Mistari 200 ya kwanza.
چيکار ميکني نيکيل؟ ولم کن
...نيکيل، ولم کن
جاپنام جاپنام - *جاپنام: درود*
جاپنام
داري چي نگاه ميکني؟
شيطنتهاي جواني
اسم رو بهمون ميگي؟
نه جاني عزيز
اگر انقدر احمق بودم نگهبان نميشدم
براي پامي اومدين؟
بشينيد زود برميگردم
شب تموم شد، سابيدن تو هنوز تموم نشده؟
اين لکهها خيلي سخت پاک ميشن
لکه بالاخره بايد از بين بره
اما کثافت زندگيت رو ميخواي چيکار کني؟
پامي؟
بلند شو
به اندازه کافي خوابيدي
زود باش بايد بريم دعاي خير بگيريم
!همين الان از تخت بيا بيرون
حق با توئه
به اندازه کافي خوابيدم
وقتشه بيدار بشم
پامي
پامي
داداش گابا
انگار نگهبانـه به جاي اينکه اون رو بيدار کنه خودش خوابش برد
بيا بريم ببينيم
چي شده؟
فردا بايد برم بيکانار
خوبه پس داروهاي من رو هم بگير جاني
داروهام داره تموم ميشه
اين نگهبان آخرش ما رو توي دردسر ميندازه
دختره کدوم قبرستونيـه؟
باباجي تحمل نداره کسي دير برسه
چقدر ميخوابه
پامي؟
مگه نگهبان بيدارت نکرد؟ چرا انقدر ميخوابي؟
!جاني
!ببين دختره چيکار کرده
!مادر به خطا
دختر عقلت رو از دست دادي؟
....مربي، مدتي طول کشيد تا بفهمم
اما هنوز همه چي از يادم نرفته
حالا من به شيوه خودم حمله ميکنم
چون اين جنگ منه
از الان به بعد، اول حمله ميکنم و بعد دفاع
حمله و دفاع
دفاع و حمله
!آفرين پامي
!خيلي خوبه
*مي 2012*
!زود باش
بچرخونش سنگيتا
....حتي خورشيد درخشان هم
در برابر اين زنان قدرتمند سر خم کرده
منتظريم ببينيم چه کسي ميروت و قهرمان قهرمانان ميشه
با ديدن اين دختران مصمم، فکر ميکنم
کشتي مردان تمام جذابيتش رو از دست داده
...فقط ببينيد چطور اين کشتيگيران
با چنگ و دندان ميجنگند تا برنده اين ميدان بشن
اما فعلا، ميدان توي دستهاي پاميـه
چون سه امتياز بيشتر از رقيب داره
زود باش
!خوبه
پامي يه امتياز ديگه ميگيره
پامي- 8 سنگيتا- 4
دوستان، اين مسابقه قراره مسحورکنندهتر هم بشه
چون سنگيتا و پامي ميدونن
که هر کسي که امروز برنده بشه
در مسابقات ملي نماينده استان ميشه
بکوبش زمين
ببين، اون از تو قويتره
نذار بازي رو دست بگيره ...اما مربي -
من امتيازم از اون بالاتره
مگه قراره اندازه امتيازت پول نقد بگيري؟
...خب ميخوايم ببينيم کدوم يکي از اين دو نفر
يعني پامي سرسخت و سنگيتاي قدرتمند !قراره به عنوان برنده زمين باشه
آشــــــــــــرام
زندگي يا افتخار؟
:سخني با بينندگان
ما به تمام دارامگوروها احترام گذاشته ...و در برابر آنها
موسسات مذهبي آنها سر تعظيم فرود ميآوريم
تمام مذاهب، فرقهها، فلسفهها
...سنتها و آداب و رسومي که در
کشور ما پذيرفته و انجام ميشوند
ميراث ما بوده و به آنها مفتخريم
...اما گاهي اوقات، برخي مردم
اين ميراث باشکوه را تحريف کرده و از آن سوءاستفاده ميکنند
تا از مومنان ساده و بيگناه به نفع خود استفاده کنند
....و کارهاي دارامگوروهاي بسيار خوب
و مذاهب کشور ما را را بدنام ميکنند
داستان تخيلي آشرام درباره همين موضوع است
ممکنه الان قدرت دست من نباش اما ناسلامتي نخست وزير اسبق هستم
...با اسپانسر کردن من براي همچين چيز مسخرهاي
داري ثروت، موقعيت و شهرت من رو به باد ميدي
قربان، طوري که در انتخابات قبلي شما کنار زده شديد
اين بار بايد از سطح پايه شروع کنيم
برادران، خواهران بزرگترها و کوچکترها
کسي که مشتاقانه منتظرش بوديم بالاخره رسيد
به اين جمعيت عظيم نگاه کنيد قربان
!قراره با کدخداي 21 روستا صحبت کنيد
اينطوري محبوبيت بالايي به دست مياريم
....نخست وزير اسبق، آقاي حکوم سينگ
به من گفتن کدخداي 21 قبيله قراره اينجا باشن
قربان تمامشون صبح زود اينجا بودن
اما چون منتظر شما بودن گرسنه شدن
رفتن که يه نفسي تازه کنن زود برميگردن
اون دختر کيه؟ دختر جي سينگ، سنگيتا -
خوبه
اميدوارم بازي رو از دست نداده باشم
نه. فقط دور اول تموم شده
موفق باشي آقاي حکوم سينگ در لندن درس خوندن -
اما از اعماق قلبشون هندي هستن
براي همين هفت سال قبل زندگي مجلل خود رو در لندن رها کردن
و به نداي سرزمين مادري گوش کرده و براي خدمت به اينجا اومدن
ايشون از سردمداران تشويق به ورزش در اين کشور هستند
برخلاف برنامه کاري شلوغشون امروز اين لطف رو داشتن تا به ديدن مسابقه بيان
ديلاور رو اين اطراف نميبينم اين روزا کجا ميگرده؟
قربان تازه ميخواستم باهاش تماس بگيرم
الو ديلاور؟ بله باگا -
آخرش من رو توي دردسر ميندازي
يه مشکلي پيش اومده
چرا خودت بهش نميگي؟
...صبر کن
قربان
الو؟ بله قربان -
بازم من رو پيچوندي ديلاور اين روزا کجا هستي؟
قربان بايد براي يه کار ضروري ميومدم
يه کار شخصي
هي داداش سرت به چه کار شخصياي گرم شده؟
بهت گفتم بيا اينجا
کجا براي خودت ميري؟
قربان، بيخيال
متوجه شدم
اميدوارم حقه جديدي سوار نکرده باشي
جديدا خيلي تغيير کردي مراقب باش
بهش مشکوک شدم حواست رو بده بهش
...قربان اون جديدا داره با
برادرزن نخست وزير ملاقات ميکنه
پانصد هکتار از زمينهاي جنگلي براي ساخت کارخانه اختصاص داده شدند
...پروژههاي بينالمللي ميشرا
قراره بزرگترين کارخونههاي آسيا رو در اون محل برپا کنند
بهتون تبريک ميگم
ممنون قربان براي برپايي بزرگترين کارخانجات آسيا -
قربان، ديلاور منتظر شماست
ديلاور هنوز اينجايي؟
سلام قربان
حالا که شما من رو زير بال خودتون گرفتيد کجا رو دارم که برم؟
خب چه خبرا از رئيستون حکوم سينگ؟
داره تلاشش رو ميکنه
وقتش رو با مهمان مهم بودن
توي مسابقات کشتي ميگذرونه
من الان در خدمت شمام دستور شما براي من حکمه
ورزشکاران ما به زمين مسابقه بازميگردند
اين دور قرار هست عالي باشه مسابقه وارد مرحله جديدي شده
باز هم اين پامي هست که بر سنگيتا غلبه کرده
و اون رو از زمين به بيرون هل داد
يه امتياز ديگه براي پامي
پامي- 9 سنگيتا -4
پامي نشون داد که به اين راحتي تسليم نميشه
يا شايد هم نه
سنگيتا دو خم پامي رو گرفته
و تلاش ميکنه با تمام زورش اون رو به زمين بخوابونه
ببينيم پامي ميتونه خودش رو از دست سنگيتا نجات بده
يا اينکه دو امتياز به سنگيتا ميده
!نه
سنگيتا نتونست اون دو امتياز رو بگيره
هر دو ورزشکار رخ به رخ شدن
!يه حمله کاري ديگه از پامي
!عالي بود !آفرين پامي -
يه بار ديگه تلاش ميکنه تا بندازتش بيرون
به نظر مياد پامي ميخواد ظاهر اين مسابقه رو عوض کنه
با اينکه متعلق به جامعه داليت هست
شيوهاي که اون روي اين مسابقات تاثير گذاشته
باعث افتخار جامعه خودش شده
و الان سوت داور رو ميشنويم
!پامي هر دو دور رو برنده شد و پيروزي از آن اوست
خوشنودي پامي کاملا توي چهرهش مشخصه
پامي الان خودش رو واجد شرايط براي انتخاب کشتيگير استاني کرده
خطا بود. بحث تمام
خطا بود پامي واجد شرايط نيست
ببينيد چي شده يه مشکل ديگه در مسابقه
هيئت داوري پامي رو واجد شرايط نميدونه چي دارين ميگين قربان؟ -
چطور اون خطا محسوب ميشه؟ حرکتش کاملا درست بود
قربان، حرکت پامي کاملا درست بود
نه، اصلا نه
پامي از گردن حريف رو گرفت و از پايين فشار وارد کرد
حرکتش اشتباه بود
حرکت درست بود دختر اشتباهيه
اگر سنگيتا همين کار رو ميکرد حرکتش درست بود
اينکار رو ميکنيد چون پدر سنگيتا برگزار کننده اين مراسم بوده
معلومه اجازه نميديد ببازه هي مراقب حرف زدنت باش -
شما دو تا خفه شين. ببين وينيت
پامي
آره دارم تو رو صدا ميزنم نميشنوي چي ميگم؟ بيا اينجا
!من فقط همين يه مسابقه رو براي داوري ندارم
به حرفم گوش کن پامي
!سنگيتا! سنگيتا! سنگيتا آره -
!سنگيتا! سنگيتا! سنگيتا
No comments yet. Be the first to leave one.