Mistari 200 ya kwanza.
...کسي که براي استفاده از زنش
بخاطر هدفهاي خودش ترديد نميکنه
به هيچ کسي اهميت نميده
چي داري ميگي، اسماعيل؟
فردا ساعت 11 قراره يه فستيوال باشکوه تو دهلي برگزار بشه
ميدوني اين دفعه کي از طرف جامات اون رو ميزباني ميکنه؟
فستيوال؟
انفجار بمب
همسر آقاي حافظ
همسر آقاي حافظ؟
ولي هر دوشون که اينجان تو خونهشون
زن سومش
مسئوليت عملي کردن اين برنامه تو دهلي
با زن سوم حافظ، سادياست
ازش پرسيدم، با تمام احترام
که چرا ساديا رو انتخاب کرده
اون گفت خواستهي ايخلاق خان اينه
گفت حالا که ايخلاق خان گفته پس حتما درسته
امجد، من شاهدش بودم
هر وقت مشکل هست
اسم ايخلاق خان رو به زبون مياره
داداش، بيا- کجا، امجد؟
بيا لطفا
تاکسي، مراقبش باش
داداش اسماعيل اينجا کاملا جات امنه
ولي تا برگردم
لطفا به هيچ کسي نه زنگ بزن نه ارتباط برقرار کن
لطفا
ممنون، امجد
کجا بشينم؟
جاي بزرگيه هر جا ميخواي بشين
بله، فاروغ- قربان-
قراره ساعت 11 صبح تو دهلي بمب منفجر بشه
دقيقا...کجاي دهلي؟- نميدونم، قربان-
ولي مسئوليتش با زن حافظ هست
کدوم يکي؟ اون دو تا زن داره، نه؟
رکسانا و اميرا- نه، قربان-
اون زن سوم رو هم گرفت
اسم زن سومش سادياست
اين...چطور ممکنه؟
توي هيچ کدوم از گزارشاتمون همچين اطلاعاتي ثبت نشده
و تو اطلاعات تو هم ذکر نشده
قربان، خودمم شوکه شدم
تازه فهميده بودم که دو تا زن داره
ساديا
اسم کاملش چيه؟- نميدونم، قربان-
از کجا اومده؟عکسي ازش هست؟
منفي، قربان
سعي ميکنم تا عصر اطلاعات جمع کنم
قربان، حافظ بهم زنگ زده دارم به ديدنش ميرم
آويناش و روحاني دارن تو دبي فرود ميان
وقتي برگشتي بهم زنگ بزن- قربان-
قربان- کارن-
حافظ سومين بار هم ازدواج کرده
نه قربان اون فقط دو تا زن داره
رکسانا و اميرا
اون دو تا گوشي که چسبيدهان به سرت
بعضي وقتها ازشون استفاده کن که خوب حرف بقيه رو بشنوي
و قبل از نه گفتن، خوب هضمش کن
من که ازت نپرسيدم داشتم بهت ميگفتم
که حافظ يه زن سوم به اسم ساديا داره
حالا لطفا بفهم که اون کيه و از کجا اومده
ممنون
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: فاطمه
*مظفرناگار، اوتار پرادش، سپتامبر سال 2013*
موقع شورشهاي هندوها و مسلمانان مظفرناگار، اوتار پرادش، سپتامبر سال 2013
در مظفر ناگار، حکومت نظامي برقرار شد
ولي در روز سوم هم شورش ها در مظفرناگار ادامه يافتند
امروز در حوادث جداگانه، شش نفر جان خود را از دست دادند
علي رغم منع رفت و آمدي که در تاريخ پنجم اعلام شد
...حوادث خشونت و تجاوز توسط شورشي ها
پاياني ندارند
وقتي بهت گفتم حرکت کن
خواهر
ديگه نميتونم بدو ام
نميتونم- فرح، قوي باش. قوي باش-
من رو نگاه کن
تو زندگيمي، خب؟
شجاع بمون
فرح، بيا
بيا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
خواهر
نه
فرح
عـمـلـيـات ويــــژه
*هيئت پاکستان امروز براي مذاکره دوجانبه وارد ميشوند*
چارلي، جواب بده
دريافت کردم، براوو
بسته تو راهه زمان تخميني براي رسيدن، 20 دقيقه
تکرار ميکنم زمان تخميني رسيدن، 20 دقيقه
دريافت شد تمام
زنده باد هند، قربان- زنده باد هند، قربان-
خوشامدگويي گرم هندي ها* *از وزير دفاع پاکستان
قربان، ايشون سوريا کومار هست
مسئوليت امنيت شما با ايشونه
خوش اومدين، قربان
ممنونم- از اين طرف-
با در نظر گرفتن اينکه تامين امنيت ما با شماست
فکر کنم شبهاي خيلي استرس آوري دارين
قربان، مهمون حبيب خداست
از خوش شانسي ماست، که ميزبان شماييم
بفرماييد لطفا- خوب گفتي-
همونجا نگهش دار منم تا چند دقيقه ديگه ميرسم
بله، اون کجاست؟- بله، قربان-
بيايد
فشار خونش بالاست
دکتر ازم خواست بهش شکلات بدم
قربان، ميشه من برم؟ يه کار فوري پيش اومده
فوري! چه خبره
داداش از کي تا حالا شروع کردي به رازداري؟
قربان، شمايين که هميشه راز دارين
حتي راجع به تير خوردنتون هم چيزي بهم نگفتين
..بعد از گذروندن اين همه سال با هم
من رو لايق فهميدنش ندونستين؟
...نه- يه نفر تو دهلي قديم بازداشت شده-
ميرم به اون برسم
کارتون که باهاش تموم شد خبرم کنيد
بايد به ستاد مبارزه با تروريست خبر بديم
زنده باد هند قربان
ساروج
عصا رو بهم بده- قربان-
اين درست نيست
بلند شو
گفتم بلند شو
اين چيه؟
يه...چوبه- دقيقا-
حالا بايد جواب سوالاتم رو بدي
وگرنه لبهي اين چوب تو باسنت فرو ميره
و تا وقتي جواب همهي سوالام رو نگيرم همونجا ميمونه
فهميدي؟
اين ديگه چه طرز حرف زدنه؟
دارم به اردو حرف ميزنم
اگه اثر نداره تا شروع به هندي حرف زدن کنم
ببينيد، شما داريد با يه مسلمان حرف ميزنيد ...يه اقليت
خفه شو حرومزاده
زناي اينجا رو به زور ميبري و تو بقيهي کشورها شوهر ميدي
بعد اسم خودت رو ميذاري مسلمون
***مادر
...ببينيد، نميتونيد اينطور- هي، بگيرش-
...اين چوب رو
زنده باد هند، قربان- زنده باد هند، قربان-
حالتون چطوره؟
از کي آويزونش کردين؟
از نيم ساعت هم بيشتر شده قربان
از تو پرسيدم؟
ببخشيد، قربان
قربان، بيشتر از نيم ساعت شده
داري حال ميکني؟
از تو پرسيدم
نه، قربان
قرارداد کُشتن همت سينگ رو تو به عهده گرفتي؟
همت سينگ کيه؟
کسي که تو قلعهي سرخ شماها بهش شليک کردين
قربان، به ما گفته بودن که يه تاجر اهل کارول باغ رو بترسونيم
شمارهي ماشين و جاده و زمان بندي رو بهمون دادن
بهمون گفتن دو سه دفعه شليک کنيم و برگرديم
يه قرارداد 50 هزار روپيهاي بود، قربان
کي شليک کرد؟
قربان، يکي از فاميلهاي شوهر خواهرم شوکت
اون يه تيرانداز اهل کراچيـه
اونها يه خارجي رو ميخواستن که اهل اينجا نباشه
حالا اون کجاست؟
قربان قسم ميخورم که نميدونم
دو روزه که پيداش نيست
خودمم دارم دنبالش ميگردم غيب شدن عادتشـه
اون ديوونهست، قربان
قرارداد رو کي بهت داد؟
قربان! قربان! قربان قربان! بهتون ميگم
اونها باهامون ميان- آره-
يه خواستهي ديگه هم دارم آقاي بختيار ...شما
سلام، قربان- سلام، راشد-
بيا
با ايشون آشنا شو
اين بختيار خانـه مدير قبلي اينجاست
هروقت چيزي رو گم ميکنم از ايشون کمک ميخوام
و بختيار خان، هرگز من رو نااميد نکرده
ابو رو هم اون پيدا کرد
سابقهي خيلي خوبي تو پيدا کردن داره
داريد من رو شرمنده ميکنيد، آقاي حافظ
بختيار، اين راشده
داشتيم راجع به اون حرف ميزديم
سلام، قربان
سلام
...آقاي حافظ، ميدونم که بايد کاري رو
که بهم محول کردين، انجام بدم...
ممنونم
خداحافظ- خداحافظ-
راشد، اسماعيل کجاست؟
نميدونم آقاي حافظ
صبح که بهش زنگ زده بودم داشت ميومد شما رو ببينه
از اون موقع ديگه گوشيش خاموشه
فردا براي ما روز خيلي مهميه، راشد
...ناپديد شدن اسماعيل تو همچين موقعيتي
برامون مشکل ساز ميشه
...بذاريد من انجامش بدم من- سونيا-
سونيا کجاست؟
حتما پيش داداش اسماعيله، جناب حافظ
کجا ممکنه رفته باشن؟ دنياي خيلي کوچيکيه
و براي بختيار خان، خيلي کوچيکتر هم هست
No comments yet. Be the first to leave one.