முதல் 200 வரிகள்.
،خدای متعال که جایگاهت در بهشت است
.نامت مقدس باد
.ملکوت از آن توست
اراده در زمین از آن توست همانگونه که در بهشت از آن توست
روزی امروزمان را به ما عطا کن
و خطای ما را ببخش
همانگونه که ما خطای دیگران را میبخشیم
نگذار به هوی و هوس تن بدهیم
و ما را از شر مصون بدار
زیرا ملکوت، قدرت و جلال از آن توست
همکنون و تا ابد
آمین
میدونی مهمترین چیزی که پدربزرگت
یادم داد، چی بود ؟
ها ؟
گفت آماده باش
برای طوفان، سیل و هرچیزی که پیش بیاد
دیگه هیچ غذایی از مغازه نمیشه خرید
پمپ بنزینها از کار میافتن
... مردم با هم دشمن میشن و
... و یکدفعه
تنها چیزی که بین تو و مرگ باقی میمونه خودتی
بهت افتخار میکنم پسرم
شلیک خوبی بود
بیا عزیزم
وایسا وایسا یه چیزی یادم رفت
! " یه لحظه وایسا " آنا
رالف " گوشت آهو دست توئه ؟ "
آره
مربا رو یادم رفت
با ماشین میریم ؟
داریم میریم همین بغل خنگول
بریم
هی صبر کنین مادرتون هم بیاد
بغلم کن
بیا
اوه داری سنگین میشی
بابای " دنی " گفت ماشین قدیمیشونو بهم میفروشه
نصف پولی که لازم دارم رو از تابستون پس انداز کردم
... فکر کردم شاید شما - فراموشش کن -
به سختی کار نجاری گیر میارم
تا بتونم پول رهن خونه رو بدم
خب چرا آپارتمان بابابزرگ رو اجاره نمیدی ؟
همونطوری که مدام به مادرتون هم میگم اونجا خیلی قدیمیه
و تعمیرش کلی هزینه داره
خیلیخب بسه
! اومدن
سلام
! روز شکرگزاری مبارک - ! روز شکرگزاری مبارک -
آنا صبر کن دعوتمون کنن تو خونه
" محض رضای خدا " کلر بیاین تو دیگه
کلر، آهویی که زدی رو با خودت آوردی ؟
این یکی رو " رالف " زده
خب خودت کشتیش خودتم ببرش تو آشپزخونه
- خیلیخب - ممنون
روز شکرگزاری مبارک
! روز شکرگزاری مبارک
- ممنون - روز شکرگزاري مبارک
" خیلیخب، " جوی جوی، سومین باره میگم
- جوی عروسکاتو از روی میز بردار - دارین مسابقه رو از دست میدین
! - آنا ! آنا - سلام، حالتون چطوره ؟
سلام روز شکرگزاری مبارک
آنا بیا اینجا
تا وقتی دعوتمون نکردن، وارد نمیشیم فهمیدی ؟
اینو خودت باید درست کنی
ما گیاهخوارها قصاب خوبی نیستیم
اشکالی نداره
میتونم با جوی برم بیرون ؟
برادرتو راضی کن باهاتون بیاد اون موقع میتونی بری
خوبه
کلاه هم بپوش لطفاً
تازه سرماخوردگیت خوب شده
جوی تو هم کلاه بپوش
وقتی به اون آهو تیر زدی
براش ناراحت شدی ؟
وقتی میری مکدونالد برای گاوها ناراحت میشی ؟
... بابام بابام اینجوری میگه
و آهوها ،اگه بچه های زیادی داشته باشن
بچههاشون از گرسنگی میمیرن
باید تعدادشون رو پایین نگه داریم
درسته اینو هم بابات میگه ؟
محکم تر
! هی هی ! بیاین اینور
بذار ببینم
زودباشین، بریم
نه
!گفتم بریم هی هی هی هی
صبر کن. نمیشه همینجوری از ماشین مردم بری بالا
! نه ! بیا بریم
زودباش زودباش، زودباش
صبرکن، هیس شنیدی ؟
یه نفر اونجاس
.خیلیخب حوصله جنگ و دعوا ندارم
،بریم .امروز از این کارها خبری نیست
حالا انجمن مدرسه بهم میگه
هیچ پولی برای لباسای گروه موسیقی رژه ندارن
این بچهها قراره همون لباسایی رو بپوشن
.که یه روز ما میپوشیدیم همون موقع هم قدیمی بودن
یعنی لباس فرم سال 1979
چرا با من حرف نمیزنه ؟
اصلاً حرف نمیزنه
خیلی خوشگله
آره
وای خدای من
فرز هم هست
.خیلی فرزه این سرسرهست ؟
ممنون، ممنون از همه یه سورپرایز براتون دارم
اوه
و آهنگ درخواستی هم قبول میکنم
! ایول ! - نه
بايد با دقت گوش کنين چون اصلاً کار آسوني نيست
مامان، مامانی میتونم جوی رو ببرم خونه خودمون ؟
چرا ؟
.سوت قرمزم میخواد کمک کنه پیداش کنم
اوه عزیزم، فکر کنم اون سوت قرمزه .دیگه پیدا بشو نیست
سوت چیه ؟
.سوت اظطراری که بابا بهم داده
... گمش کردم
.133روز پیش
،خب، اگه میخوای سوتت رو پیدا کنی
.باید براش سوت بزنی
پس آهنگ " جیرنگ جرینگ زنگولهها " رو .میخونیم تا پیداش کنیم
! هورا .باشه، میتونین برین
فقط " الایزا " و رالف رو با خودتون ببرین
- تو زیرزمین نرید - نمیریم
پردهي گوش همهتون .بهتره قوی باشه
.نمیخوام آسیبی بهشون بزنم
ولی آهنگ درخواستی ازت قبول میکنم، کلر
از من ؟
.روز توئه، درخواست بده
اوه، پیانو ؟
! نه
- نه، نه، نه - همه آمادهاین ؟
وایسا، گوش کن ... قبلاً عاشقِ
قبلاً حتی لباساش هم .مثل " اسپرینگستین " بود
- واقعاً ؟ - اسپرینگستین رو خیلی دوست دارم
" " رودخونه " " دختر اهل جرسی
خب من سفید پوست نیستم ولی منم خیلی ازش خوشم میاد
و اونقدر مستم که نمیتونم .آهنگ اون سالار رو بزنم
ممنون
عزیزم ؟ دیگه چی ؟
هیچی به ذهنم نمیاد هیچی
- من میدونم - چی ؟
راستش آهنگ " پرچم ستاره نشان " رو دوست داره
مطمئنم زیر دوش اینو میخونه
نه نمیخونم
- آره میخونی - باشه فهمیدم
خواهراتون کجان ؟
پیداشون نمیکنم
شما ... باهاشون رفتین خونه ؟
نه، منظورت چیه ؟
- چند ساعت قبل ؟ - نه
چی ؟ قرار بود بیان طبقه پایین و شما رو با خودشون ببرن
نیومدن ؟
نه، از وقتی غذا خوردیم ندیدیمشون
باشه اشکالی نداره
احتمالاً خونهان
آنا ؟ جوی ؟
آنا ؟
دخترا ؟
دخترا ؟
کی این ظرفا رو گذاشته اینجا ؟
- برو بیرون - بیرون هم نبودن
داره بارون میگیره
کنار تاب " ماریا " رو گشتی ؟
آره
خب، وقتی برگردن یه کتک حسابی میخورن
ببخشید گریس، ولی بچهها رو کتک میزنم
پس اونجا هم نبودن ؟
باید توی خونه باشن
اینجان ؟
نه اینجا نیستن اونجا نبودن ؟
نه خونهی ما هم نبودن
اینجا هم نیستن
همه خونه رو گشتم نیستن
اون ... اون ماشین کاروان
کدوم ؟
بابا یه کاروان اون بیرون بود و دخترا روش بازی میکردن
فکر کردیم یکی داخلشه
کجا ؟ کجا بود ؟ نشونم بده
شما همینجا بمونین
من دوباره میرم خونه رو بگردم
آروم باشین. آروم باشین
.شما از اون طرف برید اونجا میبینمتون
آنا ؟
جوی
راجر دخترمو دیدی از اینجا رد بشه ؟
نه. مشکلی پیش اومده ؟
آنا ؟
! اینجا
بابا همینجا پارک شده بود
آنا ؟ آنا ؟
! سلام
- دیدیشون ؟ - نه
! آهای
! نتونستم پیداشون کنم
- داشتین اطراف این خونه میگشتین ؟ - نه
- بهتون گفتم نیاین اینجا - نیومدیم
یهو رفتن بالای ماشین و ما رفتیم بیاریمشون پایین
هر چی از اون ماشین یادته بهم بگو
No comments yet. Be the first to leave one.