Homeland

Homeland

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 7

Maelezo ya toleo

Homeland Season7 1080p BluRay X264-SHORTBREHD
Homeland Season7 720p BluRay X264-SHORTBREHD
Homeland Season7 All BluRays 1080p BluRay DTS x264
Homeland Season7 All BluRays 720p BluRay DTS x264
Maoni na hamed_immortal
زیرنویس کامل فصل هفتم / هماهنگی کامل با نسخه های بلوری/ ترجمه و زیرنویس از ناصر اسماعیلی و رضا بلالی

Lebo

BluRay
x264
1080
TS
720p
720
HD
Yamechapishwa tarehe: 2021-09-03
Upakuaji: 132
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫آنچه در «وطن» دیدید...

‫اینجایم، چون دیشب فیلمی منتشر شد ‫که با بدطینتی به پسر فوت‌شده‌ام تهمت زد

‫شما تحت پیگرد قرار خواهید گرفت، ‫چون در دولت من،

‫حقیقت جایگاهی داره، و شما جایگاهی ندارید

‫مردم ازتون متنفرن خانم رئیس‌جمهور منتخب ‫هیچکس این حس رو جعل نمیکنه

‫پسر، اونا عصبانی‌ان

‫با تشکیلات امنیت ملی خودتون وارد جنگ نشید

‫جنگیه که نمی‌تونین ببرینش

‫کین تو چنگمونه ‫فکر کردی چه غلطی داری میکنی؟

‫من یه کار نمیکنم دار

‫یهو، یه تیم کاملاً جدید تحت فرماندهی مک‌کلندون،

‫مسئول حفاظت از رئیس‌جمهور منتخب میشه؟

‫همه‌ی واحدها، هدف داره از پارکینگ خارج میشه ‫شما اجازه‌ی درگیری رو دارید

‫شلیک! شلیک!

‫برید عقب! برید عقب!

‫خیلی‌خب، اون از یه تلاش تروریستی نجات پیدا کرد ‫اینو فهمیدم

‫ما بسمت یه بحران مرتبط با قانون نمیریم ‫چیزی که بسمتش میریم یه جنگ داخلیه

‫اون این حق رو نداره که بدونه ‫این توطئه تا کجا پیش رفته؟

‫من بهتون دروغ نمیگم، ‫اصلاحاتی قراره صورت بگیره

‫ولی نه هیچ پاکسازی، یا سوگند وفاداری ‫یا بلیط یه طرفه به اردوگاه کار اجباری

‫شما اطمینان شخص بنده رو در این باب دارید

‫- اینو می‌بینی؟ ‫- شما بازداشتید

‫درو باز کنین و بیاید بیرون

‫هر کسی که امروز توقیف شده ‫به توطئه مربوط بوده

‫"توقیف"؟ چرا همش میگی توقیف؟

‫اونا بازداشت شدن،

‫و تا جایی که میتونم بگم بدون مجوز قانونی

‫خب، راستش، ما همین‌جا دو اعلامیه ‫از وزارت دادگستری داریم

‫دیوید، تو منو وادار کردی تا شخصاً به مردم اطمینان بدم ‫که هیچوقت همچین اتفاقی نمیفته

‫- تو ازم استفاده کردی ‫- بله کردیم

‫خانم رئیس‌جمهور، باید باهاتون صحبت کنم، مهمه

‫صدام رو می‌شنوین؟

‫مردم بی‌گناه بخاطر شما بازداشت شدن! ‫باید جلوی اینکارو بگیرید! خواهش میکنم!

‫نذارید اینکارو بکنن. نذارید اینکارو بکنن!

‫خانم رئیس‌جمهور!

‫ترجمه از ناصر اسماعیلی

‫وزارت دادگستری امروز اتهاماتی رو علیه ‫جاناتان کلیری خبرنگار روزنامه‌ی «پُست» اعلام کرد

‫کلیری متهم به نشر اطلاعات محرمانه ‫درباره‌ی تحقیقاتی هست که مربوط به

‫مقام وزارت خارجه در زندان، ویرجینیا ساتر هست

‫ساتر یکی بیش از دویست نفری هست که ‫در این تحقیقات بازداشت شدن

‫که در رابطه با حمله به رئیس‌جمهور کین ‫نه روز قبل از مراسم تحلیف‌شون هست

‫تخم‌مرغا پختن

‫مجبور نیستی هر روز اینکارو بکنی

‫نه، دوست دارم

‫میخوای چیکار بکنه؟ کار نداره که

‫جوس

‫رژیمی اونو اخراج کرد که ‫آزاداندیشان رو زندانی میکنه

‫- اینم گوشت بوقلمون ‫- مثل استالین

‫- بسه من شروع نکردم -

‫مدرسه‌شون باز داره به یه راهپیمایی ‫"دویست نفر رو آزاد کنید" میبرشون

‫هی، تو هم باید بیای

‫چرا نیاد؟

‫فکر میکنی چه اتفاقی میفته ‫وقتی به وزیر خزانه‌داری بگم

‫امروز سر کار نمیام تا بتونم ‫به یه تظاهرات ضد دولتی برم؟

‫شاید بخاطر اعتراض به قانون اساسی بهت احترام بذاره

‫مثل پشتیبانت بشه

‫- جوسی ‫- این حرف رو نزن

‫میتونم قبل اینکه وارد بحث بشیم که چطور ‫یه همدست آروم دولتم صبحونه‌م رو تموم کنم؟

‫باید تو روم می‌موندیم ‫تئو میگه خجالت‌زده‌ست که

‫به مردم بگه یه دوست‌دختر آمریکایی داره

‫تئو باید یه دختر ایتالیایی همسن خودش پیدا کنه

‫فرنی عزیزم، آماده‌ای بریم؟

‫- آره ‫- بدو بریم

‫بریم

‫بدو بدو

‫دستات

‫- امروز خوش بگذرون باشه؟ ‫- باشه

‫دوستت دارم

‫ممنونم

‫خدافظ. باشه. بریم!

‫حداقل بیشتر از اونی که از من متنفره از اون متنفره

‫اگه دیگه به کین فاشیست نگی کمک میکنه

‫اون یه فاشیسته

‫ساول برنسون هنوز تو زندانه

‫آره، این بده، میدونم

‫- هممون ناراحتیم، ولی... ‫- چی؟

‫بیل سر کار حسابی خسته میشه

‫اگه وقتی میاد خونه بتونه استراحت کنه خوب میشه

‫خب، اون استخدام نشده تا کار کسایی

‫که از وزارت خزانه‌داری هستن ‫و اونا هم تو زندانن بکنه؟

‫ببین، اون بیشتر از تو از رئیس‌جمهور خوشش نمیاد ‫ولی یه بحران اتفاق افتاده

‫و اون ترقی کرد. خدا رو شکر

‫آره کرد. بعضی از دخترا باید بابتش افتخار کنن

‫خب، بعضی مادرا باید هیجان‌زده بشن که ‫دختر شونزده ساله‌شون درگیر سیاست شده

‫آره؟ دیگه میخوای چی درباره‌ی مامان بودن بهم بگی؟

‫باشه

‫همچین منظوری نداشتم

‫امروز مصاحبه‌ی کاری دارم

‫میخوام زحمت رو کم کنم

‫جدی؟

‫تو بروکینگز

‫عالیه

‫منظورم اینه عجله‌ای نیست، ولی من...

‫- ولی فکر میکنم حالت بهتره اگه... ‫- نه، میدونم، میدونم

‫تو پختی. من تمیز میکنم

‫- مطمئنی؟ ‫- آره، برو

فرماندهی نیروی دریایی روز محاکمه

‫اعضای دادگاه،

‫رئیس‌جمهور ایالت متحده

‫لطفاً بشینید

‫ژنرال مک‌کلندون

‫سر جاتون بنشینید

‫بله قربان

‫خانم رئیس‌جمهور

‫میدونم باور کردن این براتون سخته آقای مک‌کلندون

‫ولی این قضیه دیگه درباره‌ی شما نیست

‫محاکمه تموم شده

‫جرم شما الان ثابت شده

‫با تشکر از قاضی راندولف و هیئت منصفه،

‫عدالت اجرا شده

‫نه، من بخاطر شما اینجا نیستم

‫من از طرف کشوری که شما هر باری که ‫اون یونیفرم رو پوشیدید قسم خوردین

‫ازش محافظت کنین، اینجایم

‫من از طرف شش خانواده‌ای که ‫در این اتاق دادگاه نشسته‌اند اینجایم،

‫که همشون عزیزانی رو در جهنم گلوله‌ها و بمب‌هایی

‫که شما در خیابان‌های نیویورک رها کردید از دست دادند

‫قتل، توطئه برای انجام قتل،

‫ایجاد آشوب

‫در این کشور مردم رو بابت این جرایم اعدام میکنیم،

‫آقای مک‌کلندون،

‫و اگه این بنظر خشن میاد، بذار بیاد

‫چون چیزی که اون روز ‫تحت حمله قرار گرفت فقط من نبودم،

‫یا دفتر ریاست‌جمهوری،

‫بلکه دموکراسی‌مون بود

‫خب، مطمئن نیستم اینکه مستقیم ‫سراغش رفتیم بهترین حرکت ممکن بود

‫اون به وضوح منو به چالش کشید ‫میخواستی چیکار کنم؟

‫خب، شاید بهتر بود طبق ‫روال دادگاه پیش می‌رفتی

‫باید واکنش نشون می‌دادم

‫سناتور پیلی امروز صبح در شبکه‌ی سی‌ان‌بی بود

‫و شکل حکومت شما رو "آدم‌کشانه" و "استبدادی" خوند

‫- هیچکس شک نداره تو چقدر سرسختی خوبه -

‫که الان رو دقیقاً زمان مناسبی میکنه

‫تا یکم شل کنیم ‫پاتون رو یکم از روی گاز بردارین

‫هنوز نه

‫- الیزابت... ‫- گفتم هنوز نه

‫- می‌تونم یه گزارش کوتاه بهت بدم؟ ‫- البته

‫کمیته‌ی پیلی قصد داره به زودی اولین

‫دور احضاریه‌هاش رو به کارکنان ‫ارشد کاخ سفید بفرسته،

‫- از جمله خودم ‫- اینو میدونم دیوید

‫صحبتی از بازپرس ویژه هست

‫اینم می‌دونم. چطوریه که خواستن منو ترور کنن،

‫و منم که دارن روم تحقیق میکنن؟

‫چون دویست تا از بهترین دوستان ‫و همسایه‌هاشون رو زندانی کردیم

‫- آره، بنا به دلایل خوبی ‫- نزدیک دو ماهه زندانی هستن

‫بعضیا میگن از حقوق مدنی‌شون محرومشون کردیم

‫اون یکی دلیل این بود ‫این پیام رو بفرستیم که،

‫"دیگه سر به سر ما نذارین"

‫آره‌، خب، فکر کنم اینو کاملاً روشن گرفتن

‫خب، خواهیم دید، مگه نه؟

‫وقتی هیئت منصفه با حکم مناسب بیان بیرون

‫میان

‫بهتره بیان

‫خب؟

‫هنوز یکی تو یکی از اون ماشین‌ها گیر افتاده

‫حداقل چند ساعت میکشه تا جاده باز بشه

‫- چند ساعت؟ ‫- آره

‫- شنیدی برت؟ ‫- آره شنیدم

‫- خب الان چه غلطی کنیم؟ ‫- خب، همین الان دوازده و نیمه

‫خب، ما برنامه رو کنسل نمیکنیم

‫فکر نمیکنم انتخاب دیگه‌ای داشته باشیم

‫"شش روز هفته، بارون باشه یا آفتاب

‫آسمون هم به زمین بیاد، این قول من بود"

‫- من مردم رو ناامید نمیکنم ‫- اونا درک میکنن

‫نزدیک دو ماهه که در فراریم

‫هنوز یه مورد هم کنسل نکردیم

‫اونور چند تا خونه‌ی شخصی دیدم ‫می‌تونیم درهاشون رو بزنیم

‫والاس؟

‫این وقت از سال مردم زیادی اینجا نیستن آقای اوکیف

‫خب، چطوریه که با آيفون تو انجامش بدیم؟

‫خیلی‌خب، حتی اگه یه سیگنال درست حسابی داشتم

‫که ندارم، نمی‌تونم امنیت این ارتباط رو تضمین کنم

‫میخوای سعی کنی معقول باشی ‫تا فقط ببینی چه حسی داره؟

‫- خیلی‌خب، پخش رو کنسل کن ‫- ممنونم

‫و بعد به پلیسا زنگ بزن. من خودم رو تحویل میدم

‫تو میتونی بگی یه پخش چقدر بی‌اهمیته

‫ولی حقیقت اینه که می‌تونه آخرین پخش من باشه

‫رئیس‌جمهور ایالت متحده تو مشت ماست

‫اگه الان کارش رو تموم نکنیم خدا به دادمون برسه

‫یه شهر هست

‫باکمینستر، یه دره اونورتره

‫- چقدر فاصله داره؟ ‫- بیست دقیقه

‫خب، این شد یه چیزی

‫- فقط کیف ‫- حتماً

‫- بفرمایین ‫- ممنون

‫نمی‌تونیم امروز اینکارو بکنیم ‫وقت نداریم

‫پنج دقیقه، کمتر حتی

‫خود سناتور گفت که ذکاوتت خیلی ارزشمند بوده

‫این درباره‌ی مردی هست که منو....

‫این مرده رو بس کن

‫هرچی می‌تونستیم درز دادیم. هیچوقت کافی نیست

‫جانت، خواهش میکنم. دو دقیقه بذار باهاش باشم

‫نمیدونم میخوای چند بار اینو بگم

‫اطلاعات مبهم به دردی نمیخوره

‫من میدونم. برا همین اینجایم

‫منبعم قبول کرده تا رسمی شهادت بده

‫تو گفتی این اتفاق هیچوقت نمیفته

‫خب، تو مشخص کردی باید بیفته

‫بیشتر از یه ماه پیش آره

‫کمیته اقداماتش رو کرده خانم متیسون

‫من این خط بازجویی رو باز نمیکنم ‫مگه اینکه کاملاً مطمئن باشین

More Farsi Persian subtitles for Homeland

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left