Mistari 200 ya kwanza.
« هالک شگفتانگيز »
«خطر»
«انفجار محوطهي دانشگاه را لرزاند»
«حادثهاي مرموز در آزمايشگاه دانشگاه کولوِر»
«رويت هيولاي سبز»
«تجهيزات آزمايشگاهي در محل کشف شد»
«سوژه گريخت»
«پاگندهي سبز رويت شد»
:درخواست رسمي: ارتش آمريکا» «صنايع استارک. تاييد شد
«صنايع استارک»
:دکتر اليزابت راس» «تلاش بَنِر براي ارتباط در تاريخ 2006/2/7 «نامهنگاري کنترل شد»
«...تعقيب سراسري ادامه دارد»
«نيک فيوري - فرماندهي شيلد» «وضعيت قرمز» «نيويورک، توسط 060584»
«همکاران سرشناس» «دکتر لئونارد سامسُن - همکارِ دکتر راس» «پيشه: روانپزشک»
«راس - بيرون داشت چيکار ميکرد؟» «دست از فرار برداشته؟»
«پنج ماهه که رويت نشده»
«روزهاي بدون حادثه: 158»
روسينها فاوِلا - برزيل
زيرنويس از ميثم ططري
آمادهست؟
«واژهنامهي فشرده پرتغالي-انگليسي»
.هي! مشت جانانهاي بود
گرسنه؟
.گرسنه
.بيا روي نفست کار کنيم
.اينجا، حساسه
.ترس سودي نداره .پس حس کن و کنترل کن
.از ديافراگمت استفاده کن
...بهترين راه براي کنترل کردن خشمت
.کنترل کردن بدنته
.نبضت رو کنترل کن
.نفس بکش. نفس بکش
.نفس بکش
.صبر کن
.هي، هي
.خيلي خب
،ميتونم يه مدتي راهش بندازم ...اما شما نياز
.يه کارخونهي نو نياز دارم
.خيلي خب. خيلي خب
.پنج ماهه که همينجوري کمک کردي
.به عنوان کارگر روزمزد خيلي باهوشي
.بذار توي فهرست حقوقبگيران واردت کنم
!خاموشِش کن! خاموشِش کن
!مراقب باشيد
!خيلي خب
«حمل سريع» «برزيل به آمريکا»
،مارتينا ميخواي باهام ناهار بخوري؟
.گمشو، خارجي
مشکلي داري؟
.خيلي ديره
.کاري نکن گرسنه بشم - ها؟ -
.وقتي گرسنه بشم، ازم خوشتون نمياد هااا
.درست نگفتم
.اي کلک
ميبيني؟ ميبيني؟ .بليت خروجم از اينجا
«درحال رمزگذاري» «:وضعيت»
«تماس با آقاي آبي»
«آبي، هستي؟»
«!آقاي آبي: آقاي سبز»
،خوشحالم دوباره ازت خبردار شدم» «!دوست اسرارآميزِ من
«.پيداش کردهم»
«.بالاخره»
«يه گُلِ کوچيک قشنگه، مگه نه؟»
«.مطمئن شو دُز بالا استفاده ميکني» «موفق باشي»
!بخشکي شانس
«يه شکست ديگه»
«از چه مقدار استفاده کردي؟»
«.از همهش»
«.پس وقتشه همديگه رو ببينيم»
«.امن نيست»
آبي: زندگي کردن با مسموميت گاما» «.هم امن نيست
«.ديگه دنبال گُلها نگرد» «.برام نمونهي خون بفرست»
«.اگه اجازه ندي، کمکي از من ساخته نيست»
«آقاي سبز»
«آقاي آبي - نيويورک»
آرلينگتُن - ويرجينيا
.اينجا يه چيز جالبتر هست
.احتمال داره مسموميت گاماست .شهر ميلواکي
يه مرد يکي از اون نوشابههاي .گوارانا رو خورده
حدس ميزنم گيراييش يه کم .بيشتر از حد انتظارش بوده
.واو
بطري کجا پُر شده بود؟ - .پورتو وِردِه در برزيل -
افرادمون رو بفرست توي اون کارخونهي .نوشابهسازي دنبال يه مرد سفيدپوست بگردن
!بهشون بگو باهاش تماس نگيرند !اصلاً اگه اونا رو ببينه، ناپديد ميشه
پايگاه نظامي جانسُن - اِوِرگلادِس
.هر کسي که تونستم برات آوردهم .بدون آمادگي لازم شد، اما همهشون عالياند
.و يه بينظير برات آوردهم
.اِميل بلانسکي .متولدِ روسيه، بزرگشدهي انگليس
ستاد فرماندهي عمليات ويژه اون رو از .نيروي دريايي سلطنتي قرض گرفته
ميدونم حاضري براي اين کار .فداکاري کني، جو
.خوشحالم تونستم کمک کنم .فقط کار رو به خوبي انجام بده
.اين هدف و موقعيته .بدزديدش و اسيرش کنيد، زنده بگيريدش
مهمات بيهوشکننده و سرکوبکننده ،در اختيارتون گذاشته ميشه
.اما تير جنگي فقط براي پشتيبانيه
اونجا نيروي محلي داريم، اما ميخوايم .يکپارچه و بيسروصدا انجام بشه
رزمندهست؟
...هدفِ شما، فراريِ دولت آمريکاست
.که اسرارِ ارتش رو دزديده...
،ضمناً در مرگِ دو دانشمند، يه افسر ارتشي
يه پليس از ايالت آيداهو و احتمالاً .دو شکارچي کانادايي دست داشته
!پس منتظر نشيد که ببينيد رزمندهست يا نه
.بيهوشِش کنيد و برش گردونيد
«درحال کدگذاري» «:وضعيت»
«کدگذاري شد»
«آقاي آبي: مژده»
آزمايشات مقدماتي خون» «گوياي کاهش چشمگير گاماست
«درمانم ميکنه؟»
«بله»
«اما... اطلاعات بيشتري نياز دارم»
.اوه، بيخيال
«ميزان معرض - غلظت گاما - اشباع ياخته»
«.غيرممکنه. اطلاعات پيشم نيست»
«آبي: کجاست»
«.خونه»
.دوربين
.برو بريم
.از شر اون سگ لعنتي خلاص بشيد
!بگيريدش
.هدف در حال حرکته
- .هيس، هيس، هيس -
کجاست؟
.هيس، هيس، هيس
.توي محله
!بريم - !بريد -
!حرکت کنيد، حرکت کنيد
.ممنونم
!بريد، بريد، بريد
!بريد! بريد
!همه بريد بيرون
!گمش نکنيد
!اوه! نه
!محاصرهش کنيد
.هدف داره از کنار واحد سيار 090 رد ميشه
.اوه، نه
.حتماً داري باهام شوخي ميکني
کجاست؟ - .محل هدف شناسايي شد -
!خارجي
.بريم
!نه
!خواهش ميکنم! نه
!رايانه رو نه
!بدهش من! نه
حالا ديگه خيلي قلدر نيستي، ها؟
.باز هم از اون حرکتهاي فانتزي برو ببينم .زودباش
.دست بردار. خواهش ميکنم
...من... خشمگين
.خيلي بد
تو" بدجور خشمگين ميشي، گَنگستر؟" .من بدجوري خشمگينم
.اوه، نه
تو نميفهمي! الانه که اينجا !اتفاق خيلي بدي بيفته
.آره، خيلي بد
کس ديگهاي اين رو ميبينه؟
.اينجا يه جور ديو داريم .لطفاً اعلام کنيد
هدف همونه! از همهي گلولههاي !بيهوشکنندهتون استفاده کنيد
!همين الان استفاده کنيد
!از گلولهي جنگي استفاده کنيد !گلولهي جنگي بزنيد! گلولهي جنگي بزنيد
!حرکت کنيد - !از سر راه بريد کنار -
!نه
!پشتِ سرمونه! حرکت کنيد! حرکت کنيد
!بزنيدش
!شليک کنيد! شليک کنيد
.تنهام بذاريد
!نه! نه
قبل از اينکه شليک کنم .ميدونستم يه چيزي متفاوته
.وقتي در رفت، اين رايانه همراهش بود
دوست دختره؟ امکانش هست بهش کمک کنه؟
.اون ديگه نقشي تو اين ماجرا نداره
.خيلي وقت پيش دَر رو به روش بستيم .بَنِر تنهاست
.ميخواد تنها باشه .اما ببين با کسي حرف ميزده يا نه
ببخشيد، قربان؟
کسي نميخواد دربارهي اتفاقي ...که اونجا افتاد حرف بزنه؟ چون
.از ما نباخت
.و اون تنها نبود، قربان .گرفته بوديمش
،و بعدش يه چيزي بهمون حمله کرد ...يه چيز
!يه چيز بزرگ بهمون حمله کرد
يه جوري ماشين ليفتراک رو !پرت کرد که انگار توپ سافتباله
.نيرومندترين موجودي بود که تو عمرم ديدهم
.خب، رفته
،خب، اگه بَنِر بدونه اون چيه
،رَدش رو ميزنم ...پام رو روي خرخرهش ميذارم
...و فشـ - .خودِ بَنِر بود -
...اون
.بَنِر بود...
.بايد اين ادعاتون رو توضيح بديد، قربان - .نه، نيازي نيست -
.تو کارِت رو خوب انجام دادي
وسايلت رو جمع کن و افرادمون رو .سوار هواپيما کن. ميريم خونه
«روزهاي بدون حادثه: 1»
.صبر کن
.خواهش ميکنم
ميشه کمکم کني؟
.پرتغالي بلد نيستم
چي؟
من کجام؟
من کجام؟
.گواتمالا
.دارم به شهر بعدي ميرم
کمکم ميکني؟
.سوار شو
.بفرما، اين رو تنت کن
کجا ميري؟
No comments yet. Be the first to leave one.