Crouching Tiger, Hidden Dragon: Sword of Destiny

Crouching Tiger, Hidden Dragon: Sword of Destiny

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

வெளியீட்டு விவரம்

Crouching Tiger, Hidden Dragon: Sword of Destiny 2016 1080p YIFY RARBG
கருத்துரை வழங்கியவர் ABR
هماهنگ کننده : ووفیک..تمام بلوری ها ....زمان فیلم 01:42:30

குறிச்சொற்கள்

1080
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2018-08-31
பதிவிறக்கங்கள்: 70
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

تــرجــمــه از نــغــمــه و رضـــا :.:. N@aNa@ & DeathStroke .:.:

تنظيم مجدد از Voofic

اين هجدهمين ساله که از مرگ عزيزم لي مو باي مي‌گذره

در حال حاضر پيروان سَبک آهنين

پراکنده شدن و بينشون فاصله افتاده

قبايل براي حکمفرمايي بر دنياي هنرهاي رزمي مي‌جنگند

در اين دنيا اميدوارم از لغزش و گمراهي به دور باشم

مثل يک شبح فراموش شده

ببر خيزان، اژدهاي پنهان: شمشير سرنوشت

نقل شده است شهرت يک استاد

پنج سال پس از مرگش در يادها مي ماند

و اسم يک شمشيرزن تا بيست سال به ياد مي‌ماند

اين به معناي ستايش است

اما من اعتقاد دارم که اين يه نفرينه

خب، اينجا چي داريم

اين دختر ميگه مي‌خواد به فرقه‌ي ما ملحق بشه

نگهبان‌ها اون رو در دروازه‌ي معبد پيدا کردن

چي باعث شده بياي اينجا

من دنبال هيديس داي از لوتوس غربي مي‌گردم

مردي به قدري بزرگ که به دنياي هنرهاي رزمي حکمفرمايي کنه

الان ديگه پيداش کردي ازم چي مي‌خواي

جلوش رو بگيرين

بزاريد بره

بزاريد به کسي تبديل بشه که ارزش کشتن رو داشته باشه

وي فانگ

خودت رو نشون بده

تو کي هستي

از اون بپرس

وي فانگ

تو کي هستي

من رو ببر پيش لرد داي و منم پاداشي بزرگتر از اوني که دنبالش مي‌گرده، بهش ميدم

اين ها هنوز اينجا هستن ولي مردم تغيير کردن

مرگ جناب ته دوباره من رو با خاطرات و جنگ هاي دنيای

هنرهاي زمي‌اي که به مدت بيست سال ترکش کرده بودم، موجه کرد

هيديس داي مي‌دونست که من از انزوا

براي سوگواري مردي که برام در حکم پدر بود، ميام

استاد يو رسيدن، قربان

شو لين

تو روزي غم‌انگيز رو منور کردي

مطمئن شدم که اموالت در امن و امان بمونن

مي‌دونستم که مياي

فقط تو نمي‌دونستي توي راه بهم حمله شد

از وقتي پدرم فوت کرد، دو شمشير زن کشته شدن

هيديس داي مي‌دونه که جنگجويي به بزرگي تو از هيچ چي نمي‌ترسه

متأسفم که در خطر بودي

وظيفمه که براي سهيم شدن در غمِ از دست رفتگان شما اينجا باشم

از دست‌رفته‌ي ما

پدرم هميشه شما رو به عنوان خانواده مي‌ديد

مخفي نشده

پدرم در سال آخر زندگيش، خواست جايي بزاريمش که بتونه ببينه

اين شمشير روزهاي پرافتخارتر رو يادش مي‌نداخت

اين شمشير مصيبت‌هاي زيادي رو در برداره

در صدرش

لي‌مو باي

وقتي شما دونفر اينجا بودين من يه شاگردشون بودم

مرگ ايشون همه‌مون رو متأثر کرد

پدرم، فکر مي‌کرد شما باهاش ازدواج مي‌کنيد

نمي‌تونستيم

به کس ديگه‌اي قول داده بودم

اين بايد محکم قفل بشه

لردي بزرگ مرده

و تو مي‌خواي از اين زمان هرج و مرج استفاده کني

تا به عنوان رهبر حقيقي دنيای هنرهاي رزمي پديدار بشي

ذهنم رو مي‌خوني نه، جاه‌طلبيت رو خوندم

اين شمشير عاليه

اما يه شمشير عالي‌تر هم وجود داره

سرنوشت سبز

سرنوشت سبز سال‌ها پيش گم شد

گم نشد مخفي شد

خاندان ته نگهش داشتن

منم به خونه‌ي برادر امپراطور حمله کنم

فقط يک نفر رو بفرستي کافيه

اون پسر همون کسي که به خاطر ناتواني ترد شد

بهانه‌ام فقط به خاطر وي فانگ نيست

آموزشش کامل نشده

تنهايي فرستادنش به اين مأموريت، خودکشيه

شايد بتونم اون من رو به تو رسوند

پسره رو بفرستين

اون و شمشير با سرنوشت به هم گره خوردن

ديدمش

اون خانم جوان کيه

به نظرم دختر يکي از مقامات باشه

آدم‌هاي زيادي براي اداي احترام اومدن

دزد

دزد دزد توي خونه‌ست

اين مرد کيه

يه صدايي شنيدم

اون سعي داشت شمشير رو بدزده

من سعي داشتم شمشير رو

ما يه دزد رو گرفتيم

اون بيشتر از يه دزده

اون لوتوس غربيه اون به کالسکه‌ام حمله کرد

ببريدش پيش پليس نه همينجا نگهش دارين

هيديس داي توي اين مأموريت به سادگي شکست نمي‌خوره

،اگه اين پسر براي اون ارزشي داشته باشه شايد براي ما هم ارزشي داشته باشه

بسيار خب

زندانيش کنيد و محوطه رو ايمن کنيد

باشه

چه بلايي سرش مياد همون پسره

تو کي هستي

بهم ميگن گلدان برفي

اومدم که به جناب ته اداي احترام کنم

نگرانيت براي اون دزد چي

کنجکاوي رو با نگراني اشتباه گرفتي

اون به همون قدرتمندي‌اي که ميگن هست

در دست آدم درستي باشه، آره

بهم ياد بده

همين الانش هم خيلي خوب آموزش ديدي

مي‌خوام بيشتر ياد بگيرم

مي‌خوام از همون راهي که درپيش گرفتي برم

با جان و دل بهتون خدمت مي‌کنم

من نيازي به خدمتکار ندارم، گلدان برفي

زندگي من انزواست و به زودي دوباره منزوي ميشم

اگه دنبال يه استادي، بايد جاي ديگه‌اي دنبالش بگردي

يه شب سرما کشيدن زبونت رو ازت گرفته

اين قفس رو باز کن تا دندونت رو ازت بگيرم

کافيه

اسمت چيه وي فانگ

خب، هيديس داي شمشير رو مي‌خواد

بزار الان با شمشير از اينجا برم تا در امان باشي

وگرنه، اين خونه غرق در خون ميشه

بايد به امپراطور پيغام بفرستين

در جنوب يه جنگ داريم

نمي‌تونم با اين امورات مربوط به اموات آزرده خاطرش کنم

حرف من به اندازه‌ي پدرم، براي امپراطور سند داره

اين شمشير بايد فوراً از اينجا برده بشه

امن‌ترين جا همين‌جاست، شو لين

اگه لوتوس غربي اون شمشير رو بخواد، هيچ‌جا امن نيست

بايد به معبد وودانگ در بالاي کوه برده بشه

نه من براي پدرم قسم خوردم

که در اين خونه از سرنوشت سبز نگهباني و محافظت مي‌کنم

جناب ته درک مي‌کنه

تو جاي خودت رو توي اين خونه و احترام خيلي زيادي بدست آوردي

فقط از طرف تو، شو لين

هميشه همينطوري بود

پس الان بهم گوش کن

اگه هيديس بياد اينجا، همه چي رو نابود مي‌کني

هيچکس زنده نمي‌مونه ما چاره‌اي نداريم

قولي که به پدرم دادم تنها چيزيه که باهاش مي‌تونم توي اين خونه افتخار بدست بيارم

ارزش زندگيم رو داره، شو لين

بايد از مهمون‌ها بخوايم که برن

تو مي‌موني تو هميشه به براي کمک به پدرم ميومدي و پدرم به کمک تو ميومد

کمک مي‌کني

تا وقتي که بهم نياز باشه اينجا مي‌مونم

به مهمون‌ها ميگم که برن

دختري رو که اون دزد رو گرفت، نگه دار

اون ازم خواست که بهش ياد بدم

اما به گمونم اون مي‌تونه به ما ياد بده

ما به کمک بيشتر احتياج پيدا مي‌کنيم

چند تا نگهبان ديگه استخدام مي‌کنم

ما به اونايي نياز داريم که توانايي‌شون بيشتر از نگهبان‌هاست

جنگجوياني وجود دارند که زماني در برابر اينگونه ناعدالتي‌اي قد علم کردند

پيروان حقيقي هنوز پاسخ اين ندا را مي‌هند

سيرت آهنين افسانه نيست

هنوز افسانه نشده

دارم بهت ميگم که به درد اين کار مي‌خورم

تو به هيچ دردي نمي‌خوري

ما براي حکم تو مناسب هستيم

من 30 شمشيرزن با هزينه‌ي نفري 20 اونس نقره دارم

اين

هدر دادن ششصد اونس

نقره‌ست

جناب ته با اساتيد قلم و شمشير مفتخر شد

اگه خاندانش نيازي داشته باشه، افراد سيرت آهنين بايد براي احترام به هدفش آماده کمک باشن

نه به خاطر وعده‌ي پول و ثروت

حق با دوستمه

اين حکم براي تو نيست

اگه بگم واسه منه چي

درموردش فکر کن

اونا اينقدرا هم سرعت ندارن

،به عنوان يه مرد کوچولو و تنها حرفاي گنده‌تر از دهنت مي‌زني

اون تنها نيست

من طرف اون هستم

شمشير پرّان از شانتونگ، درخدمت شما هستم

منم همينطور

چان مشت غرّان، معروف در ژجيانگ

و من

شی دارت نقره‌اي

معروف در فوجو

منم همينطور، مای لاکپشت هستم معروف در

اين ميخانه

تو کي هستي

به من ميگن گرگ خاموش

بايد دوباره همه‌ي ميزها رو درست کنيم

کي خاندان ته رو تهديد مي‌کنه

لوتوس غربي

براي محافظت از خونه شمشيرزن نياز دارم

الان 4 تا شمشيرزن ديگه هم داري

تا به ارتشت اضافه کني ارتشت چند نفرن

منظورت صده

5دونه

خب، 5 نفري که مي‌تونن بجنگن بهتر از 500نفري هستن که مي‌تونن فرار کنن

يه نوشيدني لازم دارم

به حساب صاحب ميخونه

ديگه برنگرد

بزار آموزش رو شروع کنيم

،فقط با چشمات نگاه نکن با ذهنت گوش کن

دوباره

دوباره

حس کنجکاوي تو نسبت به اون پسر

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left