முதல் 200 வரிகள்.
همینجا؟ - آره -
خیلی خب
تاحالا از این کارها نکردم. چیکار کنم؟
خودت باش
سعی کن توجه نکنی یه دوربین داره ازت عکس میگیره
خیلی خب
.راجع به خودت بهم بگو اهل کجایی؟
تگزاس - تگزاس؟ واقعا -
چی باعث شد بیای به ایالت وایومینگ؟
...من و دوست پسرم میخواستیم
خب، بهتره بگم دوست پسر سابقم
،میخواستیم همه 50 ایالت رو ببینیم
...که بتونیم بگیم همه ایالت رو دیدم قبل از این که
لعنتی
واقعا متاسفم
هی
لازم نیست عذرخواهی کنی
خیلی خجالت آوره
نه نیست
منو ببین
خیلی زیبا هستی، باشه؟ اشکالی نداره
همینطور حرف بزن. باشه؟
...آره خلاصه، ما
...دنبال یه ماجراجویی بزرگ بودیم
قبل از این که بچه به دنیا بیاد
خلاصه... برنامهمون این بود
...بعدش
طرف گذاشت و رفت
...و من
...و منم نمیدونم تقصیر من بود یا خودش
خودش نمیخواست بابا بشه
به خانوادهات گفتی؟
نه
...نه، مامانم هیچوقت ازش خوشش نیومد و منم
نمیخوام "بهت گفتم"هاش رو بشنوم
من... خیلی میترسم
،یعنی خب میدونستم رابطه باهاش ریسکی بود
ولی خب آخه، ریدم تو این وضع
رابطه با همه ریسکیه
نمیدونم
واقعا متاسفم
...دارم ورور میکنم. من
من هنوز فرصت نکردم با کسی ...درموردش صحبت کنم و من
واقعا نیاز داشتم با یه نفر حرف بزنم. ممنون
چه غلطی میکنی؟
اونی که میخوام نیست
آره، دلم براش نمیسوزه
آدمی نیست که باهات همدردی کنه - به نظر عصبانی میاد -
آره همینه. به نظر عصبانی میاد
قیافهاش چی؟
بد نیست
شبیه اون دختر تو اون فیلمه هست یکم
...همون
همون فیلمی که درمورد معتادهای پارک مرکزی نیویورکه
آره، حالم ازش بهم خورد. تو خوشت اومد؟
نه - بد بود. خیلی بد بود -
مزخرف بود
... میخواین دوباره بخونمش یا
نه، عالی بود
اینجا نوشته که شما رشته بازیگری رو توی دانشگاه کلمبیا گذروندین
بله
یکی از دوستانم هم اون طرح رو گذروند
طرح فوق العادهای هستش. آره
چه سالی فارغ التحصیل شدی؟
شاید هم دیگه رو بشناسین
شاید. اسمشون چیه؟
کوین وتمور
احتمالا قبل از من اونجا درس میخوندن
از کجا معلوم بعد از تو اونجا درس نمیخونده؟
و با برهنه شدن که مشکلی نداری، نه؟
چرا، من به درد این کارها نمیخورم
نه من... مطمئنم که جذابن
خیلی خب. خبرتون میکنیم
...خیلی خب
خیلی خب، بسیار عالی. خیلی ممنون - بله -
ما از شما ممنونیم
روزتون خوش. همیشه از دیدنتون خوشحال میشم
همینطور - همینطور -
ممنون
خیلی خب. شریل - بله؟ -
نه - نه -
جنت
جنت - جنت -
«نگار مجلس»
و خیلی ممنونم که مدام از من دعوت میکنین که بیام تست بازیگری بدم
خیلی ممنون میشم
،اگه موقع خوندن دیالوگها به من نگاه کنین و نه به میز
این کار... خیلی خوشحالم میکنه
خیلی خب
این خیلی مهمه
،همیشه پیش نمیاد که مدیرهای شبکهها مستقیما به بازیگرها، نکتهای رو بکن
ولی این بهترین بخش ماجراست
یکیشون من رو کشید کنار و گفت: قیافهات
قیافهات خیلی شخصیت داره
،که عالیه. یعنی اگه تستم خوب پیش بره
یه نقشی بهم میدن که مدام ازش استفاده میشه
...حالا نه هر قسمت، ولی خب میدونین
حالت چطوره؟
سلام - چطور پیش رفت؟ -
...به نظرم... نچندان
به نظرم نچندان جالب
چی؟ شوخی میکنی - آره -
میدونم. دوباره برای هیچ و پوچ همه اون دیالوگها رو تمرین کردیم
نه، بازیگری هیچوقت برای هیچ و پوچ نیست
،من داشتم بازی میکردم تو داشتی بازی میکردی. بازیگرا بازی میکنن دیگه
خیلی لطف داری، تری - نه، جدی میگم -
،ببین، از سر لطف حرفی نمیزنم جدی میگم
وقتی تصمیم گرفتی زمزمه کنی
وقتی داشتی درمورد مادرت حرف میزدی رو یادته؟ مو به تنم سیخ شد
گویا تست بازیگریت خوب پیش رفت، ها؟
...خب، نمیخوام از خودم آره خب، خیلی خوب پیش رفت
از اول تا آخرش رو برام تعریف کن
خیلی کارت خوبه. نمیدونم چطوریه که کاری برات پیدا نمیشه
بله؟ - سلام، شریل، هلن باهات کار داره -
تری. یه لحظه صبرکن فقط
مشکلی نیست
ببخشید، جواب تلفنت رو ندادم
یکی از بازیگرهام از سر صحنه بلند شد رفت - آره -
.کارگردان با یه اسلحه شلیک کرد اصلا شیر تو شیری شده
...واو، چقدر
چقدر پشم ریزون
.نه، تازه رسیدم خونه زنگ زدن؟
عاشقت شدن
نه، واقعا فکر نکنم عاشقم شده باشن
خب، به نظرشون دقیقا اون کسی نبودی که دنبالش بودن
چقدر خوبه - ...گفتن به نظر یکم زیادی -
آره، فکر کنم چند هفته دیگه قراره براش یه تست بدم
مطمئن نبودن که تو برای پروژهشون مشتاق بودی یا نه
.آخه خب، دارم سعیم رو میکنم ولی خب، باشه
به نظرم تازگی داریم زیادی این بازخورد رو میگیریم
هنوزم داری با اون مربی بازیگری ...کار میکنی؟ میشه یکی دیگه برات
ببین هلن - بله؟ -
به نظرم خودم میتونم حرف دلت رو بزنم
آره، دارم وراجی میکنم. بگو
دارم تمام تلاشم رو میکنم ...و به جایی نمیرسم، پس
دیگه مطمئن نیستم چرا تو لس آنجلس موندم
خیلیها همچین حسی رو تجربه میکنن
صحیح
هلن، به زور پول اجارهام رو میدم
یه لحظه واستا. رابین، اون رو بده به من
ممنون. شریل؟ عزیزم؟ - بله؟ -
خیلی خب عزیزم، استدیوهای ایبیسی رو ...که میدونی کجاست که اون برنامهها رو توش
میدونی کجا رو میگم
همون استودیوهای شهر ولی - آره، آره، آره -
خب، برات یه نقش مهمان توی یه برنامه تلوزیونی جور کردم
صبرکن، جدی میگی؟ - آره. باور کن. جمعه -
صحیح، ولی برای اون نقش تست ندادم
لازم نبود
،براشون رزومهات رو فرستادم به نظرشون برای نقش عالی هستی
برنامهاش چیه؟
،مجرد شماره سه
،اگه من یه دسر بستنی بودم
میخواستی چه طعمی داشته باشم و چطور من رو میخوردی؟
،خب، اگه زن سابقم میبودی میگفتم بستنی شکلاتی با دونههای مارشملو
یه نوشیدنی لازم دارم
من که خودم از وانیلی خوشم میاد - آره -
نه، فکر نمیکردم میام اینجا ...و مشهور میشم. فقط
فکر میکردم اگه مرتب تلاش کنم ...و واقعا هم دارم میکنم
آره، نشستی تو خونهات و دیالوگها رو تمرین میکنی
بیشتر اوقات، صدات رو میشنوم
یه سری توصیه دارم برات
چندتا توصیه دارم
حتی دو ساله سر قراری هم نرفتم
چون نمیخواستم چیزی حواسم رو پرت کنه
...و حالا
...نمیدونم. هلن
،هلن میگه نقش خوبیه ،چون باعث میشه دیده بشم
،و خب سالی فیلد هم یه زمانی تو برنامه بوده پس حرفش چندان هم اشتباه نیست
...منتها بازم حس میکنم
تو از این چیزها بهتری؟
به نظرت زیادی دارم غر میزنم؟
،نه، از این چیزها بهتری ولی هنوزم به نظرم چیز خوبیه
برنامه رو میگی؟
جدی - چرا؟ -
چون قراره با یه آدم بیسر و پا آشنا بشی
که قراره کلا دو دقیقه با هم وقت بگذرونین ،و حالت ازش بهم بخوره
و بعدش دوباره برمیگردی اینجا
همینجا تو بار و درموردش با من میگیم و میخندیم
چرا باید حالم ازش بهم بخوره؟
چون قراره یه آدم اسکل باشه
و تو ترجیح میدی با من وقت بگذرونی به جاش
آره، معلومه - معلومه -
آخه خب تو عملا تنها دوستی هستی که اینجا دارم
...خب
و این خوبه
خیلی خب، بریم بالا؟ یه لیوان دیگه؟
...نه، بهتره نخوردم. من، میدونی که
...فرصت طلایی زندگیم فردا از راه میرسه و خب
نمیخوام سر و وضعم افتضاح باشه
امکان نداره سر و وضعت افتضاح باشه
همیشه خدا خوشگلی
لطف داری
وای خدا، ببخشید
یک دفعه جا خوردم
...نه، یه لحظه قلقلکم
یک دفعه جا خوردم
...ببخشید، من
.به نظرم یکم زیادی حساس شدم روز... خیلی عجیبی رو گذروندم
...آره، من
میفهمم چی میگی
No comments yet. Be the first to leave one.