முதல் 200 வரிகள்.
ترجمه و زیرنویس از بــــهزاد اصـــلانی
صبح یه خیر خانم لوین
صبح به خیر ، دنی
کجا بودی ؟- داشتم آدامس بادکنکی میگرفتم-
باشه خوبه کیف رو بیار ، کیف رو بیار
به جای اینکه اون همه پول خرج سفر فضایی کنن ، میتونستن فقط جنگ رو تموم کنن
آلیسون میشه بعد از اینکه ماشین رو پر کردیم- در مورد سیاست حرف بزنیم؟ انگار میخوام بزام-
مارتی ، میتونی کمک کنی تو اوردن وسایل آشپزخونه؟
مامان این یک پروسست ، یک پروسه ی علمی ، خوب؟- من شروع به جمع کردن میکنم
دیگه دلیل اینکه من بری صندلیه عقب برنامه بچینم چیه اگه
بیا بابا- ای بابا ، یان جدیه-
من ضبطم رو میخوام- میتونی دو هفته بدونه اون زندگی کنی-
از پارسال بزرگ تره
بس کن- تو بس کن-
خیله خب ، بسه دیگه- اون داره هولم میده-
با هم خوب باشید ، آلیسون یکم برو اونور ، به برادرت یکم جا بده
برای چی من باید برم اونور خیلی زیادیم
قشنگیش به همینه عزیزم
شلوغ خوبه
بس کنید دیگه- اون شروع کرد-
اون بالا هیچی نیست ، برای چی هر سال باید این کار چرت رو بکنیم
بچه ها ، خواهش میکنم
سوال خوبیه "پرل" ما برای چی هر تابستون این کار احمقانه رو میکنیم؟
چون اینکارو میکنیم
مبتونم الان ساندویچم رو بخورم؟- دنی یک ساعت و یازده دقیده تا تابلوی سیب قرمز مونده
گوش میدی؟ این یک رکورده بابا-
بخون ، بخون- بابا-
بخون یا اینکه تصادف میکنم اگه نخونی تصادف میکنم
حواست به جاده باشه
بیاید چاک رو بخونیم- چاک نه نمیخونیم-
هیچ وقت نمیزاری چاک رو بخونم
وقتی ازدواج کردی میتونی چاک رو بخونی ، درسته عزیزم؟
مامان ، نگااه کن ، هیپی
برید بیرون
به خونه ی دکتر فاگلر خوش اومدید
باربکیو چهارم جولای کنار دریاچه، ساعت 6:00 برگزار میشه
ساعت شش ، برای باربکیو چهار جولای
ببینیم چقدر سریع میتونی حلقه رو باز کنی و قابلمه رو ببری تو ویلا ، آماده ای؟
با علامت من ، آماده برو ، برو ، برو ، برو
بابا ، بگو چقدر سریع رسیدیم اینجا
سه ساعت و چهل و سه دقیقه با گوشت و ذرت تو رای سیب قرمز
دو ساعت و بیست و سه دقیقه با سوسیس سالامی و تخم مرغ تو سیب قرمز
شر و ور میگی
یک ساعت و پنجاه و هفت دقیقه با هات داگ و خردل با کلم ترش تو سیب قرمز
شر و ور میگی
دیگه اون حرف رو نزن ، بابا- شرمنده پسرم-
ولی فاگلر دروغگوییه ، یک ساعت و پنجاه و هفت دقیقه بیخیال
کی میتونه تو یک ساعت و پنجاه و هفت دقیقه اون کار رو بکنه؟ ، هیچ کی
بریم شنا کنیم ، بریم شنا کنیم بریم شنا کنیم
پیاز یادمون رفته ؟- کیف های ای و پی رو بگرد-
من با اون اتاق شریک نمیشم- تو قرار نیست اون لباس رو بپوشی-
مشکلش چیه ؟- فقط قبل از اینکه بری بیرون عوضش کن
این پیازا له و خمیر شدن- مامان من باید حریم خصوصی داشته باشم-
کاسه ی چوبی من کجاست؟- من تو اون اتاقی که اصلحه های اون هست نمیخوابم-
اصلحه ی اسباب بازی آلیسون فکر کنم جان بایز ببخشتت
بسه ، بسه ، من باهات تو اتاق خواب میخوابم
دانیل ، تو تو آشپزخونه میخوابی- نه-
به من نه نگو- نه نمکش زیاد نشه-
دنیل ، بزار خواهرت لباسش رو عوض کنه
برو لباست رو عوض کن ، بدو- اصلا چرا اومدم؟-
همه توجه کنید- آقای بستنی فروش تو منطقه است
آقای بستنی فروش تو منطقه است
من میتونم وقتی بزرگ شدم شبیه اون بشم
اگه اون شکلی بودی من دیگه دوستت نبودم
سلام عزیزم ، وای دستت درد نکنه
این چند تا کالری داره؟
تو هم خوشگلی ، فقط خودت رو زیر یک صبد قایم میکنی
آلیسون ، این چیه؟- تو ازم خواستی لباس عوض کنم ، منم کردم-
پستون های آلیسون رو میبینم- خفه شو-
فقط حتما برای باربکیو برگرد ، دختر-
من به چهارم جولای اعتقاد ندارم یک روز وطن پرستانه ی مزخرفه
این آخرین فرصت پدرته برای اینکه با ما وقت بگذرونه ، کل هفته رو باید کار کنه
خب ، تقصیر من نیست که مثل یک برده برای اون تاسیساته
میشه فقط برای یک بعد از ظهر از اعتقاداتت بگذری؟
برای تو گفتنش راحته ، چون تو اعتقادی نداری
باورم نمیشه که یک نوجوان داریم
ما پیر شدیم پیر نه ، اون پیره
تقریبا تو سنی هست که من اون رو حامله بودم
فقط نمیخوام آخرش مثل ما بشه
مشکل ما چیه؟
مارتی
کل این دهه گذشته و مهم ترین تصمیمی که من تو هفته هام میگیرم
که برم فروشاه ای و پی یا والدبام
این که راحته ، ای و پی بال های اونجا تازه تره
دارم جدی میگم
میدونم
داری اجازه میدی اون دیوانت کنه ، پرل
نزار دیوانت کنه
باشه
باشه
توجه کنید همگی ، ساعت دو ، کازینو
برنی و شرلی پایک برنامه ی روبن بار میتزوا رو اجرا میکنن
ساعت 2- هفتت چطوره؟-
مثل همیشه- خبر جدیدی تو مغازه نیست؟-
هیچ وقت تو مغازه چیز جدیدی اتفاق نمیافته
فقط یک سوال پرسیدم
کاشکی میتونستی بیشتر بمونی- آره کاشکی-
پرا با سید صحبت نمیکنی؟- ...فقط-
خواهشن اون رو شروع نکن ، باشه؟
فقط بگو برای چند روز
نیل تو آگوست یک هفته ی کامل مرخصی میگیره یک هفته ی کامل
آره خب نیل ، یک رئیس مثل سید نداره
و نیل دوتا بچه برای غذا دادن نداره
توجه کنید همگی ، برنامه ی فردا
...ساعت ده صبح- پول به اندازه ی کافی پول داری؟-
بسمه
کاسه ی چوبی مامانت ، پتوی آبی خارش آور این سنگینست
فلاسک بزرگه رو میخوایم ، آلیسون هم شامپوش رو میخواد
خداحافظ نیل
میبینمت عزیزم ، دلتنگمون شو
خداحافظ مارتی نوشتمش
نیل ساعتت چنده ؟- هفت و سی و پنج دقیقه-
خوبه ، برو- خدافظ بابا-
خداحافظ عزیزم یه بوس بده
بهم زنگ بزن ، باشه؟- باشه-
شش نقطه ، یالا پرل ، یادته چطوری بود؟
هیچ وقت اینشکلی نبودم چی ؟ ، تو هیچ وقت نو جوون نبودی؟
حدود دو هفته غرب
ماریجوانا چیزیه که باید نگرانش باشی
دیر یا زود همشون ماریجوانا میکشن
مورچه میره تو شلوارت میخوای هرچیزی که میبینی رو نابود کنی
قشنگه ، سبز
قراره باعث راحتیم بشه ؟- لباس فروش تو منطقه است-
بزن بریم- لباس فروش تو منطقه است-
این سینه هام رو زیادی بزرگ نشون نمیده؟- چیزی به اسم زیادی بزرگ وجود نداره-
یک سایز بزرگ تر بهم بده
اینم سایز بزرگ ترتون
خیلی بامزه بود
ببخشید
فقط بلوزه ، نگران نباشید
بزار کمکت کنم ، گرفتمش میخوای کمکت کنم یک چیزی پیدا کنی؟
نه ، مرسی- وایسا لیلیان ، اون همونیه که میخواستم-
ببخشید ، یکی دیگه از اینا دارید؟
نه خانم ها ، شرمنده ، ندارم
میخوای باقیه عصر رو همینا رو بچسبی؟
خانم ، اسمتون چیه؟
سلما
نظر صادقانه ی من رو میخوای ، سلما؟- آره-
با اون چشم های سبز دریایی ، به نظرم رنگ روشن بیشتر بهتون بیاد
ببخشید- این رو نگاه کن-
میبینیش؟
نگاه کن ، بهش نگاه کن
با اون رده های سبز ، تو عملا داری میدرخشی
خوبه؟
آره میدرخشن سلما
از اونجایی که شما خانما خیلی گل بودید این بلوزا رو هدیه حساب کنید
ممنون- شما آقای خوبی هستین-
خواهش میکنم
ممنون ، ولی نیازی به هدیه ندارم هرچند که اینا بیشتر از 5 دلار نمی ارزن
خیله خب
چوب لباسی رو میخواید؟- لازمش دارید؟-
نه ، مال شما
امیدوارم از بلوز خوشتون بیاد
روش عجیبی برای کار کردنه
یکم اطلاعت و نظر بدی ، جواب میده آخرش
ببخشید آقا ، این رو قرمزش رو دارین؟
فقط سایز 16 دارم زرد به نظر من که خوبه
من دختری نیستم که اهل زرد باشه- نه؟-
پس چه نوع دختری هستی؟ این زرده چطوره؟
چی سر بلوز فروش قبلی اومد؟
بازنشسته شد
اتوبوسش و بازارش رو خریدم
اون تنوع بیشتری داشت
واقعا؟- هر دفعه یک چیز جدید میاورد-
جواهرات ، یا عینک آفتابی
فکر کنم
خب ، باشه مرسی بابت راهنمایی
قورباغه
قورباغه ، اینجا سمندر ، ساکت باشید
زود باشید بیاید اینجا
قورباغه ها ، بچه های خیلی خوبی هستید
دنی ، تفنگ ها رو بزار کنار
جفری ، میشه تفنگاش رو بگیری؟
دنی ، تو نباید تفنگ بیاری تو کمپ
یک دقیقه دیگه ، باشه ؟
دخترای کلیسا حتما باید کلاه گیس بپوشن؟ شبیه کلاه گیسه
هی- چه خبر ماریا؟-
این دوستم کارله- خوبی؟-
تو مشاوری اینجا؟- مثل همیشه-
باید برم ، از دیدنتون خوشحال شدم- از دیدنتون خوشحال شدن-
منم باید برم ، بعدن میبینمت- باشه ، میبینمت-
پروانه ها- باشه پروانه ها وقت رفتنه-
کسی میدونه اون دختر بچه ای که اونجاست کیه؟
مادر کسی این اظراف هست؟
چه گروهی داری؟- میمون ها رو دارم
اسم غریق نجات ساحلی چیه؟
ببخشید ، فقط داشتم چک میکردم ببینم کلاه گیسه یا نه
منظوری نداشتیم
شما نباید بقیه رو مسخره کنید- ببخشید-
اینجا همینجا
باشه
اسمش "راس اپستین" است- راسو ها-
خیله خب راسو ها ، بیاید نوبت ماست
بدویید ، بجنبید
صبح خوبی نیست سرهنگ یک رادیو مخفی شده
رادیو بر خلاف دستورات ارتش ژاپن است
یک رادیو تو این چادر است
چی؟
خیلی کسل کنندست
دستور میدم کسانی که مسئولند بیارند و تحویل بدن
No comments yet. Be the first to leave one.