Mistari 200 ya kwanza.
...آنچه در نیروهای ویژه گذشت
!شکاف رو کنار اون در ایجاد کن
!به شلیک کردن ادامه بدین
به جی آی جی ان راجبه
موادهای منفجره
هشدار دادی؟ وقتی بهشون گفتی
از کجا دیوار رو خراب کنن؟
هیچ مواد منفجرهای توی ساختمون نبود
مطمئنی اشتباهی رو که کرده یادش رفته؟
امکانش هست اون مشکوک میزنه
تو بهش حمله نمیکنی، داری سعی میکنی کمکش کنی
آره با گفتن این بهش که سرش انقد داغون شده
که تقریبا تیم خودش رو به باد داده
تو یک کاندیدای اصلی برای سندروم بریچر هستی
بهت توصیه میکنم الان نگاه کنی
قبل از اینکه اثراتش فاجعه بار بشه
به محض اینکه بچه به دنیا بیاد
از براوو مرخصی خانوادگی میگیرم
فک کنم کیسه آبم پاره شد - هی، میبریمت -
بیمارستان، باشه؟ - باشه -
هی، سانی، چرا نمیری به هانا سر بزنی
و به گوشامون استراحت بدی؟ - از بعد شروع ماموریت -
ارتباطی نداشتیم
نمیدونه توی بیمارستانی؟
صادق بودن با هانا
مصیبته
تو این مقاله رو منتشر کنی
طوفانی رو راه میندازی که دلت نمیخواد بخشی از اون باشی
دیوونگیه که فکر کنیم تو و من
میتونستیم چیزی رو شروع کنیم؟ - من افراد تیمی رو -
میشناسم که سازمان های غیرانتفاعی رو راه اندازی کردن
مشکل چیه؟
فقط الان چیزای زیادی تو ذهنمه
باشه. پس بهم راجبشون بگو - به عهده منه -
نمیخوام تو تاوانش رو بدی
شاید ما نباید این اتاق رو برای یه مدتی رزرو کنیم
آره
این نشونه خوبیه که اونا تنظیمات هوا رو کم کردن
به این معنیه که ریه هاش داره قوی تر میشه
نباید دستگاه تنفس مصنوعی روش باشه
...میدونی، اگه من یکمی بیشتر کنارت بودم
خیله خوب، برای صدمین بار
تو نمیتونستی جلوی اینو بگیری
پزشکای آموزش دیده هیچ نشونه ای ندیدن
که من در معرض خطر زایمان زودرس باشم
باشه؟
تو باید به خودت راحت میگرفتی
بجاش، توداشتی کم کاری های منو جبران میکردی
...بعد از اینکه ماموریت رو شروع کردم
...استرس داشتی چون من توی بیمارستان بودم
میدونم که بر خلاف طبیعت غواص وار توئه
که باور کنی هر چیزی خارج از کنترلته
ولی این بود
و دو هفته گذشته به ما ثابت کرده
که اون جنگجوئه
مثل پدرش
ببین چقدر سریع از زیر اون چراغای گرم کننده اومده بیرون
من نمیخواستم شروع پدر و مادر شدنمون اینطوری باشه
میدونی، میتونستی برام ناهار بخری
مجبور نبودی درستش کنی
فکر کردم شاید بتونی
از بعضی از گروه های غذایی استفاده کنی
که برای یه بارم که شده شامل گوشت خوک نمیشه
داری میگی این همه راه رو تا اینجا اومدی تا برام راجبه رژیم غذاییم
سخنرانی کنی؟ - تو نیمخوای بشنویش -
تو باید برای خودت برنامه ریزی کنی و به سَند فرار کنی
ها؟
سَندز توی رهوبث؟
اون زمونا با مندی؟
تو هنوزم باهاش وقت میگذرونی، آره؟
آه، مغزم فقط خیلی درگیر بود، میدونی؟
تیم از هم پاشید
مم - ...بابابزرگت، آه -
اولویت هاش هم نیاز به تنطیم داشتن
اوه، محافظ بزرگ به جز خودش مراقب همهست
حداقل، امیدوارم به زودی ببینیش
به خاطر همین افسرده بنظر میومدی
چه بلایی سر پذیرفتن اینکه لایق
یک زندگی کامل دور از براوو هستی اومد؟
نه، من... من افسرده نیستم
افسرده نیستم
جون خودت
چطور میتونی افسرده باشی
وقتی با بازی های فکری روزات رو پر می کنی؟
بازی باحالیه. پازله
تو پازل دوست نداری؟
من...حالم...خوبه
این یکی میتونه پتانسیل داشته باشه
قبلا خشکشویی بوده
تاریکه، مرطوبه و افسرده کننده
این ایده واسه کهنه سربازایی مثل سامه تا احساس راحتی کنن
تا بتونن کمک مورد نیازشون رو دریافت کنن
پس ما راحت درستش میکنیم
نگاه کن، درست اینجا
یه میز خوش آمدگویی پر از چهره های خندون
و اونجا
میتونه اتاق یوگا باشه
فکر کنم میتونیم این منظقه رو اینجا محصور کنیم
جای خوبی برای گروه درمانی میشه
همینه
پروژه ای مثل این نیاز به خوش بینی و تخیل داره
آره ناگفته نمونه که پول و تلاش زیاد هم میخواد
منظورم اینه عزیزم، اجاره نوسازی، لوازم، کارکنان
پولی که مامان از اولین تسویه حساب به ما داد
نمیتونه همه اینارو پوشش بده - ببین -
من میتونم با بعضی از حامی های مالی توی بیمارستان صحبت کنم
من میدونم راه هایی هست
کمک های مالی، وام ها، شرکای مالی
ببین، هرچقدر طول بکشه بازنشستگی 20 سالت شروع میشه
دارم بهت میگم اگه فرماندهی مشخص کنه
که من استرس پس از سانحهام رو توی نیجریه قایم میکردم
تا بیست هم نمیتونم برسم
خوب، پس این چیز خوبیه تو اینو به عنوان یه نقشه پشتیبان داری
میبینی؟ خوش بینی بیشتر
اوه، بیخیال کوچولو -
این ممانعت برای خوابیدن اصلا بهت نمیاد
...باشه؟ خوب اون
اون قطعا ژن سرسخت پدرش رو داره
این حتمیه - اوهوم -
هیچ وقت این مشکل رو توی خونه نداشتم
این خونهی توئه
فقط یه بد خوابیه
آره. کتاب میگه طبیعیه
درست نمیگم؟
نمیتونم تحمل کنم که اون بشینه
و مامانش رو تمام روز نگاه کنه که هیچ کاری نمی کنه
بچه ها چیزی رو که زندگی میکنن یاد میگیرن - بیخیال -
فکر میکردم میخوایم یه دختر با اعتماد بنفس رو بزرگ کنیم
آره. وظیفم رو وقتی یه کار پیدا کنم میتونم بهتر انجام بدم
کی میدونه شاید مدرک جامعه شناسی و 15 سال مدیریت یک کافه
در تجربه های جدید رو به روم باز میکنه؟
میدونی، آه
میتونم برات یه کاری توی بالکهد جور کنم
خدا بهتر میدونه اونا یکی دوبار بهم مدیونن
با پولی که من اونجا آوردم
چرخوندن یه بار یعنی کار توی 24 ساعت هفته
کلی لطف برای نگه داری بچه لازمم میشه
از زنای دوستات، وقتی که تو ماموریت میری
اونا پاین
این کاریه که کا میکنیم
درضمن، من تمام هزینه هامون رو پوشش دادم
میدونی ...فقط وقتت رو بذار و
یه شغل رویایی برای اون مدرک جامعه شناسی پیدا کن
آره. تو وقتی بزرگ شدی میخوای چیکار کنی؟
ها؟ میخوای چی کاره بشی؟
میخوای اولین آدمی باشی که روی مریخ قدم میذاره؟
میخوای؟
یا شاید بابا باید موضعیش رو در مورد
زن های نیروی ویژه تغییر بده
اگه این چیزیه که آرزوش رو داری
ولی قبل از اینکه خواب ببینی، باید بخوابی کوچولو
شنیدی چی گفتم؟
من این کار رو حالا
یکی دو بار انجام دادم
...برام سخته که
بیا، میتونی بگیریش؟ - ببخشید -
مرسی - بیا -
سانیه
فقط داره حال بچه رو میپرسه
میخوای برات جوابش رو بدم؟
...آره، میتونی
وایسا. بیشتر هست، بیشتر هست
نیروها فراخونده شدن
فکر میکنی دارن ماموریت میذارن؟
...مرخصی والدین یعنی من
خارج از تیمم
...خوب، تو میخوای
میخوای بری ببینی چه خبره؟
...نه. ببین، من
متنفرم که از اینجا برم حتی برای یک ثانیه
ببین، هیچکدوم از ما توی دو هفته گذشته
استراحت زیادی نداشتیم، درسته؟
تو نیروها رو از وقتی بچه بدنیا اومده ندیدی
...شاید بتونی میدونی، یه شانسی خواهی داشت
که اون صحبت رو با ...جیسون هم داشته باشی، پس
تنها نکته مثبت
این بود که فراموش کنم چقدر سخته که اجازه بدم
...رهبر تیمم و مربی بدونن که
اون دیگه از این به بعد برای رهبری مناسب نیست
آه، بهترین سناریو اینه که به برادرهات برسی
...و، ام
میتونی برام یه لاته وانیلی بیاری
تا جایی که ممکنه زود برگرد
خیله خوب؟ - خیله خوب. باشه -
تو انجامش میدی؟ - آره، آره -
حالا زیاد بهش غذا نده
هی
من مدت زمان زیادی نمیرم مرد کوچولو، باشه؟
خداحافظ کوچولو
میدونی راجعبه چیه؟
فکر کردم تو میدونی - اوه -
روزبخیر کاپیتان موریس
یا خدا. اون دیگه واسه چی بود؟
برگه های سفیدم یکم ناآرومشون کرده
آه، میدونی، فرمانده ها از پایان نامم راضی نیستن
یا استدلال هام یا نتیجه گیری هام
...یعنی میدونستم اینطوری میشه، ولی فقط
توی این شغل مشکل خودش میاد سراغت
نیازی نیست بری دنبالش بگردی
به نظر میاد، آه، خط مشی مرخصی والدین لغو شده
No comments yet. Be the first to leave one.