The Sad Sack

The Sad Sack

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

The Sad Sack 1957 480p WEBRip
Maoni na Reza_FA
ترجمه : رضا فا

Lebo

webrip
web
BRip
480p
480
Yamechapishwa tarehe: 2020-07-16
Upakuaji: 45
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

همه صِدام ميکنن دست و پا چلفتي

از صبح تا شب هي اينو بهم ميگن

با وجوديکه سعي مي کنم کارام درست باشه

ولي همش خرابکاري مي کنم

همه بهم ميگن دست و پا چلفتي

دست و پا چلفتي

دوست دختر ِ محبوبمم جزوشونه

خاکستر سيگارم ُ مي ريزنم رو لباساش

کليداشم گم و گور مي کنم

بعدشم واسه ي عذرخواهي براش گل رز مي فرستم

رزا هميشه باعث عطسه اش ميشن

اچوووو

چراغ مطالعه نورش خيلي زياده پس دو شاخه اش ُ مي کشم بيرون

بعدش تا اون دستاش ُ باز مي کنه که در آغوشم بگيره

و منم ميرم ببوسمش رو قالي سُر مي خورم

من خود ِ خود ِ جنسم، اصل اصل

نسخه ي اصلي ِ دست و پا چلفتيا

دست و پا چلفتي

بدين‌وسيله، مراتب تشکر و قدرداني خود را از ارتش و نيروي هوايي ايالات متحده ابراز مي داريم

،بدون ِ همکاري، فهم عميق و حس شوخ طبعي ايشان ساخت اين فيلم به هيچ وجه امکان پذير نبود

سلام رفقا

چند تا صندلي خالي اينجا هست

،خود خودشه. تيزبين، لُپ گُلي

با چهره ي معصوم

پسر همسايه بغلي

از اون جور مردا که آدم حاضره خواهرش رو بهش بده

کسي که آدم اصلا انتظارش ُ نداره

مايه ي دردسر باشه

ممنون رفيق - خواهش مي کنم -

شمام دارين برمي گردين کالهون، هان؟ - آره -

،سه روز مرخصي که تو نيواورلئان بودين

بهتون خوش گذشت؟ مطمئنا ترک کردن

اون مو قرمزي ِ مشکل بود، نه؟

تو ما رو تعقيب مي کردي؟

نه، فقط از رو شواهد به اين نتايج رسيدم

همين

،برگه مرخصي ِ سه روزه اونجا تو جيبته

،ضمنا صرفا با دست دادن موي ِ قرمز يه دختر

اينجا رو لباست باقي نمي مونه

هي، اين يارو حساب مُخ داره

آره مخ داشتن واقعا چيز خوبيه

من وناس-لاوسکي هستم، اينم دولان ـه

سلام رفيق

.سلام رفيق. سلام ...ببينم، شماها دوست دارين

وقت کُشي کنين؟

من اينجا يه چيزايي واسه مطالعه دارم

تازه چاپ شدن

جدي؟ خب، چي داري؟

من آبونه ي مجلات و بروشورهاي وزارت جنگم

جدي؟

نقش سلاح هاي سبک در پياده‌نظام مکانيزه

استقرار خط دفاعي ِ ساحلي همراه با حمايت نيروي هوايي

فکر کنم از اين يکي خوشتون بياد

بهداشت ِ جبهه، حفاري و تعميرات

عکسم داره؟

اوه، آره، يه عالمه داره

اين يکي تازه دراومده. از اين خوشتون مياد

من کلش ُ از حفظم

سلاحايي که بُرد ِ زياد دارن و با رادار کنترل ميشن

تو اون ُ حفظ کردي؟

معلومه، اگه دلت مي خواد بيا ازم بپرس؟

که تو اين ُ از حفظ کردي، هان؟

آره، همش ُ از بر کردم

...مراحل نهايي ِ مونتاژ ِ سيم کشي

...مکانيزم ِ آتش ِ توپ هاي ِ آر2

رو برام از حفظ بگو؟

"آر2 ها. به منظور تکميل مکانيزم آتش ِ"

"توپ هاي ِ جنگي ِ آر2"

"مونتاژ سيم ها را به ترتيب زير انجام دهيد"

"،اف7 به بي5، تي12 به سي4"

"...ام6 به پي13 ، آ16 به دي21، دي21"

!خيلي خب، خيلي خب، باشه

از چند صفحه صرفه نظر مي کنيم و ميريم سراغ ِ سطر ِ آخر

دبل اس صفر صفر پنج به" "دبل اس صفر صفر شش

"که مکانيزم رو کامل مي کنه"

درست گفتم؟ - درسته -

حالا پاراگراف ِ بعدي رو برات ميگم

...خيلي خيلي جالبه ها

خيلي خب سرباز، ده ديقه بيخيال شو، ما خسته ايم

اوه باشه. خب، چطوره شماها

يه چرت مختصري بزنين. وقتيم رسيديم به کالهون خودم بيدارتون مي کنم

بيا، چرا به خودت آرامش نميدي؟

پاهات ُ بذار اين بالا

بفرما، راحت باش

پاهات ُ رو بذار بالا

اوه دولان - بله؟ -

سعي مي کنم بي سروصدا صفحات کتاب ُ ورق بزنم

ممنون

همم

اوه، يه کمي شير ِ داغ ميل دارين؟

هان؟ - از بوفه ي قطار -

هميشه شير ِ داغ که مي خورم خوابم مي گيره

ما خواب بوديم

تو ما رو بيدار کردي

اوه، معذرت مي خوام

حالا که بيدار شدين کمي شير ِ داغ مي خورين؟

!ما فقط سکوت مي خوايم

هيس

بليط، بليط

هيس

بليط

قهوه؟

چي شده؟

،نور ِ چراغ افتاده بود تو چشمتون

منم رفتم اون بالا تا درستش کنم، مي دونين؟

...تو چرا - ...پام ُ گذاشتم رو اون -

...خب، يه لحظه صبر کنين. من فقط

ديگه از جات تکون نخور

هي، ساعت چنده؟

يه کمي از شيش گذشته

فکر مي کردم ساعت چهار و ربع کالهون باشيم

ما اونجا بوديم، درست سر ِ وقت

ما اونجا بوديم؟ - آره -

!ممفيس، ممفيس

ممفيس؟ موضوع چيه؟

چرا ما رو بيدار نکردي؟

خب، فکر کردم شما هنوزم از دستم عصباني هستين

...ضمنا انقدر راحت خوابيده بودين که

...چرا، من بايد پدرت ُ

هردومون بايد پدرش ُ دربياريم ولي آدم ِ دولته، نميشه

ممفيس. ايستگاه ِ بعدي ممفيس ـه

صبر کنيد

يه ديقه وايسين

وايسين

،ولي سرگرد، اين مرد بيکسبي براي ِ چي انقدر مهمه؟

در واقع خود ِ بيکسبي اهميت چنداني نداره، قربان

مهم افرادي هستند که بيکسبي نماينده ي ِ اوناست

ببينين، همه ساله هزاران نفر امثال ِ بيکسبي

وارد ِ ارتش ميشن

آدماي ِ بي عرضه و دست ُ پا چُلفتي که با

برنامه هاي تعليماتي ما هماهنگي ندارن

،قبول دارين که اين يه مشکل اساسيه

درسته، قربان؟

اوه، بد خيره شدم؟

بايد من ُ ببخشي

آخه تو از زمين تا آسمون

با سرگرداي ِ ديگه فرق داري

،ژنرال وَندرليپ

بايد به عرضتون برسونم که من فوق ليسانس

علوم ِ اجتماعي دارم

وقتي که ارتش پيشنهاد اين ماموريت ُ بهم داد

من دست بر قضا مشاور ِ عالي ِ

انستيتوي تحقيقاتي ِ رواني ِ مَنهتَن بودم

من در صلاحيت ِ تو هيچ ترديدي ندارم

متشکرم قربان

...و اما درباره ي بيکسبي - سيگار؟ -

نه، متشکرم

اگه توجه کنين، اين نمودار

سابقه ي خدمات ِ هفده ماه ي ِ

سرباز وظيفه، بيکسبي رو نشون ميده

،همون طور که مي بينين اون مرتب تنزل کرده

علتش اينه که سرباز بيکسبي

ابتدا در واحد توپخانه ي ِ صحرايي خدمت مي کرده

بعد به قسمت مخابرات منتقل شده

و از اونجا مجددا منتقل شده به

گُردان ِ تانک

،البته وقتي يه تانک گم کرد ...ما تصميم گرفتيم که

يه تانک گم کرد؟

،بله قربان، اون، آم يه روز اون ُ فرستادن که

يه تانک ُ استتار کنه و ما ديگه هيچوقت اون تانک ُ پيدا نکرديم

و اين جوري شد که از گردان ِ تانک به پياده نظام منتقلش کردن

بله قربان، به فورت مک آرتور

اين قسمتش متعجبتون مي کنه

،خب، همون طور که مي بينين

نمودار در اينجا افزايش قابل توجهي داشته

چونکه سرباز بيکسبي، استعداد ِ مکانيکي ِ

باورنکردني اي از خودش نشون داده

ژنرال، بيکسبي دست تنها قطعات ِ

يک توپِ ضد ِ تانک ِ کنترل از راه دور رو مونتاژ کرده

يه تانک گم کرده

و بعد اين سقوط ِ ناگهاني چيه؟

اون نمي دونست توپ پُره

و باهاش دو کاميون ِ زباله رو وسط لس آنجلس از فاصله ي ِ سي مايلي منفجر کرد

ظاهرا اين بيکسبي، يه آدم کاملا دست و پا چلفتيه ها

بله قربان، اون در واقع همين طوره

،مي دونين به همين دليل واشينگتون اون ُ براي ِ

آزمايش ِ رواني انتخاب کرده

ژنرال، امثال ِ بيکسبي ها هميشه خواهند بود

...و ما معتقديم اگه بتونيم از مردي

با اين سوابق، يه سرباز ِ واقعي بسازيم

راه رو براي ِ بيکسبي هاي آينده هموار کرديم

بله؟

اين اطلاعاتيه که شما مي خواستين، قربان

گروهان ِ ب از گردان 345 ام

بهترين رکورد ِ تعليماتي رو داشتن

،طبق ِ اعلام افسر فرمانده اشون

بهترين افسر تعليم دهنده اي که دارن سرجوخه دولان ـه

،قربان، با اجازه اتون

ميل دارم با اين سرجوخه صحبت کنم

اطلاع ميدم تا فورا خودش ُمعرفي کنه. قربان

معذرت مي خوام، سرگرد شلتون اينجان؟

.سرباز بيا اينجا چي مي خواي؟

من سرباز ِ وظيفه بيکسبي ام

.بهم گفتن خودم ُ به سرگرد شلتون معرفي کنم هستن؟

بله، خانم تشريف دارن

از اون در برو

متشکر... گفتين خانم؟

بله، از اون در برو

نه، گفتن خودم ُ به سرگرد شلتون معرفي کنم

درسته، خانم اونجا تشريف دارن

The Sad Sack subtitles in other languages

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left