Mistari 200 ya kwanza.
هیچ کس نمیتونه توضیح بده برای ما چه اتفاقی افتاده
در 7 آپریل 2013.
بعضی ها اینو نا ممکن میدونن.
بقیه این رو معجزه میدونن.
تنها چیزی که میدونم اینه که...
روزی بود که زندگیم برای همیشه عوض شد.
اگه اون بعد از ظهر ما رو میدیدید،
احتمالا فکر میکردید که ما
شبیه یه خانواده معمولی آمریکایی هستیم که از مسافرت تفریحی برمیگردیم.
برادرم بن و زنش گریس
هنوز بعد از 15 سال عاشق هم بودن.
دوقلوهاشون اولیو و کال
همیشه مثل یه زوج پیر سر هم غر میزدن.
و زن و شوهر پیر واقعی...
والدین من.
هنوز کامل سالمن و میخوان زندگی منو کنترل کنن.
فقط قضیه تو نیستی.
این خانواده نیاز داره یه چیزی رو جشن بگیره.
این دلیل خیلی جالبی برای ازدواج نیست، اما...
این دلیل چطوره؟
جارد تو رو دوست داره.
و میدونم تو اونو دوست داری.
خیلی معمولی هستیم مگه نه؟
اما چیزی که نمیتونید ببینید اینه که سرطان خون کال
درمان روش جواب نمیداد...
یا این که بن و گریس
خیلی سخت در تلاش برای پیدا کردن یه درمان بودن...
یا این که من هنوز در مورد تصادف ماشین کابوس میدیدم.
میکلیا بث، حتی آدمایی که اشتباه میکنن
سزاوار شادی هستن.
آیه مورد علاقه منو میدونی...
" هر چیزی که پیش میاد مصلحتی داره"
من دیگه به این اعتقادی ندارم مامان، چطور میتونم داشته باشم؟
برای همینه که وقتی که من شانس دور بودن از خونه رو داشتم
حتی برای چند ساعت، اونو غنیمت شمردم.
همه مسافرای پرواز 537 به نیویورک،
فرودگاه جان اف کندی، لطفا توجه کنید.
ظرفیت این پرواز بیشت از حد پر شده.
ما کوپن سفر به مبلغ 400 دلار
به هر کسی که میخواد با پرواز بعدی بره هدیه میدیم.
آره. این منم.
- نه - این 400 دلار برای هر نفره.
این سفر بعدیمون به درمانگاه میو هست.
من با بابا میمونم.
آخ جون، با هم خوش میگذرونیم.
خیلی خب.
پس گریس و اولیو و والدین من
با اولین پرواز برگشتن به خونه
در حالی که من و بن و کال برای پرواز 828 منتظر موندیم.
خنده داره که چطور یه تصمیم کوچیک زندگیت رو نابود میکنه.
اما نجاتش هم میده.
بادوم زمینی؟ قابلی نداره.
خانوم شما بادوم زمینی میخواید؟
چیزی دارید که سدیوم نداشته باشه؟
بادام زمینی؟
مامان اشتباه نمیکنه. جراد تا ابد صبر نمیکنه.
چقدر خوب برای ازدواج به من روحیه میدی. دمت گرم.
چرا با این لجبازی میکنی،
وقتی که تو رو خوشحال میکنه؟
این تنها چیزیه که برای تو میخوایم.
خیلی لطف کردی. باید مست باشی.
قطعا.
به جارد بله رو بگو.
عروسی بگیر و ماه عسل برو، پیشرفت کن تو زندگیت. وقتشه.
و بله، تو حقته.
واقعا.
مشکلی نیست....
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
«: مـتـرجـمـیـن: مـیـثـم مـوسـویــان و آنــجـل :» .:: Angel , MeysaM.UnicorN ::.
خیلی شرمنده ایم.
این آشفتگی شدید
بخاطر تغییر ناگهانی آب و هوا بود
که توی رادار مشاهده نشده بود.
خیالتون راحت باشه که موتور ها مشکلی ندارن.
اما کمربندهاتون رو بسته نگه دارید.
چیز خیلی مهمی توش بود؟
فقط اطلاعات شش هفته تحقیق.
مهماندار.
من به یه نوشیدنی دیگه نیاز دارم.
منم همینطور قربان.
منم همینطور.
برج مراقبت نیویورک.
Montego Air 8-2-8. سطح یک پنج هزار.
برج مراقبت نیویورک صحبت میکنه.
اسمتون رو دوباره بگید؟
ما MA 8-2-8 هستیم.
تکرار میکنم... Montego Air 8-2-8.
خلیج مونتیگو به فرودگاه جان اف کندی دریافت شد؟
الان میگن.
میتونم اسمتون رو بپرسم کاپیتان،
و تعداد مسافرا و خدمه ای که دارید؟
من کاپیتان ویلیام دالی هستم.
ما 191 نفر رو داریم،
همشون هم دوست دارن که رو باند شما فرود بیان.
ببخشید، عذرخواهی میکنیم.
ما به فرودگاه استوارت میریم
توی نیوبرگ...
از شهر فاصله داره.
اما برای هر کدومتون که میخواد
یه پرواز دوم داشته باشه ما در خدمتیم.
خدمه آماده فرود باشید.
ما رسیدیم.
به نیویورک خوش آمدید، جایی که زمان محلی 11:49 شبه.
از طرف خدمه پرواز،
ما از شما تشکر میکنیم که با مانتیگو ایر سفر کردید.
ای بابا، چرا آنتن نداره؟
منم.
و ناسازگاری ادامه داره.
از ما خواسته شده که همینجا روی آسفالت پیاده شیم.
آخ جون!
دالی کدومتونه؟
از کی تا حالا این کارو انجام میدن؟
هیچوقت. یه اتفاقی افتاده.
ببخشید. ما اینجا مریض داریم.
مشکل دقیقا چیه؟
مشکل خانم ها و آقایان
اینه که هواپیماتون مونتیگو جامائیکا رو
در 7 آپریل 2013 ترک کرد.
امروز 4 نوامبر 2018 هست.
همه شما به مدت پنج و نیم سال گم شده بودید و فرض میشده که مردید.
چی؟!
هی.
دارو.
کی میتونیم بریم؟
زود رفیق، اونا...
با ما حرف میزنن و ما رو بررسی میکنن،
و بعدش میتونیم بریم بیرون، باشه؟
اگه واقعا پنج سال گذشته،
چطور من زندم؟
حس میکنی پنج سال پیرتر شدی؟
منم همینطور.
نگران نباش.
بزار ساده شروع کنیم.
بعد این که هواپیما از جامائیکا بلند شد کجا فرود اومدی؟
ما قبل اینجا هیچ کجا فرود نیومدین.
اتفاقی که واقعا افتاد رو بگو.
سر وقت پرواز کردیم. 3 ساعت و 19 دقیقه بعد فرود اومدیم.
دوربین مخفیه؟ ولمون کن!
منطقی نیست.
هوا خوب بود،
ابزار ها هیچیو شناسایی نکردن.
آشفتگی.
مثل این که سقف داره میاد پایین.
من... ما...
چی داری میگی...
من این شرکت هوایی رو به خاک سیاه میشونم.
باید یه تماس بگیرم باشه؟
باید به دوست... به نامزدم زنگ بزنم.
پسرم سرطان خون داره.
اون قرار نیست آزمایش بشه.
من مامانمو میخوام.
بن!
بن! بن! اوه خدای من!
چیزی نیست. ما خوبیم.
ما خوب هستیم.
نمیفهمم. چطور همونجوری موندی؟
یه روز هم بزرگ نشدی.
اولیو.
کال! کال!
کال! کال، کال.
میدونم، میدونم، عیب نداره.
مامان و جراد کجان؟
من به جراد پیام دادم.
اون نتونست بیاد. کار ضروری داشت.
و مامان؟
مامان مریض شد.
اون ... خیلی سخت جنگید.
منظورت چیه مریض شد؟
اون شماها رو از زندگیش بیشتر دوست داشت.
- شماها همه چیزش بودید. - نه! نه، نه.
من تازه با اون توی ساحل میدوئیدم.
اومدم که بهش بگم
که راجب منو جراد حق داشت.
نه، پدر. نه نه!
نه، من نمیتونم...
توجه کل دنیا به پرواز 828 جلب شده.
پرواز 828 برای پنج سال کجا بود؟
بسیاری از سازمان های دولتی،
از جمله ناسا، امنیت داخلی و NSA،
به نیویورک اومدن، خبر قرن
به این محله طبقه متوسط رسیده
اینجا در حومه کوئینز.
مادرت تونست بعد این که...
اون آیه ورد زبونش بود.
مطمئنم که این آخرین حرفی بود که به من زد.
ببخشید که اوردمت اینجا.
تا جایی که تونستیم آپارتمانت رو نگه داشتیم،
اما بلاخره مجبور شدیم ولش کنیم.
میتونم از تلفن استفاده کنم؟
بله، البته.
ممنون.
ما تلفن خونه رو جمع کردیم.
سلام، من جراد وسکز هستم. پیام بگذارید...
اینم ازین.
ممنون.
هی، گریس؟
ببین، میدونم که تو احتمالا نمیخوای،
منی که تاثیر بد دارم پیش بچه ها بمونم.
No comments yet. Be the first to leave one.