Ben Hur

Ben Hur

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

Ben Hur 2010 Part1 DVD 480p ParisaVp
Maoni na Parisa vp
♥ Parisa vp : مترجم ♥ www.ISomerhalder.tk

Lebo

DVD
480p
480
Yamechapishwa tarehe: 2014-11-19
Upakuaji: 70
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

!ميسالا

!ميسالا

!ميسالا

!ميسالا

من برنده شدم؟

نه! ولي کم مونده بود خودتو بکشي

بيا

راهي واسه درست کردنش نيست؟

به مادر بگو

يک، دو، سه

من بايد کلي برده پشت سرم داشته باشم

اوني که کنارت نشتسته توي گوشت ميگه

که تو فقط يه مردي نه خدا

اين رفتار رومي ها نيست اکتاويوس ميسالا

چه بلايي سر اون ارابه اومده؟

ما از يه سري زمين ناهموار رد شديم

با ارابه نبايد مسابقه بدي. ميدوني؟

منم همينو بهش گفتم

ما تعميرش ميکنيم مادر

قول ميدم

شماها کل روز رو کجا بودين؟ براي چي منو با خودتون نبردين؟

چون تو هنوز يه بچه اي و دوست مناسبي براي يه مرد جوون نيستي

قلقلکش بده ميسالا

...جودا

يه نامه رسون اين رو از قلعه آورده

براي ميسالاست

هميشه ميدونستم اين نامه قراره برسه

اما الان پنج سال از مرگ مادرش مي گذره

پدرش ترجيح ميده اونو سريعا پيش خودش ببره

تيرزا خيلي ناراحت ميشه همه ي ما ناراحت ميشيم جودا

راستي سيمونيدس از راه رسيده

قبل از اينکه بري استقبالش بايد لباسهات رو عوض کني

آره ، فراموش کرده بودم که داره مياد

ببخشيد ، من بايد اونجا بودم تا ملاقاتش کنم

آره وقتش رسيده که مسئوليت هات رو قبول کني

ماسالا هم همينطور

دوران بچگي يه روزي تموم ميشه

پس دوران بچگي من و اون توي يه روز تموم ميشه

مسير زندگيمون از هم جدا ميشه

مسير ها متفاوته ولي مقصد يکيه

به سمت مرد شدن

ميخواي چوب بازي کنيم؟ باشه

حالا برو جودا. به دوستت بگو که ديگه وقت بازي کردن سر اومده

ميرم بهش بگم

رازش در چيه؟ فقط بايد آماده باشي

از طرف کيه؟

از طرف پدر مشهورم سناتور مارسلوس اگريپا

تو بخونش

اين يه نامه ي خصوصيه ماسالا

فکر نکنم توش زياد حرف خصوصي زده باشه

يادت باشه. راز اين بازي اينکه هر لحظه بايد منتظر چوب باشي

به اکتاويوس ماسالا

تو اورسليم رو به همراه کاروان بعدي که به سمت سيزاريا مياد ترک ميکني

اونجا مقدمات سفرت به روم فراهم ميشه

همش همينه؟

پدرم مرد کم حرفيه مارسلوس اگريپا

بعضي وقتا بهت حسوديم ميشه

که پدرت مرده

جودا

از ديدنت خوشحالم

ببخشيد که دير به ملاقاتتون اومدم قربان - مهم نيست -

حالت خوب؟ - آره. آره ممنونم -

شما چطور؟ سفر خسته کننده بود؟

فاصله ي انتيوک تا اينجا که کوتاه تر نميشه من هم که جوون تر نميشم

جودا ، فکر کنم بدوني پدر خدا بيامرزت آرزو داشت

که يه روزي ما خانواده هامون رو

غير از کارهاي تجاري دور هم جمع کنيم

نقاش نتونسته حق دخترم رو درست ادا کنه

استر نه تنها زيباست

بلکه روح و ذهني داره که به ندرت در کسي ميبيني

اميدوارم خواسته ي من و پدرت برآورده بشه

بله ، بله

البته بايد خودت هم مايل باشي - و استر هم همينطور -

البته ، البته

ممنون

نه ، نه. اين مال خودته تا زماني که از نزديک ببينيش

با من بيا - اگه ميشد ميومدم -

جايي که تو داري ميري قلب دنياست ميسالا

چيزهايي که اينجا هيچوقت اتفاق نميفته اونجا سر راهت قرار ميگيره

برامون نامه مينويسي؟

شک دارم بتونم من با نوشتن ميونه اي ندارم

اما هميشه به يادتونم

همتون

دلم براتون تنگ ميشه و يه روزي برميگردم

قول ميدي؟

مواظب خودت باش اکتاويوس ميسالا

بازم باهم مسابقه ميديم

فکر خوبيه

حرکت کنيد

هي ، بجنبيد

بايد حرکت کنيم

فکر کنم اون کثيف ترين سرکارگرت باشه جودا

منو از شر اين کار خلاص ميکنه

آره ، خب ، منم همين کارو ميکنم زير نظر فرماندار جديد

منظورت چيه؟

به من تنزل درجه داده شده اونم به خاطر يه بچه

خب حتما اون لياقت اين پست رو داشته

وگرنه اين پست رو بهش نميدادن

مهم نيست چي بلده مهم اينکه چقدر پارتي داره

حاکم هم زياد خوشحال نيست اون ميخواست جايگاه منو ثابت کنه

حواست باشه. اگه من بودم زياد به رومي ها اعتماد نميکردم

کل زندگي اين عوضي ها سياسته

تموم شده ديويد؟

آره تمومه

ميخواي تو مسابقه ي ارابه روني شرکت کني؟

مگه دليل ديگه اي براي زنده بودن هست جودا؟

بهتره که روي من شرط بندي کني

اگه يه يهودي بر عليه تيم خودش شرط بندي کنه زياد درست نيست. مگه نه؟

هرجور راحتي. ولي فردا پولت رو دور ميريزي

ديدي؟ اون حتي سکه هارو نشمرد

ما قبلا اين کارو کرديم. مگه نه؟

هيچ عيبي نداره که به اون حرومزاده ها دستبرد بزنيم

ديويد ، وقتي يه کاري براي خودت داري

بايد بدوني که اگه از يکي از مشتريهات دزدي کني چه اتفاقي ميفته

رومي ها مشتري نيستن اونا يه مشت زورگوي عوضين

بعضي وقتا حس ميکنم اينو يادت ميره

ميدوني ، من خشمت رو درکت ميکنم ديويد اونا برادرت رو شکنجه کردن

شکنجه؟

اونا به صليب کشيدنش

سه روز به همون وضع مونده بود

اون يه سرباز رومي رو کشته بود

تو طرف کي هستي جودا بن هور؟

بحث طرفداري نيست

ما تحت اشغال رومي ها هستيم

اين ممکنه تاسف بار باشه ولي واقعيته

اوه ، حالا ميبيني

ميدوني که روزي ميرسه که بايد مشخص کني طرف کي هستي

داري تهديدم مي کني؟

نه فقط دارم ميگم موضوع اينه

حالا ميبيني که وقتي حاکم به مراسم رژه مياد چه اتفاقي ميفته

منو قاطي اين نقشه نکن ديويد

تو شرايط منو ميدوني

ماليات ميدي و حمالي ميکني

ميدوني چيه؟ طوري حرف ميزني که آخرش به دعوا ختم ميشه

از ديدنت تعجب کردم

ميدوني ، سيمونيديس داره مياد تا عروست رو بياره

اصلا خنده دار نيست

ميدوني هيچ تفاهمي بين من و استر وجود نداره

ولي سيمونيديس اينجوري فکر نميکنه

به هر حال ديگه وقتشه که ازدواج کني و يه وارث برامون بياري

ديويد بن لوي بازم امروز باهام بحث کرد

چرا اخراجش نميکني؟

اون خطرناکه

نه تيرزا اون مباشر خوبيه

و تجارت رو هم خيلي خوب ميشناسه حتي بهتر از من

من اخراجش نميکنم

بايد بگم که اون به اندازه ي من درستکاره

خسته نشدي از بس انقدر منطقي و عادل بودي جودا؟

آدم هايي مثل ديويد بن لوي براي ما خطرناکن

اونا زندگي رو براي آدمايي مثل ما غير ممکن ميکنن

ميدوني

به من گفت که قراره تو مراسم رژه شورش کنن

خب برو اونو لو بده

خودتو فراموش کردي خواهر

ما هموطنمون رو لو نميديم

جودا ، جودا

اين براي تو اومده

از طرف ميسالاس - بازش کن -

چي نوشته؟

به جودا بن هور دستور داده ميشه

تا به محض دريافت اين نامه

به نزد فرماندار بره

خب. خيلي صريح نوشته شده

احتمالا يه کاتب اونو نوشته

و مشخصه که به دست يه دوست نوشته نشده

بهتره که فرماندار رو منتظر نذاري

صبر کن

ميبينم که چيزهايي که بهت ياد دادم رو فراموش نکردي

ميدوني امپراطور اکتاويوس به رومي ها چي گفت؟

من وقت اين شهر رو پيدا کردم از آجر ساخته" "شده بود ولي من اونو به مرمر تبديل کردم

منم ميخوام همين رو به اورشليمي ها بگم

اين آرزوي تحسين برانگيزي براي يه فرمانداره

من هميشه فرماندار نميمونم پونتيوس هم ديگه حاکم جوديا نميمونه

ما کارهاي زيادي ميتونيم باهم انجام بديم

مارسلوس اگريپا کلي نقشه براي من داره

اون کلي از پول و نفوذش رو براي پيشرفت من استفاده کرده

اين توجه پدرت رو به تو نشون ميده

نه ، واقعا نه اون هنوز اسمش رو هم به من نداده

من هنوز براي اون يه حرومزاده ي ناشناسم

پدر من يه يه آدم بيرحم ، مکار و هوس بازه

تازه اينا صفت هاي خوبشه. ولي با اين حال

بايد اين شانسي رو که

برام تعيين شده رو امتحان کنم

تنها مشکل ، خصومتش با حاکمه

پس بايد مراقب باشم

تو هم ميتوني کمکم کني جودا

البته

هر کمکي از من بربياد انجام ميدم - تو حتما بايد بدوني -

توي مراسم رژه کسي قصد داره زمان ورود حاکم مشکلي ايجاد کنه يا نه

من ميخوام اونا رو بشناسم

اين منو بد نام ميکنه ، ميفهمي؟

از من ميخواي جاسوسي کنم ، ميسالا؟

من دارم ازت ميخوام که به من کمک کني تا از يکي از استانهاي رومي ها محافظت کنم

کار من همينه من نميتونم اشتباه کنم

نه الان و نه وقتي که شروع به کار ميکنم

حاکم حتما منو اخراج ميکنه يا

اينکه تنزل درجه پيدا ميکنم

تنها چيزي که دارم از يه دوست ميخوام اينکه اگه چيز مشکوکي ديدي ، هر چيزي

به من خبر بدي

باور کن اگه اين موضوع تو نطفه خفه شه از خيلي چيزاي بد جلوگيري ميکنه

More Farsi Persian subtitles for Ben Hur

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left