200 rreshtat e parë.
اومدم داربي ريز رو ببينم
اون ميدونه واسه ديدنش مياين؟
نه نميدونه
داربي
مامان يکي اومده اينجا ميخواد تو رو ببينه
خيلي خب باشه
باشه. گفتين اسمتون چي بود؟
مارگرت هال
الان مياد پايين
اينجا رو ببين
مامان بو - آقاي ريز؟ -
از اون چيزي که انتظار داشتم جوون تر هستي. لطفا بشين
ازتون ميخوام که از پسر من فاصله بگيرين
بو ميدونه که اينجا اومدي؟
کفش کتوني هات کجاست ديل؟ - نميدونم -
لطفا برو پيداشون کن عزيزم. اينطوري سرما ميخوري
اوه متاسفم جيک
اين کنترل لامصب کجاست مارگرت؟
...نميدونم
خرابه، درسته؟ مگه ديلن ديشب لگدش نکرد؟
اوه خداي من
اون کنترل ديگه رو امتحان کن. فکر ميکنم اون کار کنه
حالا اين آقاي ديلن کجا تشريف دارن؟
دم در هستش
ديلن
عزيزم، تو ميدوني داداشت کجاست؟
دم در
منظورم بو هستش - اوه -
با قايق رفت. از يه چيزي عصبي بود. ديگه نميدونم
خيلي وقته بيرون رفتي پسر
امروز به رينو رفتم
ميدونم. بهم زنگ زد
ميرم طبقه بالا
ميتونم بيام داخل؟
ميتونم بيام داخل؟
بايد باهات حرف بزنم - مثل اينکه اين روزها بايد با همه حرف بزني -
لطفا اينقدر بي قيد نباش - همونطوري که بهت گفتم اون دوست منه. فقط همين -
خب اون شايد اون دوستي که فکر ميکني نباشه
اون فقط يه آدمه فهميدي؟ اونجا هم يه جاي معموليه
بايد در مورد مصرف الکل با من مشورت کني
من نبايد رانندگي ميکردم. متاسفم
تو نبايد نوشيدني الکلي مصرف ميکردي يا به کاباره ميرفتي
بحث تموم شد؟ - نخير -
ممکن بود توي اون تصادف کشته بشي
من ميدونم که تو الان توي وضع بدي هستي
...اگه داري حس ميکني که - من نميدونم تو فکر ميکني -
که من چي رو دارم حس ميکنم اما داري اين قضيه رو خيلي جدي ميکني
اون بهم پيشنهاد داد تا ازت فاصله بگيره
چي؟ - واسه پول -
اون بهم گفت اگه بهش پول بدم ازت فاصله ميگيره
پنج هزار دلار
حرفت رو باور نميکنم - متاسفم. اين واقعيت داره -
اون گفت که يه چيزهايي رو بهم ميگي - اوه، بو تمومش کن -
يعني بهت دروغ ميگم؟
داربي هم جمعه شب با تو بود؟
تموم کن اين قضيه رو
ديگه نميخوام اون رو ببيني
حالا حتما همين حالا بايد راجع بهش حرف بزنيم؟
ديگه نميخوام به رينو بري
تا اطلاع ثانوي رفتن به کلاس موسيقي تعطيل
مارگرت؟ تام پشت خطه
بله. تام، مارگرت هستم
منم خوشحالم صداي تو رو ميشنوم
همه چيز خوبه. همه ما خوب هستيم. چي؟
صدات رو نميشنوم
آره، ديلن بهم کمک ميکنه
همه کارها رو روي برنامه انجام ميده. نا اميدش نکن
...بو
يه لحظه صبر کن. اون اينجاست
سلام
خوبم. آره، کارهاي هميشگي
آره ميدوني که، مدرسه، واترپلو
نه هنوز جوابش نيومده
نه، وسلين گزارش هاي من رو گم کرد
آره
اونطوري که دوست دارم ساز نميزنم اما خب از کلاسها لذت ميبرم
نه، رانندگي تا حالا خوب بوده
بله، منم دلم واست تنگ ميشه
مگه ديوونه شدي؟ اون اتاق مامان منه
منم بابا - آره خودم ميتونم ببينمت -
نظرت چيه؟ ميخواي يخورده خوش بگذرونيم؟
نخير. فقط برو. اينطوري همه رو بيدار ميکني
يالا
ساکت! فقط برو. اينطوري يکي تو رو ميبينه
اين همه راه رو از رينو اومدم
يالا - باشه -
ساکت. فقط ساکت باش
الان ميام پايين. جم نخور
اگه ازت صدا دربياد ميندازمت توي آب
راه بيفت
هرچي تو بگي عزيزم
يه چيزي روشن کن
اينطوري خيلي بهتره
در مورد قضيه مامانم ازت معذرت ميخوام
فکر ميکردم دوست صميميت هستم. تصور کن اين رو
نه، اون ميدونست که جمعه شب توي کاباره بودم فهميدي؟ فقط همين
...اون واقعا نميدونه که - ميدونه. حرفم رو باور کن -
چرا... چرا داري اين حرف رو ميزني؟ - بو -
اون يه مادر هست، نه يه احمق
خفه شو
بالاخره دير يا زود ميفهميد. روال اينطور قضيه ها اينطوريه
ديگه نميخوام با اون
يا هرکس ديگه اي درمورد اين قضيه صحبت کني باشه؟ - خيلي خب -
با هيچکس. جدي دارم ميگم. اين قضيه به من مربوط ميشه
...اگه اين قضيه رو - هرچي تو بگي عزيزم -
در مورد چي باهاش حرف زدي؟
بهش چي گفتي؟ - هيچي -
خب، چيز زيادي نبود
تو بايد به خودت مسلط باشي خوشگله
چرا؟ مگه اون بهت چي گفت؟
اون ازت خواست که از من فاصله بگيري؟
آره اينکار رو کرد - ديگه؟ -
...و من
...خيلي خب من
بهش گفتم که شايد به
مذاکره اي جزئي متمايل باشم
ساده بگم به يه پيشنهاد
بو؟
که ديگه من رو نبيني؟
البته که داشتم دروغ ميگفتم. ميدوني که - چي رو ميدونم؟ -
اينکه تو سعي کردي از مامان من پول بدزدي؟
فقط قضيه پول هست. اينقدر قضيه رو شخصي نکن
...ببين، من پول لازم دارم. متوجه نشدي که - دست بهم نزن. دست بهم نزن -
که ميخواستم روي مامانت رو زمين نندازم؟ - گفتم به من دست نزن -
اعصابم رو خورد کردي کوچولوي عوضي
هي بيخيال
معذرت ميخوام قبوله؟
...معذرت ميخوام. بو - دست بهم نزن عوضي -
خداي من، بو، تو خوب مهمونداري نميکني
برو بيرون. از اينجا برو بيرون
آروم باش مرد
از اينجا گورت رو گم کن
قاطي کردم
هي بو، بيخيال بابا
بو... بو
خداي من، بو
...بو
عزيزم، چه اتفاقي افتاده؟
بو؟
فکر کردم فقط من طبقه بالا هستم
مطمئني نميخواد من برم؟ - آره. سريع برميگردم -
مشکلي بود؟
نه فقط باد بود
اونموقع صداي بو ميومد؟ - نه فکر نميکنم -
چرا نميري بخوابي؟ دير وقته
مارگرت تويي؟
زود از خواب بلند شدي - خوابم نميبرد -
ميري شنا؟ - خيلي سرد هست -
فقط قدم ميزنم. شايد هم يخورده شنا کردم
تا حالا کجا بودي؟ دستکش هام رو گم کردم. نميتونم پيداشون کنم
همين دور و بر هست. باهم پيداش ميکنيم - با قايق رفته بودي؟ -
پيج حاضر شده؟ - چن وقتي هست که شبها خيلي دير ميخوابي مگي -
از قدم زدن لذت بردي؟ - زير تختت رو نگاه کردي؟ -
چرا با قايق بيرون رفته بودي؟
برو زير تختت رو نگاه کن سرويستون اومده پيج
بو طبقه بالاست؟ - بو؟ نه من نديدمش -
پس با قايق زده بودي به دل آب؟
پيج لطفا آهسته راه برو
دختر عزيز خودم - عزيزم سرويستون منتظره -
صبحي کجا بودي؟
مامان نميتونم پيداشون کنم
الان وقت رفتن هست ديلن، عجله کن
فقط بايستي از يکي از بچه ها امانت بگيري. زياد هم اين کار بد نيست
آدم نميتونه دستکش يک بچه ديگه رو امانتي بگيره - البته که ميتونه -
يعني کي دستکش خودش رو بهم امانتي ميده؟
...بابا بهم گفت - خودت ميفهمي، ديل -
آدمها دوست دارن امانتي بدن. سوار شو
دير کردين؟
آره متاسفم. گذر زمان رو متوجه نشدم
وقت ميکنين خودتون واسه آوردنشون بياين؟ يه سرويس تنيس دارم که نميتونم هيچ کاريش کنم
...خب اگه نميتونين اونوقت - نه يه کاريش ميکنم -
مشکلي نيست - خيلي خوبه. خداحافظ -
ديشب چه اتفاقي افتاد؟ - وسلين يه نمونه کار ديگه ميخواد -
دارن بهم اين فرصت رو ميدن
واسه اون جلسه پنجاه دلار لازم دارم
خيلي خب. حالا بگو ديشب چه اتفاقي افتاد؟
ميتوني الان بهم بدي؟ چون تا همين الانشم کلاس واترپلو دير شده
بو
دوست داري چي بگم؟
اينکه حق با تو بود؟ باشه حق با تو بود، حالا خوبه؟
فقط ميخوام بدونم چه اتفاقي افتاد
ببين الان ديرم شده - سر و صورتت داغون شده -
...يه چيزي شده و تو هم بايد بهم بگي
پس شماها اينجايين
فکر ميکردم ميخواستيم اون قايق رو برداريم بزنيم به دل آب
من همين الان اومدم. بو هم ديرش شده بايد برسونمش
ميتوني يخورده ديگه صبر کني؟ - من لب درياچه بودم -
اونجا نديدمت
اين رو پيدا کردم. روي ماسه هاي لب درياچه از دور تابلو بود
تعجبم تو چطوري صبح موقع قدم زدنت اين رو نديدي مارگرت
نه نديدمش
صورتت چرا اينطوري شده؟
تو... تو هيچي به بابا
در مورد ديشب نميگي درسته؟
نه
خودم برميگردم. خداحافظ
من فکر ميکنم اون دختري که با اون پسره ميرقصيد بهش نميخورد
اونها خيلي بامزه بودن
کاملا باهات موافقم
اون پسره بلد نبود باهاش برقصه
No comments yet. Be the first to leave one.