முதல் 193 வரிகள்.
_آنچه در فصل قبلی واکر گذشت _پس تو خارج از
شهر بودی. خودت نبودی
شبیه مامور مخفی به نظر میاد
این گروه Nation هست
تو درگیرشی
با گروه نورث ساید
چقدر علیهت مدرک دارند؟
ما از دستگیری یه باند کلی مواد داشتیم
ما فقط یه پخش کننده میخواستیم
که اون گروه نورث ساید بود
ما دکتر لازم داریم
موقعیت دل ریو
شبیه یه ارتشی سابق میاد
اره قربان من قبلا اونجا خدمت کردم
میدونم. برای همینه میخوام حواست به این باشه
_اگر علاقه داری؟ _مامور مخفی؟
دوستت گریسون. چه اتفاقی براش افتاد
اون کسی بود که تونست در بره
زود باشین پسرا. چقدر زور دارین
زودباشین
.
کی گرفتش؟ کی گرفتش؟
تو شانس اوردی
اما یه کلاه نباید برای
نفر دوم باشه. برای نفر اوله درسته؟
هی موش دوم پنیر رو میگیره
درسته؟ تازه من
کلی از اون کلاها دارم. فقط برای نمایش اومدم
درسته بدبو
نوشیدنی پای تو
هی فقط سه ماهه شروع کردیم
ولی زمانمون رو نصف کردیم پسرا
یکم به من بده. تو باید اون سرعتت رو یکم کم کنی
برای وقتی که میکی برگشت
همیشه منم که باید به پای اون برسم
اره اره
یادمه
تو تازگی باهاش حرف زدی؟
نه تقریبا یه ماه شده
هی
من امروز جیمز رو میبینم
میپرسم ببینم چی میتونم پیدا کنم
_ممنون مرد _خواهش میکنم
خیلی خوب. هی دیدی که
تابلوی"فروخته شده" رو اون انبار اونور تپه زدند
نه
معلوم نیست همسایه های جدیدمون قراره کیا باشن
بیا انجامش بدیم
_هی دنیز اون پسره واکر اونجاست؟ _برو. تو باید از اینجا بری
ممنون
_هی تری کجاست؟ _اون باید
میرفت. باید میرفت خونه
_اره _میدونی
اون باید بیشتر غذا بخوره
امیدوارم بدونه از بودنش اینجا خوشحال میشیم
برای صبحانه _اون میدونه مامان
مامان ما بهش گفتی تو بهش گفتی
اون تو دبیرستان کارشو زود شروع میکنه
یه مشاور اینقدر زود باید بره؟
_اون ناظر پارکینگ ها هم هست _اون مرد
سعی داره جای خالی رو پر کنه. میدونی
_کردی؟ _بله؟
جدی جدی باید با جیمز صحبت کنی
اوه اره میدونم
من ...من با جیمز
بعدا حرف میزنم مامان
میدونین یه نفر زمینای اندرسون رو خریده
اندرسون خیلی وقته اینجا بودن
کی قبل اونا اینجا بود؟
_دیویدسون _صبر کن
تو بعد از اینکه پدربزرگ رو دیدی نامزدیت با مارو دیویدسون رو
بهم نزدی؟ اره
اینکارو کردم و بهترین تصمیمی بود
_که تا حالا گرفتم _امیدوارم که
همسایه های جدیدمون باحال باشن میدونین؟
_شاید بچه ای چیزی داشته باشن _منظورت اینه
یه دختر جذاب داشته باشن که بتونی باهاش قرار بزاری چون روبی رفته؟
خفه شو. انگار تا ابد میخوای مجرد بمونی
چون زندگی عشقیت خیلی کامله
خیلی خوب. خیلی زوده
عمو لیام تو قراره این ماه
بری نیویورک تا برت رو ببینی؟ _شاید
نمیدونم. باید فکر کنم
خیلی خوب من باید برم سرکار
امروز روز بزرگیه. میدونی شاید
انتخابات دوباره بزارن یا دادستان موقتی بیارن
مطمئنا اونا کاری نمیکنند تو دوباره تو انتخابات
شرکت کنی
منظورم اینه شک دارم رای دهنده ها همون رای رو بدن اگر
چیزی که الان میدونن رو قبلا میدونستند
اره خیلی خوب
میبینمت
چه خبره همتون زود میرین امروز؟ اره
سعی داریم سال اخر رو مثل پارسال با
غیبت شروع نکنیم
اوکی. دوستون دارم
دوستون دارم. باید برم حمام
_در ضمن باید از اینجا برم _هی میشه لطفا یادت بمونه
با جیمز صحبت کنی؟
من امروز با کاپیتان جیمز در مورد میکی صحبت میکنم
فکر میکنی در چه حاله پسرم؟
میکی؟
اون..
میکی قویه بابا همیشه قوی بوده
لعنت بهت یووت. ما باید برسیم
اما بزار سالم برسیم
اونم از بیبی
زود باش بریم
ما باید به "لیل گوادلوپ" برسیم
پس پول بلیط پارکینگت رو بده
خیلی خوب. چطوری انجامش بدیم
تو یه خیابون شلوغ؟
نه در ضمن
دستات دارن میلرزن
چیه؟ داری مهارتت رو از دست میدی اسپایدر
اروم
تو ممکنه راننده ماهر باشی
اما هنوزم ادم جدیدی
اره
اینم از این
نقشه جدید. کلیدا
کلیدا داری چکار..؟
داری چکار میکنی؟
چه غلطی میکنی؟
کجا میخوایش؟
خیلی خوب
اره
کارت عالیه
سلام خوشگله
خیلی خوب
_منو باش فکر میکردم این سرقت به خاطر نوستالژیه اگر این بسته رو
از دست میدادم سرانو عصبانی میشد
اره؟ رییس ازت میخواد ببریش سر قرار؟
من میتونم کمکت کنم
میدونی مثلا هواتو داشته باشم
اره؟ تو هنوزم دنبال اینی که
بالاخره رییس رو بتونی ببینی؟
فقط سعی دارم کمک کنم
هی تو از کجا اون حرکتا رو
یاد گرفتی؟ چون مطمئنم تو ارتش یاد نمیدن
فقط یه دوست قدیمی _درسته
اون نگاه رو قبلا دیدم
اونی که در رفت
حالا هرچی
خیلی خوب
واکرها برگشتن به خونه
تاد تو کلاس میبینمت
هنوز باورم نمیشه سال اخر رو دوباره
باید بخونه
درس عبرتیه نه؟
_فقط دارم میگم اگه نمره هاتو بالا نبری میدونی که _ممنون از اینکه
یادم اوردی. دانای سال دومی
انگار نه انگار که سال قبلی مزخرف بود
هی رفیق بچرخ اونور
حرکت کن. کلی جای دیگه هست
نه زودباش حرکت کن _هی
مشکلی نیست میرم یه جای دیگه پارک میکنم
نه ما اول اینجا بودیم
تو که نمیخوای به خاطر این دیوونه برگه تاخیر تاخیر به کلاس رو بگیری؟
میتونی بری؟ من دیگه به یه سال پر از دراماهای استلا نیاز ندارم
وای خدای من
فکر میکنی کی هستی؟
_چطوری؟ _عالی
اگر خوب نبودی بهم میگی؟
ازمایشا خوبن. داروها هم دارن جواب میدن
من تو رو کنارم دارم
درسمو یاد گرفتم
دیگه از راز خبری نیست
اوکی
اون...؟
گیل دیویدسون. لعنت بهش
ابی. بونهام
_امیدوار بودم اینجا باشین _گیل
_نمیدونستم به شهر برگشتی _اره
برگشتم. کل خانواده برگشتیم
جالبه که چه جوری زندگی میچرخه
براتون چیزی درست کردم
لازم نبود
خوب...
خیلی خوب پس
من شما دوتا رو میبینم
این یه جور جوکه؟
میدونم گوش کن لیام دپارتمان امنیت عمومی تصمیم
خودشون رو گرفتند مرد. من نمیتونم
_پس چی؟ _ما واقعا امیدواریم
که تو به عنوان دستیار دادستان باقی بمونی
به عنوان دستیار؟
_میدونی چقدر خجالت اوره؟ _لیام تو باید
اینجا به هدف بزرگتر نگاه کنی
_من دارم به هدف بزرگتر نگاه میکنم _این موقعیت
چی شده؟ پسرا چی شده؟
این درباره جلسه دپارتمان امنیت عمومیه؟
بهش بگو
No comments yet. Be the first to leave one.