که تازه اومدي آروم پيش بري
آروم پيش برم؟
اين ديگي چه معني ميده؟ خبر درباره جلسه يه کلوپ کواينوس؟
ميلي کوانتانا اين شنبه صد ساله ميشه
چهارصد کلمه، تکون دهنده
...ترجيج ميده يه مداد بکنم تو چشمم
تا اون داستان رو بنويسم
بيا بيخيال کيک فنجوني بشيم سوار شو، بزن بريم
بيا بريم تمومش کنيم
پيري ها
حالا اصلا کي دلش ميخواد صد ساله بشه؟
بچه خوبي باش
تلويزيون روشنه
هي، آدريانا اين اصلا خوب به نظر نميرسه
ممکنه صدمه ديده باشه برو، برو يه چرخي بزن
ببين در پشتي يا پنجره اي هست
هي، هي خانم
هي، خانم
مُرده
من يه نگاه به اطراف ميندازم
يا مقدسات
لعنتي
بايد عجله کنيم
مطمئني که اينجا ديديش؟
آره، سه روز پيش
پس چرا تو سيسيتم نيست؟
نميدونم اينجا بودش
اوناهاش، نگهش دار
خودشه
مرده رو ميشناسي؟
نه، نميتونم تشخيصش بدم
مارکو؟
اوه لعنتي
داري کار ميکني؟
No comments yet. Be the first to leave one.