Mistari 200 ya kwanza.
پيش از اين در دکستر
آه... خدا
دکستر ... چه خبر مرگيه؟
تراويس اينجا بود، اون به من حمله کرد
وقتي در مورد کارهايي که کرده بود فکر کردم
ميخواستم که بميره، بخاطر همين کشتمش
من بايد اين رو به پليس خبر بدم
شايد بهتر باشه که از شر جسد راحت بشيم
بنزين، آتش
اون هر اثري رو از بودن ما در اينجا پاک ميکنه
من هيچوقت نميخواستم که کار اون به اينجا بکشه دکس
منم نميخواستم
من يه اسلايد خون پيدا کردم
دقيقاً شبيه اونايي که ما تو ماشين دوکس پيدا کرده بوديم
...آدمهاي خلافکار همچنان دارن ناپديد ميشن و دوکس
قصاب لنگرگاه بوده تموم شد و رفت
من بايد از اسرارم محافظت کنم
در غير اينصورت، زندگي من، زندگي اون ، ديگه هيچوقت مثل قبل نميشه
تو يه قاتل زنجيرهاي هستي؟
من فقط انواع خاصي از آدمها رو ميکشم
اوه ... خدايا. تو قصاب لنگرگاه هستي؟
پدر به من ياد داد اون به من يک کد داد
پدر خبر داشت؟
تو مثل يه آهنربا هستي. اتفاقات بد تو رو پيدا ميکنن
دکستر يه تحليلگر آثار خونه
و دوکز هميشه فکر ميکرد يه اشکالي در مورد دکستر وجود داره
اگه دوکز دنبال اون بوده چي؟
قصاب لنگرگاه... ماريا فکر ميکنه ممکنه تو باشي
من؟
هانا مک کي، او يه زن رو پنج بار با چاقو زده
تنها چيزي که ميتونم بهش فکر کنم اينه که او رو به سزاي اعمالش برسونم
کاري رو که بايد بکني، انجام بده
دکستر
تو تنها کسي هستي که مجبور نيستم چيزي رو ازش پنهان کنم
شايد تو يه کم منو بهتر از خودم ميفهمي
دوستت دارم
بخاط اينکه اونم يه قاتل زنجيرهايه؟
فکر ميکردم اگه من رو دوست داشته باشي اينو هم ميپذيري
اگه دوستت داشته باشم؟ من عاشق تو هستم
چي؟
دبرا يه سانحه رانندگي داشته
تو دبرا رو مسموم کردي
تو قرار بود من رو انتخاب کني
اون خواهر منه
خداحافظ دکستر
...تصاوير دوربينهاي امنيتي قبل از اينکه
با آتشنشاني در مورد آتشسوزي کليسا تماس گرفته بشه
شما اونجا چيکار ميکردين ستوان؟
آيا واقعاً بيچاره شديم؟
داره من از پسش برميام DVD اگه فقط يه
لاگوئرتا بيگناهه
اون حتي در شرايط اوليه کد هم نميگنجه
اين تنها گزينه است
هکتور استرادا
من سه ساله بودم که تو مادر من رو به قتل رسوندي
تو موزر خبرچين هستي
دکستر موزر
يه قتل ديگه دارم که بايد انجامش بدم
خيلي هم راحت نيست
نميتونم بذارم دبرا بخاطر کارهايي که من کردم نابود بشه
دکستر، دب هستم
هر کاري که ميخواي بکني، لطفاً انجامش نده
خب نقشه چيه؟
من از تفنگ اون براي شليک به زخم گلوله استرادا استفاده ميکنم
و از تفنگ استرادا براي شليک به لاگوئرتا
دب - دکس -
تو نبايد ميومدي اينجا
چرا ... نبايد ميومدم اينجا؟
بزنش دبرا
بايد تمومش کني بهش شليک کن
نيا جلو
يالا دبرا بهش شليک کن
زود باش... بزنش
تو اينجور آدمي نيستي تو آدم خوبي هستي
تو مثل اون نيستي
بکشش
حقيقت داره... هر چي که اون گفت
تو آدم خوبي هستي
کاري رو که بايد بکني بکن
دکس
يک روز زيبا
موزيک ? What A Wonderful World ?
هيچ چيز مانند بحران نميتونه به تعريف شخصيت شما کمک کنه
يه آدم بهتر در مورد مرگ لاگورتا احساس بدي ميداشت
ولي حقيقت اينه که اون اتفاق تمام مشکلات من رو حل کرد
منو دوباره به مسير زندگي بازگردوند
...شش ماه پس از اون اتفاق
من تيم فوتبال هريسون رو به قهرماني هدايت کردم
اعضاي تيم بولينگ رو دوباره جمع کردم
دوستان جديدي پيدا کردم
"من يه "بازمانندهام
او حرفهاي را در نيروهاي قانوني برگزيد
...و من مطمئن هستم که
او هرگز حتي از يک روز از خدمتش نيز پشيمان نبود
اين انتخابي نيست که هيچ يک از ما آنرا به سادگي بپذيريم
عمه دبرا هم مياد اينجا؟
اوه، فکر نکنم
ولي به زودي ميريم پيش اون
ماريا براي من بسيار مهم بودم
او پليس خوبي بود. او رئيس من بود
و در يک دوره کوتاه همسر من بود
ولي بيشتر از همه چيز يک دوست بود
دلم برات تنگ ميشه ماريا
همه ما دلمون برات تنگ ميشه
متشکرم ستوان باتيستا
...در اين لحظه ما مايليم که
اين يادبود زيبا رو به او تقديم کنيم
خانمها، آقايان افسران همکار
من نيمکت يادبود کاپيتان ماريا لاگوئرتا رو به شما تقديم ميکنم
خيلي خب ديگه، ما بايد بريم کلاس شنا
با پدرت خداحافظي کن - خداحافظ بابا -
بعد از کار ميبينمت هريسون
خيلي خب
يه نيمکت... چرا يه نيمکت؟
اون استحقاقش بيشتر از جاييه که مردم ماتحتشون رو پارک ميکنن
نيمکت قشنگيه
از بتن ساخته شده. خيلي محکمه
ميشه اونا رو از حراجهاي پارکينگهاي خونگي خريد
متاسفم، خيلي بياحساس بود؟
نه، دقيقاً منظور منم همينه
همه اينا يه جورايي خيلي ... سرده
تو هنوزم داري رنج ميکشي، من ميفهمم
خيلي خب ... خيلي خب ... ببين
اولاً، وقتي اسپانيايي صحبت ميکني خيلي مزخرفه
دوماً، هرگز به من دست نزن
...الان شش ماه گذشته
و تو دوران سختي رو گذروندي تا اين جريان رو پشت سر بگذاري
چه جوري ميتونم اين رو پشت سر بگذارم؟
اتاق ناهارخوري من پر از جعبههاي وسايل اونه
حق با اونه، ميدونيد الان شش ماه گذشته
شايد ديگه وقتش باشه که از شرشون خلاص بشي
و بعدش چي؟ اون همينجوري محو بشه؟
...هي، دکس... يه جوري کاش ميشد که
خواهرت هم بياد
آره، دب چطوره؟
واقعاً دوست داشت که بياد. ولي ساعتهاي زيادي رو کار ميکنه
اون بهتره؟
آره، خيلي بهتره - از شنيدنش خوشحالم -
مرگ لاگوئرتا يه جورايي براش خيلي سخت بود
حتي با اين وجود که اون صحنه رو از نزديک هم نديد
نميشه گفت که آدمها چه جوري واکنش نشون ميدن
...وقتي مايک اندرسون کشته شد
من خودم هم ميخواستم که از همه اين کارا بيام بيرون
مرگ ماريا من رو برگردوند
اون باعث شد که ديگه نخوام کاري بکنم جز شکار آدمهاي خلافکار
...نميتونم بهتون بگم که تا حالا چند بار
منم خواستم کاري و که دب کرده بکنم
براي ناهار برم بيرون و ديگه بر نگردم
آره، دب گاهي احساسي عمل ميکنه
بهش بگو که گاهي يه سر بزنه
بدون اون اينجا مثل هميشه نيست
...منظورم اينه که، يه مدتي حداقل هر روز يه خبري ازش داشتم که
اغلب ميخواست يه کاري براش بکنم
ولي، الان يه دو هفتهاي هست که باهاش صحبت نکردم
چرا؟
اون خارج از شهره
اره... کيز
نه، فورت لادرديل
آره، فورت لادرديل
وقتي برگشت، يه برنامه دستجمعي بذاريم
خوبه که دوباره ببينيمش
آره، خوبه
منظورم اينه که ... بهش ميگم
دب صحبت ميکنه، پيامتون رو بگذاريد
صندوق پيام مشترک پر شده است
هي وينس
ميتوني امروز صبح جور منو بکشي؟
هميشه کارم همينه
دب داره به روش خودش با اين موضوع برخورد ميکنه
کاش حداقل هر از گاهي با من صحبت ميکرد
اوه
اون قرار بود براي هر دوتاي ما باشه
متاسفم، فکر کنم نتونستم خودم رو کنترل کنم
بايد شريکي عمل کني
بايد جواب اينو بدم
راجع به کاره - باشه -
بله؟
من تقسيمش نميکنم. يا همهش يا هيچي
اين بهترين قيمت منه
...درسته که قبلاً با من کار نکردي
ولي خودتم ميدوني که اين معامله عادلانهست
الان 11:47 صبحه
تا فردا صبح دقيقاً همين موقع به دستت ميرسه
آماتوراي عوضي
چه بلايي سر اون طرفاي هميشگيت اومده؟
نميدونم. اونا خودشون رو از من مخفي ميکنن
...خنده دارش اينه که مالخري
به نظر نمياد که يه کار دائمي باشه
اين يارو چي؟ ميتوني بهش اعتماد کني؟
اصلاً ميشه به کسي اعتماد کرد؟
خب، شايد اگه بخواي من بتونم هوات رو داشته باشم
من اصلاً نميخوام تو درگير بشي
...آره ولي من واقعاً - دبي -
من ممنونم
ولي خودم انجامش ميدم
اه... امروز ميخواي چيکار کني؟
ترجيحاً يه کاري که تو رو با يه بکيني درگير کنه
چرا نريم يه قايق اجاره کنيم؟
مثل يه پانتون، يه چيز کوچيک
ميتونيم بريم گردش کنيم، با آسايش روي آب
No comments yet. Be the first to leave one.