Mistari 200 ya kwanza.
... آنچه در یگان ویژه نیرو دریایی گذاشت
شماره سه،این براوو یکه . مشکل و حل کن
یکی اشتباه کرده - آره یکی اشتباه کرده،درسته
هرکی که سی رو درست کرده براوو یک
تو نامه رو نوشتی؟ - با گردن گرفتن اشتباه من -
داری کار اشتباهی میکنی
آیندت چی میشه؟
دیگه رفته STA-21 ، بدونه هیچ حرفی میره
اسپنسر یه روزی تو دوباره به کار گرفته میشی
ولی دیگه توی تیم براوو نخواهی بود
ری پری
از مدرسه افسران وَرَنت اومده
ری میدونی پشت اون
چهره پرهیزگارت
تو یه حرومزاده ی خودخواهی - !هی!هی -
ولی میدونی تیم خیلی بهتر میشد اگه
تو بجای اینکه برای درست شدن براوو به بقیه دخیل ببندی
خودت واقعا یه قسمتی از راه حل برای تغییرات باشی
درحال حاضر،تو تو ناکجا آباد گیر کردی
و بدرد هیچکسی نمیخوری
نه خودت،نه براوو و مطئننا نه من
پس اون سوئیچ و بچرخون فرمانده
.وگرنه من اینکارو برات میکنم
واضح بودم؟ - کاملا واضح بود،قربان -
ولی سربازای آمریکایی با شلیک کردن تو کشور
یه دسته مشکل کاملا متفاوت برای تونسی ها درسته کردن
ما دریا نوردیم خانم
هیچکس نمیفهمه که ما اینجاییم
باید صبر و تو این کار یاد بگیرم -
از قبلت کمتر باید نشونه بگیری و شلیک کنی -
تغییر و خدمه ها همیشه ترکیب خوبی نیستن
هی -
خودت و ببین پسر،یکم یواش حرکت میکنی
چیه دیشب با سانی بار و ترکوندید؟
آره میدونی یدونه برای براوو نوشیدیم
بعدم انقد خوردیم که ناراحتیمون یادمون بره
آخر کار من به لایف گارد بازی کردن کشید،درحالی که
سانی به معنای واقعی به این نتیجه رسیده بود که صندلی پایه دار همزادشه
خب خوشبحالش،براوو برای یه چند
وقتی به گِل نشسته مگه نه؟
هی،هی،هی،هی -
هوی هویی -
چیه ؟ از کل هیجانی که من تو این ماه داشتم بیشتر بود
رده بالاهه هم خیلی جدی اومد تو
...آره،اوم
یه چیزی شده
...هی،به محض اینکه شنیدم باهات تماس میگرفتم اگه که آره -
چی شده؟ - موضوع ریِ -
منظورت چیه که موضوع ری؟ - افسر دیویس -
قربان چه اتفاقی افتاده؟
فرمانده هِیز یه حمله اتفاق افتاده
توی کافه در بیزرته ی تونس
یه عملیات انتحاری بوده
که با حمله مسلحانه ادامه پیدا کرده
ستوان پری هم تو کافه بوده
...ببخشید،اون
موقعیتش نامشخصه - چی؟ -
منظورتون چی...موقعیت نامشخص؟
ببخشید...چی؟موقعیتش نامشخصه؟
اون جا بوده یا نبوده؟
مامور آژانس پرونده که همراهش بوده
مرگش تائید شده ولی ری بین دوجین تلفات تو
موقعیت پیدا نشده
هیچکس خبری ازش نداره - اوه،نه،بیخیال -
شاید صدمه دیده...بیمارستان ها رو چک کردین؟
همه ی پروتوکل ها دارن دنبال میشن - ببخشید قربان -
ولی کیو فرستادین دنبالش بگرده؟
فرمانده،احتیاج دارم همچنان تمام تمرکزتون
رو مسئله ی یمن باشه
قربان ما یه افسر نیرو دریایی گمشده داریم،باید از همه ی قوا استفاده کنیم
. اینجا هیچ کاری برای تو نیست
...منظورتون چیه،یعنی بشینم بیرون گود فقط
فرمانده با انجام دادن وظیفتون،اجازه بدید ما هم اینکاره بکنیم
حالا
نمیتونه اینجوری به آخرش برسه
ری نه،اینجوری نه
همونطور که گفتم الان بیشتر از جواب
سوال وجود داره
احتمالا تو زمان پخش های تلوزیونی همه ی زخمی ها رو خارج کردن
شانس تماس گرفتن نداشتم
هرچیزی ممکنه،موقعیت دَوَرانیه
ولی باید ازمون استفاده کنن
بفرستنمون بریم اون بیرون دنبالش بگردیم مگه نه؟
بطور رسمی
براوو غیرقابل گسترش باقی میمونه
اَه،بیخیال بلک برن
تو نمیتونی با استفاده از این دعوای مزخرف جلومونو بگیری
حّله؟ نه وقتی مسئله انقدر جدیه
برادرمون همین الان بهمون احتیاج داره
اگه دستور جواب متقابل باشه
شما به تیم های دیگه منتقل خواهید شد
شنیدیم
خب باید راجع بش چیکار کنیم جِیس؟
قرارگاه داره گزینه ها رو چک میکنه
خب تو هم الان جزو رده بالاهایی
پس حرفتو که میگه کل ناوگان دریایی کوفتی رو بکار بگیرید به کرسی بشون
و روش بایست
مارو بفرست اونجا
هممون رو
من ضوی از ماجرا نیستم
منظورت چیه؟
لیندل پرتم کرد بیرون که به بقیه عملیات ها برسم
. هیچ عملیات دیگه ای نیست . این آدم توئه و الان گمشده
بهش بگو که فرمانده این عملیات توئی
اونجا کارا اینجوری پیش نمیرن
کاری از من برنمیاد
جیسِن
نه
اون تنها اونجا بود
آره،این...اوم
نقش جدیدشه
.بعضی وقتا اینجوری میشه
همیشه با دونستن اینکه اگه یه اتفاقی بیوفته هم تیمی هاش
اون بیرون دنبالش میگردن خودمو آروم میکردم
احتمال اینکه حوب باشه هست
ممکنه تو بیمارستان باشه
...و خط تلفنای اینترنتی شلوغ باشه و
...جیسن هرچی که قراره بهم بگی
لطفا
اونی که بهت اجازه دادن بگی رو فراموش کن
این منم،ماییم
میدونم،و اگه هر اطلاعات بیشتری داشتم
بهت میگفتم
برای همینه بلافاصله بعد از اینکه خبردار شدم اومدم پیشت
چون میدونم ری دوس نداره هیچ چیزی رو ازت پنهون کنه
ببین به زودی یه مقام رسمی
به یه اصلاعاتی میرسه،کم یا زیاد
اگه من جای تو بودم،هیچ خبری رو اصلا نگاهم نمی کردم
فقط خاموشش کن
پس کاری که قراره بکنم اینه که
اینجا تنها بگیرم بشینم
تو سکوت فقط منتظر بمونم؟
ری بود چی میخواست ؟
هی،بچه ها
هی
اون حالش خوبه
ممنون
من مطمئنم هرلحظه ممکنه یه خبری ازش بگیریم
یچیزی برای خوردن آوردم،من...متاسفم
ممنون ترنت
سلام
سانی ممنون برای اومدنت
این حرفا چیه - یالا،بیاید بریم تو -
خونه ی جدید عالی بنظر میاد
هنوز کلی چیز تو لیست خرید ری هست
که باید به ترتیب تهیه بشن
کار جدید بیشتر از همیشه دورش کرده
تعجب میکنم چرا ری درمورد کمک تو رنگ کردن خونه ازمون کمک نخواسته
یکی از کاراییه که ری نمیذاره کسی حتی بهش دست بزنه
وسواس فکریش نمیتونه تحمل کنه
آره،وقتی تو مدرسه بود ساعتها پشت تلفن حرف میزد
راجع به رابطه بین ابر باران زا و باران بهاری
از دردسر درست کردناش موقع نوشیدن که نگم برات
احتمالا میخواسته همه چی برات عالی باشه
اون یه همچین مردیه
که خبر میگیریم؟
هی،هی
چیکار داری میکنی؟
آه...من نمیتونم اینجا باشم مرد
چی؟
نمیتونم اینجا باشم،باشه؟
به زن ری دروغ بگم که رفیق خوبی بودم
بعد از اینکه اونجوری باهاش دعوام شد؟
میدونی چیه،تو نباید سر قضیه ی مارسدن
. انقد جوش میاوردی
با فرار کردن از این موقعیت خراب ترش نکن
فقط باورم نمیشه آخرین چیزی که به ری گفتم
مقصر کردنش برای نابودی براوو باشه
چی بهت گفت؟
...که زیاد کنم
چندتا مالک بگیرم
به جاش تو زیر قولت زدی؟
... ببین مرد
شانس این که براش جبران کنی رو بدست میاری
شاید با اینکه بری پیداش کنی و اونکه اینکارو باهاش کرده بندازی جلوش
تا اونموقع،ماموریت اینجا بودنه
قسم میخورم اگه آسمونم به زمین برسه
من همینجا کنارش میمونم
میشنوی؟
هی
هی
هی،نیاما چطوره؟
ترسیده،امیدواره،گفتنش سخته
و تو؟
... من فقط حس میکنم آه
همه برای حل کردن این ماجرا نگاهشون به منه
از مرکز عملیات منظورته؟
هیچکس ازت انتظار نداره اونکارو بکنی
ببین،چرا فقط نمیری یه سلامی به نیانا بکنی؟
باشه؟من باید برم یکم هوا عوض کنم
خیلی خب
هیچی
هیچی نیست،حتی کلم بروکلیم محو شده
آره،من نمیدونم،ملت گشنشونه
شاید بتونیم پیتزا سفارش بدیم؟
ممکنه یکم زیادی شاد بنظر بیاد؟
غم انگیز ترین چاشنی چیه؟
استلا
ترنت،هی
من باید برم چندتا چیز و بررسی کنم
No comments yet. Be the first to leave one.