Legion

Legion

Farsi Persian வசனம் பதிவிறக்கம்

சீசன் 1

வெளியீட்டு விவரம்

Legion S01E06 HDTV x264-FLEET
Legion S01E06 720p HDTV x264-FLEET
Legion S01E06 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Legion S01E06 HDTV x264-RBB
Legion S01E06 HDTV x264-SVA
Legion S01E06 720p HDTV x265 ShAaNiG
Legion S01E06 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Legion S01E06 720p HEVC x265-MeGusta
Legion S01E06 HDTV x264-SDI
கருத்துரை வழங்கியவர் Marvel2
.::::: 30nama.click :::::.

குறிச்சொற்கள்

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
வெளியிடப்பட்ட தேதி: 2017-03-19
பதிவிறக்கங்கள்: 53
காது கேளாதோருக்கானது: No

Farsi Persian வசனங்களின் மாதிரிக்காட்சி

முதல் 200 வரிகள்.

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

تــرجـمــه و زیـرنـویــس از MeysaM/Unicorn

‫رو راست باش

‫دلت براش تنگ شده

‫هر روز.

‫و بعدش این فکر

‫به ذهنت رسید

‫مرد یخ زده.

‫اون پیر نمیشه

‫تغییر نمیکنه

‫تو تغییرو دوست نداری

‫من با تغییر مشکلی ندارم

‫عزیزم

‫به من در مورد خونت گفتی

‫هنوز صداش رو پیامگیر خونته

‫لباساش تو کمده

‫نمیشه دلم برا شوهرم تنگ بشه؟

‫دکتر بیرد، چرت و پرت بمن تحویل ندید

‫تو تو جای من بودی

‫اگر من اینجا نشسته بودم به ‫تو میگفتم

‫شوهرم 20 سال پیش مرده و من ‫به هیچ چیزی دست نزدم

‫و تازه، خیال پردازی می کردم که زندست

‫و نمرده

‫اون در واقع منجمد شده

‫تو یه سردخونه

‫اون داره بر میگرده

‫داری میبینی اینو، درسته؟

‫در مورد مادرت بمن بگو

‫در حال ظرف شستن مرد

‫یه پنجشنبه، 2 ژانویه ‫من پنج سالم بود

‫ما توی Potsdamer Platz بودیم

‫زمانی بود که بابا در آلمان مستقر ‫شده بود

‫من یه شلوارک و لباس دایناسوری تنم بود

‫رو زمین بازی می کردم

‫یادته چطور

‫روزنامه ها رو خط خطی میکردیم؟

‫09:15 صبح

‫هوا بارانی بود.

‫بعدش آفتابی شد

‫داشتم با روزنامه بازی می کردم

‫آشپزخونه هم پر بخار بود

‫وقتی ماشین ظرف شویی رو باز میکنی

‫بشقابا رو تموم کرد

‫و سبد کارد و چنگال رو گذاشت

‫میدونستی بهش چی میگن؟

‫سبد کارد و چنگال؟

‫نه

‫اون داشت ظرفای شام رو در میورد

‫با رادیو هم همخونی میکرد

‫"99 Luftballons."

‫صداش قشنگ بود

‫خیلی تو خاطراتتی

‫تو گذشته ای

‫دوست دارم فکر کنم یه مسافر زمانم

‫میرم به گذشته های دور

‫ولی فقط میتونم تماشا کنم

‫میبینی که چقدر ضرر داره

‫این وابستگی بین شما.

‫آه...

‫میدونم چرا این فکرو میکنی

‫-ولی ما یکی هستیم ‫-آره

‫اساسا.

‫جوری که راه میریم و

‫جمله های هم دیگه رو تکمیل ‫می کنیم

‫البته اینجور نیست که ما.... ‫خودت میدونی منظورمو

‫ما دقیقا مثل هم نیستیم ‫این که تو یه بدن باشیم

‫اون جوری

‫ما دیوونه نیستیم

‫-ما خیلی ‫-خیلی دوست داریم همدیگه باشیم

‫یا نه

‫درد داره؟

‫میخوام بدونم

‫من خیلی دشمنی حس میکنم

‫مگه نگفته بودی...

‫آخرین پسری تو کلاستون بودی ‫که بزرگ شدی

‫تغییر صدا

‫پشم در اوردن

‫این مسابقه نیست

‫یه پسر وارد

‫بلوغ جسمی و احساسی میشه

‫چیزی که مهمه اینه از کجا سر ‫در میاری

‫آیا من به نظرت مرد نیستم؟

‫میخوام کمکت کنم حقیقتو ببینی

‫این خشم

‫تو احساس میکنی منزوی شدی از دنیا

‫ولی دنیا منزویت نکرده

‫تو شدی

‫ببین میدونم که

‫میخوای کمک کنی

‫ولی نمیدونم چرا حس واقعی بودن نداره

‫راجبش حرف بزن

‫نمیدونم،

‫یه چیزی اشتباهه

‫مثله یه رویا، میدونی؟

‫ولی ازون جالباش نه

‫شبیه یه رویا که همه چیش معمولیه

‫همه چی عادیه ولی ‫یجوری میدونی رویاست

‫باشه.

‫خب

‫ساعت روی دیوار میگه که وقت ‫داروهاته

‫بزار فردا ادامه بدیم

‫باشه؟

‫سیدنی بارت، ایستگاه پرستاری

‫این هشداره شماره یکه

‫تو بیست و نه ای و تو ‫چهاردهی

‫نوبت شماست

‫دستا بالا

‫آیا ما...

‫من فقط...

‫میدونی که من نمیتونم تحمل کنم ‫لمس شدنو

‫یه نوشته هست

‫این فقط تفه

‫تف انسان؟

‫شاید ماست تو رو خورده

‫مثل

‫Klonopin

‫آره، یا

‫تلفنو نگه دا ر

‫ترکیب خوبیه

‫تا حالا برات سوال شده اون قبل ‫اینجا چجوری بود؟

‫مثلا، دوست دختر یا حساب بانکی داشته؟

‫شاید سگا رو دوست داشته

‫همه سگا رو دوست دارن

‫من نه

‫منظورم اینه، قبل این قضیه ‫کی بوده؟

‫-تو کی بودی؟ ‫-من؟

‫دیگه گذشته ای نیست

‫نه از وقتی که مریضی شرو شد

‫این یه دروغ بی رحمانست

‫چجوری با داروی اندازه ‫و مداوای درست

‫رو یه پا وای میسی ‫دماغتو لمس میکنی

‫ما میتونیم به چی برگردیم؟

‫دوست داشتن سگا؟

‫20 دلار شرط میبندم قبل اینکه ‫بخوره زمین میشکنه

‫اون هیچوقت نمیشکنه

‫هرگز نگو هرگز.

‫سلام.

‫تو ناهار کیک هست

‫ماهی، گلچه کلم بروکلی، و کیک

‫گیلاس.

‫پاول این یارو رو تو کافه میشناسه

‫میدونم عاشقشی

‫شماها متوجه شدین یه در ‫متفاوت تو سالن جنوب هست؟

‫در سالن جنوب؟

‫چجوری متفاوت؟

‫مثله در اتاق خواب

‫دیوید، هی.

‫وقت جلسته

‫حالت چطوره

‫خوبم

‫خیلی بهترم

‫فکر میکنم خودمو اینجا پیدا کردم

‫خوبه

‫و این مشکلات باعثه

‫احساس جدایی،

‫تفاوت از بقیه جهان میشه؟

‫من یکیو دارم

‫یه رابطه

‫فکر میکنم اینجا راحتم

‫انتظاراتم

‫بیش از حد نیست

‫تا حالا نگران شدی در این مورد؟

‫قبلا میشدم

‫همیشه...

‫در مورد سراب یا این احساس فکر میکردم

‫شاید یه نشونه

‫از سمت بیماریه

‫- تو درباره اون صحبت میکنی؟ ‫- بله.

‫همیشه مردم در مورد قسمت ‫افسرده کنندش حرف میزنن

‫ولی قسمت دیگه

‫احساس آسیب ناپذیری

‫که...

‫که خطرناکه

‫من نمیخوام چیزیو خراب کنم فقط همین

‫الان متعادلم

‫صبر کن

‫-کیک برای تو نیست ‫-چرا؟

‫-بیا مال منو بگیر ‫-نه

‫بخور

‫نه اگر تو نمیتونی داشته باشی

‫بیخیال شو، این فقط کیکه

‫وای حشره!

‫تو خوبی؟

More Farsi Persian subtitles for Legion

கருத்துகள்

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left