முதல் 200 வரிகள்.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از MeysaM/Unicorn
رو راست باش
دلت براش تنگ شده
هر روز.
و بعدش این فکر
به ذهنت رسید
مرد یخ زده.
اون پیر نمیشه
تغییر نمیکنه
تو تغییرو دوست نداری
من با تغییر مشکلی ندارم
عزیزم
به من در مورد خونت گفتی
هنوز صداش رو پیامگیر خونته
لباساش تو کمده
نمیشه دلم برا شوهرم تنگ بشه؟
دکتر بیرد، چرت و پرت بمن تحویل ندید
تو تو جای من بودی
اگر من اینجا نشسته بودم به تو میگفتم
شوهرم 20 سال پیش مرده و من به هیچ چیزی دست نزدم
و تازه، خیال پردازی می کردم که زندست
و نمرده
اون در واقع منجمد شده
تو یه سردخونه
اون داره بر میگرده
داری میبینی اینو، درسته؟
در مورد مادرت بمن بگو
در حال ظرف شستن مرد
یه پنجشنبه، 2 ژانویه من پنج سالم بود
ما توی Potsdamer Platz بودیم
زمانی بود که بابا در آلمان مستقر شده بود
من یه شلوارک و لباس دایناسوری تنم بود
رو زمین بازی می کردم
یادته چطور
روزنامه ها رو خط خطی میکردیم؟
09:15 صبح
هوا بارانی بود.
بعدش آفتابی شد
داشتم با روزنامه بازی می کردم
آشپزخونه هم پر بخار بود
وقتی ماشین ظرف شویی رو باز میکنی
بشقابا رو تموم کرد
و سبد کارد و چنگال رو گذاشت
میدونستی بهش چی میگن؟
سبد کارد و چنگال؟
نه
اون داشت ظرفای شام رو در میورد
با رادیو هم همخونی میکرد
"99 Luftballons."
صداش قشنگ بود
خیلی تو خاطراتتی
تو گذشته ای
دوست دارم فکر کنم یه مسافر زمانم
میرم به گذشته های دور
ولی فقط میتونم تماشا کنم
میبینی که چقدر ضرر داره
این وابستگی بین شما.
آه...
میدونم چرا این فکرو میکنی
-ولی ما یکی هستیم -آره
اساسا.
جوری که راه میریم و
جمله های هم دیگه رو تکمیل می کنیم
البته اینجور نیست که ما.... خودت میدونی منظورمو
ما دقیقا مثل هم نیستیم این که تو یه بدن باشیم
اون جوری
ما دیوونه نیستیم
-ما خیلی -خیلی دوست داریم همدیگه باشیم
یا نه
درد داره؟
میخوام بدونم
من خیلی دشمنی حس میکنم
مگه نگفته بودی...
آخرین پسری تو کلاستون بودی که بزرگ شدی
تغییر صدا
پشم در اوردن
این مسابقه نیست
یه پسر وارد
بلوغ جسمی و احساسی میشه
چیزی که مهمه اینه از کجا سر در میاری
آیا من به نظرت مرد نیستم؟
میخوام کمکت کنم حقیقتو ببینی
این خشم
تو احساس میکنی منزوی شدی از دنیا
ولی دنیا منزویت نکرده
تو شدی
ببین میدونم که
میخوای کمک کنی
ولی نمیدونم چرا حس واقعی بودن نداره
راجبش حرف بزن
نمیدونم،
یه چیزی اشتباهه
مثله یه رویا، میدونی؟
ولی ازون جالباش نه
شبیه یه رویا که همه چیش معمولیه
همه چی عادیه ولی یجوری میدونی رویاست
باشه.
خب
ساعت روی دیوار میگه که وقت داروهاته
بزار فردا ادامه بدیم
باشه؟
سیدنی بارت، ایستگاه پرستاری
این هشداره شماره یکه
تو بیست و نه ای و تو چهاردهی
نوبت شماست
دستا بالا
آیا ما...
من فقط...
میدونی که من نمیتونم تحمل کنم لمس شدنو
یه نوشته هست
این فقط تفه
تف انسان؟
شاید ماست تو رو خورده
مثل
Klonopin
آره، یا
تلفنو نگه دا ر
ترکیب خوبیه
تا حالا برات سوال شده اون قبل اینجا چجوری بود؟
مثلا، دوست دختر یا حساب بانکی داشته؟
شاید سگا رو دوست داشته
همه سگا رو دوست دارن
من نه
منظورم اینه، قبل این قضیه کی بوده؟
-تو کی بودی؟ -من؟
دیگه گذشته ای نیست
نه از وقتی که مریضی شرو شد
این یه دروغ بی رحمانست
چجوری با داروی اندازه و مداوای درست
رو یه پا وای میسی دماغتو لمس میکنی
ما میتونیم به چی برگردیم؟
دوست داشتن سگا؟
20 دلار شرط میبندم قبل اینکه بخوره زمین میشکنه
اون هیچوقت نمیشکنه
هرگز نگو هرگز.
سلام.
تو ناهار کیک هست
ماهی، گلچه کلم بروکلی، و کیک
گیلاس.
پاول این یارو رو تو کافه میشناسه
میدونم عاشقشی
شماها متوجه شدین یه در متفاوت تو سالن جنوب هست؟
در سالن جنوب؟
چجوری متفاوت؟
مثله در اتاق خواب
دیوید، هی.
وقت جلسته
حالت چطوره
خوبم
خیلی بهترم
فکر میکنم خودمو اینجا پیدا کردم
خوبه
و این مشکلات باعثه
احساس جدایی،
تفاوت از بقیه جهان میشه؟
من یکیو دارم
یه رابطه
فکر میکنم اینجا راحتم
انتظاراتم
بیش از حد نیست
تا حالا نگران شدی در این مورد؟
قبلا میشدم
همیشه...
در مورد سراب یا این احساس فکر میکردم
شاید یه نشونه
از سمت بیماریه
- تو درباره اون صحبت میکنی؟ - بله.
همیشه مردم در مورد قسمت افسرده کنندش حرف میزنن
ولی قسمت دیگه
احساس آسیب ناپذیری
که...
که خطرناکه
من نمیخوام چیزیو خراب کنم فقط همین
الان متعادلم
صبر کن
-کیک برای تو نیست -چرا؟
-بیا مال منو بگیر -نه
بخور
نه اگر تو نمیتونی داشته باشی
بیخیال شو، این فقط کیکه
وای حشره!
تو خوبی؟
No comments yet. Be the first to leave one.