முதல் 200 வரிகள்.
یه دختر، به اسم سوفیا صفحه دست اونه
اون خواهرته
مادرمون میخواست که همدیگه رو پیدا کنیم
لورنزو دی مدیچی
من اینجا برای کشتن نیومدم بلکه برای اعتراف اومدم
من جون کلاریس رو گرفتم
فقط اگه ریاریو واقعا گناهکار شناخته بشه اعدامش میکنن
واقعا گناهکار هم هست
اون باید مثل یک سگ وحشی در خیابان کشته بشه
پس محاکمش کن
بذار همهی مردم ایتالیا بدونن که چهکارهایی انجام داده
تموم ترکهای ارتش سلطان زرههای شما رو پوشیدن
بدون کمک تو نمیتونیم شکستشون بدیم
میگفت که صفحه باید زیر نور ماه خونده بشه
چیزایی که ما داریم میبینیم باید بهم مربوط باشن
اینکه ماشین من به پرندهی عجیب تو چه ربطی داره، برام قابل فهم نیست
تا حالا شبیه این رو ندیدم
حــالا
بازش کن
شنیدی که سلولش رو باز کن
حتما باید کاپیتان پاشا رو بیارم که بهت دستور بده؟
...باید بیرون از اینجا
حرف بزنیم
حرفی واسه زدن نمونده
شاید از من متنفر باشی دخترم اما هنوز زندهای
پس باید واسه اینکه
مثل یه حیوون وحشی توی قفس نگه داشته شدم، سپاسگذار باشم؟
حبس بودنت به خاطر کردار خودته
و حالا هم باید تقاص کارت رو پس بدی
مگه اینکه ارزشت رو ثابت کنی
بگو که نقشهی داوینچی چیه
تو ترسیدی
میدونی که صفحه دست اونه
و وحشت داری از اینکه بدونی میتونه باهاش چیکار کنه
مطمئن باش که من از چیزی نمیترسم
بذار دلیلش رو بهت نشون بدم
باشکوهترین نیروهای جنگجویی که زمان به خودش دیده
ساخته شده بهوسیلهی طرحهای لئوناردو
...بدون ما، ساختههای اون برای همیشه از دست میرفت
در صفحات یکی از کتابهای تاریخی فراموش شده محو میشد
تو هیولایی ساختی که قادر به کنترلش نیستی
اتحادتون در حال ازبین رفتنه
بدون کاترینا، چیزی برای دادن بهشون نداری
...همونجوری که ترکها از ما استفاده کردن
...ما هم از اونها استفاده کردیم
نقشهی ما، متحد شدن ایتالیا بود
که عملی هم شد
...و حالا
به هر طریقی شده
این جنگ باید بهپایان برسه
سوال اصلی اینه چه کسی میمیره و چه کسی زنده میمونه؟
:مـتـرجمـین مصطفــی و پـــویا ElSHEN & Toxicity
چرا صفحه بهمون دستورالعمل ساخت این وسیله رو داده
اما وسیلهای برای متمرکز کردن انرژیش نداده؟
!ما یه چیزی رو جا انداختیم
دوباره بگو بگو...بگو که چی دیدی؟
طوفان...اون وسیلهی بالدار
یه ساختمون بلند برج ناقوستون
برجی که میگی در اوترانتو کلیسای سانتا ماریاست
اینو میدونیم
مرتفعترین نقطهی شهر
با خط دیدی واضح برای
رها کردن خشم طبیعت
که احتمالا در حین رهاییش !خودمون رو هم نابود میکنه
...ببین
افسانهی پاندورا رو شنیدی؟
یه بچهی خارقالعاده
که کنجکاویش باعث آزادی شر در جهان شد
من نمیذارم که دوباره همچین اتفاقی بیفته
...ما تا زمانی که نتونیم این سلاح رو کنترل کنیم
...ازش استفاده نمیکنیم
بیا بیرون
زو
- آره ...- تو کجا
تو اینجا چیکار میکنی؟
اومدم نجاتت بدم
...خب
خیلی ممنون که بهفکرم بودی
اما یکم دیر اومدی
کارلو
اومده بود اینجا
...اگه بهخاطر سوفیا نبود
!- سوفیا کیه؟ - آره
!- توئی؟ - سلام
!علیک سلام
این...این زوئه
دوست و شریک قابل اعتمادم
اینم سوفیاست
- خواهرمه !- جونم؟
آره
!آره، خودمم شکه شدم
چجوری؟
!مادر و پدرمون رابطهی جنسی داشتن
...نـــه، منظورم اینه که
- نیکو کجاست؟ !- اصلا نمیدونم منظورم چیه
- زو؟ - هان چی؟
- نیکو؟ نیکو کجاست؟ ...- نیکو
داره ارتش جهاد رو به زرههای ولاد مجهز میکنه
تقریبا به اندازهی کل ارتشمون زره داشت
- کاری کردید که باهامون متحد بشه؟ !- البته فکر میکنه که ما باهاش متحد شدیم
پیشنهاد میکنم که بذارید !همین فکرو هم بکنه
قراره توی بریندیسی باهاش ملاقات کنیم
یعنی راه افتادن؟
آره، دوهفته شده لئو
- تو داشتی چه غلطی میکردی؟ - بیا ببین
ببین، ما روی یه دستگاه واسه شکست عثمانیها کار کردیم
چی هست؟
یه نمونهی...اولیهس...که هنوز داریم...بررسیش میکنیم
!این که نشد جواب
هنوز داریم روش کار میکنیم که ببینیم چجوری کار میکنه
میدونیم که از قدرت طبیعت استفاده میکنه
دستورالعملهایی در یکی از صفحات کتاب برگها بود
جون من بگو که دوباره نمیخوای بری !دنبال اون کتاب
میدونم میدونم میدونم ...اما این ماشین
این ماشین میتونه وسیلهای باشه که جنگ رو بهنفع ما تموم کنه
چی باشه؟
زو؟
تو چشم پدرت
...وای
برش دار، برش دار
زره
انرژی میتونست به هر طرفی ساطع بشه
اما روی...روی این تمرکز کرد
انگار که زره جذبش کرده
جذبش کرده؟
اینو از کجا آوردی؟
این...از والاچیا ساخته شده بدست ترکها
فولاد دمشقی ساخته شده در ایران باستان
اما رموز ساختش چندین قرنه که در دسترس نیست
این فلز دارای خواص جادوییه
یه داوینچی که به جادو باور داره؟
البته برای کسانی جادو جلوه میکنه که از علمش بیخبر باشن
درسته، باید نتیجهش رو دوباره امتحان کنیم
زره رو بیار اینجا
خوبه
حالا برو عقب
برو عقب
خوبه، برو عقب برید عقب، عقب
...چرخش حلقهها باعث تولید انرژی میشن
که اینجا متمرکز شده و بعد ساطع میشه
دوباره هم انرژی رو جذب کرد
یهچیزی...یهچیزی در کوره باید باعث تغییر ساختار شیمیاییش شده باشه
خیلی هم عالی، اما فقط که ترکها این زرهها رو به تن ندارن
!ما تازه واسه ارتش خودمون هم زره آوردیم
که یعنی اگه از این دستگاه استفاده کنی هممون رو بهکشتن میدی
!درسته
!دقیقا
هروقت که...من یهچیزی میگم لئو یه ایده درمورد یهچیز دیگه میگیره
!کلا...روند کارمون همینه
این چیه؟
مال توئه
میخوام که پیش تو باشه
با منم مثل یکی دیگه از فاحشههات برخورد نکن
!چی؟
من واسه خدماتم نیازی به !دستمزد ندارم
نه نه نه اصلا منظورم چنین چیزی نبود
اصلا اینجوری نیست
اون گردنبند فقط از سر عاطفهس نه چیز دیگه
شاید زمان بدی بهت دادمش
شایدم مورد علاقهی تو نیست
نه نیست
...اما این یکی
از این خیلی خوشم اومده
آمین
آمین
باشد که خدای توانا از دیدگان دشمنان حفاظتت کند
تعدادمون کمه رهبر جنگیمون، ترکمون کرده
برای خیلی از افراد همین بهمعنای شکسته
اما برای تو نه
شما ایمان ندارید، پاپ مقدس
و تو هم علیرغم حقیقت حرف خودت رو میزنی
جنگها رو نه با شمار سربازان بلکه با
خواستن پیروز میشن
...این زره جادویی
!از ورود منطق هم جلوگیری میکنه؟
خواستن چیزی باعث عملی شدنش نمیشه عزیزم
میدونی که دیگه خیلی دیر شده؟
خبرچینها گفتند که ترکها هنوز به ناپل حمله نکردند
هنوزم وقت داریم
من درمورد ترکها حرف نمیزدم
خیلی قبل از اینکه جیرولامو
بهونه دست لورنزو بده سرنوشتش تعیین شده بود
اون پسرته
تو اصلا قلب توی سینهت نیست؟
خب اعتراف کرده
دیگه کاری بهجز سوگواری نمیشه کرد
برگردید
از در فاصله بگیرید دروازهها رو ببندید، ببندید
ساکــــت
باید مثل سیاستمدارها باشی
بهشون نشون بده که تو یه رهبری نه یه حکمران
...آقایان
...بهخاطر پدربزرگ منه که
فلورانس به شکل امروزیش تبدیل شده
- بهخاطر کازیمو دی مدیچی - درسته
که من میراث دارش هستم
و در دفاع از جمهوری باشکوهمون
و یاد و خاطرهی مادر محبوب فلورانس
باید کاری کنیم که عدالت رعایت بشه
...اما نه
No comments yet. Be the first to leave one.