Mistari 200 ya kwanza.
.من چندتا اهریمن میخوام
.خب باشه - .از طرف بعلالذباب اختیار کامل دارم -
.میتونم یه حملۀ شیطانی به لندن رو شروع کنم
اهریمن؟
،فقط بدترینها رو میخوام، بدترین بدترینها .اهریمنهای قاتل میخوام
.اوهوم
صحیح، خب چندتا؟
.ده هزارتا اهریمن
.شرمنده، فکر کردم گفتی ده هزارتا
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
جلسۀ ماهانۀ تجار] [و مغازهدارانِ خیابان ویکبر
واقعاً میخوای این کار رو بکنی؟ - .بله، البته -
میتونم نگاه کنم؟
مترجمان: «کیارش نعمتگرگانی و علی محمدخانی» در تلگرام: realKiarashNg@ و AliMK_Sub@
.عجب موسیقی دلانگیزی
.لازمه که امشب با خودت بیاریش
اوهوم؟ - .خیلی مهمـه -
برای جلسۀ ماهانۀ تجار و مغازهدارانِ خیابان ویکبر
.که امشب برگذار میشه چندتا نوازنده میخوام
،امیدوارم که شما هم بیاین .با هارپسیکوردتون
.ام... نه، مرسی
.ساندویچ هم داریمها
،ده سال قبل به یکی از این جلسهها رفتم
داشتن در مورد چراغونیهای کریسمس وراجی میکردن
و قطعنامهای تصویب کردن که استفادۀ نادرست از علائم نگارشی رو
.روی تابلوها و پنجرهها محکوم میکرد
.هرکارم بکنی من امشب به این جلسه نمیام
...که اینطور
.بسیارخب
.راه دیگهای واسم نذاشتی
...من... توی انبار کتابفروشیم
.کتاب «سالنامۀ دکتر هو» سال ۱۹۶۵ دارم
.سال ۱۹۶۵ اصلاً چاپ نشده
.اولین نسخه سال ۱۹۶۶ ساخته شد ...و تاریخ انتشارش
.سپتامبر ۱۹۶۵
،نسخۀ ۱۹۶۵ در واقع اصلاً منتشر نشد
.«بهخاطر مشکلات «بیبیسی
...مال من
.تنها کپی از این نسخهست
میذاری ببینمش؟
اگه امشب با یه گروه چهار نفری از نوازندهها ،به جلسه بیای
.میدمش به خودت
الآن همون کاری رو کردی که فکرش رو میکنم؟
.آماده نیستم در موردش صحبت کنم
.یه کتاب رو دادی رفت - .مجبور بودم -
.مگی و نینا روی من حساب کردهن
.فقط خودشون هنوز نمیدونن
...هزارتا
.اهریمن تشنۀ خون
.مثلاً اینجا جهنمـه
.من از طرف بعلالذباب اختیار کامل دارم
،شما بگو خود شیطان، عزیزم
.وقتی نیرو نداریم چطور بفرستم
اگه بخوای میتونم یه حس .ناراحتیِ شرورانه بهت بدم
یه حس به چه دردم میخوره؟
.پونصدتا
.باید پونصدتا سرباز پیاده داشته باشین
برای چی میخوای؟
.حمله به یه کتابفروشی
،به کسی نگو .ولی شاید قرار باشه با فرشتهها بجنگیم
.بهت ۱۰۰تا میدم
...چی - .همین الآن شد ۷۰تا -
.قبولـه
.سلام
چه کمکی از دستم بر میاد آقایون متشخص؟
در مورد جلسۀ ماهانۀ .کتابفروشهاست، امشب
.تحت هیچ شرایطی امشب نمیتونم بیام
سالگرد ازدواجمـه
.و میخوام همسر عزیزم رو شام ببرم بیرون
من نسخۀ اولیـۀ کتاب
«مهارت ورقبازی» .نوشتۀ «اس. دبلیو. اردنیز» رو دارم
نسخۀ اولیه رو داری؟ - .نسخۀ نوشته شده توسط اردنیز رو دارم -
.با اسم واقعیش امضاش کرده
.و حاشیهنویسی هم کرده
چقدر؟ - .فروشی نیست -
...اگرچه
،اگه امشب به جلسه بیای
شاید حاضر باشم که
.بهت قرضش بدم
.به همسرم میگم یه کاری پیش اومده
.اونم بیارش
،بهت قول میدم .قراره حسابی خوش بگذره
.سلام، خانم چنگ
...امشب یه جلسه داریم
تجار خیابون؟
.بله، من و آقای چنگ میایم ساعت چند شروع میشه؟
.شش و نیم
!میبینمتون! روز خوش
.سلام و درود
.گوش کنید چی میگم
.ای سپاهیان جهنم
...مأموریتمون
ببخشید؟
چی شده؟
...ام
،یه سپاه
.باید حدوداً ۶ هزار اهریمن داشته باشه
.آره، میدونم
،امشب، حملهای رو آغاز میکنیم
،بیسابقه از نظر جسارت و شجاعت
...خاص از نظر
بله، چیـه؟
...از لحاظ فنی، ما حدوداً
.یک هفتاد و پنجمِ یک سپاهیم
،میدونم
،ولی کمبود تعدادمون رو
...جبران میکنیم با وحشیگریمون
...و
ترسناک بودن؟ - .نه -
.دیگه یادم رفت
...وحشیگری و
!خطرآفرینی
،خاطر جمع باشین
چون ما اهریمنیم و اونها هم .چیزی جز یه مشت انسان پست و حقیر نیستن
پس قرار نیست با فرشتهها بجنگیم؟
.چون اون گفت با فرشتهها میجنگیم
کی گفت؟ - .فوفو -
حقیقت داره؟ - .داریم میریم به زمین -
.به لندن
.تا به یه کتابفروشی هجوم ببریم
.آقای فیل، من خیلی خوب انگلیسی صحبت میکنم
.پونزده ساله اینجا زندگی میکنم
.عالیه. عالیه
...ام... خب
آقای فیل، اگه در مورد جلسۀ ،تجار خیابونـه
،میتونم بیام، ولی فقط تا هفت میمونم
.بعد از اون سرمون خیلی شلوغ میشه
.بله، ۶ و نیم میبینمتون
پس میتونی تضمین کنی خبری از فرشته نیست؟
بعضی از اون فرشتههای عوضی .بدجوری خطرناکن
.ممکنه بهصورت دائمی از بین بریم
،چیزی که میتونم تضمین کنم
،دلبندم
،اینه که، اگه یه بار دیگه وسط حرفم بپری
.تا ابد پشیمون میشی
فهمیدی؟
،تو میتونی به همۀ زبانهای دنیا صحبت کنی
.جفتمون میتونیم - .بله -
پس چرا فرانسویات اینجوریـه؟ - .فرانسوی رو خودم از راه سختش یاد گرفتم -
سال ۱۷۶۰ رفتم به کلاسهای شبانۀ .موسیو راسینیول
،تو عمه نداری، عمهت هم باغبان نداره .باغبانش هم خودکار نداره
.ولی فهمیدی چی گفتم
فقط چون ۲۵۰ ساله مدام داری در مورد این
.عمۀ خیالیات زر زر میکنی
.آفرین. فقط داشتم از نمایش لذت میبردم
...آه. ام
جلسۀ انجمن خیابون ،امشب ساعت ۶ و نیم توی مغازۀ من
یه دعوت کاملاً معمولی .بدون هیچ گونه دستور کار پنهانیای
قراره در مورد چراغونیهای کریسمس صحبت کنن؟ .چون کلی حرف واسه گفتن دارم
.بله - .پس میام -
.اون تا حالا هیچ جلسهای رو میزبانی نکرده چرا یهو نظرش عوض شده؟
.اون غیرقابلپیشبینیـه
.تازه وظایف اجتماعی خودش رو کشف کرده
خیلی وقته با همین؟
کی؟ - تو و دوستپسرت -
.نه، نه، رابطهمون اینجوری نیست
.از دید من که هست
.پس جدیداً با هم وارد رابطه شدین
...نه، ما - شوهر داری؟ -
شایدم دوستپسر داری؟ با این کتابفروشه بهش خیانت میکنی؟
.نه با اون بهش خیانت نمیکنم
من اونقدر دلم پاکـه .که اصلاً خیانت تو کارم نیست
.فقط یه فرشتهایـه که میشناسمش - .هرچی تو بگی -
همیشه زندگی عاشقانۀ بقیه رو که میبینی
.از زندگی خودت خیلی سادهتره
.شب هنگام حرکت میکنیم
...نقاب میدیم به اونایی که نمیتونن
.همرنگ جمعیت بشن
.از منتقلکنندۀ بزرگ استفاده میکنیم
...ام - چیه؟ چی شده؟ -
.منتقلکنندۀ بزرگ خرابـه
باید یکی یکی از منتقلکنندۀ کوچیک .استفاده کنیم
.یا از پلهها بریم
.از پلهها میریم
« فــال نیـک » " فصل دوم - قسمت پنجم "
مشروب میخوای؟
.من سر کارم و جلسه دارم
...باید آماده بشم چرا داخل منتظر نمیمونی؟
.از داخل منتظر موندن خوشت میاد - گمون نکنم -
تو یه فرشتۀ مقرب که فراموشی گرفته رو .توی کتابفروشیات مخفی کردی
.کل دیشب نگران بودم نکنه بیدار بشه
اگه یادش بیاد کیـه چی؟ اگه همۀ این کارهاش تظاهر باشه چی؟
.میتونه داغونم کنه ...ولی جبرئیل تو رو داغون کرد، تو
داغونیده؟ داغوندیده؟ - .داغون شدم -
.گمون کنم. لوس بازی در نیار
...خطری نداره. اون
...اونی نیست که قبلاً بوده ...خب، منظورم اینه، هست، ولی
تا حالا به این فکر کردی که صرفاً باهاش صحبت کنی؟
.راستش، میرم که صحبت کنم
.کلید در جلویی کنار کتریـه] [.لطفاً سعی نکن با من تماس بگیری
.اگه با من کار داشتی من پیش خواهرمم] [.حداقل اون به یکی غیر از خودش اهمیت میده
!لعنتی
.«بگذار نور بیاید»
.سلام، جبرئیل
.عالیـه
...ولی من - .آره، آره، نه، نه، نه -
.تو الآن اسمت جیمـه
همهچی همونطوره که میخواستی؟
.آره، آقای فیل خیلی بهم لطف داشته
،واقعاً؟ جالبه
No comments yet. Be the first to leave one.