Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest

Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest

Pakua Manukuu ya Farsi/persian

Maelezo ya toleo

Pirates of the Caribbean Dead Man's Chest 2006 BrRip Filamingo Fa
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Lebo

bluray
Yamechapishwa tarehe: 2026-08-19
Upakuaji: 0
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi/persian

Mistari 200 ya kwanza.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏ویل.

‏- چرا داره این اتفاق می‌افته؟ ‏- نمی‌دونم.

‏خیلی زیبا شدی.

‏فکر کنم بدیمنه داماد ‏قبل از عروسی عروس رو ببینه.

‏راه بدید. بذارید رد شم. این دیگه چیه...؟

‏چه جرئتی دارید.

‏همین الان به مردهات دستور بده عقب بکشن!

‏صدای منو می‌شنوی؟

‏فرماندار وِدربی سوان، ‏خیلی وقته ندیدمتون.

‏- کاتلر بکت؟ ‏- در واقع الان «لرد» بکت.

‏لرد باشی یا نه، نه دلیلی داری ‏نه اختیاری برای بازداشت این مرد.

‏در واقع، هر دو رو دارم.

‏آقای مرسر.

‏حکم بازداشت شخصی ‏به نام ویلیام ترنر.

‏این حکم برای الیزابت سوانه.

‏واقعاً؟ چه بد. اشتباه من بود. ‏بازداشتش کنید.

‏- به چه جرمی؟ ‏- نه!

‏این یکی حکم ویلیام ترنره.

‏و یکی هم برای آقای جیمز نورینگتون دارم. ‏ایشون اینجان؟

‏اتهام‌ها چیه؟

‏دریادار نورینگتون چند ماه پیش ‏از مقامش استعفا داد.

‏فکر نکنم این جواب ‏سؤالی بود که پرسیدم.

‏لرد بکت، حالا که صحبت ‏از سؤال‌های بی‌جواب شد،

‏ما تحت اختیار فرماندار پادشاه ‏در پورت رویال هستیم

‏و باید بگید به چه جرمی متهم شدیم.

‏اتهام اینه:

‏«تبانی برای آزاد کردن مردی ‏که به جرایم

‏علیه تاج‌وتخت و امپراتوری محکوم

‏و به مرگ محکوم شده بود.

‏و مجازات این جرم...»

‏که متأسفانه مجازاتش ‏مرگ هم هست.

‏شاید دزد دریایی‌ای به اسم ‏جک اسپرو رو یادتون باشه.

‏- ناخدا. ‏- ناخدا.

‏ناخدا جک اسپرو.

‏ناخدا جک اسپرو.

‏بله، فکر می‌کردم یادتون باشه.

‏ پانزده مرد روی صندوقچهٔ مرد مرده

‏ یوهوهو، و یک بطری رام

‏ نوشیدند و شیطان ‏ بقیه‌شان را از پا درآورد

‏ یوهوهو، و یک بطری رام

‏آهای اونجا. بجنب.

‏اوه خدا. اینو نمی‌خوام.

‏اوه خدا. نه. تو رو خدا کمکم کن. نه.

‏نه! نه!

‏ببخشید، رفیق.

‏اشکالی نداره یه توقف ‏کوتاه بین راه داشته باشیم؟

‏فکر نمی‌کردم داشته باشه.

‏کاملاً طبق نقشه پیش نرفت.

‏مشکلاتی پیش اومد، کش پیدا کرد ‏و حل شد.

‏پس چیزی که دنبالش رفتی رو گرفتی؟

‏ناخدا، فکر کنم خدمه، ‏که خودم هم جزوشونم،

‏انتظار یه چیز ‏کمی براق‌تر داشتن.

‏با توجه به اینکه ایسلا دِ موئرتا ‏کلاً به فنا رفت،

‏دریا پسش گرفت ‏و گنج هم باهاش رفت.

‏و نیروی دریایی سلطنتی هم ‏کل اقیانوس اطلس دنبالمون بود.

‏- و اون توفان. ‏- آره.

‏- آره. ‏- آره.

‏در مجموع، انگار خیلی وقته ‏یه دزدی دریایی درست‌وحسابی نکردیم.

‏- براق؟ ‏- آره، براق.

‏پس همه‌تون همین حس رو دارید؟

‏که شاید جک پیر دیگه به‌عنوان ناخدا ‏به نفعتون عمل نمی‌کنه؟

‏بندازیدش روی تخته.

‏پرنده چی گفت؟

‏تقصیر پرنده نندازید.

‏نشونمون بده روی اون تکه پارچه ‏چی هست.

‏- می‌دونی فایده‌ای نداره. ‏- برای من داره.

‏- یه کلیده. ‏- نه.

‏خیلی خیلی بهتره.

‏نقاشیِ یه کلیده.

‏آقایون،

‏کلیدها چه کار می‌کنن؟

‏کلیدها...

‏قفل چیزها رو باز می‌کنن؟

‏و هرچی این کلید بازش می‌کنه، ‏داخلش یه چیز باارزشه.

‏پس راه می‌افتیم دنبال چیزی ‏که این کلید بازش می‌کنه.

‏نه.

‏اگه کلید رو نداشته باشیم، نمی‌تونیم چیزی رو ‏که نداریم و این کلید بازش می‌کنه، باز کنیم.

‏پس پیدا کردن چیزی که باید باز بشه ‏چه فایده‌ای داره،

‏وقتی هنوز کلیدی که بازش می‌کنه ‏پیدا نکردیم؟

‏پس داریم می‌ریم دنبال این کلید.

‏حرفت اصلاً هیچ معنی‌ای نمی‌ده.

‏سؤال دیگه‌ای هست؟

‏پس مسیر داریم؟

‏مسیر.

‏حرکت کنید به یه...

‏...سمتِ کلیِ...

‏...اون‌طرف. ‏- ناخدا؟

‏بجنبید، دست‌به‌کار شید و بادبان بکشید. ‏بلدید چطور کار می‌کنه. بجنبید.

‏اخیراً متوجه نشدید ناخدا ‏یه کم عجیب‌تر رفتار می‌کنه...

‏...تر؟

‏راه می‌افته، ‏بدون اینکه خودش بدونه کجا می‌ره؟

‏یه چیزی جک رو حسابی کلافه کرده.

‏حرفم یادتون باشه؛ هرچی برای جک اسپرو ‏بدیمن باشه، برای همه‌مون بدیمنه.

‏لرد بکت، زندانی طبق دستور، قربان.

‏این‌ها لازم نیست.

‏کمپانی هند شرقی ‏به خدمات شما نیاز داره.

‏می‌خوایم به‌عنوان نمایندهٔ ما

‏در معامله‌ای با دوست مشترکمون، ‏ناخدا اسپرو، عمل کنید.

‏بیشتر آشناست تا دوست. ‏شما از کجا می‌شناسیدش؟

‏قبلاً با هم سروکار داشتیم.

‏و هرکدوم‌مون نشونی

‏روی اون یکی گذاشتیم.

‏اون چه نشونی روی شما گذاشت؟

‏با تلاش‌های شما، ‏جک اسپرو آزاد شد.

‏می‌خوام برید سراغش

‏و چیزی رو که در اختیارشه ‏پس بگیرید.

‏پس بگیرم؟ با نوک شمشیر؟

‏معامله کنید.

‏فرمان خصوصی‌گری.

‏چیزی در حد عفو کامل ‏بهش پیشنهاد می‌دید.

‏جک آزاد می‌شه؛ دریانوردی مجاز ‏در خدمت انگلستان.

‏یه‌جورهایی شک دارم جک ‏کار کردن برای کسی رو

‏همون آزادی بدونه.

‏آزادی.

‏جک اسپرو از نسل رو به انقراضه.

‏دنیا داره کوچک‌تر می‌شه،

‏جاهای خالی نقشه دارن پر می‌شن.

‏جک باید جای خودش رو توی دنیای جدید ‏پیدا کنه، یا نابود بشه.

‏تقریباً مثل خودت، آقای ترنر.

‏تو و نامزدت ‏با طناب دار روبه‌رو هستید.

‏ پس هم جک رو می‌گیرید ‏ هم مروارید سیاه رو.

‏ مروارید سیاه؟

‏همون چیزی که می‌خواید ‏و دست اونه.

‏یه کشتی؟ نه، اصلاً.

‏چیزی که می‌خوایم خیلی کوچک‌تر ‏و خیلی باارزش‌تره.

‏چیزی که اسپرو همیشه ‏همراه خودش نگه می‌داره.

‏یه قطب‌نما.

‏می‌شناسیش.

‏اون قطب‌نما رو برگردون،

‏وگرنه معامله‌ای در کار نیست.

‏چرا رام همیشه تموم می‌شه؟

‏برای همین.

‏ادامه بدید، آقایون.

‏وقتت تموم شده، جک.

‏بوت‌استرپ.

‏بیل ترنر؟

‏خوب به نظر میای، جک.

‏این یه خوابه؟

‏نه.

‏فکرش رو می‌کردم. اگه خواب بود، رام هم بود.

‏ می‌بینم مروارید رو پس گرفتی.

‏راستی، برای پس گرفتن مروارید ‏یه کم کمک داشتم.

‏پسرت.

‏ویلیام؟

‏بالاخره دزد دریایی از آب دراومد.

‏و این سعادت دیدن اون دمل روی صورتت ‏رو مدیون چی‌ام؟

‏اون منو فرستاده.

‏دیوی جونز.

‏پس خودتی.

‏به زور بردت توی خدمتش، هان؟

‏خودم انتخاب کردم.

‏برای نقشی که توی شورش علیهت داشتم ‏متأسفم، جک.

‏من طرف تو وایسادم.

‏بعدش همه‌چی خراب شد.

‏منو به یه توپ بستن. ‏ته اقیانوس افتادم،

‏و وزن آب ‏از هر طرف له‌م می‌کرد.

‏نمی‌تونستم تکون بخورم.

‏نمی‌تونستم بمیرم، جک.

‏فکر کردم اگه حتی کوچک‌ترین امیدی ‏برای فرار از این سرنوشت باشه، می‌گیرمش.

‏هرچی داشتم در عوضش می‌دادم.

‏عجیبه آدم برای عقب انداختن ‏داوری نهایی خودش چه کارها می‌کنه.

‏تو هم باهاش معامله کردی، جک.

‏ اون مروارید رو از اعماق ‏ برات بالا آورد.

‏سیزده ساله ‏ناخداش بودی.

‏- از نظر فنی... ‏- جک.

‏نمی‌تونی با حرف زدن ‏خودت رو از این یکی خلاص کنی.

‏همون شرط‌هایی که برای من بود ‏برای تو هم هست.

‏یک روح، محکوم به صد سال خدمت ‏روی کشتی اون.

‏ بله، ولی هلندی سرگردان ‏ همین حالا ناخدا داره، پس در واقع...

‏پس راهیِ گورِ دریاییِ دیوی جونز می‌شی.

‏لویاتان وحشتناک جونز پیدات می‌کنه

‏ و مروارید رو می‌کشه به اعماق؛ ‏ خودت رو هم همراهش.

‏می‌دونی جونز دقیقاً کی ‏اون هیولای وحشتناک رو آزاد می‌کنه؟

‏قبلاً بهت گفتم، جک.

‏وقت تمومه.

‏الان میاد،

‏با گرسنگی سیری‌ناپذیر، به‌دنبال مردی ‏که نشان سیاه رو با خودش داره.

‏همه روی عرشه!

‏بند بادبان رو محکم کنید!

‏همه روی عرشه! بجنبید!

‏بجنبید! حرکت می‌خوام! حرکت! ‏حرکت! بادبان رو بالا بکشید!

‏لبهٔ باد رو نگه دار.

‏طناب‌های بادبان رو بکشید.

‏حرکتشون بدید. بدوید. بدوید!

‏بدوید انگار خود شیطان ‏افتاده دنبالمون!

‏مسیر داریم؟

‏فرار می‌کنیم. خشکی.

‏- کدوم بندر؟ ‏- نگفتم بندر. گفتم خشکی. هر خشکی‌ای.

‏کلاه جک. آمادهٔ گردش!

‏نه، نه. ولش کن.

‏فرار کنید.

‏همه‌تون برگردید سر پست‌هاتون!

‏جک؟ به عشق مادر و بچه، جک، ‏چی افتاده دنبالمون؟

‏هیچی.

‏هی، نه. تو نمی‌تونی اینجا باشی.

‏فکر کنم می‌بینی که می‌تونه.

‏آقای سوان.

‏هنوز فرماندار سوان.

‏فکر می‌کنی این کلاه‌گیس رو ‏برای گرم نگه داشتن سرم می‌ذارم؟

More Farsi/persian subtitles for Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left