Manderlay

Manderlay

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

Manderlay 2005 720p WEBRip 2 52GB
Manderlay 2005 720p DVDRip 724MB
Maoni na Nariman67
ترجمه و تنظیم مجدد، ترجمه دقیق و فصیح از نریمان صادقی برای دو ورژن از فیلم

Lebo

webrip
web
720p
720
BRip
Yamechapishwa tarehe: 2019-11-02
Upakuaji: 81
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

فیلم "مندرلی" در هشت روایت بی پرده

بخش اول شروع وقایع و آشنایی با مردم آنجا

فیلمی از لارس ون ترییِر

در سال 1933 بود که

گریس و پدرش با ارتش گنگستر هایشان به سمت جنوب می رفتند

بعد از ترک داگویل آنها به دنور برمی گشتند

برای اینکه بفهمن در زمان نبودشان خرده خلافکار ها به چه کاری مشغول بودند

و اربابان قدرت جدید چگونه جایگاه آنها را اداره کرده بودند

و پی آمدش بازگشت ناخواسته ای بود

که آنها را در این بهار به ایالت آلاباما کشانده بود

در جست و جوی قلمروی جدید

ترجمه و تنظیم از امیر طهماسبی حاجیوند و نریمان صادقی

نه، اونا قبول نمیکنن اما واقعیت اینه

ولی تو عمق قضیه بری هیچ زن زنده ای نیستش که فانتزی هاش رو جامع عمل نپوشونه

حالا چه از زن های حرمسرا باشه

یا از اون زنایی باشه که تو جنگل توسط بومی های مشعل به دست اسیر شدن

اگرچه هی در مورد تمدن و دموکراسی وراجی کنن

گریس و پدرش دوباره اختلاف های دیرینه شان را از سر گرفتند

حتی زمانی که از داگویل خارج شده بودند

اگرچه گریس به این شگرد متوسل شده بود

که مدت ها هرچی میشنوه رو ناشنیده بگیره

که اگه راستش رو بخواید از پدر بسیار خرده گیرش خسته شده بود

که هنوز بر این باور بود که هر زن غر غرویی با یک دسته گل قرمز آروم میشه

شرط میبندم اگه مامان زنده بود جرات نداشتی این طوری حرف بزنی

نه، دخترم، درست میگی جرات نمی کردم

داریم میریم رئیس

خانم؟ خانم؟ میشه باهاتون حرف بزنم؟

بله؟

قرار بود شلاقش بزنن. میدونستم میزنن ولی این درست نیست. اون هیچی ندزدیده بود

اونا بطری شراب راین(نوعی شراب کمیاب) رو از میز کنار تخت خانم برداشتن و تو کلبه اش گذاشتن

فقط برای اینکه بهانه ای برای شلاق زدنش داشته باشن قانونش اینه

یه شیشه بدزدی شلاق رو خوردی این قانونه خانمه(اربابشون)

در مورد کی حرف میزنی؟ کی...کیو میخوان شلاق بزنن؟

تیموتی- چرا؟-

...برای همینه که ما بردشونیم

برده؟- بله خانم-

حتما در مورد برده ها شنیدین؟

دلیل بودنمون تو مندرلی همینه

جایی که خدا به حال خودش رها کرده

اینجوری بیرون اومدم، چون وقتی میخوان کسی رو شلاق بزنن یه قسمت از نرده رو برمیدارن

گوش کن گریس این مشکلیه که به خودشون مربوطه و ما نباید توش فضولی کنیم

چرا نباید دخالت کنیم؟ فقط چون بین خودشونه؟

قطعا ما مسئولیتی نداریم

تو فکر میکنی کاکاسیاه ها خودشون خواستن خونشون رو تو آفریقا ترک کنن؟

این ما نبودیم که اونا رو آوردیم آمریکا؟

اشتباه زیادی در حقشون مرتکب شدیم بدرفتاری ما باعث شده این جوری بشن

بازش کنید

دست نگه دارین

نترس خانم! برده داری هفتاد سال پیش برچیده شد

اگر بخوای از این قانون سرپیچی کنی، مجبورت میکنیم که اطاعت کنی

خانم! کمکم کن ببریمش داخل

برای خانم آب بیارید سریع

نشون بده چقدر دورویی برده ی پیر خرفت

!گمشو تنهامون بذار

از من هیچ توقعی نداشته باش که باهات همدردی کنم

!گوش کن من خیلی پیرم

و متاسفانه دارم میمیرم

باید ازت بخوام یه لطفی بهم بکنی

اگر مربوط به این بشه که بخوای این مردم رو مثل برده ها استثمار کنی

متاسفم، باید بگم نه

مهم نیست داری میمیری- برده داری حالا تموم شده، شکی ندارم-

یه روزی باید اتفاق می افتاد

باشه، احتمالا درخواستت رو رد میکنم ولی باز میتونی مطرحش کنی

زیر تشکم یه کتاب هست

ازت می خوام که برداریش و برام بسوزونیش

به نفع همه خواهد بود- قطعا همین طوره که فکر میکنی-

ولی به عقیده ی من هرچیزی که در ملأ عام مطرح بشه، سودمندتر خواهد بود. مهم نیست چی باشه

التماست میکنم. درخواست یک زن از یک زن دیگه

برای من فرقی نداره که یه زن از زن دیگه درخواست کنه

گناهان گذشته همچنان گناهه من نه می تونم و نه میخوام که کمکت کنم پاکشون کنی

حالا دیگه باید ترکت کنم، مطمئنم افراد پدرم دروازه رو باز کردن

بنابراین الان هر کی دلش بخواد میتونه بیاد و بره

لطفأ به همه تو مزرعه اطلاع بده

که از الان به بعد میتونن مثل همه ی شهروندان این کشور از آزادیشون لذت ببرن

و قانون اساسی در همه دادگاه ها قابل اجراست

و این نکته مهمی وقتی تو از خاندان شکایت می کنی

و مدرک نوشتاری(مدرک اثبات جرم) خیلی مهمی وجود داره که تو همین اتاق پنهان شده

اون مرده

پیرزن خبیث

اوه ببخشید منظوری نداشتم خانومی

نه، نه، اگر کسی باشه که مستحق عذرخواهی باشه، اون من نیستم

ترجمه از امیر طهماسبی حاجیوند و نریمان صادقی

آیدی تلگرام @NarimanSad

من می ترسم

چیزی برای ترسیدن وجود نداره ما اسلحه ها رو از افراد خانوادش گرفتیم

نه

ترسم از اینه که چه اتفاقی قراره بی افته

از این میترسم که ما برای یک زندگی جدید کاملأ متفاوت آماده نباشیم

تو مندرلی، ساعت هفت شب شاممون رو میخوردیم

آدما وقتی که آزادن کی شام می خورن؟

ما این چیزا رو نمی دونیم

مرد های آزاد هر وقت گرسنشونه غذا می خورن

زن های آزاد هم همین طور

با در نظر گرفتن اوضاع و احوال

جملات گریس در اتاق آن زن مرده، در مورد ساعات غذا خوری شهروندان آزاد

به نظر نه چندان تسلی بخش بود

نباید بر این باور باشیم که این جملات در بر گیرنده ی توهین و تحقیری هست

برای مردم فلک زده و گرسنه ی آمریکا

گریس دوباره به گنگستر ها ملحق شد

که در واقع با خلع سلاح کردن قلدر های مزرعه کارشون تموم شده بود

:که البته کشفیاتشون چندان چنگی به دل نمیزد شات گان و یک تفنگ اسباب بازی

خیلی خوب، میتونیم بریم

نه،یه لحظه صبر کنید

منتظر چی هستی؟

که بیان ازت تشکر کنن؟

یا اینکه کل این جا رو به آتیش بکشن

و شروع کنن با نور مشعل دور این خرابه ها رقص های قبیله ای بکنن؟

تو آدم متعصبی هستی بابا همیشه هم بودی

ما به این مردم مدیونیم،ما کشوندیمشون اینجا ما باهاشون بدرفتاری کردیم

ما باعث شدیم این طوری باشن- قبول دارم،من با ژاپنی ها(کنایه به نژاد فرومایه تر،واژه ای که در جنگ دوم جهانی آمریکایی ها به ژاپنی ها اطلاق می کردند)معامله نمیکنم-

وقتی رو پول زیادی شرط بندی میکنن، بهشون اطمینانی نیست ولی نظرت در مورد یک متعصب چطور؟

چرا نمیان بیرون؟- دقیقأ بار آخرم همین رو گفتی-

بار آخر؟- یادته وقتی شش سالت بود؟-

تو فکر میکردی این خیلی ناراحت کننده است که توییتی(اسم پرنده ش)مورد علاقه ات تو قفس محبوس شده

و هیچ کس هم نمی تونست متقاعدت کنه که آزادش نکنی

توییتی پرنده کوچیک مغروری بود

خروج شکوهمندانه اش از قفس همچین نفعی هم براش نداشت

فردا صبحش زیر پنجره ات پیداش کردیم

از سرما یخ زده بود- خودم می دونم-

اون به عنوان یک پرنده ی خونگی بار اومده بود و شانسی برای زندگی آزادانه نداشت

فکر میکنی کاکاسیاه ها اونجا چی هستن؟

فکر میکنی چند نسل پشت اون نرده ها خونه و زندگیشون رو بنا کردن؟(سیاه پوست ها)

باهات شرط میبندم بیشترشون برگشتن سر همون کارایی که با خانواده ی اربابشون قبلا انجام میدادن

قرارداد بستن و تمام.

البته الان چند دلاری برای کار کردن گیرشون میاد ولی اونم همش رو عرق میخورن میره

شاید یه مقدار پول از کارفرماشون قرض بگیرن

که اونم یه مغازه پر از جنسای رنگارنگ براشون باز میکنه تا باقی پولشون رو سرکیسه کنه

اونا هم عمرأ نمیتونن قرضشون رو پس بدن و این طوری تو تله ی بدهیشون می افتن

کاری که تو کردی خیلی ...خیرخواهانه بود دخترم اما

وقتی به یه چیزی بیشتر از ظرفیتش فشار بیاری، فقط وضعش رو وخیم تر میکنی. درست مثل کاری که با توییتی کردی

خب تنها کاری که می تونیم بکنیم اینه که آرزو کنیم یخبندان نشه

چیزی که درباره قراردادها و وام ها گفتی

این کلاهبرداریه- کلاهبرداری؟-

ببین، من یه جا خوندم به برده هایی که آزاد شدن- خب-

یه تیکه زمین و یه قاطر میدن- بله-

تا بتونن یه سرو سامانی به خودشون بدن- درسته-

اوهووم درسته ولی وقتی به این مرحله رسید

اون طرفی که صاحب زمین و قاطر میشه ترجیح میده همه چیز رو تصاحب کنه(همون رویه ی برده داری)

بنابراین درواقع هیچ چیزی عوض نمیشه

به هر حال یه مدتی طول میکشه تا بتونن عدله ای علیه مزرعه ای که توش برده بودن جمع بکنن

...برای زمانی که اون خاندان به محکمه میرن

دادگاه؟

بی خیال بابا

یه موقع هایی از مامان جونت خنگ تر میشی

نه،به نظر میرسه که من دست کم گرفتمشون

لااقل یه مرد هست که تشنه ی واقعیه آزادیه

و داره میره بیرون و عجله هم داره

آره بدجوری ام دنبالشه

آره، بابابزرگست

!معذرت میخوام

همچین وقاری هم نداره از ترس مشاعرش رو از دست داده

امکانش هست چند کلمه با بانوی جوان صحبت کنم؟

بله، بله

قصد مزاحمت ندارم

این دقیقأ کاریه که داری میکنی

تو مزاحمتی برای کسی نداری. این روز مهمی برای همه ست، اینو میدونم

فکر میکردم که ما یه مقدار قدرنشناس به نظر می اومدیم

ما باید به شکل شایسته ای از شما قدردانی کنیم، بخاطر کاری که کردی

چند لحظه فقط وقتتون رو میگیره- باشه، چرا که نه-

ده دقیقه بعدش من میرم یک ثانیه هم بیشتر نمی مونم

ترجمه و تنظیم امیر طهماسبی حاجیوند و نریمان صادقی

گریس به اقامتگاه های فلاکت باری که به برده ها اهدا شده بود سرکشی کرد

کلبه های محقری که سقفشان چکه میکرد

اقداماتش شامل بهبود و ارتقای بی قید و شرط سطح زندگی این افراد میشد

...جای هیچ شک و شبهه ای هم نبود

یا شایدم بود؟

در واقع، گریس آن طراوتی را که امیدوار بود در برده ها ببیند، ندید

طراوتی که می توانست گریس را متقاعد کند که هیچ کدامشان سرانجامی مثل آن قناری زرد رنگ پریده نخواهند داشت

گریس با خود اندیشید که این افراد هم انسان بودند اما گونه ای که زخم خورده ی درد هستند

که ناگهان رشته ی افکارش توسط یک لهجه ی عجیب و ناشناس بریده شد

وقتی ما برده بودیم، از ما انتظار نمیرفت که برای شاممون تشکر کنیم

و برای آبی که می نوشیدیم و هوایی که تنفس می کردیم

...لازم نیست کسی تشکر کنه، اما

اما چی؟

منظورت اینه که چیزی هست که باید قدردانش باشیم؟

...نمی خواستم بگم اما میخواستم بگم و

و دلیلی نداره که برای آزادی طبیعی تون قدردان چیزی باشید

من اولین کسی هستم که از تو و مردمانت عذرخواهی میکنم برای مشقاتی که متحمل شدید

ببین، اون دروازه ها باید هفتاد سال پیش باز میشدن

فقط هفتاد سال پیش؟

اما قبل از اون، این کار(برده داری) مشروعیت داشته؟

نه

نه، نه تو منظورم رو بد برداشت کردی

چی می تونم بگم؟

لازم نیست چیزی بگی

ما امثال تو رو میشناسیم

یه خانم اعیون که وقتش رو صرف نجات سیاه پوستای فلک زده میکنه

باید ازتون تشکر کنم. خانومی که وقت گذاشته و تلاش کرده که به ما کمک کنه

وقتی که می تونست صرف خیلی چیزای دیگه ای بکنه

به دلیل این عدالت بی نقص که خدا ما رو برده آفریده و دیگران رو آزاد

یه کاکا سیاه ذاتأ فرومایه است

آره میدونم، که گفتن همچین چیزی مرسوم نیست

به خاطر برت(اسم شخص) نیست که اینو میگم

نه، ویکتوریا بنای استنباطش صرفأ بر اساس تجربیات همسرش نبود

اگرچه خدا می دانست که شدیدأ تحت تأثیر آنها بود

یرت یک کودن بی خاصیت بود که همسرش ویکتوریا سعی بی فایده ای داشت در

بهتر کردن شخصیت همسرش، با استفاده از هر ابزاری که در شرایط پیش آمده در دسترسش می بود

صرف نظر از اینکه او تا چه حد تهدید به گرفتن جان خودش میکرد

با انداختن خودش در چاه عمیق مندرلی

گریس با نگاهی که به ویلهلم، برده ی پیر عمارت انداخت، دریافت

More Farsi Persian subtitles for Manderlay

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left