முதல் 200 வரிகள்.
کل آشغال های کشور داره خالی میشه اینجا
و همش هم بی ارزشه
کارت با گروه ضربت بمب گذار دا.ف دیگه تمومه
سلام ، منم
نمیخوام ، ام ، ناراحتت کنم ...فقط ، ام
بیانیه ی بمب گذار دا.ف رو خوندی ؟
چیکار کنیم دیوید ؟
هنوز هیچی نشده فکر میکنی گناهکاره ؟
...چون ، منظورمه ، جدی وقتی مدارکی که اینجاست رو میبینم ،
اه ، نه ، نه
...حس میکنم تو - من فکر نمیکنم -
من فکر نمیکنم که گناهکاره
فقط میگم که من یه رابطه ای بین
نامه ی تد و بیانیه ی بمب گذار دا.ف میبینم
خب ، وقتی من نگاهش میکنم ، رابطه رو نمیبینم
من اینو متوجه نمیشم ، نمیبینمش ...شاید تو
تو احساسات شخصی خودتو که ممکنه موقع
معین کردن هدف ، برات مشکل ساز بشه
رو در نظر گرفتی ؟
اینو از من میپرسی ؟ - خب تو تد رو نمیشناسی -
اخه تاحالا ندیدیش تاحالا حتی باهاش صحبت هم نکردی
آره ، یه نامه ی بد برات فرستاد آره ، اون متفاوته
ولی همه ی خونواده ها یه آدم عجیب غریب توشون پیدا میشه
من تد رو مــیـشناسم
اون همیشه خوب بوده
اون قهرمان من بوده
...خب ، اگه خق با تو باشه و اون بی گناه باشه
لازم نیست نگران باشه
...خب ، این درست نیست
تد زندگی خیلی غیر عادیی داره
پارانویا داره ، اسلحه شکاری داره
منظورمه که ، اون آدم های روی پل روبی
اونا هم بی گناه بودن
و یک تک تیرانداز اف بی ای ، از پشت زدشون
اگه متهمش کنیم و اشتباه کرده باشیم ،
...مثل اینه که
برادر خودمو بکشم
و م...من ، ن...نمی...نمیتونم
نمیتونم با همچین کاری زندگی کنم
...ولی دیوید
اگه حق با ما باشه چی ؟
خیله خب ، دقیقاً واسه چی اومدین پیش من ؟
اخه ، راحت میتونستین ارسالش کنین
بهتون آدرس گروه ضربت رو میدم
...خب - آره ، من خودم با نیروی قانونی -
کل روز رو توی پناهگاهی که کار میکنم
سر و کله میزنم و میدونی ،
وقتی این بچه های بیچاره وارد سیستمشون میشن ،
خلاص کردنشون غیر ممکن میشه
به محض اینکه بری زیر رادار سیستم عدالت ،
یک هدف میشی مخصوصاً وقتی که یه زندگی غیر عادی داشته باشی
: خیله خب ، من اینکارو میکنم
اینو مستقیماً به گروه ضربت بمب گذار دا.ف میفرستم
از دفتر من ارسال میشه ولی تو و برادرت
کاملاً ناشناس باقی میمونین
تأکید میکنم که عمومی نشه
حتی توی خود گروه هم پخش نشه
نگهداری بسیار بالا
و اونا هم یک آنالیز کامل روش انجام میدن و نظرشونو برامون ارسال میکنن
و اگه مطابقت نداشت ، هممون راحت میتونیم بخوابیم
فکر کنم... آره
...خیله خب ، من
...تأکید میکنم که ، اولویت ما
امنیت تد هست
...منظورمه که ، اون
حتی اگه بمب گذار دا.ف باشه ، بازم یک انسانه
روح داره
...و... باید ما
باید ازش محافظت کنیم
دیوید عزیز ، تنها چیزی که واسش بهت احترام میذاشتم ،
تنها زندگی کردنت بود
و حالا هم تو همه ی اینا رو کنار میذاری
فقط واسه اینکه یک جنس مؤنث تصمیم گرفته بهت اجازه بده
که جزو دارایی های شخصیش بشی
حدس میزنم که الان یک زندگی
معمولی و سطح پایین رو پیش میگیری
یه حسابدار بشی شاید
و شایدم همه چیز رو کنار بذاری و وکیل بشی ، چرا که نه!
دلیل اینکه منو اینقدر ناراحت میکنی ،
اینه که من بهت اهمیت میدم دیوید
هنوزم برادر کوچیکتر منی و وفادارم بهت
الو ؟ - دیوید ، تونی بیسگلی ام -
همین الآن یه خبر از گروه ضربت بهم رسید
نامه رو آنالیز کردن
و دیگه ادامه نمیدن
طرز نوشتنش متفاوت بود
پس اون نیست ؟
این ، اون نیست برادرت پاکه
ممنون
اون نیست! ، تد بمب گذار نیست!
تد کازینسکی بمب گذار دا.ف نیست
اوه ، خدایا ، اوه
سه ماهه برگشتی اینجا
...سه ماه
خوابگردی میکردی
یه چشمت به اون بیانیه هست
و اون یکی به دستگاه فکس
مثل یه دختر جوونی که منتظر اینه که دوست پسر قبلیش زنگش بزنه
اون تورو ولت کرده
زندگیتو بکن
...فیتز
تو توانایی های زیادی داری
ولی نه تا وقتی که بیخیال بمب گذار دا.ف بشی
منم حسی که تو داری رو داشتم
میدونم
میدونم واست چیزی بیشتر از یک پرونده هست
ولی نیست
و من ، از روی تجربه بهت میگم ، بیخیالش شو
باش
هیچی نیست ، هیچی از اون توش نیست
همش همینه
مثل علف هرز از همه جا اومده
خب اینا آشغاله ، هیچی اینجا نیست
یک میلیون دلار جایزه واسش گذاشتن ، می فهمی چقدر شعر و ور میاد واسمون ؟
اها ، گرفتم ، همتون ریختین سر من حالا
خودت میدونی که بحث سر این نیست
تو الان سه تا خونواده داری
و میخوایم مطمئن شیم که هممون حرفمون یکیه
که بازش کنیم...
...آرزوم اینه که تو
اگه بخوای هنوزم بیای بامن زندگی کنی عیبی نداره
سلام کاکا سیاه - سلام داداش -
هی ، یه نامه ی بلند بالا نرسید سر میزت ؟
همون که مدارک گفته مطابقت نداره ؟
الآن میخواستم بساه بندیش کنم و واسه وکیله بفرستمش ، مگه چطور ؟
طرز نوشتنش متفاوته مال بمب گذار دا.ف نیست
هی ، ارنی ؟
میشه هدفونتو بزاری رو گوشت و
یه ده دقه ای روتو کنی اونور ؟
روش نوشته مزاحم نشید نباید از این اتاق خارج شه
...اگه رئیس اینو دستت ببینه یا بفهمه که من بهت اجازه دادم
ببین ، این به گردن خودمه، روتو کن اونور خواهشاً
تا ساعت سه باید بره توی گاوصندوق
ممنون
من دخترمو نجات میدم
سعی نکن نجاتش بدی
متوجه میشی ؟
اینطوری جون رئیس جمهور ویس رو له خطر میندازی
و همینطور جون بقیهرو توی اون منطقه
باور کن خودمون میدونیم داریم چه غلطی میکنیم
مأمورینمون دارن وارد منطقه میشن
ببخشید
ما با تعداد زیادمون اینکارو انجام میدیم
کجا بودی ؟ - اینجا دیر وقته ، سینما ام -
یه نامه ی 23 صفحه ای هست که الان داره میادش
از اوناس که نباید بهش دست زد
توی فکس بی ای یو بود
...گه توش ، رفیق ، اگه گیر بیفتی
خیله خب ، الان میرم اونجا
هی ، باید یه سر برم سر کار قبل از تموم شدن فیلمه برمیگردم
باشه - باشه -
شماها مشکلی ندارین ؟ - نه ، خوبیم -
حواست بهش باشه
"انسان ها به تکنولوژی وابسته میشن..."
"ناتوانی مردم در خسته شدن"
"...بگذارید اول راه حل رو بگیم"
به تصویر کشیده شده توسط پری لاندن از کتاب کنترل رفتار
"این راه حل ، یک مثال سود آور است"
"مردم اونوقت میتونن از تکنولوژی استفاده کنن"
...مردم
ادامه ی وضع علمی باعث
انقراض آزادی میشه
تکنولوژی ، آزادی ، کنترل
خودشه
...مطمئنی ؟ من بودم
خودشه ، یه خلاصه از بیانیه هست
همون ایده ها ، توی همون ترتیب هست
و روش نوشتنش ، عقلش ،
برابره ، یکسانه!
اسمش چیه ؟ اسمه چیه ؟
نمیدونم ، از طرف یه وکیله ...ناشناسه
ببین ، این نباید بهش دست میزدیم ، باید کپیی که داری رو نابود کنی
کدوم وکیل ؟ - نمیدونم -
...باشه ؟ بزار فقط روش اداری رو من
فقط بفهم کی بوده ، برام مهم نیست چطوری چون این خودشه
این خودشه ، این همونه
و مردی که این بیانیه رو نوشته ، بمب گذار دا.ف هست
میشنوی ؟
فیتز ، هستی ؟
چی شده ؟
فیتز ؟
پاسه چی بچه هاتو رها کردی ؟
تازه یه دقه هست رفتم الان برمیگردم
چی... چن وقته رفتم ؟
الآن چهار ساعت شده دنی داره توی ماشین گریه میکنه
میای ؟
یعنی واقعاً داری میگی که
بمب گذار دا.ف معروف و ضد تکنولوژی
دوتا طرز نوشتار مشابه داره ولی یکسان نیست ؟
ببین ، میدونم قسمت برسی چی گفته
ولی زبان اون نامه
واقعاً شبیه بیانیه هست
ایده ها بصورت مشابه بیان شدن ...و من
آره ، من خوندمش ، متوجه نشدم
یه چیز محکم که متوجه اش نشدم میدونی چیه ؟
آره ، یه آنالیز با س
یا عمدی که با ا باشه
یکی دیگه از املا های خاص ؟
یه تله هست
خب ، نه ، دقیقاً نه
No comments yet. Be the first to leave one.