முதல் 200 வரிகள்.
" قسمت بیست و سوم "
! پدربزرگ
!چطوری ؟
! تو كل زندگیت , مرد قدرتمندی بودی
هیچ وقت انتظار نداشتی , بدست . خدمتكار یوون یو كشته بشی
! چقدر وحشتناك
! واقعاً خیلی بدبختی
فقط بخاطر اینكه من پسر یه صیغه بودم , خیلی . طول كشید تا بهم قدرت تپه های قرمز رو بدی
خب چی میگی ؟
انتقامت رو بگیرم یا نه ؟
... خیالت تخت , هر چی باشه
! پدربزرگم بودی
. نگران نباش
من اون دختر كوچولو رو پیشت میارم
بعد هم جلوت , با دستای خودم اونو میكشم
. تا اون دنیا لذت ببری
! شینگ-أر , شینگ-أر
! شینگ-أر
! شینگ-أر
! شینگ-أر ! شینگ-أر
! شینگ-أر
چرا نمیكشی ؟
مگه فراموش كردی
برادرت رو من كشتم ؟
واقعاً میخوای منو بكشی ؟
فكر میكنی دلشو ندارم ؟
. باشه
این اعلامیه درباره ی چیه ؟
چیه ؟ ! درسته
چی نوشته ؟
. بلند بخون . بلند بخون
در طول تاریخ ما , خاندان یانبی بزرگترین . خائن كشور ما شدن
دوك ِ دینگ-بی , گرگی بود در لباس میش كه در . آخر مورد خشم و غضب خدایان قرار گرفت
. پسرش , یوإن شون , دستگیر شد
یوإن شون دستگیر شده ؟
چرا یوإن شون رو دستگیر كردن ؟
. بقیه اش رو بخون
در این اعلامیه , باشد كه مردم از . گناهان اون باخبر بشن
. خاندان یوإن شون دشمن دنیاست
آنها جرمی مرتكب شدن كه با تیكه تیكه شدن . هم نمیتونن تاوان این گناه رو پس بدن
امروز , ما همه جمع شدیم تا حقیقت رو برای دنیا بازگو كنیم
. و ایالت وِی رو دوباره به شكوه سابق برسونیم
! درسته جریان چیه ؟
چرا خواستن شورش كنن ؟
. درسته
. شاهزاده دستگیر شده
! خواهر هفتم
معنی اعلامیه چی بود ؟
. دوك ِ دینگ-بی شورش كرده
دوك ِ دینگ-بی ؟
مگه دوك ِ دینگ-بی یكی از یارهای باوفای عالیجناب نبود ؟
... پس
حالا خواهر ششم چی میشه ؟
. شما دو تا انقدر تو چشم نباشید
. كل شهر حكومت نظامی ِ
شماها هم كه برده های فراری هستید , اگه گیر . بیفتید , درجا , شما رو میكشن
خب تو میخوای چیكار كنی ؟
. مشخص ِ میخواد چیكار كنه
. نگاهش كن , میخواد بره بجنگه
ولی
خاندان شاهزاده یوإن شون دیگه خائن به حساب میان
. اگه تنهایی بری , فقط خودت رو به كشتن میدی
. البته كه تنها نیستم
! علیاحضرت
. ما رد پای آدمای قصر مهمان رو پیدا كردیم
چند نفرن ؟
. فقط یك نفر
! ژونگ یو , محافظ شخصی یوإن شون
ژونگ یو ؟
كجا رفت ؟
. بیرون شهر
بیرون شهر ؟
! مردم یانبی , هرگز دست از تقلا برنمیدارن
! حواست بهشون باشه
. چشم
! جناب دونگ-فانگ
! ژونگ یو
میدونستید , شاهزاده زندانی شده ؟
اگه الآن نریم ایشون رو نجات بدیم . میترسم بعداً دیر بشه
اما بدونه نقشه
با افراد كمی كه مونده
. فقط خودتون رو به كام مرگ میفرستید
من فكر میكنم اگه آقای وو اینجا بود . اونم اجازه نمیداد همچین كاری كنی
اگه بتونیم شاهزاده رو نجات بدیم . حتی بمیریم هم مهم نیست
یانبی تنها وقتی كه شاهزاده زنده باشه . میتونه استقامت كنه
! ژنرال رو از دست دادیم
شاهزاده یوإن شون تو موقعیتی كه هست . نمیتونه كاری برای یانبی بكنه
. وضعیت یانبی به خدا سپرده شده
. امیدوارم بیشتر دراینباره فكر كنی
تو تنها كسی نیستی كه میخوای شاهزاده . یوإن شون رو نجات بدی
! امیدوارم قبل از عمل فكر كنی
! شاید , بشه زنده بمونید
اما
. واقعاً حتمی نیست
! ارباب
اگه من بزارم شما بدونه مجوز اون زن رو . مخفیانه ببرید , از قانون سرپیچی كردم
! خواهش میكنم منو عفو كنید , ارباب
! بهتره زودتر كاری كه گفتم رو بكنی
اگه نكنی
نفر بعدی كه كارش رو میسازم
. خودتی
. به سلامت , ارباب
! ارباب یو
! لرد لو , واقعاً ممنونم
. فقط كارمو انجام دادم
. اون زن هم با شاهزاده یوإن شون دوتایی آوردن
. نمیزارم بدونه مجوز رسمی اونو جایی ببرن
اما
اگه ارباب خوای مجوز رسمی بگیره . میترسم دیگه نتونم جلوش رو بگیرم
. میفهمم
! شاهزاده تو زندان ِ
. امیدوارم لرد لو خوب ازش مراقبت كنن
! خاطرتون جمع , ارباب
! دوك ِ دینگ-بی در گذشته لطف بزرگی به من كردن
من از شاهزاده یوإن شون در زندان . به خوبی مراقبت میكنم
اما در حال حاضر , دوك فوت كردن ! و یانبی در هرج و مرج ِ
. اوضاع برای شاهزاده به هیچ وجه خوب نیست
. ببخشید تو زحمت انداختم
. خواهش میكنم
! یوإن شون
! یوإن شون
! یوإن شون
! یوإن شون
خوبی ؟
! شینگ-أر
! شینگ-أر
تو خوبی ؟
زخمت چطوره ؟
. نگران نباش
. من خوبم
! تو خیلی باهوشی
! برعكس تو
. مراقب باش ,نزار لو بریم
! شینگ-أر
. نگران نباش
. پدرم , هرگز شورش نمیكنه
حتماً كار اشراف زاده های دیگه اس كه رشوه . گرفتن , بین عالیجناب و پدرم رو خراب كنن
وقتی پدرم از زندانی شدن ما باخبر بشه حتماً میره . پیش عالیجناب همه چیز رو توضیح میده
وقتی عالیجناب از واقعیت باخبر بشه
. ما هم از اینجا میاییم بیرون
. خوبه
چی شده ؟
به من اعتماد نداری ؟
چطور ممكنه ؟
. نگران نباش
. من تو رو ول نمیكنم
. از حالا به بعد , میتونی رو من حساب كنی
. من ازت محافظت میكنم
. باشه
وقتی از اینجا بیرون رفتیم , منو به . یه چیز خوشمزه دعوت كن
. الآن گشنمه
. بهم بگو
چی دوست داری بخوری ؟
! فقط بگو
. برات میخرم
. سردمه
. میخوام گوشت قرمه بخورم
زخمی هستی
. گشنته
. سردت هم هست
! بیا
! بیا
چیكار میكنی ؟
. اینطوری لو میریم
چه اهمیتی داره ؟
وقتی از اینجا برم بیرون
زندگی همه
. جهنم میشه
. حالا می بینی
! شینگ-أر
. دسِت رو از تو دیوار بیار
چی میخوای ؟
. دسِت رو از تو دیوار بیار
میخوای چیكار كنی ؟
. نپرس
. فقط بیار
. دسِت رو از تو دیوار بیار
... تو
چیكار میكنی ؟
. كاری نمیكنم
الآن خوب شد ؟
حالت بهتر شد ؟
یكم گرمتر شدی ؟
! شینگ-أر
. اسمی ِ كه یوون یو صدات میكنه اسم واقعیت چیه ؟
... اسم ِ
! اسم واقعیم چو چیائو ِ
. فقط به تو اینو گفتم . هیچكس نمیدونه
. باشه
خب حالا از الآن به بعد چی صدات كنم ؟
! شیائو چیائو شیائو چیائو خوبه ؟
. دوست ندارم
. یك اسم دیگه
! چیائو چیائو
. بدتر شد
اصلاً آچو چطوره ؟
. خوبه , میتونی همین صدام كنی
. باشه
! آچو
! آچو , آچو
No comments yet. Be the first to leave one.