Mistari 200 ya kwanza.
نیازی نبود. و متوجه نمیشم چرا اعتراف نمیکنی
یه مامور آموزش دیده باید بتونه بدون کمک
خودشو از ماشین خارج کنه
چه ماشین چَپ شده باشه چه نه - بازم رفتیم سراغ اون بحث، هان؟ -
آره، چون باید حرفامو بشنوی
شنیدم. انقدر شنیدم حالم داره بهم میخوره
میدونی مشکلت چیه؟ فکر میکنی همیشه حق با توئه
چیزی که میخوای اینه که به این موضوع اعتراف کنم ولی همچین اتفاقی نمیافته
بنظرت این حقیقت که مدنی میدونه زندهای مسالهی مهمی نیست؟
بیخیال، بیهوش بود رفیق. میخواستی چیکار کنم؟
اگه بیهوش بود، قیافهتو نمیدید
خیلیخب، اولش بیهوش بود ولی بعدش بیهوش نبود
...چی؟ باشه. بذار ببینم الان وضعیت زندگیمون خیلی پیچیدهتر شده
اگه امنیت ملی اسمت رو وارد سیستم کنه، بذار ازت بپرسم
چقدر طول میکشه تا مامور اورنج خبردار بشه؟
شاید بهتر بود طبق نقش عمل میکردی - ...فرانک -
داشتی میرفتی سمتش
این بازی مسخرهی ابلهانه هم بخشی از نقشه بود؟
اگه بگیرنت، نمیتونم خانوادهمو ببینم
پس تصمیم گرفتم - همین -
میخوای کاراتو انجام بدم
!ولی کونمو پاره میکنی. خیلی بیرحمی
به جونِ زنتم اینجوری غُر میزنی؟ منظورم اینه، مطمئنی دلش میخواد دوباره برگردی؟
مطمئنی؟ - بیخیال رفیق. بیخیال -
بیخیال - میرم بیرون -
شاید وقتی نیستم، بتونی راههای جدیدی
برای رفتن روی مُخم پیدا کنی
کجا میری؟ - فکر کنم برم زنتو ببینم -
ببین، با این حرفت میخوای ناراحتم کنی
مجبور نیستی همیشهی خدا انقدر آدم گُهی باشی
مترجمین : مـهــرداد و پـویـــا Mehrdadss & Toxicity
خب، آخراش این سوال برات پیش میاد وایسا ببینم، اصلاً ببرِ واقعی بود؟"
...یا این موضوع از خودش درآورد تا
از این قضیه قِسِر دربره"؟
نظر تو چیه؟ توی قایق ببر بوده؟
باید خودت بررسیش کنی - منصفانهست. جدیده رو بده ببینم -
خب تو... کتاب زیاد میخونی، هان؟
ذهنمو از مسائل دور میکنه. تو چی؟
آره. آره. من... منم کتاب خوب دوست دارم
اینجا چیکار میکنی؟
دارم نون میپَزم
این اسکیتبورد رو از کجا آوردی؟ - چرا؟ -
چون امروز صبح نداشتیش - آره. ولی الان دارم -
عوضی
اگه مکانیک میاوردیم باید 500 دلار پول میدادیم
تازه اگه بیمهت تموم شده بود باید بیشتر میدادیم
نه، میدونم. حق با توئه، بهمون لطف کرده
پس با دعوت کردنش برای شام میشه ازش تشکر کرد
اینجوری ادبمون رو نشون میدیم - ولی ما این یارو رو درست نمیشناسیم -
درسته ولی بهش میگی بیاد ماشینُ درست کنه؟
خیلیخب. این... این منصفانه نیست. خودش اصرار کرد
پس دیگه حتماً باید اینکارو بکنیم و بهش احترام بذاریم
هی - هی -
داشتیم دربارهی اینکه چقدر ازت ممنونیم حرف میزدیم
مامانم داشت به این فکر میکرد که
دلش میخواد، میدونی برای تشکر ازت یکشنبه شب دعوتت کنه
خیلی لطف دارین ولی نیازی نیست
،واقعاً؟ منظورم اینه این کمترین کاریه که از دستم برمیاد
،بنظر من وقتی یه چیزی رو خراب میکنی خودتم باید درستش کنی، نه؟ من چراغ رو شکستم
آره، با صورتت
نکتهی ظریفی بود
این همون کتابه؟ - آره -
همون ببره، هان؟
ریچل رِی نیستم ولی تمام تلاشمو میکنم همهچیز خوشمزه باشه
خیلی وقته غذای خونگی نخوردم
اونم خیلی وقته که غذای خونگی درست نکرده
هی، زَک؟
اونو... اون ولش کن
میدونی، باعث... باعث افتخاره، خب؟
اینکه یکشنبه مهمونتون باشم
خوبه؟ خوبه - آره. آره. حوبه -
از کار انداختن تجهیزات ارتباطی و پخش کردن ویدیوهامون به فردی با مهارت بالا در زمینهی تکنولوژی نیاز داره
اگه دستگیر میشدن 30 سال زندان رو شاخش بود. چرا باید شاهد بجا بذارن؟
من، به شخصه خوشحالم که اینکارو کردن
به مادرت گفتم خونه نگهت داره
اگه حالتو بهتر میکنه باید بگم تلاششو کرد
چرا باید به حرف اون گوش بدی؟ یا حرفای هر کس دیگه
میدونی، عاشق اون ماشین بودم
پدرمو برای تولد 21 سالگیم بهم هدیه دادش
،یه نفر نابودش کرد نمیتونم با این موضوع کنار بیام
خیلیخب. الان که اینجایی
چی میدونی؟ شماره پلاکشو داری؟
راننده رو دیدی؟ ماشینی که بهت زد رو دیدی؟
در حالی که الان باید خونه و در حال استراحت و مداوا باشی الان اینجایی
چه سرنخی برامون داری؟
میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟
دو دستی افرادمو بردم تو تَله
فکر میکنی دست رو دست میذارم و میشینم خونه و برای خودم ابراز تاسف میکنم
و میذارم بدون من این مشکل رو حل کنن؟ بخاطر اینکار بهم احترام میذارن؟
پیش میاد دینا
این یه عملیات تیمی بود و تو به خوبی ادارهش کردی
درست تا اونجایی که استیو مککوئین بازی درآوردی
و خودت به تنهایی دست بکار شدی - باید چیکار میکردم؟ -
اون حرومزادهها تو چنگم بودن
،بجاش، نزدیک بود بکشنت دفتر بازرسی کل دربارهی این ماجرا تحقیق میکنه
چطور میتونن اینکارو نکنن؟ یه کامیون پُر از اسلحه گُم شده
توصیه میکنم بصورت تمام و کمال... همکاری کنی
میخوای بدونی نظر بقیه چیه؟
اینکه خیلی کلهخری
...اگه چیزی هست که باید بهم بگی
همین الان بهم بگو، قبل از سوال و جواب رسمی
ایکاش میتونستم
مامور ویژه مدنی
اگه مشغول نجات دادن دنیا نیستی
با خودم گفتم شاید دلت بخواد ببریم بیرون
راستی... آره بیلی راسوــم
هنوز وقت داری... که جبرانش کنی
...پسرت وای پسر، یاد تو میاندازتم
چطور؟
خیلی آدم گُهیه
آره، باید یه چیزی نشونت بدم
چی میگه؟ - چیز بدرد بخوری نمیگه -
اصلاً مطمئنیم چیزی میدونه؟
...داری زیر سوال می
من اونجا بودم، یادته؟
یکی از افراد یگانت جونش رو برای فیلمبرداری از این ماجرا بخطر انداخته فرانک
یه نفر میدونسته اینکار اشتباهه و میخواسته یه کاری بکنه
خواهش میکنم... من تروریست نیستم
من خانواده دارم. بچه دارم
،اگه میخوای خانوادت زنده بمونن دیگه حرف نمیزنی
گانر بود
گانر هندرسون. دوربین دست اونه
آدم خوبیم
دربارهش برام بگو
ببین، قبل از ماجرای سربروس نمیشناختمش. اوضاع اینجوری رقم خورد
از بین گروههای نخبه گلچین میشدیم، میدونی؟
اهل کنتاکیه
آدم مذهبیای بود. از جملههای انجیل و تورات استفاده میکرد. سرباز خیلی خوبی بود
میدونست کاری که داشتیم انجام میدادیم اشتباهه
اینو میدونم
اگه میدونست دارن چیکار میکنن شاید بدونه مامور اورنج کیه
ما افراد خوشبختی در این کشور هستیم
بیشتر آمریکاییها در تختهای گرم و نرم بیدار میشن
همراه با صبحونه قهوهشون رو میخورن و میرن پِیِ زندگیشون
و خوش بحالشون
این نوع زندگی حقشونه
حقشونه نه به این دلیل که شخص خودشون بدست آورده
بلکه به این خاطر که ما به عنوان یه ملت بدست آوردیم. به عنوان مردم
ولی این نوع زندگی شامل حال همهمون نمیشه
کارمون در سی.آی.ای اینه که هر نوع خطری که این نوع زندگی رو تهدید میکنه شناسایی و برطرف کنیم
کاریه که همیشه تمیز یا زیبا نیست و همیشه بهمون خوش نمیگذره
...من شاهد مرگ دوستانم بودم
افراد خوبی در کشورهای بیارزش جا گذاشتم
چون خونهشون بود و اونجا بدنیا اومده بودن
حتی یه مامور هم نمیشناسم که
کاری نکرده باشه که بخاطرش کابوس نبینه
ولی این کابوسها رو تحمل میکنیم
حتی اونها رو با آغوش باز میپذیریم
تا بقیهی مردم آمریکا بتونن در آرامش بخوابن
واسه همینه که اینجایین
اسم من، ویلیام رالینزه
به سی.آی.ای خوش اومدین
خانم پِیج
،مامور ویژه دینا مدنی هستم ببخشید که منتظر موندین
نه. با خودم گفتم کار همیشهتونه، یکم طرفتون رو میترسونین
چرا باید بخوام بترسونمتون خانم پِیج؟
بفرمائین - ممنون. کارن صدام کن -
بنظر میرسه آزردهاین و درد دارین مامور مدنی
خوبم - ربطی به حادثهی -
پریشب در اسکله نداره، نه؟
،یه ماشین منفجر شد ماشین شما، براساس شمارهی پلاک میگم
ولی پلیس چیزی گزارش نکرده بود که بنظر یکم عجیب میاد
کاملاً در جریان هستین
به گمونم کارمون در این زمینه چندان هم بیشباهت نیست
تنها داراییمون، اطلاعاتمونه - دلتون میخواد این داستان رو دنبال کنین؟ -
شاید. هنوز نمیدونم
میشه نظرتون رو بگین؟
کارن، بنظرم مردم بهت اعتماد دارن
دلم میخواد فکر کنم منم میتونم اینکارو انجام بدم
بهم اعتماد کنین که چیکار کنم؟
تا وقتی که تمام داستان مشخص نشده چیزی رو گزارش نکنی
به کارسون ولف اعتماد داشتین؟
میشه چیزی یادداشت نکنی؟
البته
ولف فاسد بود. احتمال زیاد همین باعث مرگش شد
این موضوع بین خودمون میمونه، البته
هرچند بنظرم خودت قبلاً از این ماجرا خبر داشتی
کی بهت گفت؟
میدونی چه کسی کشتتش؟ - نه، من... چرا باید بدونم؟ -
از وقتی اومدی نیویورک شرایط جالبی داشتی
،به قتل متهم شدی به دستگیری ویلسون فیسک کمک کردی
اولش مشاور حقوقی بودی، بعدش خبرنگار شدی
خودت بودی نمیگفتی دوست داری بیش از حد دخالت کنی کارن؟
بستگی داره منظورتون چی باشه
بطور مثال، فرانک کسل
یکی از وُکلاش بودی، مدافع سرسختش بودی
بعدش وقتی از زندان فرار کرد
در حالیکه تحت حفاظت پلیس بودی تو رو دزدید
با این حال الان اینجایی، زنده و سرحال
دلیلی برای ترسیدن از فرانک کسل نداشتم - آدمای زیادی رو کشته بود -
...از من بپرسی
،داستان زندگی فرانک کسل یه فاجعهست هیچکس نمیتونه از اون وضعیت قِسِر در بره
واسه اینه که اینجام؟
تا دربارهی پروندههای قدیمی و یه مرد مُرده حرف بزنیم؟
دربارهی حضورش در افغانستان باهات حرف زده بود؟
قندهار؟
مامور مدنی، دقیقاً توی اسکله چه اتفاقی افتاده؟
میدونی، قبل از این ماجرا منم توی قندهار بودم
کاشف بعمل اومد انگار کسی که باید باهاش حرف میزدم کسل بوده
آره خب، پس حیف شد که مُرده
No comments yet. Be the first to leave one.