முதல் 200 வரிகள்.
« عشق زخم میزند »
« تنها بازندهها تسلیم میشوند »
« درد خروج ضعف از بدن است »
!لو لو
!لو لو
!لو لو
ایناهاشی - «سلام، «دیزی -
انگار خیلی مشغولی
!آره
ایول - به به -
چه خبر، دیزی؟
میخواستم بپرسم احیاناً نمیخوای
بعداً یه جا همدیگه رو ببینیم؟
«بریم «وینکی
...«باید توی یه کاری برم کمک «بِث
باید کمکش کنم خیلی خستهکنندهست
آه! لو لوی بیچاره
همیشه هوای آجیش رو داره
باید یاد نیازهای خودت هم باشی
...ولی اینجا هم یه مقدار کار دارم دیگه
وقت داری
اصلاً امشب مهمون من باش
...نیازی نیازی به این کار نیست
مگه چیه؟ عیب نداره
خوش بگذره. قرارمون واسه بعداً
...آخه
سلام، رفیق
،وقتی آدم سیگار میکشه
مادهای به اسم نیکوتین رو استنشاق میکنه
میشه کلمهی ماده رو با سم عوض کرد
،مثل هر چیزی که پایه و اساس محکمی نداره
شست و شوی مغزیاش بسیار پوشیالیه
و در آن واحد
فرو میپاشه
فقط و فقط لازمه سمتش نرفت
آره، کیرم رو دوست داری؟
!لامصب
!لامصب
!لامصب
چقدر... چقدر معرکه بود
ایول بابا
...خب... خب بهت زنگ بزنم یا
چی؟
بابت اون شغله؟ - آره، آره -
آره
فردا یه سر بیا
این اطراف مراقب باش کجا میخوابی
خیلی خطرناکه
باشه
علائم ترک نیکوتین رو میشه
احساسی خفیف، پوچ
و مقداری افت اعتمادبنفس توصیف کرد
این رو هم میشه گفت که
تنها دلیل کشیدن سیگار تسلی این احساسه
تمام سیگاریها در یک جور تله گرفتار شدن
صبح بخیر - سلام -
عجب
یهکم دیرمون شده جای نگرانی نیست
!اگه میتونی من رو بگیر
!چقدر سریع میدویی
اوه! خوبی، رفیق؟
آرومتر
دندونم افتاد، لو - چی؟ -
ای بابا. بیشتر مراقب باش
هی، بیلی. اون رو ول کن
یالا، بچهها بیاین همهی وسایلها رو برداریم
خاله لو شما رو میبره مدرسه
...مامان! به من میگه
میشه بازش کنی؟
بچهها، بیاین وسایلتون رو بردارین
!مامان - حاضری دیگه؟ -
خیلیخب
آرایشم چطوره؟ - مامان، تقلب میکنه -
!آماده، حرکت - نخیر هم -
دفعهی قبل هم تقلب کردی
بثی بوپسکی؟
شما دخترها میرین مغازه؟ - چطور؟ چیزی میخوای؟ -
میشه چند تا سیگار واسه من بگیری؟
آخه... نمیخوام دیر کنم فکر نکنم وقت داشته باشم
...آره، میتونم ...بیام
آره؟ - بهت بدم و برم... -
اینم از این - دیرمون نشده؟ نه؟ -
واسه مدرسه و این چیزا؟
!بابا! بابا
خدافظ - خدافظ، عزیزم -
فعلاً، رفقا - خدافظ، بابا -
!خدافظ
!مامان - !مامان -
نمیدونم کیفم کجاست
کجاست؟
،از وقنی که «جانسخت» منتشر شده
دیگه هر کس و ناکسی میخواد «بِرِتا» رو امتحان کنه
میخوایم یه سالن تیراندازی هم اونجا بزنیم
چه خبر، بچهها؟
...میدان تازهکارها اونجاست
شلیک از راه دور هم داریم
...با اهداف متحرک و چیزهای جدید
توریستهای زیادی میان اینجا
بیشتر خارجیهای خل و چل
اونجا هم کافهتریاست
ساندویچ و نوشیدنی اگه بخوای، الکل هم داره
خیلیخب، میریم این طرف
نباید نگران باشم که؟
...نه، فقط فقط من رو
عین اسکلها جلوه نده - باشه -
یعنی صاف وایسا
نهایت سعیم رو میکنم
مراقب این باش
بله؟
رئیس، الان وقت خوبیه؟
بد نیست
وای. ایول. اون چیه؟
لاروی هرکول
دارم چوب کاج میذارم تو جاش
جاشون رو خیس و دنج دوست دارن
ایول بابا
آره
این «جکی»ـه
ایشون هم آقای «لنگستون» هستن - سلام -
کار میخواد میگه همه کاری میکنه
گفتم شاید یه کمکدست لازممون بشه
خب، تفنگ دوست داری؟
نه والا
پس اینجا چه گهی میخوری؟
هر کسی پشت یه تیکه فلز میتونه احساس قدرت کنه
من ترجیح میدم با قدرت خودم جلو برم
نه بابا؟
ببخشید، توالت آخری بستهست
ریخته بیرون
ببخشید؟
توالت آخری بستهست - پس از یه توالت دیگه استفاده کن -
میشه یه «مانتین دیو» بدی؟
!هی
دستگاهش اونجاست - خرابه -
بفرما
تو دختر لو لنگستونی
خب؟ - اون از دوستان قدیمی منه -
حال بابات چطوره؟
بابای من؟
عوضیه. با هم حرف نمیزنیم
مطمئنم دوستاش هم اینو میدونن
احیاناً نمیدونی مامانت رو کجا میشه پیدا کرد؟
چرا؟ - میخوام صحبت کنم -
خب، ببین این چطوره
هروقت مهربونتر شدی یه زنگی بهمون بزن
« افبیآی »
تو خیلی خوبی میشه صحبت کنیم؟
اسم من «جکی»ـه - جکی -
داریم میبندیم
ما هنوز اینجاییم
بستیم. گم شین دیگه
جکی
سلام - سلام -
میشه یکی بکشم؟
آره
اینجا مال توئه؟
نه، فقط توش کار میکنم
عجب
عجب هیکلی داشتی
جدی؟
بدنت خطهای معرکهای داره
!جکی
ایناهاشی
خانمها
مشکلی که با این کلمه نداری، لو؟
ما الان میخوایم بریم مشروب بخوریم
نمیخوای با ما بیای؟ - مرسی. همینجا راحتم -
عزیزم
میدونستی که لو یه لز درجهیکه؟
جدی؟
خندیدیم. بیا بریم دیگه
به من دست میزنی؟
داداش. طرف دختره - !هی، هی، هی -
ببخشید - جندهی دیوونه -
بریم دیگه... یالا
خیلی مودب بودم
!کون لقت - کون لقش! بیا بریم -
آروم شدی یا نه؟
نمیخوای رو خودت یخ بذاری؟
ببین. این اطراف باید مراقب باشی ممکن بود اتفاقات خیلی بدتری بیفته
حریفش میشدم
شرمنده
خب تو یهو از کجا پیدات شد؟
اوکلاهما - واقعاً؟ -
آره، چند وقتی میشه که تو جادهها مفتی سوار ماشینها میشم
جای خاصی میری؟
یه ماه دیگه توی وگاس مسابقات نهایی بدنسازی برگزار میشه
میخوام امتحانش کنم
فعلاً برای تمرین همین اطراف میمونم
حله
بیشتر وقتایی که مردم میشنون
...یه جوری نگام میکنن انگار
آره، فکر کنم بدونم چجوری
به همین خاطر از خونه رفتی؟
مردم اکلاهما اهل داف عضلانی نیستن؟
آره، خیلی نه
تو شهر من همه کشاورزن
هفتهای دو بار میرن کلیسا و از این چیزا
خب یه دختر کشاورز اکلاهمایی
چجوری وارد بدنسازی میشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.