200 rreshtat e parë.
اين زيرنويس به فارسي زبانان و پُل توماس اندرسون (=کارگردان و فيلمنامهنويس) تقديم ميشود
ترجمه از آراز بارسقيان (=نويسنده و مترجم)
تنظيم، تايپ و اصلاح برخي جملهها از صالح حسيني
در روزنامهي هِرالد چاپ نيويورک، مندرج در ...بيست و شش نوامبرِ سالِ هزار و نهصد و يازده
.خبر اعدام سه مَرد ثبت شده...
آنها به جرم قتل ...سِر اِدموند ويليام گادفِري اعدام شدند
شوهر، پدر، دکتر داروساز و مَردي... ...به تماممعنا متشخص که ساکنِ
.گرينبري هيلِ لندن بود...
سه آدم آواره که هدفشان يک .دزدي ساده بود، او را به قتل ميرسانند
...آن سه نفر عبارت بودند از: جوزف گرين
...استنلي بري...
.و دَنيِل هيل...
.گرين، بري و هيل
و من دوست دارم فکر کنم .اين فقط يک اتفاق بوده
بنا بر گزارش منتشر شده در مجلهي ...گِزِت، در جونِ هزار و نهصد و هشتاد و سه
...يک آتشسوزي اتفاق اُفتاد...
...که براي جلوگيري از آتش، آب ريخته شد...
.و يک غواص به نام دِلمِر دَريِن...
کارمندِ هتل و کازينوي ناگِت، واقع ...در شهر رينو، ايالت نوادا
او توزيع کنندهي ورق در بازي بلکجَک بود... ...و آدمِ خوشاخلاق و باملاحظهاي که
هميشه مواظب وضعيت جسماني خودش بود... .و به ورزش و اعمال آرامشبخش علاقهمند بود
.دِلمِر علاقهي ويژهاي به درياچه داشت
بنا به گزارش پزشک قانوني، دِلمِر ...بر اثر حملهي قلبي
...جايي در ميان درخت و درياچه فوت شده...
ولي اتفاقي که کنجکاوي... آدم رو برميانگيزه، خودکشيِ .کريگ هانسِن در فرداي آن روز بود
هانسِن آتشنشان داوطلب، پدري ...دور از چهار فرزندش
.و مَرد الکلي بود... ...آقاي هانسِن خلبان هواپيمايي بوده که
کاملا اتفاقي دِلمِر دَريِن... .رو از آب بيرون کشيده
به تمام اينها، اضافه کنيد که آقاي ...هانسِن در طول زندگي زجرآورش
دو شب قبل از آن حادثه با... .دِلمِر دَريِن ملاقات داشته
.فقط به ورقِ دو نياز دارم
.فقط يه دو خال نياز داري .باشه
.اين که هشته
دِلمِر: خوشحالم که از انجام وظيفهام --خوشتون اومده. حله. لحظهي حقيقت
بار سنگين احساس گناه و ...وسعت حادثه آنقدر زياد بود که
.کريگ هانسِن به زندگياش خاتمه داد...
و من سعي ميکنم به اين فکر کنم .که اين همهاش يک اتفاق بوده
در موقع اعطاي جوايز سالِ ...هزار و نهصد و شصت و يک
رئيس انجمن علوم قضايي... ...آمريکا، دکتر جان هارپر
...داستاني تعريف کرد که...
.با يک خودکشي ساده شروع ميشد...
.جان هارپر: --جالبه
...داستانِ خودکشي سيدني برينجر هفده ساله
به تاريخ بيست و سه مارسِ... .هزار و نهصد و پنجاه و هشت در شهر لُسآنجلس
پزشکي قانوني اعلام کرد که ...خودکشي ناموفق
.تبديل شد به قتلي موفقيتآميز...
...توضيح: خودکشي از يادداشتي که
.در جيب سيدني برينجر پيدا شد تاييد شد...
در لحظهاي که سيدني جوان بر لبهي ...بام آپارتمانِ نُه طبقه ايستاده بود
.سه طبقه پايينتر دعوايي در جريان بود...
همسايهها مطابق معمول، صداي بگومگوي ...مستاجرهاي آپارتمان را ميشنيدند
...و براي آنها اينجور تهديدها با اسلحهي شکاري...
يا يکي از چند سلاح کمريِ موجود... .در خانه، چيز غير معمولي نبود
!ميکُشمت
و وقتي تفنگ شکاري بهطور ...اتفاقي شليک ميکند
!عوضي
.سيدني هم از آنجا ميگذرد...
چيکار کردي؟
!خفهخون بگير
...به دانستههاي خود اين را هم اضافه کنيد که
... :آن دو نفر، فِي و آرتور برينجر بودند...
.مادر و پدرِ سيدني...
...وقتي با اتهاماتي مواجه شدند که
ماموران از بَرآيندِ صحنهي... ...حادثه برداشت کرده بودند
فِي برينجر قسم خورد که... .نميدانسته اسلحه پُر است
.نميدونستم
اون هميشه منو با تفنگ تهديد ميکرد، ولي .من هيچوقت اسلحهي پُر نيگَر نميداشتم
پس شما اسلحه رو پُر نکردين؟
چرا بايد اسلحه رو پُر ميکردم؟
...پسر جواني در آپارتمان زندگي ميکرد که
دوستِ سيدني برينجر بود و... ...گاهي سَري به برينجر ميزده
گفته شاهد بوده که اسلحه... .شش روز پيش پُر شده
.ريکي، بيا اينجا
...بهنظر ميرسيد که سيدني برينجر از دستِ اين
...دعواها و خشونتها خسته شده...
و چون ميدانسته پدر و مادرش... ...هميشه با هم سَرِ دعوا دارند
.تصميم گرفته کاري بُکند...
سيدني گفت که ميخواد ... اون دوتا همديگه رو بُکُشن؛
...اونا هم ميخوان که همديگه رو بُکُشن...
و اگه ميخوان اين کارو بُکُنن، اين... .بهشون کمک ميکنه
سيدني برينجر از پشتبام ساختماني .نُه طبقه بهپايين پريده بود
پدر و مادرش سه طبقهي پايينتر .داشتند با هم دعوا ميکردند
...گلوله اتفاقيِ مادرش از پنجره خارج ميشود
.و به شکم سيدني اصابت ميکند...
او جابهجا ميميرد، ولي ... ،سقوطش متوقف نميشود
سه طبقه پايينتر تورِ... ... ،محافظي نصب شده بود
آن تور سه روز پيش از اين ماجرا، جانِ... ... ،چند شيشهشور را نجات داده بود
.البته آنها حفرهاي در شکمشان نداشتند...
... ،فِي برينجر به جرم قتل پسرش
و سيدني برينجر به جرم همدستي... .در اين قتل مجرم شناخته شدند
... ،و بهنظر صادقانهي راوي
اين اتفاق جزو آن چيزهايي نيست... .که همينطوري اتفاق بيفتد
.اين نميتواند از آن اتفاقها باشد
.اين نميتواند از آن جنس باشد
و من ميخواهم اضافه کنم که .اين فقط يک اتفاق نيست
.اين فقط يک اتفاق نبود .آهههه
.اين ماجراهاي غريب، هميشه اتفاق ميافتند
مگنوليا
توي اين بازي بزرگ که ما اجرا و زندگيش .ميکنيم، مهم چيزي نيست که انتظارشو داريد
.مهم اين نيست که استحقاقشو داريد .مهم اينه که چي بهدست ميآريد
... ،من فرانک تي.جِي. مَکي هستم
... ،استاد و نويسندهي کتابِ فريفتن و نابودي
که ميتونين بهصورت نوار کاست... .و ويدئو تهيهش کنين
...فريفتن و نابودي به شما روشهايي رو
...آموزش ميده که بتونين...
.با جنس مخالفتون ارتباط بگيريد...
...آخرش؟ زبانه که
...کليد جادويي براي بهدست آوردنِ امکانات زَنها و...
... ،سَرراست رفتن بهسمت اميدها...
ترسها، خواستهها و... .شورتهاي کوچولوي اونهاست
ياد بگيريد که اون خانم -به اصطلاح دوست رو- چطور .به يک مستخدمِ گرسنهي سکس تبديل کنيد
فريفتن و نابودي در صورت عدم رضايت، برگشتِ .پولتون رو تضمين ميکنه
...شما ميتونيد هر کسي رو جذب کنيد
.هي
.شما اين راهکارهاي سَمي رو نياز داريد
...هي، چند بار ديگه ميخواين
-اين جمله معروف رو بشنوين
خب؟
.من احساسم نسبت به تو اين نيست
بيش از سي سال است که ...آمريکاييها پاي تلويزيون ميشينن
.و جواب سوالها رو همراه جيمي گيتور ميدن...
اون يکي از اسطورههاي آمريکاست و ...يکي از سرشناسترين افراد فعالِ تلويزيون
اين هفته دوازده هزار ساعت کاري... .خودش رو جشن ميگيره
اينهمه وقت من اين اطراف بودم؟
او مَردي خانوادهدوست است که ...چهل سال از ازدواجش ميگذرد
.دو فرزند دارد و در انتظار اولين نوهاش است...
سالهاست که تلويزيونمان را روشن ميکنيم ... ،تا شاهد برخورد انسانيِ عميق
بين جيمي و کودکان خاص و... ... ،استثنايي باشيم
و اميدواريم که اين اتفاق... .سيسال ديگه هم تکرار بشه
.جيمي گيتور هستم
.دونالد دبليو. وينيکوت. يکهزار و نهصد و يازده .آمريکاي شمالي. آمريکاي جنوبي
.جوابش ميشه چهار .جوابش ميشه بيست و دو .جاذبه
.جوابش ميشه زندگيِ ساموئل جانسون
براي من مهم نيست .صورت حساب بانکي شما چقدره
.بدو. بايد ده دقيقه پيش آماده ميشدي
.غذاي سگ کم آورديم- .بقيه حرفاتو توي ماشين بزن-
.ببين، امروز يه تِست مهم دارم- احساس تنهايي ميکني؟-
اونم هست؟- .اينم لازم دارم-
.خب، بذار بهت بگم
نميفهمم چرا بايد هر روز اين چهارتا .کيفِ پُر از کتابو با خودت ببري مدرسه
.دليلي نميبينم که اين همه وسيله بِبَري
.ساعت دو آماده باش .بايد يک و نيم بياي دنبالم
.بهت که گفتم تِست دارم .تا دو زودتر نميرسم
.وسايلت رو بردار. بجنب .بايد برم. دوسِت دارم
.منم دوسِت دارم- .حله-
داني، ميدوني جوابش چيه؟
.بله، جيمي .پرومته
!خودشه
داني، چه حسي داري؟
بچهباهوشه، داني اسميت، هزار و نهصد و شصت و هشت ... بچهباهوشه، داني اسميت، امروز
.واقعا هيجانانگيزه تو سن و سال من کمتر آدمي پيدا ميشه .که بخواد رو دندوناش سيم بذاره
.توي برنامه خيلي ناز بودي
شرط ميبندم الان ديگه نميتوني !سوالها رو جواب بدي، هان؟ هه، هه
.خب، همه کارها انجام شده- .عاليه-
.فردا صبح ميبينمتون- .باشه-
.خداحافظ- .عجله داريد-
.دير به محل کارم ميرسم
.هي
.بچه باهوشهست، داني اسميت
.سلام .سلام
امروز چطورين؟- .گَند و گُه-
.همهش حسرت
و ما اين کارا رو .ميکنيم، پيش بردنِ زندگي
.من به کمکت احتياج دارم، فيل .امروز بايد بهم کمک کني
.هر کاري از دستم بربياد، انجام ميدم، اِرل
خب، بهخاطر اينکه شما دکترِ اِرل .هستي، و من به همين دليل گفتم
.يه چيزي بهم بگو .يه چيزي بهم بگو
.اِرل يهکم قرص لازم داره .اون يهکم--- لعنت
اِرل به قرصاي بيشتري نياز داره ... ،و من ازت جواب ميخوام
.دارم ميآم ببينمت...
.صبحبهخير، ليندا
.دوسِت دارم عزيزم
يهکم ديگه برميگردم ...بايد به يه سِري از کارام برسم
و يه نفرم بايد ببينم، و... .اونوقت برميگردم
.لعنت
.لعنت، لعنت، لعنت
...شمارهي يک را بزنيد
... ،تا از وضعيت فرد موردنظرتان آگاه شويد
.و شمارهي دو را بزنيد تا پيام خودتان را ضبط کنيد...
.سلام. من جيم هستم .من يه پليس هستم
... ،افسرِ پليسِ لسآنجلس
.و حوزهي فعاليتم شمال هاليووده...
عاشق کارم هستم و .دوست دارم برم فيلم ببينم
.سعي ميکنم از نظر جسمي رو فرم بمونم .البته شغل من همچين چيزي رو ايجاب ميکنه
.به قيافهم بيشتر ميخوره
سي و دو سالمه، قدم صد و هشتاد و پنج .سانته و وزنم هفتاد و دو کيلو
.البته اگه براتون اهميت داره
خيلي دلم ميخواد با آدم خاصي دوست بشم .که عاشق چيزاي آروم و بيدردسر باشه
زندگي من پُر از استرسه و دوست دارم ...رابطهاي داشته باشم که آروم
.و بيدغدغه و صميمي باشه...
خب، اگه به دوستي با من علاقمند هستين، لطفا .به شمارهي هشتاد و دو پيغام بذاريد
.ممنونم
... ،خشونتِ بيش از حد
ولي دنيا همينه. مثل... .هميشه موفق باشيد
خدمت کنيد، مراقب باشيد و تمام .همون چيزايي که خودتون ميدونيد
.بذاريد يه چيزي بهتون بگم
... اين اصلا کار آسوني نيست؛
من يه خبر بد از طريق... ... ،بيسيم دريافت ميکنم
... ،خبر بديه...
.و اين افتضاحه...
No comments yet. Be the first to leave one.