Mistari 200 ya kwanza.
- حقیقت داره؟ - چی؟
که میخوای دوباره با خیمنز وارد جنگ بشی
وای خدا، اون خوشگلترین تفنگیه که تا حالا دیدم
آخه تو چی حالیت میشه؟
خیلی شیکه
دست کم گرفته شدن هم مزایای خودش رو داره
آمین
اون یه قضیه چی شد؟
همین حالا درحال انجامه
مطمئنی نمیپرسه که کجا بودی؟
امشب شب بزرگشه
اصلا یادش نمیاد که
منم دعوت بودم
جالبیش اینجاست که اگه بهخاطر همدیگه نبود
حالا اینجا نوبدیم
فکر کنم همینطوره
باعث افتخارمه که رئیس جدید دایرهی جنایی
حوزهی شرقی نیویورک باشم
من میشناسمت ریری
همه میگن که اینجا یه شهر بزرگ و ثروتمنده
شانس منه که توی فقیرترین بخشش بودم
چراغای روشن، زندگی شهری، باید موفق بشم
اینجا جاییه که همهی اتفاقا میفته
فقط منم که باید به سختی موفق بشم
قانونی یا غیرقانونی...باید موفق بشم
تا حالا نشده که یه مسیر رو مستقیم برم
همیشه زندگیم پر از پیچ و تاب بوده
پر از دستانداز و زمین خوردن
زنده موندم و یاد گرفتم
من از شهریم که پر از تاکسیهای زرد و آسمونخراشه
سخته که بخوای بی پول توی همچین جایی زندگی کنی
رفیق، من توی جهنم بزرگ شدم
یه خیابون بالاتر از بهشت
توی اون خیابونی که هر 15 دقیقه 7 گرم فروختم
کوکائین خالص، بپیچش و رفتنش رو نگاه کن
هرکاری بخوای، مواد یا دختر بفروش
برو بسکتبال بازی کن یا اسلحه دست بگیر
یاد بگیر بری دزدی یا رپ کنی
اصن کون لقش، تا اون موقع چندتا خط بزن
این راه پادشاهی منه، نیروی منه
من مثل 007ام و این تازه شروع منه
من یه دروغگوی تحت پوششم
زیر ملافهی تختم دراز میکشم
توی چشمای دختره نگاه میکنم
و بهش میگم عزیزم کارت حرف نداشت
الهام من تویی، انگیزهی من تویی
تویی که باعث میشی بدون درنگ جنس جابهجا کنم
همه میگن که اینجا یه شهر بزرگ و ثروتمنده
شانس منه که توی فقیرترین بخشش بودم
چراغای روشن، زندگی شهری، باید موفق بشم
اینجا جاییه که همهی اتفاقا میفته
فقط منم که باید به سختی موفق بشم
قانونی یا غیرقانونی...باید موفق بشم
پس بعد از اینکه صدای شلیک رو شنیدی رفتی بیرون؟
بله
وقتی اومدی بیرون کسی رو ندیدی؟
بجز خواهرت؟
نه
به نظرت کسی هست که بخواد
به خواهرت یا خونوادتون صدمه بزنه؟
نه، همه رینا رو دوست داشتند
دختر خوبی بود
بعد از پروندهی پدرت
تا حالا کسی تهدیدت نکرده
که قیافهش خلاف باشه؟
نه کاراگاه هیچ تهدیدی در کار نبوده
خونوادهی ما امسال زجر زیادی کشیدند
تموم چیزایی که میدونست رو بهتون گفت
میدونم که خیلی سخته آقای سنتپاتریک
اما خیلی حیاتیه که قاتل دخترتون رو
پیدا کنیم
میشه لطفا بریم خونه؟
تقریبا کارمون تمومه تقریبا
یه ردپا پیدا کردیم که با بقیه فرق داشته
یه جفت چکمهی مردونهی سایز 42
کسی رو دیشب ندیدی که چکمه پوشیده باشه؟
تریک، هرچی که بگی بهمون کمک میکنه
گفتم که چیزی ندیدم!
فک کردی اگه چیزی دیده بودم بهت نمیگفتم؟
فکر کردی نمیخوام گیر بیفته؟
خیلیخب خیلیخب
میتونید برید خونه باهاتون در تماسیم
خیلیخب، بیاید بریم خونه یالا پسر
خیلیخب
نمیتونم اینجا ولش کنم
پزشک قانونی بعد از کالبدشکافی جسد رو بهتون تحویل میده
وقتی آماده شد باهاتون تماس میگیریم
فعلا میتونید وسایلش رو ببرید
میگم یه نوع دست دادن مخصوص
و این چیزا که ندارن، نه؟
نمیخوام بدون آمادگی برم اونجا
هی، تو بچهی تونی تریسیای همین واسه من کفایت میکنه
واسه تموم کسایی که مهمن کفایت میکنه
شرمنده که قبلا کیریبازی درآوردم
برو بابا من که بدتر بودم
وایسا
چه خبرا پسر نمیدونستم برگشتی به شهر
به اون پیر خر بگو بره تو
به اون ربطی نداره بین من و توئه
باشه باشه
برو تو سمی
مشکلی هست بچهجون؟
نه نه نه ردیفیم، ردیفیم
برو تو یالا، خودم حواسم هست
باور کن خبری نیست
چه غلطی میکنی کی؟
گوست گفت بعد از کشتن جوکباکس زدی به چاک
برگشتی توی شهر چیکار؟
کار ناتموم داشتم
برگشتم و اینا ریختن سرم
هی پسر چه مرگته؟
اینجوری از آدم استقبال میکنی؟
معلومه که نه گفتم که اصلا خبر نداشتم
که برگشتی توی شهر
چجوری میتونستم اینا رو بفرستم سراغت؟
مهمتر اینکه تو جون تریک رو نجات دادی
طبق گفتهی خودش و گوست
ما با هم دعوایی نداریم
اون خالکوبی رو میبینی؟ نشون تاینوهاست
این حرومیا آدمای کریستوبالن
کریستوبال کدوم خریه؟
جای آنیبال رو گرفته
سرکردهی تاینوها
یکی از سرکردههای سابقم
اون و دری خیلی با هم جورن
دری؟
اون میدونست که من برگشتم
خودم ترتیبش رو میدم
از شهر میرم بیرون یه گروه میبندم
برمیگردم و خار دری رو میگام
اون یارو کریستوبال رو هم همینطور
اگه بذاری برم تو
احتمالا بتونم برات پشتیبانی بگیرم
گوست
هنوز با هم درگیرید؟
بهتره برید پیش مشاور ازدواجی چیزی
برو گمشو عوضی
گوست: ضروریه، رینا
تریک، وایسا
گوش کن میدونم که بهت گفتم
درمورد خونوادمون با کسی حرف نزنی
اما اگه دیشب چیزی دیدی
که میترسیدی به پلیسا بگی
باید به ما بگی
باید بگی
من هرچی میدونستم رو گفتم مامان
داره دروغ میگه
تو نمیفهمی چون دقیقا
شبیه تو دروغ میگه
دروغ نمیگه تاشا
چیزی ندیده، چون یه قاتل حرفهای بوده
کارتل خیمنز
تامی بهم گفت که میان سراغمون
اما من به حرفش گوش نکردم
وایسا بینم، واسه چی خیمنز افتاده دنبال ما؟
پروژهی ساخت و سازی که با سیمون استرن دارم
محلی که داریم میسازیم منطقهی توروسهاست
بنابراین واسه اینکه زمین رو بگیریم باید با خیمنز سر و کله میزدم
دوباره ما رو برگردوندی توی اون زندگی
- نه تاشا... - همش تقصیر توئه
- مگه نمیخواستی قانونی کار کنی؟ - خودم ترتیبش رو میدم
دیگه ترتیب چی رو میدی؟!
نمیتونی درستش کنی
دخترمون مُرده گوست
میدونم! لعنتی!
من اونو بدنیا آوردم
اون دختر توی شکم من بود گوست
اون همخون من بود
از گوشت من بود
این اتفاقا بیخودی واسه تو نمیافته
اما خودم تمومش میکنم
تا وقتی قاتل دخترمون نمُرده باشه آروم نمیگیرم
خوبه
بهتره خودت کشته نشی
و نذار دستگیرت کنن
هنوز دوتا بچه داریم
که باید ازشون مراقبت کنیم
:تیت تسلیت میگم برادر ساعت 2 میای به بتسدا؟
من و تامیکا اعضای گروه رو انتخاب کردیم
ما میخوایم عملکرد واحد جنایی
منطقهی شرقی
کاملا بیهمتا باشه
تحت مدیریت من ما میتونیم
سرمشقی برای جلوگیری از جنایت بشیم
اشتباهات گذشته مربوط به گذشتهست
دیشب بعد از شکایت همسایههای
یک خانه در شهرستان سافولک آن خانه تحت تجسس قرار گرفت
86 کیلو کوکائین پیدا شد
به همراه تعداد زیادی اسلحه برای مجهز کردن یه ارتش کوچک
ما چندماهه اینجا رو تحت نظر داریم
این پروندهی منه
و شاید هم بدمش به خودت جان
فعلا همه در جریان قرار میگیرن
12 جسد هم درون دیوارها مخفی شدند
براساس نظر مامورین افبیآی در صحنهی جرم
یک سلاح خاص بیشتر از بقیه توی چشم میزد
مکانیزم داخلی این اسلحه
چندین بار تغییر کرده
یه نفر عاشق این اسلحه بوده
اونقدری تغییر کرده که صاحبش
No comments yet. Be the first to leave one.