Mistari 156 ya kwanza.
اوه بما توجه نکنید دخترا ما فقط داریم اتاق رو قشنگ میکنیم
چون امروز دیرتر خونه رو نشون میدیدم
لیست میگه که زیرزمین رو مثل ...طبقات بالایی کنید و
کردیم
خب ما اگه از شر این ریخت و پاش ها خلاص نشیم ...نمی تونیم هیچی بفروشیم، پس
گمشین بیرون
من نمی تونم الان برم من به فز گفتم اینجا می بینمش
اون رفت فرودگاه تا بهترین دوستش توی کشورش رو بگیره
اوه یه عجیب غریب پوست مکایی با شلوار تنگ دیگه
که میتونه هر کلمه ای رو عین بوگادبوگادبوگاد
میدونی اون اومده تا حال فز رو بهتر کنه
بیچاره از وقتی که ردش کردی خودش نبوده
میدونی عجیبه من راستش
دلم برای اثرانگشت های شکلاتیش روی سوتینم تنگ شده
آره خب میدونی؟ من نمیخوام فز رو ببینم
اون بهم گفته که من از درون و بیرون زشتم ...ببخشیدا
ولی اون راجع به بخش بیرون اشتباه میکنه
گندش بزنن - چیه؟ -
به این نامه از طرف بابام گوش کن
کارکنان عزیز باارزش گرووز دیگر به خدمات شما نیازی نیست
من فروشگاه های زنجیره ای را به یک شرکت خشک شویی فروختم راستش برای کلی پول
باید چک را می دیدید ووه یی
از سال های خدمات خالصانه ی شما متشکرم از جمعه اجازه ی ورود ندارین
باورت میشه آقا من بیکارم
خب فکر می کنی لیو چه حسی داره؟
خب احتمالا همون حسی که همیشه داره چت
همگی می خوام که با بهترین دوستم توی کشورم آشنا شین
اندرو دیویس
چطورین؟
در ایالات متحده بودن فوق العادست
...پس تو دوست فزی؟ اهل
هرجایی که هستش
آره و من دقیقا می دونم تو کی هستی
تو یه زن سرد تلخ هستی که از لگد کردن روی قلب مردا برای سرگرمی لذت میبری
حالمو بد میکنی جکی
من جکی نیستم من دانام
خب تو زیبایی
خب
شما اهل یجا هستین؟
معلومه که نه. اون اهل بخش غربی جزیره هستش
ترجمه Lil-Soli تنظیم نیما Chester6586
میدونی چرت و پرت بسه
واستون از خونه یه هدیه آوردم
هدیه ی خوبیه ها؟
البته آروم یکم خیلی میره
میدونی دیگه چی خیلی میره آقا؟
زیاد
میدونی دیگه چی خیلی میره؟
عنکبوت
اون کوچولو اینهمه راه از لامپ تا لوله رو میره
آفرین آقای عنکبوت
فکرشم نکن اندرو
عنکبوتای اینجا گوشت کمی دارن
علی رغم این، توی امریکا بودن هنوزم خیلی هیجان انگیزه
درست گفتن خیابونا سنگ فرشه
من حس عجیبی دارم بچه ها
سرم میخاره
دستام عرق کردن و قلبم تالاپ تلوپ میزنه
اوخ لعنتی
فکر کنم زیاده روی کردم
چرت و پرت نگو پسر
بهت گفتم متاع خیلی قوی ای هستش
فقط یه نفس عمیق بکش و آروم باش
آره مطمئنم بعد چند دقیقه اوکی میشی
تا اونموقع به عرق کردن و فشار دادن دندون هات ادامه بده
یا میتونی کاری که معمولا موقعی که زیاد مصرف میکنی انجام میدی رو بکنی
آبجو رو عوض کن
واو هاید خوبی؟
معلومه خوبم. تویی که خوب نیستی ولی تو منی
پس اگه تو خوب نیستی یعنی من خوب نیستم که یعنی
دارم دیوونه میشم
خوب میشی
فکر می کنید باید مدل موم رو عوض کنم؟
اوکی خب خونه آمادست
آقا و خانم دوبا هرلحظه میرسن
دوبا؟
کیتی نمیخوام آلمانی ها بیان اینجا
فکر کنم فرانسوی هستن
آره و اگه خونه رو بخرن، به اولین آلمانی ای که در رو بزنه میدنش
خیلی خب من باید برم سر کار
مطمئنی میتونی خونه رو خودت تنها نشون بدی؟
کیتی من به یه سرباز ژاپنی داخل شکم خودش رو نشون دادم
فکر کنم بتونم یه خونه رو نشون بدم
خب اون تو اتاق راحتی هستش اون پشت آشپزخونست
و اتاق خواب بالاست
می تونیم ببینیمشون؟
اوه پس حرف من به اندازه ی کافی خوب نیست؟
خب بالا حموم دستشویی داره؟
نه میریم روی سقف
اینجا اوجاق گاز و یخچال دارین جفتشون گارانتی دارن
اوه این آشپزخونست؟
نه طویلست
این از بز
پونی
این از کصخلا
اینجا من یه میز کار جلوی دیوار ساختم تا کلی جا واسه همه ی ابزارت باشه
راستش داشتم فکر میکردم بتونم اینو تبدیل به استودیوی یوگا کنم
واقعا
و من داشتم فکر میکردم بتونم کونت رو تبدیل به استودیوی پام کنم
رندی اینجا چیکار میکنی؟
بابات منو دعوت کرد
فکر کردم اگه شما دوتا حرف بزنید شاید برگردین پیش هم
واسه من و مامانت که جواب نداد ولی
اون بیشتر بخاطر خوابیدن با غریبه هاست
اوه پس یدفعه خاله جنی شد غریبه؟
دانا مطمئنم که الان حتی نمیخوای ...منو ببینی، ولی
من هیچوقت فرصتش رو نداشتم که بهت بگم چه احساسی دارم
مستقیم از قلبم، حرفای خودم
پس برات یه نوار درست کردم
آخرین حرفای ننه جون
اوه من دوباره روی اون ضبط کردم
به هر حال نمیتونستی صدا رو از دستگاه تنفس مصنوعی بشنوی
اوه رد خونه نشون دادن چطور پیش رفت؟
خب چرا از همه ی کصخلا نخواستی که بیان اینجا؟
پس بد بود
شاید من باید خونه رو نشون بدم
شنیدم که باید خونه رو گرم و صمیمی و پذیرا کنی
پس تو احتمالا باید بری
آره من حوصله ی این آدمارو ندارم
بدم میاد که اقرار کنم ولی کاش همشون مرده بودن
دارم بهت میگم لیو دیروز توی زیرزمین
من بدترین سفر زندگیم رو داشتم
هی برام مهم نیست سفرت چقدر بد بوده حاجی
بهتره برام بلور برفی چیزی آورده باشی
پشم ریزون بود حاجی
این توهم رو زدم که همه تبدیل به من شدن
من بودم و یه مشت من
من اونجا بودم؟
نه
دیگه بسه لیو میدونی چیه؟
من از حلقه میرم و حس خوبی دربارش دارم
راستش جشن می خواد این
اصلا نمی دونم چیکار کنم
چطوری جواب رد به جکی برکهارت دادم
من حتی تلفن اشتباهی که زنگ میزنم رو هم قطع نمیکنم
ببین از اونجایی که شانسی باهاش نیست
چرا اصلا دیگه اینجا موندی؟
خب کجا باید برم؟
خونه پسر! خونه
خونه
آره فکر خوبیه
برمیگردم برزیل
و بعدش
از اونجا یه هواپیما میگیرم به اونجا
اوه اومدم
اوه سلام. من کیتی فورمن هستم خیلی هیجان زده ام که خونم رو بهتون نشون بدم
خب این اتاق هال هستش که من لحظه های خوش زیادی توش داشتم
نه لحظه های خوش توی بار
البته دروغ گفتم اگه بگم سعی نکردم اون رو اینورا شروع کنم
نه ولی
من لحظه های فوق العاده ای رو اینجا با بچه ها گذروندم
قبل اینکه برن جاهای خیلی دور زندگی کنن
اوه ناراحت کنندست خیلی خب دنبالم بیاین
و این آشپزخونمه
و این میزی هستش که اریک تکالیفش رو انجام میداد و لوری ناخونش رو لاک میزد
میدونی بعضیا بهش میگفتن هرزه
No comments yet. Be the first to leave one.