Gomorrah

Gomorrah (Gomorra - La serie)

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 2

வெளியீட்டு விவரம்

Gomorra S02E10 720p BluRay
கருத்துரை வழங்கியவர் Mohammad_R
Mohammad_R مترجم : هومن هماهنگ با نسخه بلوری

குறிச்சொற்கள்

BluRay
720p
720
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2016-11-16
பதிவிறக்கங்கள்: 54
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 156 வரிகள்.

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي‌کـنـد »

هــومــن تــرجــمــه از Raylan Givens

دون پيترو، بايد ازت تشکر کنم

که به اينجا اومدي

چي مي‌خواي بهم بگي؟

... بچه‌ها

دلمون برات تنگ شده

فکر مي‌کرديد وضع ـتون بدون من، بهتره

ولي حالا متوجه شدين که به نفع ـتون نيست

خيلي‌خب، مي‌فهمم

بيا بريم سر اصل مطلب

همسر پسرم

اون هرزه

اول سعي کرد پسرم توسط بچه‌هاي کوچه به قتل برسه

بعدش رفت پيش پليس

تا به خاطر کشتن ماريو

منو گزارش بده

از من چي مي‌خواي؟

جايگاه ـتو پس بگير

ما به خاطر اتحاد، توي اين وضع آشفته‌ايم

به خاطر اتحاد

و به خاطر اون چيرو دي‌مارتزيوء

... حرومزاده

اون بايد توي گـُهِ خودش، خفه بشه

بهم بگو

گوشي‌هاي مالامور، پر شماره ـست همه‌شون هم کلون شدن يعني ميشه شماره‌ي يک نفر را به دست آورد و ] بدون خبردار شدنِ طرف، با همان شماره‌ي طرف [با هر شماره‌اي که مي‌خواي شماره‌گيري کرد

!اون عوضيا مدام سيم‌کارت عوض مي‌کنن

و گوشي‌هاشون؟ - اونا رو هم عوض مي‌کنن -

پس هيچي به دست نياوردي؟

!چرا معطل مي‌کني؟ يالا، حرفـتو بزن

سه‌تا گوشي هـي برمي‌گرده

سيم‌کارتـشون عوض ميشه ولي گوشي‌ها عوض نميشن

ولي مهمترين چيز اينه که، گوشي‌ها

هيچوقت جاشون عوض نميشه

منم

پس، پسر منو ديدي؟ نظرش چيه؟

اون از همه‌چي باخبرـه مي‌خواد بدونه شما چي کار مي‌خواي بکني

دقيقاً همين کاري که دارم مي‌کنم

از شر چيرو دي‌مارتزيو و اون اتحاد وامونده ـش خلاص ميشم

در عوض، اون کادوي عروسي ميده

جني ميگه پرينس از افرادش بود و شما خبر داشتي

پرينس به‌درد نقشه‌ي من مي‌خورد

خودتون بهش بگيد اون مي‌خواد شما رو ببينه

البته

در خدمت ـشيم

اون از همه‌چي باخبرـه حتي از قضيه‌ي کوتوله

خب، الان بايد وحشت‌زده بشم؟

اون احمق نيست

من هرگز نگفتم که هست

آره، ولي بهش فکر مي‌کنيد

اگه اجازه هست، شما پسرتو درک نمي‌کني

اون دقيقاً مثل شماست

الو؟

منم، عمه گفت باشه

کـِـي؟

فردا، سر ظهر

اول همديگه رو مي‌بينيم بعد مي‌ريم پيش عمه

کجا؟ - همونجايي که اون‌موقع گفتيم -

خيلي‌خب

خودشه، پاتريتزيا

!برو، پيتبول، تعقيبـش کن

چطوره که هيچکس متوجه نشد، کار اونه؟

چون اون، اينجا زندگي نمي‌کنه

و هيچ ارتباطي با عموش نداره

!اون مالامور عوضي

هيچکس نميشناسدش

بله؟

متوجه‌ام

مشکل چيه؟

شانل، طرفـشو عوض کرده

تو مکان فروش ساختمون‌هاي هفت‌گانه رو دادي به پسرش

اون هرزه‌ي کريه، برادرمون رو کشت

حالا رفته طرف پيترو، در مقابل ما قرار گرفته

ما به‌خاطرت خون داديم؛ حالا چي؟

براي اولين بار، باهاش موافقم بايد واکنش نشون بديم

حق با شماست

همه‌ش تقصير منه

... ولي يه چيزي رو فهميدم

اونا چشمامو به چيزي باز کردن که قبلاً نديده بودم

مي‌دونم پيام‌رسون پيترو ساواستانو، کيه

يه دخترـه

برادرزاده‌ي مالامور

... خودش خبر نداره، ولي حالا هرچيزي بگه

ما مي‌شنويم

بايد آروم بمونيد

يه مدت ديگه تعقيبـش مي‌کنم

بعدش پيترو ساواستانو رو به خورد سگ‌ها مي‌ديم

به محض اينکه بميره

... به شانل و پسرش هم

هيچ اهميتي نمي‌ديم

توي مغازه کار مي‌کني؟

اگه آره، پس چرا يه ماشين بيرون منتظره و داري خودتو درست مي‌کني؟

زيپـم رو بکـِش بالا، لطفاً

تو قبلاً همه‌چيز رو بهم مي‌گفتي، پاتريتزيا

من قبلاً 15 ساعت در روز، کار مي‌کردم و پول پرداخت قبض‌ها رو نداشتم

حالا وقت بيشتري رو پيش ـتم

برات موتورسيکلت و تلويزيون خريدم

تاواني براي تغيير دادن اين زندگي گهي وجود داره

بايد برم

گاهي اوقات به نظر مي‌رسه از دادن اين تاوان، خوشـت مياد

اون خروجي رو مي‌بيني؟

آره

برو به سمتـش

حالا مي‌ريم دنبال جني

خيلي‌خب

چي شده؟

اولين دوربرگردون رو دور بزن

من که کسي رو نمي‌بينم

حق با من بود، دارن تعقيبـمون مي‌کنن

اون ماشينه؟ - آره -

حالا کاري که ميگم رو انجام بده

!اولين دوربرگردوني که ديدي رو دور بزن، سريع

برو داخل اون رستوران

گوشي رو بده من

همينجا منتظر بمون

با دوتا ماشين ديگه، توي پارکينگ ـن

نمي‌شناسمـشون، هيچکدومـشون رو نديدم

منتظر کي هستيم، مريم مقدس؟

اون، ديدار بين بلندپايه‌هاست بايد بريم داخل و همه‌شونو بکشيم

اگه پيترو اونجا نباشه گند زديم

فرصت ديگه‌اي مثل اين، گيرمون نمياد

برگردين اونجا، بريد ببينيد

خيلي‌خب

منم - کدوم گوري هستي؟ -

من دوساعت منتظرت موندم

شرمنده، نمي‌تونم بيام

يکي از اون دردسرهاي عمه؟

نه، حالـم خوب نيست

مي‌خواستم زودتر تماس بگيرم ولي شارژ نداشتم

خوشبختانه، اين رستوران گذاشت از تلفنـش استفاده کنم

باهام تماس بگير تا پول تلفنـشون زياد نياد

... باشه، ولي

الو؟ - اين ادا و اطوارا چيه؟ -

اونا مي‌دونن من پيام‌رسونـم دارن تعقيبـم مي‌کنن

مطمئني؟ - آره -

من هميشه محتاط بودم

ولي بايد به تماس‌ها، گوش داده باشن

وگرنه امکان نداشت در مورد امروز خبر داشته باشن

کجائي؟

مهم نيست

چيزي که مهمه، اينه که تو پدرتو ببيني

اين شماره، امنه؟

من توي يه ميخونه‌ي دورافتاده‌ام، نگران نباش

يه متل هست توي مارينا دي مينتورنو به اسم فوشکو، عجله کن

پدرت منتظره

بهش بگو برنگرده به مخفي‌گاهـش مکان قبليـش، امن نيست

تو چي مي‌کني؟

کاري که بايد بکنم رو مي‌کنم

ممنون

براي زحمتي که دادم

خداحافظ

حالا فقط من و توئيم

اومد بيرون

برو ببين پيترو اونجاست يا نه

... پيتبول

پاتريتزيا رو تعقيب کن - خيلي‌خب -

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left