Mistari 200 ya kwanza.
موهنجودارو
2016 سال قبل از میلاد
پيش از تاريخ هند( ماقبل تاريخ هند) منطقه شمال غرب
...هوجو اونجارو ببين !مواظب باش
!سارمان سریع بیا اینجا -
!شنا کن
!دستتو بده من
!دستتو بده من
!زودباش
اينجا وايستا
!برو سريع اونجا وايستا
عجله كن
...داره نزدیک میشه
!حالا برو كنار
!سارمان
!بچرخین
!حالا چطور پیداش کنیم
اون كجا رفت؟
!سارمان
!زیر آب داره با کروکودیل میجنگه
!خودشه اونجاس ! سارمان ، سارمان -
سارمان سريع بيا بالا
!!ما برنده شديم !!!ما برنده شديم
!سارمان اونو كشت
!بیایید ببینید !بیایید ببینید
ساكنان روستا
ما اینجا جمع شدیم
!تا به اونا پاداش بدیم
امروز ، جوانان روستاي ما
.روستاي مارو نجات دادند
چون که
اونا
!مارو از حمله يك كروكديل نجات دادند
!به همه تبريك ميگم
!تبریک ... تبریک
سارمان
!باشد که برقدرتت افزوده شود
عمه
چرا هميشه تو ؟
مگه جوون ديگه اي توي اين روستا نيست؟
چرا همه تو رو ميبينن و از تو انتظار دارن؟
! تو هم هیچی نگو
باز رودخانه طغیان کرده و دردسر زه کشی اش افتاده گردن سارمن
کی محصول ها رو بکارن کی برداشت کنن؟
کی بارون بیاد؟
...بدون پرسیدن از سارمان
حتی خورشیدم بالا نمیاد
ای بابا
حتي اگر اون كار خوبم انجام بده تو باز ...سرزنشش ميكني
عمه وقتي من ميتونم به ديگران كمك كنم چرا نکنم؟
امروز همش نگران بودم
...فكر كن اگر اون كروكديل
انقدر در اين مورد فكر نكن عمه
عمه
شما هميشه اين آهنگو زمزمه ميكنيد اين چه آهنگيه؟
.اين آهنگ مال اين اطراف نيست
عمه
تا حالا يه حيوون شاخدار ديدي ؟
شبيه يه بز كوهي
كه روي سرش يه شاخ بلند باشه؟
چرا اينو ميپرسي؟
آخه اين حيوون هميشه مياد توي خوابم
اين فقط يه خوابه ، واقعي نيست
حالا برو
عموت توي مزرعه منتظرته
اين دفعه محصولمون کم شده سارمان
جهت جريان رودخونه تغيير كرده
.و جریان آب به سمت روستای ما نیست
...چطور بدون آب اين زمين ميتونه حاصلخيز باشه
عمو
يه سوال بپرسم؟
موهنجودارو؟
همه مردم ميخوان برن اونجا
اين دفعه بهم اجازه بديد برم اونجا
سه ساله دائم اين سوالو ميپرسي
از شنيدن اين سوال خسته شدم
تو از پرسيدن اين سوال خسته نشدي؟
تا زماني كه بهم اجازه نديد برم اونجا اين سوالو ازتون ميپرسم
عمو من دوست دارم تو كل دنيا سفر كنم
...ببينم خورشيد از كجا طلوع ميكنه
...به كجا غروب ميكنه
...ببينم منبع آب كجاست
!من ميخوام همه ي اينارو ببينم عمو
اگه یه بچه جوجه قبل از اینکه زمانش برسه از لانه اش دور بشه
از بین میره سارمان
سارمان ، چيزي ميخوري؟
چی شده؟
آرزو داره بره موهنجودارو
بهش گفتم که نمیتونه بره ، اونم عصبانی شد و رفت
عصبانيتش زياد طول نميكشه
!خیلی زود از بین میره
با اين حال
تا کی میتونیم جلوش رو بگیریم
تا اونجایی که بتونیم
اون ازم در مورد يه حيوون پرسيد
من نميفهمم تو موهنجودارو چه خبره
كه عموم منو از اونجا رفتن منع ميكنه
اون ميترسه ، از اين كه تو بري اونجا و ديگه بر نگردي
تو نميخوای اينو ببيني
چيو؟
اين كه چه شرايطي اون طرف هست
چقدر آدم اونجا هست
زن هاي اونجا چجورين؟
تو زن های اینجا رو دوست نداری
مگه زن های موهنجودارو شاخ گوهري دارن؟
نميدونم
...ولي قلبم ميگه
اون کسی که برای من ساخته شده
تو کل دنیا دومی نداره
...پس نمیخوای بری دنبال نیمه گم شده ت دیگه
همه چيز هميشه همينطور اتفاق ميفته
تو اونجا فكر نميكني ، اينو فراموش ميكني سارمان
ولي من بايد برم موهنجودارو
ميخوای مثل يه پرنده پرواز كني بري موهنجودارو؟
چيه چيه ؟ هیشش -
چي شده؟
الان خورشید طلوع میکنه
ما بايد بريم
كجا؟
!موهنجودارو
...موهنجو تو ديوونه شدي؟
اگر عمو و عمه بفهمن چي؟
بيا بريم
رفتن به موهنجودارو خيلي آسون نيست سارمان
الان كه بهت ميگم به دقت گوش كن
بفرماييد عمو
هرچي كه هست كم ارزش نيست
موهنجودارو با ما فرق داره
اونجا به جز انسان هاي حريص هيچ انساني زندگي نميكنه
بايد مراقب باشي
و اصلا به این فکر نکن کسی دوستت باشه
نگران نباش عمو
من هميشه با سارمانم
قربان
شما هميشه رفت و آمد ها رو مديريت ميكنيد
.اين دفعه سارمان داره میره
من نميتونم بهش اجازه ندم
.لطفا مواظبش باش .باشه -
اين غذا ها براي توئه
مراقب خودت باش
بيايد بريد
همه وسایل رو برداشتی؟
اينو با خودت نگه دار
اگر مشكلي پيدا كردي
ميتوني اينو باز كني !قول بده
بیا اینجا
!موهنجودارو
اين رودخانه مقدس ماست به نام "سیندو"
اين چه نشونه ای هست عمو؟
اين نشونه ي ساكنان منطقه سيندوست پسرم
.هر خط توي اين نشونه يك قلمروست
اون قلمرو كه شاخ داره؟
اين يك حيوونيه كه در سيندو مورد احترامه
!نشانِ موهنجودارو
فروشنده ها ، وارد بشید و جنس هاتون رو تحویل بدید
جنسای ما کجا میرن؟
!اینو بگیر
مرسی
چرا به اینجا اومدید؟
!برید خونه هاتون
گوش کنید
این سرزمین برای آدم های طماع عه
!نه برای کسایی مثل شما
.جونتون رو نجات بدید
!وگرنه ، در آتش میسوزید
برید خونه هاتون
مزاحم مردم نشو
برید خونه هاتون
...برید
اون کیه؟
!اسمش "جاکیرو" عه
!مردم فکر میکنن که اون دیوونس
اما خانواده اون این کشور رو ساختن
و اینم قبلاً تو خوشی و رفاه بوده
سارمان
!بالای هر خونه یه خونه ی دیگس
همه اینها رو من قبلا دیدم
متوجه نمیشم
...ولي قطعاً
اینجا دقیقاً همونجوریه که فکرش رو میکردم
منم همين حس رو دارم ، سارمان
انگار قبلا يه بار اينجا متولد شدم
!اونجا رو نیگا
فراموش نکن که
!ما برای تجارت به اینجا اومدیم
...منم دارم همین کارو میکنم دیگه
!قلبمو میفروشم
!برو بمیر
بيايد بيايد پرنده هاي رنگي بخريد
شاخ هاي خوشگل
بگردين يه جارو پيدا كنيد كه بتونيد محصولاتونو بفروشيد
وگرنه همش رو دستتون میمونه
!زود باشيد زود باشيد
!هي ... هي صبر كن
بازار خيلي شلوغه ... چون كلي بازرگان خارجي اومده
بازرگان خارجی
کوشن؟
کجان؟
اوني كه كلاه داره رو ببين
اون از يه جاي خيلي دور براي تجارت اومده اينجا
No comments yet. Be the first to leave one.