Mistari 200 ya kwanza.
امروز یاد و خاطرۀ شاه عصبانیمون رو که خیلی زود از پیشمون رفت گرامی میداریم
،اگه بتمن اینجا بود مطمئنم آهنگهایی
از اسطورههای رپ-راک
و اشعار احساسیای از لینکین پارک ،برامون میخوند، ولی بهخاطر کپیرایت
چون این برنامه پخش زندهست اجازه ندارم اسمشون رو بگم
یه سبد برای کمک هزینههاتون داره دستبهدست میشه
اگه تا پایان مراسم ختم به ۱۵ هزار دلار لازم
« مراسم ختم برای قهرمان گاتهام، نایتوینگ »
برای خرید حق کپیرایت برسیم
من آهنگ میخونم
،در آخر، ممنون که باهامون سوگواری کردین
حتی با این وجود که در چند قدمیِ خانوادۀ خفاشی بودن
شما رو در معرض خطر قتل قرار میده
و حالا چند کلام از دختری که همیشه
میدونه چه حرفی رو بزنه، بتگرل
،قهرمانها هم درست مثل بقیهن و بعضیوقتها میمیرن
،خیلیخب، بتگرل آروم و خونسرد هیچوقت سرافکندهمون نمیکنه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
خیلیخب، پایان
.حتی نزدیک ۱۵ هزار هم نیست ممنون که اومدین
.با یکم سوپ از خودتون پذیرایی کنین سرریز نداریم
« رفت، اما فرا-سوپ نمیشه »
خانم هارلی - !الفی -
خدا رو شکر اینجایی
،همه رو من حساب میکنن تا قوی باشم
ولی من مثل چی ترسیدهم، پسر
لعنتی! خیلی شراب خفنیـه، الفی
یه جعبه براتون میفرستم تا باهاش به یاد من باشین
من به عمارت برنمیگردم
وقتی که این شراب وایت کالر اینقدر پول نصیبم ،بکنه که بتونم یه جرم یقه سفید انجام بدم
بالأخره مثل ارباب وین به اون زندان باکلاس فرستاده میشم
...ولی من ازت میخوام که
!یا خدا! اومدن دنبالم
!اه! من رو زدن
ها! من ماشین سوپ بیچارهتون رو نابود کردم
توی من! تو نایتوینگ رو کشتی؟
،نه، فقط از نودل متنفرم و دنبال توجه بودم
مترجم: «علی محمدخانی» کانال تلگرام: AliMK_Sub@
حتی شرورهای رده سه هم افتادن دنبالمون
اگه من توسط یه احمق عوضی ،مثل «کریزی کوئیلت» غرق بشم
ازتون میخوام که این راز رو با خودتون به گور ببرین
باید جدا بشیم - ولی با هم قویتریم -
و یه هدف بزرگتر
حق با اونـه. میرم زنگ بزنم مامانم بیاد دنبالم
منم تمام وقت میرم پیش آلیسیا زندگی میکنم
،باشه. باشه، نیمۀ پر لیوان اینه که
منم برمیگردم پیش آیوی
اصلاً دلم برای بیدار شدن با صدای آیوی که داره جعبههای مقوایی که کل فضای
سطل آشغالمون گرفته رو پاره میکنه
خب، همین کار رو میکنیم
به سلامتی نایتوینگ، که با مرگش چیزی رو ثابت کرد که عمراً وقتی زنده بود میتونست
اینکه خانوادۀ خفاشی ضعیفتر از همیشهست
« هارلی کوئین » « فصل چهارم » « قسمت ششم: دگردیسی »
پشمام! نایتعوضی مُرده
« چشمههای آّبگرم لازاروس »
از دیدنش خوشحال شدم
!یه قهرمان دیگه مُرده اونم وقتی تو رئیسی، آیوی
خوبه که توی آب هستم
چون اونجام حسابی خیسـه
آه! باید به هارلی زنگ بزنم
نه. مهمترین چیز اینـه که پیام تسلیت منتشر کنی
تلفنهامون رو بیارین
،آروم باش، از فضای مجازی بیا بیرون » « به چیزی اهمیت نده
ورونیکا، داری زیادی خوشگل میشی
بیا بیرون قبل از اینکه دیوونه بشی
چی بنویسم؟ - آه! تو شیش ساعت پیش پست گذاشتی -
اوضاع رو تحت کنترل داری
چند وقته میدونی؟
وایستا. چی؟ بذار ببینم
ممنون از همۀ کسایی که بهخاطر » .مرگ نایتوینگ با من تماس میگرفتن
درحالی که اینجا روی ،صندلی قدرتم نشستهم
بابت راهنماییهای مرشد عزیزم
« .لکس لوتر احساس قدردانی میکنم
من این رو ننوشتم
کی به حسابت دسترسی داره؟
خدای من
!تیم روابط عمومیام
اول باید همهچیز رو باهات در میون بذارن
تیم من همیشه سه انتخاب جلوی پام میذاره
خندهدار، بیادبی، سکسی
وایستا ببینم، یعنی تو همۀ رمزها
و کلیدهات رو به تیم روابط عمومیات نمیدی؟
تنها کسی که رمز من رو بلده
توی یه قفس زیر میز آشپزخونهم زندگی میکنه
لعنتی. من... باید یه صحبتی با جانها بکنم
عجب، دختر
اگه زنان شاغل شرور نبودن میخواستی چیکار کنی
!به سلامتی خودمون
ممنون که برای این جلسۀ خانوادگی جمع شدین
یه خبر مهم دارم
خیلی مهمـه
خیلی خجالتآوره
یا کامل اسپانیایی صحبت کن یا انگلیسی
متأسفم، ببخشید - بابا -
،بچهها، بتانی، عشقم
!میخوام به دنیای شرارت برگردم
ولی، این یه تغییر خیلی بزرگـه
بچهها تازه به تقسیم وظیفه عادت کرده بودن
لعنت به تقسیم وظیفه - بیمهمون چی میشه؟ -
هر بیمارستانی که برامون صورتحساب بفرسته رو منفجر میکنم
معلم ورزشم رو میکشی؟
میشه یکم گاز سمی برای پروژۀ عملیم بهم بدی؟
یه صندوقدار توی مغازۀ بیشتر برای لکس» هست»
که هرگز بهم نگفته روز خوش
پس تصمیم گرفته شد
کی میخواد بریم بستنی قیفی بدزدیدم؟ - ایول -
آیو؟ آیوی؟ حدس بزن کی برگشته باهات زندگی کنه
فرانک، تو اینجا چیکار میکنی؟
فکر کردم توی اداره زندگی میکنی
میکردم تا وقتی جانها سعی کردن از شرم خلاص شن
من رو فرستادن یه جای کیری به اسم بیالیا
تا گلدونم رو عوض کنن
خوشبختانه، با خوردن یه راننده کامیون تونستم فرار کنم
!جانها؟ آه
اصلاً دیگه نمیدونم آیوی داره چیکارها میکنه
هنوزم موهاش قرمزه؟
همهچیز رو تعریف کن
قرارداد عدم افشایی که مجبورم کردن امضا کنم
به اندازۀ میل اون راننده کامیون به زنده موندن قویـه
نباید در مورد بیالیا چیزی میگفتم
میگم، فرانک، من منتظر آیوی میمونم، باشه؟
سلیطه! پاشو
تو خواب به همۀ بالشها چاقو زدی
چی؟ نه نزدم - بعدشم به تلوزیون لگد زدی -
داشتم برنامۀ آشپزی بابی فلی رو نگاه میکردم که برگر بوقلمون درست میکرد
...همۀ کمدها رو باز کردی و
یک دقیقه جیغ کشیدی
میدونی اینجا چندتا کمد داره سلیطه؟
بعدش پشمای گربۀ محبوب کتوومن رو تراشیدی
بعدش سعی کردی از من به عنوان مانکن استفاده کنی
،تا همۀ گوشوارههای کتوومن رو ببینی
با اینکه همش بهت میگفتم من لالۀ گوش ندارم
پسر، تا حالا خوابگردی اینجوری ندیده بودم
خوابگردی؟ وایستا ببینم، آیوی اینجاست؟
نه، فقط اومد و لباسهایی که واسۀ چشمۀ آبگرم پوشیده بود رو عوض کرد
و لباس کار پوشید
بعد وقتی داشت میرفت بیرون پاش رفت روی اون جعبۀ اونجا
خیلی از دست کسی که جعبه رو گذاشته بود اونجا عصبانی شد
.البته نگران نباش من تو رو پوشش دادم
اصلاً نفهمید من اینجام؟
پوشش دادن یعنی همین دیگه
قابلت رو نداشت
فکر میکنی آیوی دستور قتل نایتوینگ رو داده؟
آقای اسنارت، سعی داری اطلاعات فوق محرمانه رو از زیر زبونم بیرون بکشی؟
اوم
!اوه
برای بازگشت از مرخصی پدر شدن برام کیک گرفتین؟
احساس میکنم خیلی تحت حمایتم
« نایتوینگ مُرده »
خیلیخب، این منطقیتره
یه سری کار مربوط به آیتی نداری که انجام بدی؟
دارم
خیلی خوشحالم «ال.او.دی» برنامۀ مراقبت از کودکان داره
همچین برنامهای نداریم
خودم از این بابت مطمئن شدم
اوه، چه ناراحت شدی
خیلی حرکت امروزیایـه
آرزو میکنم کاش ذرهای عزت نفس داشتم
چرا؟
این همه داد و بیداد برای چیـه؟
اون کوسه آرزوی من رو دزدید
!بابایی داره میاد
!بچههام
این ماهی کوچولوها رو ببین چجوری انگشتهام رو میمکن
یادم رفته بود چه بابای خوبیام
خیلی شرمندهم
واقعاً فکر کردم میتونم یه پدر تنهای شاغل باشم
مثل اون فیلمای عاشقانه و کمدی
،که اولش براشون یکم سخته
،ولی بعد از یه مونتاژ خیلی باحال
تعادل رو تو زندگیشون برقرار میکنن
.تو چشمام نگاه کن تو از پسش بر میای
پدرها میتونن همهچی رو با هم داشته باشن
خب، تو چطور از پسش بر اومدی؟
سؤال خوبی بود. بهت نشون میدم
!آه
آیوی. زود برگشتی
آره، زود باش رمز حسابهای شبکههای اجتماعیام
و لپتاپم رو بهم بده
بعدشم، چرا الآن همۀ سوتینهام زیرشون سیم داره؟
ببخشیدها. اگه سیم نداشته باشه سینههات جلب توجه نمیکنن
وایستا، بیشتر شدین
آره، کلی کار برای انجام هست
!اجی مجی
جان، به این رئیس سلیطه برنامۀ کاری جدید رو بگو
،فروش کُرستهات قراره کاهش پیدا کنه
پس توی برنامۀ عصر بخیر بلادهیون» شرکت میکنی»
و باید با عروسک پویزن آیوی عکس بگیری
وقتی با سوراخ کونهای کمتر واقعی دوباره منتشر بشن
ولی در صدر برنامۀ کاریت داوری اولین مسابقۀ سالانۀ خانم پوین آیوی کوچولوـه
درسته، آبجیجون. الآن وقتشـه که در کنار بچهها دیده بشی
تیر خلاصِ روابط عمومیـه
اگه وقتی هنوز به بلوغ فکری ،نرسیدن روشون تأثیر بذاری
اونوقت یه ارتش از آیویهای ،کوچولو داری که برات هرکاری میکنن
و ما قویترین تیم روابط عمومی دنیا میشیم
آره، خب من توی همچین مسابقهای داوری نمیکنم
صحیح - مسابقهای نباشه، مشلی نیست -
...آه
« عطسۀ آیوی »
چرا اشکالی نداره از زنانی که » « عطسه میکنن بدمون بیاد
No comments yet. Be the first to leave one.