Supergirl

Supergirl

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 5

Maelezo ya toleo

Supergirl S05E01 HDTV x264-SVA
Supergirl S05E01 HDTV XviD-AFG
Supergirl S05E01 HDTV XviD-RMX
Supergirl S05E01 480p HDTV x264-mSD
Supergirl S05E01 480p HDTV x264-RMTeam
Supergirl S05E01 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Supergirl S05E01 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Supergirl S05E01 720p HDTV x265-MiNX
Supergirl S05E01 720p HDTV x264-AVS
Maoni na MeysaM-UnicorN
مترجم: میثم موسویان

Lebo

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
Yamechapishwa tarehe: 2019-10-07
Upakuaji: 28
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

‫آنچه در سوپرگرل گذشت...

‫حالا وقتش رسیده که انتقامت رو

‫از برادری که در حقت جفا کرده بگیری.

‫- تو. ‫- ببخشید که عذرخواهی نمیکنم.

‫باورت میشه رکن چهارم مشروطیت ما رو نجات داد؟

‫کارا دنورز سوپرگرله.

‫دوستات بهت دروغ میگفتن.

‫لعنتی. ترمز بریدم.

‫کمکمون کنید!

‫ممنون سوپرگرل.

‫وقتی بزرگ شدم، میخوام مثل تو بشم.

‫این که کاری نداره، باید برای ‫چیزی که درسته مبارزه کنی

‫و همیشه حقیقت رو بگی.

‫همیشه حقیقت رو بگی، عجب.

‫خانم لوثر،

‫همه چی رو به راهه؟

‫چرا این قدر رسمی برخورد میکنی؟

‫فکر کردم ما بهترین دوستای هم هستیم.

‫کارا.

‫- تو میدونی؟ ‫- چیو میدونم؟

‫که تو یه آدم دو رو هستی که ‫سالها به من دروغ میگفته؟

‫نه لینا، من...

‫اتمام.

‫شبیه سازی واقعیت مجازی به اتمام رسید.

‫میتونم یه چیزی از شما بپرسم خانم لوثر؟

‫بله، هوپ.

‫این شبیه سازی هایی که توی ‫واقعیت مجازی انجام میدادی.

‫محاسبات من نشون میده که ممکنه

‫که توی دنیای واقعی به اون برسی.

‫داری به من پیشنهاد کمک میدی که سوپرگرل رو بکشم؟

‫بله. دوست دارید کمک کنم؟

‫از پیشنهادت ممنونم هوپ.

‫هر روز قابل تر و باهوش تر میشی.

‫و کمکت بدون جاه طلبی، ‫خودبینی و مسائل حاشیه ای هست.

‫- برای همین منو ساختی. ‫- دقیقا.

‫چون من به فن آوری باور دارم نه آدما.

‫احساسات مردم اونا رو کنترل میکنه.

‫خشم، درد، ناراحتی، و من هم مثل بقیه هستم.

‫برای همین وارد این شبیه سازی ها میشم،

‫که این احساسات رو قطع کنم.

‫من یه فرد شرور نیستم.

‫من نمیخوام سوپرگرل رو بکشم، فقط میخوام

‫همون دردی که به من وارد کرد رو تجربه کنه.

‫و به زودی تجربه میکنه.

مترجم: میثم موسویان MeysaM.UnicorN

‫ببخشید.

‫فکر میکردم دیر میرسم، اما به نظر میاد که من

‫توی زمان درستی رسیدم.

‫این آدما چشونه؟

‫- اونا هیچ توجهی ندارن. ‫- با این چشمای نقره ای که دارن

‫به نظرم اسلاتوری میان.

‫یه نژاد بیگانه که من توی یه تحقیقات پیداش کردم.

‫قدرت نتیجه گیری کاراگاهیت اشتباه میکنه ژان ژونز.

‫اون چشمای نقره ای به خاطر ابسیدیان نورثه.

‫این همون شرکتی نیست که براش کار میکنی کلی؟

‫امروز اولین روز رسمی کار منه.

‫اونا لنزهای واقعیت افزوده هستن

‫که در مرحله آزمایشین. آدمایی که چشمای نقره ای دارن

‫و به فضای خالی بالای پیشخون خیره شدن؟

‫اونا دارن به یه منوی مجازی نگاه میکنن.

‫نشونتون میدم.

‫پس وقتی که لنز ها رو میزنید

‫به آدم های زیادی در قالب یه ‫شبکه اجتماعی مرتبط میشید،

‫و اونا میتونن بدون حرف زدن ارتباط برقرار کنن.

‫یه جورایی مثل منو خودت.

‫شماها خیلی نازید با هم دیگه.

‫اما اون لنزا منو میترسونن.

‫وقتی که تونستی بدون انجام کاری

‫رای بدی خبرم کن.

‫چون ببین، قراره

‫یه انتخابات ویژه باشه،

‫و میدونید که ثبت نام برای رای پایین اومده؟

‫مردم نمیخوان به اتفاقاتی که

‫توی دنیای واقعی میوفته توجه کنند.

‫اما میدونی، اتفاقات خوبی افتاده

‫از زمانی که مقالت منتشر شد ‫و رئیس جمهور بیکر رو خلع کرد،

‫و لکس لوثر رو افشا کرد.

‫و یه نفر...

‫فردا بهش جایزه پولیتزر میدن

‫چون تو کسی بودی که باعث شدی این اتفاق بیوفته.

‫حس خوبی داره که از کارت قدردانی بشه،

‫اما من فکر میکردم وقتی بیکر اخراج شه،

‫آدمای بیشتری آماده هستن که

‫برای تغییر اجتماعی بجنگن.

‫حالا به نظر میاد که انگار همه

‫پشت وسائل دیجیتالیشون قایم شدن.

‫فن آوری کارهای خوب زیادی هم کرده کارا.

‫توی شغل جدیدم من قراره از فن آوری ‫واقعیت مجازی ابسیدیان استفاده کنم

‫تا مغز بیماران مبتلا به سندروم پس ‫از حادثه و زوال عقل رو درمان کنم.

‫باشه. من آدم بدبینیم. ‫شغل جدیدت عالی به نظر میاد،

‫و من خیلی خوشحالم که ما توی یک ساختمون کار میکنیم.

‫ناهار بیگ بلی برگر میخوریم.

‫ساعتو ببین، من باید برم بچه ها.

‫من برای یه گروه از بچه ها کلاس تای چی گذاشتم. ‫(یه ورزش رزمی)

‫خیلی عالیه ژان.

‫من با نظم و ترتیب و هدف زندگی میکنم.

‫- عالی میشه. ‫- میدونی چی عالی نیست

‫این که من برای روز اولم دیرم بشه.

‫- نه. ‫- من باید برم، خدا حافظ.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫هی، دیشب با لینا چطور پیش رفت؟

‫دارم میمیرم تا بشنوم اینو.

‫وای نه. این قیافه رو میشناسم.

‫تو چیزی نگفتی؟ بهش نگفتی؟

‫تقصیر من نیست، باید سگ رو میبردم دامپزشکی.

‫تو یه سگ نداری کارا.

‫سگ همسایم، خانم استاین.

‫- بیخیال. ‫- اون به کمک من نیاز داشت.

‫باید به لینا بگی که سوپرگرل هستی،

‫- ما.. ‫- وقتی بهت گفتم دست نگه داری،

‫منظورم برای یه شب بود.

‫اما الان خیلی اوضاع پیچیدست.

‫من دارم یه انتخابات ویژه رو پوشش میدم،

‫و اون سگه هست، و من به تو کمک میکنم

‫همه اون زندانی های توی تشکیلات ‫بیابونی دی ای او رو بازیابی کنی.

‫و من و دی ای او خیلی ممنونیم از کمکت.

‫اما همه این کارای متفرقه رو میکنی

‫وقتی که فقط یه کار رو باید بکنی.

‫میدونم.

‫برای مدت خیلی زیادی عقب انداختمش،

‫و حالا...

‫دارن به من یه جایزه میدن

‫بخاطر تلاش خستگی ناپذیرم برای کشف حقیقت،

‫و من یه دروغگو هستم.

‫- من افتضاحم. ‫- تو افتضاح نیستی.

‫تو فقط ترسیدی.

‫من خیلی ترسیدم.

‫من خیلی ترسیدم که اون هیچ وقت منو نبخشه الکس.

‫کدوم آدمیه که برای این مدت طولانی

‫به بهترین دوستش دروغ بگه؟

‫ببین، من...

‫من شونصد بار به تو گفتم،

‫تو شجاع ترین آدمی هستی که میشناسم.

‫باشه؟ شجاع باش و بهش بگو.

‫حق با توئه.

‫آره، ما امروز ناهار میخوریم،

‫- امروز بهش میگم. ‫- خوبه.

‫من بهت باور دارم.

‫- نه هانیبال لکتر، اون آدم میخوره. (آنتونی هاپکینز در سکوت بره ها) ‫- میراندا پریستلی (مریل استریپ در شیطان پرادا میپوشد)

‫میراندا پریستلی؟ جدی میگی؟

‫اندازه لبهای بسته ‫میراندا پریستلی جدی میگم.

‫خوبه، شماها کمکم میکنید بتونم حرفم رو ثابت میکنم.

‫شرور ترین شخصیت منفی فیلمهای تمام دوران ها کیه؟

‫- ولدرمورت. (هری پاتر) ‫- هانس گروبر. (جان سخت)

‫اصلا کمکی نکرد.

‫پس فکر کنم همینجوری باید قبول کنی حق با منه.

‫این رسم زمین که

‫همیشه حق با دوست دختره

‫ناامید کننده و غیر منطقیه،

‫اما میتونم خودم رو وفق بدم.

‫برای کار آماده ای مامور داکس؟

‫- کاملا آماده در کنارت رئیس دنورز. ‫- عالیه.

‫- خداحافظ برینی. ‫- خداحافظ نیا.

‫ببخشید.

‫- بیا بریم نیا. ‫- بیا بریم.

‫گوش کنید بچه ها، برام مهم نیست ‫که 500 کلمه باشه یا 5000 کلمه،

‫مهمترین چیزی که میتونیم انجام بدیم

‫اینه که هر چیزی که بتونیم

‫در مورد هر نامزدی پیدا کنیم رو گزارش بدیم.

‫اینجوری خواننده هامون میتونن تصمیم آگاهانه بگیرم.

‫و اگه تلاش کنید شاید شما هم

‫بتونید یه پولیتزر برنده بشید.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫میتونم کمکتون کنم؟

‫اگه بتونی یه نورسنج بیاری آره.

‫این دفتر نیاز مبرم به پنجره خورشیدی داره.

‫ببخشید، شما کی هستی؟

‫وای خدا، خیلی بی ادبی کردم.

‫آندره روهاس. و شما؟

‫کارا دنورز.

‫کارا؟ خوشبختم.

‫- من خیلی طرفدارتم. ‫- خیلی لطف داری.

‫و تو گفتی روهاس، همونی که صاحب اوبسیدیان نورث هست؟

‫همون.

‫درسته، خب ببخشید خانم روهاس،

‫فکر میکنم که آسانسور شما ‫رو توی طبقه اشتباهی اورده.

‫آبسیدیان یه طبقه پایین تره.

‫وای.

‫لینا بهت نگفته نه؟

‫- چی بهش نگفته؟ ‫- جیمز اولسن.

‫خوشحالم که اینجایی. من خیلی تحسینت میکنم.

‫پس برای یه لحظه هم فکر نکنم که ‫اینجا برات یه جایی پیدا نمیکنم.

‫اینجا برای من جا پیدا کنی؟

‫من کت کو رو خریدم.

‫راستش، من کل ساختمون رو خریدم،

‫اما کت کو مالکیت اصلیه.

‫و من مسئولیت سردبیری رو به عهده میگیرم.

‫به نمایشگاه دنیای از دست رفته کریپتون خوش اومدید.

‫برید نگاه کنی.د

‫خیلی از این آثار به طرز ‫سخاوتمندانه ای توسط سوپرگرل

‫و سوپرمن اهدا شدن،

‫از جمله اون سفینه ای که سوپر من ‫وقتی بچه بود باهاش اومد به زمین.

‫باحال نیست؟

‫باشه، حالا کی میخواد

‫فنتوم زون رو تجربه کنه؟

‫جایی که زمان نمیگذره؟

‫همگی بیاید دنبال من.

‫هی بچه.

More Farsi Persian subtitles for Supergirl

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left