Mistari 200 ya kwanza.
این ترجمه تقدیم می شود به پدر عزیزم دکتر همتی
تهیه کننده دیمیتری لسنوکی
فیلمی از آندری زویاگینتسف
بازگشت
مترجم میکاییل همتی .......دانشگاه هنر تهران.......
PooPoor هماهنگی از
یکشنبه
ببرید پایین همون طور که قول دادید
اگه نردبون استفاده کنید احمق و ترسو هستین
برو ویتیوک نوبت تو- چرا من؟-
ترسیدی؟- برو، بپر دیگه-
ترسناکه- ترسو نباش-
مواظب آرنجت باش
آندره بیا از نردبون بریم پایین- بعد بهمون بگن ترسو؟-
اگر اتفاقی افتاد چی؟
ساکت بعد از من تو بپر؟
آرنجت آسیب ندید؟- نه-
بپر دیوونه بپر
هی هی تو چت شده؟
اگر می ترسی بپری ما علاف تو نمی شیم
وایسا می خواد بپره فقط تمرکز می خواد
وانیا
بپر یالا
آندری، بیا بریم
شب شد دیگه بپر یا با نردبون برو پایین
به جهنم
وانیا، پسرم
مامان مامان
بهت گفتم اینجا نیا
اوه خدای من
لباستو بپوش- نمی تونم-
بریم خونه- نمی تونم-
چرا؟- باید بپرم-
نمی تونم بیام پایین- چرا؟-
اگر بیام پایین بهم می گن ترسو
هیچ کس نمی فهمه نگران نباش
اما تو می دونی
من به جای پریدن اومدم پایین
احمق نباش، من به کسی نمی گم
تو می تونی بعدا بپری
واقعا؟- البته-
مامان، من اینجا نشسته بودم و من می ترسیدم
اگر نمی اومدی من میمردم
احمق نباش، عزیزم من پیشتم
دوشنبه
سلام به همه
سلام
ما با ترسو ها حرف نمی زنیم
چی؟ به کی میگی ترسو؟- تو یه جوجه ترسویی-
جوجه ترسو هستی ؟ مگه نه؟
بگو آندره بگو این چیه؟
جوجه ترسو
گرفتی؟- تو کثافتی-
تو پیرهنمو پاره کردی الاغ- تو لبمو زخمی کردی کثافت-
مامان می کشه تورو
بیا منو بگیر
بازیگران ایوان دوروبنارف ولادیمیر گارین
کنستانتین لوروننکو ناتالی ووینا
صدا آندره هودیاکف
موسیقی آندره درگاچف
نقاش یوهان پاخامف
تصویر بردار میخاییل کریچمان
کارگردان آندری زویاگینتسف
تهیه کننده دیمیتری لسنوکی
مامان این پیراهن منو پاره کرد
اون دروغ می گوید اون لبمو زخمی کرد
ساکت باشید، هر دوتون- مامان-
گفتم: آرام پدرتون خوابه
کی؟
کی خوابیده؟
پدر تون
برید تو
این حتما خودشه
کمی براشون شراب بریز
خب، سلام
سلام
سلام، پدر
پس بخوریم
دوس داری؟
نه خیلی
من خوشم اومد میشه بازم بخورم؟
کافیه بیاید غذا بخوریم
این ماشین شماست تو حیاط؟- بله-
میشه سوارش بشیم؟- البته-
با هم میریم سفر- واقعا؟-
واقعا ... فردا صبح
واقعا، مامان؟- واقعا، پسرم-
آیا ماهیگیری هم میریم ؟- البته، اگر شما می خواهید-
کوچولو
گوش کن، کوچولو
چیه؟- وزنه رو هم گذاشتی-
آره
خوب
خودت گذاشتی؟- آره-
دیدی چه هیکل گنده ای داره؟- احتمالا ورزشکاره-
احتمالا
اون از کجا اومده؟- او فقط آمد-
خوشحال نیستی- آره , خوشحالم-
اما مامان گفت که اون خلبانه ولی شبیه خلبانا نیست
چرا
خب، می دونی خلبان ها لباس خلبانی دارن
لباس، کلاه
خب شاید تعطیلات اومده تو تعطیلات لباس نمی پوشن
شاید
دوربین رو هم آوردی؟
بله و یه دفتر
برای چی؟ مشق شب
واسه دفتر خاطرات دیوونه به نوبت می نویسیم
آره ، ما می تونیم یک دفتر خاطرات بیاریم
این همه حرف واسه چیه؟ چرا خواب نیستید؟
باشه من مامان می خوابیم
تو این آجر گذاشتین سنگین شده؟
دو روزه بر می گردید- ما همشو لازم داریم-
بسیار خوب بخوابید
او از کجا آمده؟
او فقط آمد بخوابید فردا صبح زود باید بیدار شید
سه شنبه
ایوان
چیه ؟- "چیه، پدر"-
چیه؟
باید بگی: چیه پدر؟،"
چی... پدر؟
حالا بهتر شد ....مشکل چیه؟
خجالت می کشی به پدر خودت بگی پدر ؟
....نه- ...به من دروغ نگو-
دروغ نمی گم
مثل بچه خوب بهم بگو پدر
بله، پدر- آفرین، پسر-
آندری، کجایی؟- بیدار نشدی کوچولو؟-
من فکر کردم می خوای کل مسیرو بخوابی؟
نه اینکه تو همه مسیرو بیدار بودی؟- چی؟-
رسیدیم؟
فکر می کنم سی کیلومتر مونده
بله
به کی زنگ می زنه؟- از کجا بدونم؟-
من گرسنه ام- وایسا-
شهر دور نیست اونجا غذا می خوریم
بابا گفت
بابا؟- بله-
ولی من الان گرسنه ام
ایوان، فلاسک از کوله پشتی بده
اون جا نیست تو جیبه
مرسی
مشروب و رانندگی؟
آره , می خوای؟ نه-
اون آشغال عکس گرفتن نداره
از من عکس بگیر
وایسا
بسته است
بابا، کافه بسته است- دارم می بینم-
آندری،برو ببین چی میتونی واسه خوردن پیدا کنی
چطور؟- از یکی بپرس دیگه احمق -
عجله کن، بجنب
آندری کجاست؟- من گرسنه ام-
اون پیدامون میکنه بچه که نیست
آندری
بیا اینجا
نزدیکتر
این جا چه غلطی می کنی؟- من؟-
آره تو- اینجا چکار می کنی؟-
بابا، یه رستوران پیدا کردم
سه ساعت طول کشید؟- فقط اومدم یه نگاه کنم-
ما رو علاف خودت کردی و رفتی پی ولگردی؟
دیگه اتفاق نمی افته
... من فقط می خواستم- جواب بده-
دیگه تکرار نمی شه
خوب بریم غذا بخوریم
ایوان، بیا- من نمیام-
چرا؟- من گرسنه نیستم-
تو گقتی گرسنه ای
دیگه نیستم
ولش کن بابا اون دیونه است
شما بخورین من همین جا می مونم- تو با ما میای-
مرسی
ایوان، دو دقیقه وقت داری غذا بخوری
من گرسنه نیستم
وقتت داره تموم میشه
اون نون رو بخور
کثیف شده
پس کی قراره اونو بخوره؟
هیچ کس می ریزیمش دور
تو سی ثانیه وقت داری
سوپ و نان تو بخور
تو ماشین منتظرم
بشین نون و سوپتو بخور فهمیدی؟
بله
"بله، پدر"
بله
خب، بشین
همه خوبن؟- بله مرسی بابا-
بله- خوبه-
پیشخدمتو صدا کن پولو بهش بده
نه بشین و صداش کن
اما چطور؟- با دهنت-
خانم
خانم
آندری "ببخشید"
ببخشید- فقط یک لحظه-
بیرون منتظرم وایسید
سلام ...منم
No comments yet. Be the first to leave one.