Mistari 200 ya kwanza.
سانجانا
اينجا خونه سانجانا ملهوتراست؟
اينجا خونه باغ ماست
باشه الان همسرتون کجاست؟
فرار کرده
آقاي ملهوترا، شايد همسرتون به قتل رسيده
به هيچ وجه نمايش راه نندازيد اين يه مسئله بزرگ نيست
بياريدش پايين
ممنون
پس آقاي ملهوترا شما و همسرتون ديشب به خونه اومديد
بله ساعت چند اومديد؟-
حدوداي ساعت يک و نيم
دقيق يادم نيست
ديشب زيادي مشروب خورده بودم
...شما
قربان يه چيزي پيدا کرديم
انگار ديشب اينجا اتفاقاتي افتاده
من شما رو به جرم قتل همسرتون دستگير ميکنم
سلام، اتاق کنترل پليس
اون من رو ميکشه، من سانجانا ملهوترا ...شوهرم
همسرتون ساعت 4 به اتاق کنترل پليس زنگ زدن
ميتوني بگي صداي زنت نيست؟
کسي نميخواسته اون رو بکُشه؟
يا ميخواي بگي هيچي نميدوني
چيزي نميدونم
درسته اين صداي سانجاناست اما کي و چه موقع اين اتفاق افتاد رو من نميدونم
جناب بازرس اگه اين حقيقت باشه اول بايد دنبال سانجانا باشيم
شايد وقتي مست بودم يکي بهش حمله کرده
ممکنه هنوز زنده باشه
هرسوالي ميخوايد ازم بپرسين اما اول بايد سانجانا رو پيدا کنيم
نجاتش بديم- نقش بازي نکن-
خودتون گفتيد ديشب به جزء شما و همسرتون کسي توي خونه باغتون نبوده
اونوقت کي ميخواسته اون رو بکشه؟
همسرتون اسم شما رو واضح پشت تلفن آورده
و درضمن تو نميدونستي که اين مکالمه ضبط ميشه
همه مدارک برعليه شماست
و از زنده موندن همسرتون بگم که بعد اين همه خونريزي کسي زنده نميمونه
بنظرم آدم شريفيه تجربه شما چي ميگه؟
قاتله
اين پولدارهاي عوضي زنها رو مثل کرم ميدونن
اگه دوستش داشته باشن کاري باهاش ندارن و اگه عصبي بشن لهش ميکنن **
شما نميتونيد بريد داخل- چطور نميتونم برم؟-
بدون هيچگونه حکمي شما نميتونيد بازجويي کنيد
مسئول پرونده کيه؟- ويشنو پتنايک-
من مسئول پرونده ام همه چيز با ميل من داره انجام ميشه
ميل شما
بازرس متاسفم
قانون بهتون اجازه چنين کاري نميده
اگه ميخوايد بازجويي کنيد اول از دادگاه حکم بگيريد
سکسنا؟ بله-
جناب وکيل درست ميگن ما نبايد عجله کنيم
آخه آويناش که جايي نميره همينجاست
و اگه شا فکر ميکنيد فردا دوستتون رو با ضمانت آزاد ميکنيد
اشتباه فکر ميکنيد
اين تصميم رو فردا خواهيم ديد
فعلا که ميخوام با موکلم دو دقيقه حرف بزنم تنهايي اگه ناراحت نميشيد
حتما مال شما
چه خبره؟ چي شده؟
شما که مهموني بوديد بعد خونه باغ و حال و خون؟
و سانجانا کجاست؟
تو هم مثل پليس شروع کردي به سوال پرسيدن
متاسفم
فقط ميخوام بدونم ديشب چه اتفاقي افتاده ... تا توي دادگاه
منظورم اينه چطور ممکنه هيچي يادت نباشه؟
بنظرت دروغ ميگم؟
من سانجانا رو کُشتم؟
بهم اعتماد نداري؟
چي داري ميگي من بيشتر از خودم بهت اعتماد دارم
قتل چيه؟ تو حتي نميتونستي دست روش بلند کني
نگران نباش
فردا صبح برات ضمانت ميذاريم
بعدش ميبينيم چي ميشه باشه؟
جــــــرم
جناب قاضي
طبق گزارشات اثرانگشتي که روي چاقو پيدا شده متعلق به آقاي آويناش ملهوتراست
...به جزء اين
صداي ضبط شده از سانجانا ...و بودن آويناش ملهوترا مست در صحنه قتل
بعد اومدن پليس بهونه مياره که چيزي يادم نيست
همه اينها اثبات ميکنه که اون قاتله
جناب قاضي، من سانجي پاتل از دادگاه درخواست ميکنم
به هيچ وجه با گذاشتن ضمانت آزاديش موافقت نشه
ممنون
جناب قاضي همه اتهامات وارد شده به موکلم اشتباهه
پليس به بهونه بازجويي ميخواد اون رو مورد آزار و اذيت قرار بده
آقاي آويناش ملهوترا علاوه براينکه يه آدم شريفه يه تاجر بزرگ شهره
و آدم هرچقدر بزرگ باشه جا براي مخفي شدن کم داره
جناب قاضي در برگه ضمانت واضح نوشته شده تا وقتي که پرونده مختومه نشده
نه تنها از کشور بلکه از شهرم خارج نميشه
به خاطر همين متوجه نميشم چرا بايد با ضمانت ايشون مخالفت بشه
جناب قاضي، مشکل ثروتمند بودنشونه
چون اگه آزاد بشه ميتونه با پولش حقيقت رو به دروغ تبديل کنه
براي همين تقاضا دارم تا وقتي که پليس به پرونده رسيدگي ميکنه ضمانتش رو قبول نکنيد
دادگاه حکم ميده آقاي آويناش ملهوترا 14 روز در حضانت پليس قرار بگيره
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اميد - ويرايش: سانابينگ
ببرشون عقب
آوي، آوي آوي-
بابا
آوي اينجا چه خبره؟ من امروز از آمريکا اومدم و اخبار رو توي تلويزيون ديدم، اينجا چه خبره؟
نميدونم
فقط ميدونم اين کار من نيست
چطور ممکنه کار تو باشه کي بهتر از من ميدونه چقدر سانجانا رو دوست داشتي
فقط يه مدت کوتاهه بعد همه چيز خوب ميشه
بهم اعتماد کن ...و سانجانا-
بريم، کافيه- سانجانا ديگه برنميگرده-
حرکت کن
دو يا چهار تا پيک خوردم
هزاران نفر مشروب ميخورن ميرن خونه با همسرشون دعواشون ميشه
به اين معنا نيست که من زنم رو به قتل رسوندم
من سانجانا رو دوست داشتم
چطور ميتونم بکُشمش؟
دقيقا ما هم ميخوايم همين رو بدونيم آقاي آويناش که آدمي مثل شما چرا و چطور زنش رو کُشته؟
خانم سانجانا به قتل رسيده اگه شما نکُشتيش ولي يکي ديگه اون رو کُشته
اما کي؟
بايد با ما همکاري کنيد
هرچقدر از خودتون بهم بگيد بيشتر ميتونم کمکتون کنم
روي هرصفحه از کتاب زندگيم اسم سانجاناست
از کدوم صفحه شروع کنم- از صفحه اول-
اولين بار کي و کجا ديديش؟
اولين ملاقات رو هرگز فراموش نميکنم
سلام آوي -سلام سونيا- چقدر دير کردي-
چکار کنم من يه آدم تنهام بايد همه کارا رو خودم بکنم
بابا ببين کي اومده؟- آقاي آويناش ملهوترا-
سلام عمو- سلام-
با توجه به عملکردهاي شما فکر ميکردم سال بعد ملاقاتتون کنم
بگذريم، بريد خوش بگذرونيد- باشه بابا بريم-
ديدي سابقه تو چطوريه؟ تو از زمان دانشگاه همينجوري بودي
هميشه آخر سخنراني به دانشگاه ميرسيدي
بابا کي دانشگاه ميره اونم فقط بخاطر ديدن تو ميومدم
دروغ نگو من هميشه دنبالت ميگشتم اما تو با دوستات غيب ميشدي
غيب رو که تو داري ميشي شنيدم ميري آمريکا براي کاراي تجارت بابات
نظرم عوض شده چرا؟-
....چون- آهان فهميدم، فهميدم-
چي؟ چي رو فهميدي؟
حتما يه عابد بهت گفته که اگه بري آمريکا برات نحسه
خفه شو آوي چند بار بهت گفتم که عابدها رو مسخره نکن
باشه، باشه آروم- ميدوني درموردت چي گفت؟-
درمورد من؟ آره-
چي؟
گفت که همراه سال نو يه دختر زيبا وارد زندگيت ميشه و براي هميشه ميمونه
سال داره عوض ميشه ولي اون دختر رو نميبينم
يه بار ديگه نگاه کن آوي، شايد اون دختر اطرافت باشه و تو تا حالا بهش توجه نکردي
خانمها و آقايون فقط 10 ثانيه مونده که سال نو آغاز بشه
تکرار کنيد
10 9 8 7
6 5 4 3 2
سال نو مبارک
سال نو مبارک بابا سال نو مبارک مرد-
سونيا، سال نو مبارک
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
دستتون رو ميشه برداريد؟
چرا اينجوري زل زدي؟ تا حالا دختر نديدي؟
ديدم
اما دختري که با يه نگاه وارد قلبت بشه رو نديده بودم
"چشمانت من رو طلسم کرد"
"چشمانت من رو طلسم کرد"
"مثل يه ديوونه اون رو وارد قلبم کردم"
"اي رفقا من نميتونم بگم"
"يکي بره بهش بگه"
"هي رفقا من نميتونم بگم"
"يکي بره بهش بگه"
"که قلب من ديوونه شده"
"که قلب من ديوونه شده"
"اون چهرهش رو مخفي ميکنه"
"همون چهرهاي که يه عمر دنبالش بودم"
"براي همون اين دلم بيقراره"
"اون دختره يا يه رويا"
"من رو از دور اذيت ميکنه"
"خودش رو با يه نگاه مخفي ميکنه"
"که قلب من ديوونه شده"
"که قلب من ديوونه شده"
"اي رفقا من نميتونم بگم"
"يکي بره بهش بگه"
"نميدونم اون باهام چکار کرد"
"با ديدن اون من بيشتر نشئه شدم"
"نميدونم اين چه اثريه"
"نه من ميدونم نه اون خبر داره"
"همونطور که ميرقصم"
"آرزو ميکنم که من رو در آغوش بگيره"
"که قلب من ديوونه شده"
"که قلب من ديوونه شده"
"چشمانت من رو طلسم کرد"
"مثل يه ديوونه اون رو وارد قلبم کردم"
"هي رفقا من نميتونم بگم"
"يکي بره بهش بگه"
"اي رفقا من نميتونم بگم"
"يکي بره بهش بگه"
"که قلب من ديوونه شده"
"که قلب من ديوونه شده"
نکنه مُرده؟
انگار اين مُرده فرار کنيد
فشارش پايينه ولي همه چيز خوبه
زياد زخمي نشده
فکر کنم از ترس بيهوش شده
بهشون آمپول زدم تا صبح بيدار ميشه
ممنون دکتر- قابلي نداشت
بنظرم بايد به پليس خبر بديم
پليس مياد اذيتش ميکنه و درضمن دکتر گفت بايد استراحت کنه
صبح ميبينيم بريم
سلام
شما؟ آره من-
No comments yet. Be the first to leave one.